از اپستین تا می تو، نشانه های بحران ساختاری در غرب
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، ابوالفضل اقبالی، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا و کارشناس مطالعات زنان و خانواده، در گفتوگو با برنامه «تهران ایران جهان» تأکید کرد پرونده جفری اپستین را نباید به اختلالات فردی یا جرایم شخصی تقلیل داد، بلکه باید آن را در چارچوب یک بحران ساختاری در غرب تحلیل کرد. به گفته او، پرونده جفری اپستین فراتر از یک پرونده جنایی است و نماد ساختارهایی است که در آن ثروت، قدرت و شبکههای ارتباطی، برای برخی نخبگان مصونیت ایجاد میکند. این مصونیت، نه محصول یک اختلال فردی بلکه نشانه بحران عمیق در نظام اجتماعی، قضایی و رسانهای غرب است.
در این چارچوب، رسانهها تلاش کردهاند پرونده اپستین را به یک بحران فردی تقلیل دهند و از بازتاب پیامدهای ساختاری آن خودداری کنند. اما واقعیت نشان میدهد که دسترسیهای فراقانونی و ارتباط با نخبگان سیاسی و اقتصادی، هنجارهای اخلاقی را برای برخی افراد تخفیف میدهد و امکان ارتکاب جرایم جدی بدون پاسخگویی را فراهم میکند. چنین وضعیتی برای طبقات عادی جامعه هرگز قابل تصور نیست و همین تفاوت، بحران ساختاری را عیان میسازد.
اقبالی این وضعیت را نمونهای از اخلاقزدایی طبقاتی میداند؛ شرایطی که در آن قوانین، اخلاق و هنجارهای اجتماعی به نفع گروهی محدود از افراد بازتفسیر و تعدیل میشوند. او پرونده اپستین را به جنبش میتو و ماجرای هاروی واینستین پیوند میدهد؛ پروندههایی که ابتدا به عنوان تخلفات فردی روایت شدند، اما دامنه افشاگریها نشان داد که شبکههای قدرت، رسانه و فرهنگ نخبگان نیز در آن نقش دارند.
از نگاه او، حتی اختلالات رفتاری مانند پدوفیلی نمیتوانند ابعاد این پرونده را توضیح دهند؛ برخی رخدادها فراتر از انگیزههای جنسی و به نوعی اباحهگری و بیقیدی مطلق نسبت به اخلاق و قوانین هستند. این وضعیت، بازتاب منطق لیبرالیسمی است که فرد را محور تمایلات و خواستههای شخصی قرار میدهد و انسان را به کالایی قابل معامله تبدیل میکند. در این دیدگاه، اپستین نه یک عنصر منحرف بلکه نماینده تام سیستم لیبرالیستی است؛ قاعده این نظام این است که ثروت و قدرت دسترسیهای فوققانونی و مصونیت فراهم میکند و محدودیتها و هنجارهای اخلاقی را برای نخبگان تضعیف میکند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به نقد روشنفکران و رسانههای داخلی میپردازد که مشکلات داخلی را فساد سیستماتیک میدانند، اما فساد ساختاری غرب را به انحرافات فردی تقلیل میدهند. اقبالی این رویکرد را نمونهای از غربزدگی میداند که جلال آل احمد هشتاد سال قبل به آن اشاره کرده بود؛ تحسین بیچون و چرای غرب و توجیه تخلفات ساختاری آن با عنوان استثناهای فردی.
در نهایت، پرونده اپستین صرفاً یک نمونه فاششده از جزایر مصونیت و فساد در غرب است. احتمال وجود پروندهها و موارد مشابه دیگر که هنوز افشا نشدهاند نیز بالاست. تحلیل چنین پدیدههایی تنها با عبور از سطح اشخاص و تمرکز بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و قضایی ممکن است، زیرا این سیستمها هستند که امکان شکلگیری چنین فسادها و بیعدالتیهایی را فراهم میکنند.
انتهای پیام/
