» فرهنگ و تاریخ باستان » از اینستاگرام تا اخلاق ناصری
از اینستاگرام تا اخلاق ناصری

از اینستاگرام تا اخلاق ناصری

اسفند ۵, ۱۴۰۴ 109

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نسل امروز بیش از هر چیزی خسته است؛ نه خستگی جسمانی، بلکه خستگی روانی، اضطراب مداوم و احساس ناکافی‌بودن. در عصری که شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه اینستاگرام، هر روز نسخه‌ای صیقلی و بی‌نقص از زندگی به ما نشان می‌دهند، فشار روانی ناشی از مقایسه دائمی و کمال‌گرایی سمی به یک بحران جمعی تبدیل شده است. در این جهان، انسان کمتر فرصت تجربه‌ی واقعی «بودن» را دارد و بیش‌تر گرفتار تلاش بی‌پایان برای «بهترین بودن» است. در چنین شرایطی، بازخوانی افکار خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف و متکلم برجسته قرن هفتم هجری، نه تنها جالب، بلکه ضرورت روان‌شناختی پیدا می‌کند. او انسانی را می‌بیند که نه در برتری مطلق، بلکه در تعادل قوا به سعادت می‌رسد؛ اندیشه‌ای که امروز می‌تواند برای مقابله با کمال‌گرایی سمی نسل ما راهگشا باشد.

روان‌شناسی معاصر، کمال‌گرایی سمی  را یکی از قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های اضطراب، افسردگی و فرسودگی روانی معرفی می‌کند. این نوع کمال‌گرایی، برخلاف کمال‌گرایی سالم، ناشی از ترس است نه رشد؛ فرد مدام خود را با یک «خود ایده‌آل» دست‌نیافتنی مقایسه می‌کند و هیچگاه احساس کافی بودن ندارد. مطالعه‌های متعددی نشان داده‌اند که فاصله‌ی زیاد بین «خود واقعی» و «خود ایده‌آل» منجر به شرم، اضطراب و اختلالات روانی می‌شود.

خواجه نصیر، در اخلاق ناصری، دقیقاً به نقطه‌ای مشابه دست می‌زند، اما با زبانی انسانی و فلسفی. او نمی‌گوید «بهترین باش»، بلکه می‌گوید «متعادل باش». یعنی هیچ قوه‌ای نباید سلطه پیدا کند و هیچ افراطی نمی‌تواند به سعادت واقعی منجر شود. عقل، خشم و شهوت سه قوه‌ی اصلی انسان هستند و هر یک، اگر بیش از حد رشد کنند یا سرکوب شوند، سلامت روان را تهدید می‌کنند.

یکی از بزرگ‌ترین درس‌های خواجه نصیر برای روان‌شناسان امروز، مفهوم تعدیل قوا است. تعدیل قوا یعنی شناخت ظرفیت‌های درونی، احترام به محدودیت‌ها و حفظ توازن میان نیروهای روانی. از منظر روان‌شناسی، این همان چیزی است که امروز تحت عنوان «تنظیم هیجان» شناخته می‌شود.

نسل جدید، درگیر فشارهای بیرونی و انتظارات غیرواقعی است و به ندرت فرصت پیدا می‌کند تا انرژی‌های روانی خود را مدیریت کند. خواجه نصیر توصیه می‌کند: شجاعت در کنترل افراط‌هاست، نه در رسیدن به کمال مطلق. اگر خشم، شهوت یا عقل بیش از حد فعال شوند، انسان از مسیر خود خارج می‌شود و دچار آشفتگی روانی می‌گردد. این اندیشه با یافته‌های مدرن روان‌شناسی انطباق دارد. افراد با تنظیم متعادل هیجانات و توانایی خودتنظیمی بهتر، اضطراب و افسردگی کمتری تجربه می‌کنند.

در فرهنگ شبکه‌های اجتماعی، سعادت اغلب به صورت خروجی قابل نمایش تعریف می‌شود: مدرک، بدن ایده‌آل، رابطه‌ی موفق، برند شخصی. اما خواجه نصیر می‌گوید سعادت امری درونی است که با تعادل درونی حاصل می‌شود، نه با برتری بر دیگران یا نمایش دستاوردها. او معتقد است که انسان سعادتمند کسی است که کمترین کشمکش درونی را تجربه می‌کند، نه کسی که بیشترین داشته‌ها را جمع کرده است.

این دیدگاه، از نظر روان‌شناسی مثبت‌گرا با مفاهیمی مانند «بهزیستی روان‌شناختی» هم‌راستا است. در واقع، خواجه نصیر نخستین متفکری است که تفاوت بین موفقیت نمایشی و سلامت روان را به شکلی فلسفی و عملی بیان کرده است.

نسل ما تحت فشار بایدهای بی‌پایان است؛ باید موفق باشیم؛ باید متفاوت و خاص باشیم؛ باید همیشه در حال رشد باشیم؛ حتی باید آسیب‌پذیری خود را هم به شکلی جذاب نشان دهیم.

این فشارها، به‌خصوص در قالب شبکه‌های اجتماعی، ما را از تجربه‌ی طبیعی انسان بودن محروم می‌کنند. خواجه نصیر اما به ما یادآوری می‌کند که سعادت واقعی در «تعدیل و تعادل» است، نه در افراط و بی‌رحمی نسبت به خود. او هشدار می‌دهد که تلاش برای برتری مطلق، نه تنها فایده‌ای ندارد، بلکه سلامت روان را تهدید می‌کند. از منظر روان‌شناسی، این پیام می‌تواند مبنای یک مداخله پیشگیرانه فرهنگی و روان‌شناختی باشد.

بازتعریف معیارهای ارزشمندی، پذیرش محدودیت‌های طبیعی و کاهش مقایسه‌های اجتماعی. چنین مداخله‌ای، برخلاف راهکارهای معمول که صرفاً بر تغییر رفتار یا افکار تمرکز دارند، به بازسازی چارچوب درونی انسان می‌پردازد و به شکل عمیق‌تری بر سلامت روان اثر می‌گذارد.

یکی از مهم‌ترین پیام‌های خواجه نصیر برای نسل امروز این است که متعادل بودن، شجاعت است. در دنیایی که افراط و برتری‌طلبی تشویق می‌شوند، ایستادن در میانه و مدیریت نیروهای درونی نیازمند جرأت است. اگر خواجه نصیر امروز در میان ما بود، احتمالاً به نسل اینستاگرامی نمی‌گفت «بهترین نسخه خودت باش». بلکه می‌گفت: «خودت را از زیر بار ایده‌آل‌های غیرانسانی رها کن و اجازه بده انسان باشی». این پیام، انسانی‌ترین نسخه‌ی سعادت است.

بازخوانی اخلاق ناصری از منظر روان‌شناسی نشان می‌دهد که بسیاری از بحران‌های روانی امروز، از جمله اضطراب، افسردگی و کمال‌گرایی سمی، ریشه در بی‌توجهی به تعادل درونی دارند. خواجه نصیر، با تاکید بر تعدیل قوا و دیدگاه انسانی نسبت به سعادت، راهکاری برای کاهش فشارهای روانی ارائه می‌دهد. نسل امروز می‌تواند از این اندیشه‌ها بیاموزد که سعادت و سلامت روان نه در برتری مطلق، بلکه در متعادل بودن، خودپذیری و مدیریت نیروهای درونی است. شاید عجیب به نظر برسد که پاسخ بحران روانی دیجیتال را باید در فلسفه قرن هفتم هجری جست، اما تجربه و پژوهش نشان می‌دهد که اصول انسانی و روان‌شناختی خواجه نصیر، امروز بیش از هر زمان دیگری کاربرد دارد.

یادداشت از: فاطمه علیشاهی

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×