از الگوریتمها تا هوش مصنوعی: چگونه هنر دیجیتال یاد گرفت فکر کند
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم؛ به تازگی تورستن بوتز-بورنشتاین مقاله ای مهم درباره تاریخ هنر دیجیتال در ژورنال بین المللی کد، کاگنیشن اند سوسایتی منتشر کرده است. تورستن بوتز-بورنشتاین (متولد 1964) فیلسوف و نویسنده آلمانی است که در زمینه زیباییشناسی، فلسفه میانفرهنگی و فلسفه تطبیقی تخصص دارد. او دارای مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه سوربن پاریس، دکترا از دانشگاه آکسفورد است و در حال حاضر استاد فلسفه در دانشگاه خلیج برای علم و تکنولوژی در کویت است و مدیر مرکز مطالعات جهانی این دانشگاه نیز هست. بوتز-بورنشتاین در آثار خود به برقراری پیوندهای مفهومی میان سبک، بازی و رؤیا میپردازد و از عناصری از فلسفههای غیرغربی (مانند روسی، ژاپنی و چینی، و البته اسلامی)، معماری و زیباییشناسی سینما بهره میبرد؛ او همچنین نویسنده بیش از 17 کتاب و ویراستار چندین مجموعه است و تحقیقاتش بر موضوعاتی مانند هنر دیجیتال، کیچ، امر مجازی و زیباییشناسی معاصر تحسین منتقدان را برانگیخته است. ظاهرا امسال واپسین سال حضور او در کویت است. گفته می شود دولت کویت از موسسات خصوصی آموزش عالی خواسته از استادان کویتی استفاده کنند و بوتز-بورنشتاین به زودی به آلمان باز خواهد گشت. عدم حضور او مطمئنا ضربه ای به آموزش فلسفه در کویت خواهد بود.
بوتز-بورنشتاین در مقاله اخیر خود می گوید هنر در بیشتر تاریخ خود با موادش تعریف شده است: سنگ، رنگدانه، بوم، فیلم. اما در قرن گذشته، انقلابی آرامتر رخ داده است انقلابی که نه با قلممو یا اسکنه، بلکه با برق، کد و محاسبات پیش رفته است. تورستن بوتز-بورنشتاین، داستان بلند و پیچیده هنر دیجیتال را ترسیم میکند و تکامل آن را از آزمایشهای الکترونیکی اولیه تا تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی امروز و آثار مبتنی بر بلاکچین دنبال میکند.
بوتز-بورنشتاین توضیح میدهد که هنر دیجیتال صرفاً هنری نیست که روی کامپیوتر ساخته شود. این حوزهای است که به طور مداوم ایدههایی درباره پدیدآورندگی، اصالت و حتی معنای خلق کردن را به چالش کشیده است. از نخستین طراحیهای الگوریتمی دهه 1960 تا ابزارهای معاصر مانند میدجرنی و چت جیپیتی، هنر دیجیتال هنرمندان و مخاطبان را وادار کرده تا رابطه بین انسان و ماشین را دوباره بررسی کنند.
بوتز-بورنشتاین می گوید ریشههای هنر دیجیتال به فراتر از آنچه بسیاری تصور میکنند بازمیگردد. خیلی پیش از اینکه کامپیوترهای شخصی وارد آتلیهها و خانهها شوند، هنرمندان در حال آزمایش با سیستمهای الکترونیکی بودند. برای مثال، در دهه 1920، پراگ هنرمندانی را مأمور کرد تا زیرساخت جدید الکتریکیاش را با ساخت آثار هنری تحسین کنند و نتیجه آن فیلمهای تجربی مبتنی بر نور بود. تا دهههای 1940 و 1950، افرادی مانند الکساندر سرنتس، آنتون موتیکا و هنرمند مجارستانی نیکولاس شفر از سیستمهای مکانیکی و جنبشی برای خلق آثار متحرک و نورمحور استفاده میکردند.
این پروژههای اولیه، پایه مفهومی زیباییشناسی دیجیتال را بنا نهادند: هنری که توسط سیستمها، حرکت و واسطهگری تکنولوژیکی شکل میگیرد. البته همین پیشرفت ها مسئله جدیدی را هم ایجاد کردند که هنوز هم ادامه دارد اینکه آیا تکنولوژی باید صرفاً به عنوان ابزار دیده شود یا باید آن را به عنوان شریک فعال در خلق هنری دید؟
بوتز-بورنشتاین می گوید دهه 1960 نقطه عطف مهمی بود. هنرمندان و مهندسان با در دسترس قرار گرفتن کامپیوترها در آزمایشگاههای تحقیقاتی، شروع به کاوش قابلیت های بالقوه خلاقانه آنها کردند. در ایالات متحده، جان ویتنی از توابع ریاضی برای تولید انیمیشنهای انتزاعی استفاده کرد که ساختارهای موسیقایی را به تصاویر متحرک تبدیل میکردند. در بریتانیا، دزموند پاول هنری کامپیوترهای آنالوگ دوران جنگ را طوری ارتقا داد تا طراحیهای مکانیکی پیچیده تولید کند.
در سراسر اروپا و ایالات متحده، گروه کوچک اما تأثیرگذاری از هنرمندان-برنامهنویسان پدیدار شدند. گئورگ نس، فریدر ناکه و ا. مایکل نول از ماشینهای پلاتر برای خلق طراحیهایی بر اساس الگوریتمها، تصادف و احتمال استفاده کردند. کارهای آنها سؤالات مناقشه برانگیزی مطرح کرد: اگر ماشینی دستورالعملهای نوشتهشده توسط انسان را دنبال کند، هنرمند کیست برنامهنویس یا کامپیوتر؟
بوتز-بورنشتاین می گوید سایر پیشگامان این ایدهها را فراتر بردند. ورا مولنار برنامههای سادهای نوشت تا تغییرات هندسی تولید کند، در حالی که هارولد کوهن سیستم نرمافزاری آرون را توسعه داد که قادر بود به طور خودکار طراحیها و نقاشیهایی تولید کند. برای نخستین بار، ماشینها نه تنها دستورات را اجرا میکردند، بلکه اشکال بصریای تولید میکردند که حتی خالقانشان را شگفتزده میکرد.
آثار دیجیتال اولیه با وجود نوآوری تکنولوژیکی که داشتند، عمیقاً تحت تأثیر جنبشهای هنری موجود بودند. انتزاع هندسی، سازهانگاری و هنر مفهومی همه بر ظاهر تصاویر تولیدشده توسط کامپیوتر تأثیر گذاشتند. برخی منتقدان از هنر دیجیتال دفاع میکردند و ادعا میکردند که اگر نقاشان مینیمالیستی مانند الزورت کلی به عنوان هنرمند پذیرفته شدهاند، پس اشکال مشابه تولیدشده توسط الگوریتمها نیز شایسته شناخت هستند.
در دهه 1980 هنر دیجیتال تنوع یافت. نقاشانی مانند اندی وارهول با کامپیوتر آزمایش های بسیاری انجام دادند. وارهول در سال 1985 مجموعه ای از طراحیهای دیجیتال را روی ماشین آمیگا انجام داد. آن فایلها برای دههها گمشده تلقی میشدند تا اینکه محققان در سال 2014 آنها را بازیابی کردند و جنبه کمترشناختهشدهای از تعامل وارهول با تکنولوژی را آشکار کردند.
هنرمندان دیگری از حوزه های عکاسی، فیلم یا ریاضیات آمدند و حسهای متفاوتی به تمرین دیجیتال دادند. برخی با استفاده از فتوشاپ و مدلسازی سهبعدی سوررئالیسم را بسط دادند، در حالی که دیگران بر سیستمهای الگوریتمی خالص، فراکتالها و اشکال مولد تمرکز داشتند. این حوزه دیگر زیباییشناسی یا روششناسی واحدی نداشت و به منظره وسیعی از تمرینهای ترکیبی تبدیل شد.
یکی از چشمگیرترین پیشرفتهایی که بوتز-بورنشتاین در مطالعهاش توصیف میکند، هنر رباتیک است. هنر رباتیک آثاری است که توسط ماشینهای فیزیکی و به صورت مستقل خلق میشوند. برای مثال، هنرمند پرتغالی لئونل مورا رباتهای خودمختاری ساخت که نقاشیهای منحصربهفرد و غیرقابل تکرار بدون دخالت انسانی تولید میکنند. در مقابل، رباتهای پاتریک ترسه با تقلید از شیوه مشاهده انسانی، طراحیهای پرتره اکسپرسیونیستی تولید میکنند.
این آثار ایدههای سنتی درباره نیت هنری را به چالش میکشند. اگر رباتی به طور مستقل تصویری نقاشی کند، آیا میتوان گفت چیزی را «بیان» میکند، یا بیان همچنان در طراحی برنامهنویس قرار دارد؟ چنین سؤالاتی بازتاب مناظرههایی هستند که از آغاز هنر دیجیتال همراه آن بودهاند، اما با خودمختارتر شدن ماشینها، فوریت جدیدی پیدا کردهاند.
در دهه گذشته، توکنهای غیرقابل تعویض یا NFTها جهان هنر را بیش از پیش متزلزل کردهاند. NFTها با به وجود آوردن امکان خرید و فروش فایلهای دیجیتال به عنوان داراییهای منحصربهفرد روی بلاکچین، مرز بین هنر دیجیتال و سنتی را محو کردهاند. اکنون یک نقاشی روغن روی بوم میتواند توکنیزه شود و به عنوان شیء دیجیتال فروخته شود، و این هر تلاشی برای تعریف دقیق «هنر دیجیتال» را پیچیده میکند.
رشد انفجاری NFTها همراه با فروشهای پر سر و صدا و میلیونرهای نوجوان نگرانیهایی درباره سفتهبازی، تأثیر زیستمحیطی و ارزش هنری برانگیخته است. برای بوتز-بورنشتاین، NFTها کمتر شکل جدیدی از هنر هستند تا چارچوبی جدید که مالکیت و اصالت را در عصر دیجیتال بازنگری میکند.
با این حال، چشمگیرترین تغییر با هوش مصنوعی مولد رخ داده است. هوش مصنوعی مولد از ابزارهایی ساخته شده که قادرند از دستورات ساده تصاویر، متن و کد تولید کنند، خلق دیجیتال را بیش از همیشه در دسترس قرار دادهاند. در حالی که که پیشگامان اولیه با زحمت بسیار کد مینوشتند، کاربران امروز میتوانند در چند ثانیه تصاویر پیچیده تولید کنند.
این دموکراتیزه کردن پیامدهای عمیقی دارد. از یک سو، امکانات خلاقانه را به روی افرادی بدون آموزش رسمی باز میکند. از سوی دیگر، سؤالات نگرانکنندهای درباره پدیدآورندگی، کار و اصالت مطرح میکند.
بوتز-بورنشتاین این مناظرهها را در بستر تاریخی طولانیتری قرار میدهد. سؤالات اخلاقی و فلسفی مطرحشده توسط هوش مصنوعی، بازتاب همانهایی هستند که دههها پیش توسط هنر الگوریتمی مطرح شده بودند، اما مسئله این است که این بار این پرسش ها در مقیاسی بیسابقه مطرح شده اند. ماشینها دیگر همکاران حاشیهای در هنر نیستند، بلکه، آن ها به عوامل مرکزی در تولید فرهنگی تبدیل شده اند.
بوتز-بورنشتاین معتقد است هنر دیجیتال همچنان حوزهای در حال تغییر است. هنر دیجیتال گسست از تاریخ هنر نیست بلکه ادامه آن است — ادامهای که تغییرات گستردهتری را در نحوه فکر کردن، کار کردن و تصور کردن انسانها در کنار ماشینها بازتاب میدهد.
نویسنده: نوشته شاهو صبار
انتهای پیام/
