تبدیل «صلحِ سرد» به «صلحِ عادلانه»
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در چهل و هفتمین بهار انقلاب اسلامی، وقتی به نقشه تحولات جهان نگاه میکنیم، بیش از هر زمان دیگری جای خالی الگویی که بتواند میان «دینخواهی» و «همزیستی جهانی» آشتی برقرار کند، حس میشود. معمار کبیر انقلاب در روزگاری که جهان میان دو لبه قیچی «سکولاریسم» و «رادیکالیسم» گرفتار بود، راه سومی را گشود که ریشه در اعماق وحی داشت. دکتر عیسی عیسیزاده، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن و از پژوهشگران برجسته سیره امام خمینی (ره)، در گفتوگویی تفصیلی با این خبرگزاری، به تبیینِ «دکترین صلح امام» بر مبنای آیات قرآن میپردازد. او معتقد است امام (ره) با بازخوانی مفاهیمی چون «ایامالله»، «دعای فرامرزی» و «استیضاحِ مستکبران توسط مصلحان»، مدلی از همزیستی را ارائه داد که در آن نه دین فدای سیاست میشود و نه سیاست از معنویت تهی میگردد. در ادامه، مشروح این گفتگوی اندیشهمحور را میخوانید.
تسنیم: جناب عیسیزاده، ضمن سپاس از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید؛ در آستانه 47 سالگی انقلاب، وقتی به آرمانهای امام (ره) بازمیگردیم، یکی از ابعاد درخشان و البته کمتر تحلیل شده، نوع مواجهه ایشان با پیروان ادیان غیرمسلمان است. برخی این رفتارها را تاکتیکهایی برای جذب افکار عمومی غرب در ابتدای انقلاب میدانند، اما شما در پژوهشهای خود بر «مبنای قرآنی» این سیره تأکید دارید. به عنوان مطلع بحث، بفرمایید امام (ره) با چه عینکی به «دیگریِ غیرمسلمان» نگاه میکردند؟
بسمالله الرحمن الرحیم. من هم تشکر میکنم از خبرگزاری تسنیم که در این ایام مبارک به این موضوعات راهبردی میپردازد. ببینید، برای درک ذهنیت امام خمینی (ره)، باید ابتدا «هندسه معرفتی» ایشان را بشناسیم. امام پیش از آنکه یک رهبر سیاسی باشند، یک «قرآنپژوه» و «عارف واصل» بودند. برخلاف تحلیلهای سطحی، مواجهه امام با ادیان، نه یک «تاکتیک سیاسی» که یک «تکلیف وحیانی» بود.
در نگاه امام، پیروان ادیان ابراهیمی، غریبه یا دشمن محسوب نمیشدند. ایشان با استناد به آیاتی که خداوند را «ربالعالمین» (پروردگار همه جهانیان) معرفی میکند، معتقد بودند هر حقیقتی که در عالم وجود دارد، پرتویی از نور خداست. وقتی ایشان به مناسبت میلاد حضرت مسیح (ع) یا عید نوروز پیام تبریک صادر میکردند، در واقع به دنبال پیادهسازی مفهوم «ایامالله» بودند. در سوره ابراهیم، خداوند به موسی (ع) دستور میدهد: «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ». امام بر این باور بودند که تولد یک پیامبر بزرگ مانند عیسی بن مریم (ع) که سراسر معجزه و مایه برکت است، یکی از بزرگترین روزهای خداست. پس تبریک گفتن به این مناسبت، تبریک به یک قوم یا دین خاص نیست، بلکه تکریمِ قدرتنمایی پروردگار در تاریخ بشر است. این رویکرد، پایه و اساس «صلح درونی» را بنا میگذارد؛ یعنی وقتی شما برای مقدسات دیگری قداست قائل باشید، راه برای گفتگو و صلح جهانی هموار میشود.
تسنیم: نکته جالبی را فرمودید. اما در همین سیره، ما با پارادوکسی مواجه میشویم. امام (ره) از یک سو با لطافت تمام کریسمس را تبریک میگویند و از سوی دیگر با لحنی بسیار تند به سران کشورهای مسیحی مثل آمریکا میتازند. این تفکیک میان «مسیحیت» و «قدرتهای مسیحینما» چگونه در اندیشه ایشان فرموله شده بود؟
این دقیقاً همان نقطهای است که اندیشه امام را از دیپلماسیهای خنثی متمایز میکند. امام (ره) میان «آئین مسیح» و «ظلمِ مدرن» دیواری بلند کشیده بودند. ایشان در بسیاری از سخنرانیهایشان، سران غرب را به خیانت به حضرت مسیح (ع) متهم میکردند. مبنای قرآنی این حرکت، معرفی اسوههاست. قرآن کریم حضرت عیسی (ع) را بنده و رسول خدا و مایه رحمت میداند. امام (ره) به روحانیت مسیحی نهیب میزدند که: «عیسی مسیح (ع) پیامبر صلح و عدالت بود؛ چطور شما که خود را پیرو او میدانید، در برابر جنایات کارتر و امثال او سکوت میکنید؟».
ایشان حتی در پیامی تاریخی به پاپ ژان پل دوم فرمودند که اگر حضرت عیسی امروز در میان ما بود، شخصاً رئیسجمهور آمریکا را استیضاح میکرد. این یعنی امام (ره) «حقوق بشر» و «صلح» را از پنجره انجیل و قرآن بازخوانی میکردند. از نظر امام، صلح به معنای تسلیم در برابر ستمگر نبود؛ بلکه صلح واقعی از مسیر «عدالت» میگذرد. ایشان با تکریم حضرت مریم (س) به عنوان «صدیقه» و حضرت عیسی (ع) به عنوان «روحالله»، میخواستند به تودههای پیرو این ادیان بفهمانند که اسلام نه تنها با شما دشمن نیست، بلکه مدافع اصالت پیامبران شماست. این نوع مواجهه، در واقع نوعی «بیدارگری مذهبی» در سطح جهانی بود.
تسنیم: یکی از فرازهای بسیار تأملبرانگیز در بیانات امام، درخواست ایشان از غیرمسلمانان برای «دعا کردن» است. در فضای فقهی، شاید برخی بپرسند چگونه یک مرجع تقلید شیعی از پیروان سایر ادیان تقاضای دعا میکند؟ این موضوع چه تأثیری بر فرایند صلح و همبستگی اجتماعی داشت؟
بله، این یکی از نقاط عطف سیره امام در سال 1357 است. ایشان خطاب به مسیحیان عالم فرمودند که در روزهای متبرک مسیح، برای نجات ملت مظلوم ایران دعا کنید. ببینید، در منطق قرآنی، دعا یک عبادت جهانی است. آیه «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» (غافر: 60) مخاطبش فقط مسلمانان نیستند؛ بلکه هر قلبی است که متوجه خالق شود.
امام (ره) با این درخواست، دو هدف بزرگ را دنبال میکردند: اول، برانگیختن حس همدلی و مسئولیتپذیری در میان پیروان ادیان. وقتی شما از کسی میخواهید برایتان دعا کند، او را در سرنوشت خود شریک کردهاید. دوم، امام میخواستند «جبهه واحد مستضعفان» را تشکیل دهند. ایشان معتقد بودند صلح جهانی زمانی محقق میشود که همه پیروان ادیان حول محور «توحید» متحد شوند. از نظر امام، دعا کردن یک مسیحی برای مسلمان، یعنی شکستن مرزهای قراردادی و رسیدن به حقیقت انسانیت. این نگاه، سد بزرگ «ایرانهراسی» و «اسلامهراسی» را که رسانههای غربی ساخته بودند، فرو ریخت. ایشان ثابت کردند که انقلاب ایران، حرکت یک دین علیه دین دیگر نیست، بلکه حرکت «همه خداباوران» علیه «خداناباوران ستمگر» است.
تسنیم: جناب دکتر، به بحث «مسئولیت اجتماعی ادیان» بپردازیم. امام خمینی (ره) فریضه «امر به معروف و نهی از منکر» را که معمولاً یک تکلیف درونمذهبی تلقی میشود، به ساحت تعامل با پاپ و کلیسا بردند. چطور میتوان این موضوع را به عنوان یک راهکار برای صلح جهانی امروز در نظر گرفت؟
این پرسش بسیار کلیدی است. امام (ره) معتقد بودند که نهی از منکر، یک وظیفه انسانی و فرادینی است. ایشان در دیدارهایشان با نمایندگان پاپ یا در پیامهایشان، مکرراً از آنها میخواستند که به وظیفه مذهبی خود عمل کنند. قرآن در آیه 116 سوره هود، از کسانی تمجید میکند که در جوامع خود مانع فساد میشوند: «فَلَوْلَا کَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِکُمْ أُولُو بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِی الْأَرْضِ».
امام (ره) با تکیه بر این مبنا، به علمای مسیحیت میگفتند: «نصیحت کنید این ابرقدرتها را». ایشان میفرمودند اگر شما که پیشوای مذهبی هستید، در برابر ظلم سکوت کنید، در واقع به آئین خود خیانت کردهاید. این مدل از «دیپلماسی ناصحانه»، راهکاری است که امروز هم برای صلح جهانی به آن نیاز داریم. اگر رهبران ادیان بزرگ جهان در برابر ستمهایی که به ملتهای مظلوم میشود، یکصدا شوند و قدرتهای استکباری را نهی از منکر کنند، هیچ ابرقدرتی جرأتِ برافروختن آتش جنگ را نخواهد داشت. امام (ره) صلح را نه در «لبخندهای دیپلماتیک»، بلکه در «ایستادگی اخلاقی رهبران ادیان» میدیدند.
تسنیم: به عنوان سوال پایانی و با توجه به سالگرد پیروزی انقلاب؛ الگوی امام (ره) برای همزیستی داخلی اقلیتها در ایران پس از انقلاب چه بود؟ ایشان چگونه توانستند میان «حاکمیت اسلامی» و «حقوق اقلیتها» توازنی برقرار کنند که مایه ثبات و امنیت ملی شود؟
امام (ره) از همان ابتدای انقلاب، تکلیف این موضوع را روشن کردند. ایشان بارها فرمودند: «اسلام برای اقلیتهای مذهبی، احترام قائل است؛ آنها از ما هستند و ما از آنها». مبنای ایشان آیه 8 سوره ممتحنه بود که بر نیکی و عدالت در رفتار با غیرمسلمانانی که با شما سر جنگ ندارند، تأکید میکند: «أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ».ایشان معتقد بودند که در سایه حکومت قرآنی، اقلیتها باید چهار ثمره مهم را لمس کنند: «امنیت کامل»، «عدالت قضایی و اجتماعی»، «آزادی در انجام مناسک» و «مشارکت در سرنوشت ملی».
امام میفرمودند اسلام به ما اجازه نداده که به هیچ انسانی، فارغ از دینش، ظلم کنیم. ایشان حتی در توصیهای به مسئولان میگفتند که اگر به یک غیرمسلمان در بلاد اسلامی ظلم شود، مایه ننگ است. نتیجه این تفکر شد همان وحدتی که در دوران دفاع مقدس شاهد بودیم؛ جایی که شهدای مسیحی، زرتشتی و یهودی در کنار برادران مسلمانشان برای دفاع از ایران جان دادند. این معجزه «عدالت قرآنی» امام بود. در چهل و هفتمین سالگرد انقلاب، پیام ما به جهان این است: صلح جهانی نه با لشکرکشی، بلکه با بازگشت به معنویت، توحید و احقاق حقوق مستضعفان عالم، همانگونه که روحالله (ره) ترسیم کرده بود، محقق خواهد شد.
انتهایپیام/
