انسجام متکثر رمز شکست جنگ اقتصادی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در طلیعه سال نو و در متن پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب گزارهای تأملبرانگیز و راهبردی وجود داشت که فراتر از یک توصیف سادهی مناسبتی پرده از یک واقعیت ژرف اجتماعی برداشت. ایشان با ظرافتی خاص بر وحدت عجیب میان آحاد ملت با وجود تفاوتهای فکری و سیاسی تأکید کردند. این گزاره در اندیشه سیاسی و اجتماعی تنها یک ستایش از منش مداراگرانهی ایرانیان نیست بلکه نقطه عزیمت یک نظریه کلان برای عبور از سختترین گذرگاههای تاریخی است. در روزگاری که جنگ شناختی و شبیخون اقتصادی شانه به شانه یکدیگر روانه میدان شدهاند تا پیکره جامعه را متلاشی کنند خوانش دقیق و نخبگانی از این در همتنیدگی اجتماعی میتواند راز ماندگاری و شکوفایی ایران را هویدا سازد و مهمتر از آن زیربنای مستحکمی برای تحقق اقتصاد مقاومتی بنا نهد و فهم این مسئله نیازمند آن است که از نگاههای تقلیلگرایانهای که وحدت را مساوی با یکرنگی محض، تکصدایی و نبود اختلاف سلیقه میدانند فاصله بگیریم. وحدت مدنظر در اندیشه رهبری یک اتحاد مکانیکی یا پادگانی نیست که در آن تفاوتها سرکوب و حذف شوند بلکه یک انسجام زنده، پویا و ارگانیک است که از درون تکثرها میجوشد.
جامعهی بالنده جامعهای است که در آن تفاوت آراء و تکثر سلایق سیاسی و فکری حضور دارد اما این تفاوتها هرگز به گسلهای ویرانگر و کینهتوزیهای کور تبدیل نمیشوند. هنر بزرگ ملت ایران در کوران حوادث پیچیده سالهای اخیر این بوده است که نشان دادهاند میتوانند همانند قطعات متفاوت و رنگارنگ یک معرقکاری اصیل در عین حفظ هویت و تفاوتهای فکری خود بر سر دالهای مرکزی یعنی منافع ملی، حفظ کیان سرزمین و ایستادگی در برابر بیگانه به یک قاب یکپارچه و پیوند ناگسستنی دست یابند که این همان نقطهای است که دستگاه محاسباتی دشمن را فلج کرده است چرا که آنها در اتاقهای فکر خود تفاوتهای سیاسی و فکری ما را به مثابه شکافهایی برای فروپاشی ارزیابی میکردند غافل از آن که این تفاوتها در بستر خرد جمعی ایرانیان به عامل پویایی تبدیل شده است. برای درک پیوند عمیق این انسجام شگرف با مسئله بنیادین اقتصاد مقاومتی باید ابتدا ماهیت هجوم دشمن را به درستی کالبد شکافی کرد. باید اشاره کرد در جنگ اقتصادی تمامعیاری که علیه ملت ایران به راه افتاده است هدف نهایی و راهبردی صرفاً کاهش درآمدهای ارزی، ایجاد تورم یا اختلال در نظام بانکی نیست بلکه اینها تنها نشانگان یک بیماری تحمیلی هستند.
هدف نهایی و پنهان دشمن در این نبرد نابرابر فروپاشی همبستگی ملی و نابودی سرمایه اجتماعی است. آنها میکوشند با تولید درد و رنج معیشتی رقابت بر سر منابع محدود را به یک نزاع فرسایشی یعنی همه علیه همه در درون جامعه تبدیل کنند و از دل تفاوتهای طبیعی فکری و سیاسی، شکافهای عمیق هویتی و طبقاتی بسازند تا اعتماد عمومی مخدوش شود. در این کارزار، اقتصاد تنها یک میدان نبرد و یک ابزار است اما هدف اصلی تسخیر روح جمعی و در هم شکستن ارادهی متکی بر وحدت جامعه است که در برابر چنین محاصرهی همهجانبهای، ایده اقتصاد مقاومتی در هندسه اندیشه رهبری به عنوان دکترین نجات بخش نظام مطرح شده است و با این حال خطای راهبردی و تکرار مکررات آن است که ما این مفهوم کلان را تنها به مجموعهای از دستورالعملهای گمرکی، سیاستهای انقباضی، بخشنامههای دولتی و مناسبات صرفاً پولی تقلیل دهیم. اقتصاد مقاومتی پیش و بیش از آن که یک ساختار سخت مادی باشد نیازمند یک نرم افزار قدرتمند اجتماعی است. ستونهای اصلی اقتصاد مقاومتی یعنی درونزایی، برونگرایی، تکیه بر توان داخلی، مشارکت عامه مردم و اقتصاد دانشبنیان هیچگاه در جامعهای که دچار تشتت بیاعتمادی و چندپارگی باشد استوار نخواهند شد.
در جهانی که متغیرهای اقتصادی به شدت با مؤلفههای روانی و اجتماعی در هم آمیختهاند هیچ سرمایهگذاری در فضایی آکنده از نزاعهای فرساینده داخلی ریسک نمیکند و هیچ نوآوری اقتصادی در یک بستر پرتنش به ثمر نمینشیند و دقیقاً در همین نقطه است که آن وحدت عجیب میان آحاد ملت که در کلام رهبری تجلی یافت همچون زیربنای هستی شناختی و موتور محرکه اقتصاد مقاومتی عمل میکند. زمانی که آحاد جامعه با وجود تنوع نگاههای سیاسی در برابر تهاجم خارجی احساس هم سرنوشتی کنند تفاوتهای آنها نه تنها مانع نیست بلکه به یک همافزایی بینظیر ملی بدل میشود. و در بستر چنین انسجامی تنوع فکری به جای تولید مجادلههای بیحاصل به زایش ایدههای نو و راهکارهای خلاقانه برای دور زدن تحریمها و خلق ثروت میانجامد چرا که یک اقتصاد درونزای پویا برای حل مسائل پیچیده خود نیازمند تکثر در زاویه دید نخبگان و کنشگران است. از سوی دیگر اعتماد عمومی که ثمره مستقیم این همبستگی است هزینههای مبادلات اقتصادی را به شدت کاهش داده و اصطکاکهای بوروکراتیک را به حداقل رسانده و سرعت چرخش چرخهای تولید را مضاعف میکند.
افزون بر این، تابآوری ملی در سایه این انسجام به شکلی معجزهآسا ارتقا مییابد. جامعهای که تفاوتهای درونخانوادگی خود را پذیرفته اما در برابر بیگانه ید واحده است در مواجهه با شوکهای ناشی از تحریم به جای تمایل به احتکار و منفعتطلبی فردی رواداری، همراهی و فداکاری بیشتری از خود نشان میدهد و بدین ترتیب اثرگذاری تکانههای اقتصادی دشمن در همان گام نخست خنثی میشود. ایده نو و کلیدی که باید در محافل نخبگانی، آکادمیک و رسانهای بسط یابد این است که ما نیازمند یک تغییر پارادایم در فهم مقوله مقاومت هستیم. ما نمیتوانیم با ابزارهای صرفاً تکنوکراتیک به جنگ یک استراتژی ویرانگر شناختی و اقتصادی برویم و تأکید ظریف و هوشمندانه رهبر انقلاب بر حفظ و تقویت این وحدت متکثر در واقع فراخوانی برای مستحکمسازی قلعهی مقاومت از درون و تجهیز نرمافزاری اقتصاد است. شکست قطعی دشمن در جنگ اقتصادی تنها زمانی محقق و برگشت ناپذیر میشود که ما به اقتصاد مقاومتی نه به عنوان یک تاکتیک کوتاه مدت تدافعی بلکه به عنوان تجلی مادی همبستگی و انسجام ملی نگاه کنیم.
باید گفت اقتصاد هر کشور در نهایت آیینه تمامنمای روح جمعی مردمان آن است. تا زمانی که این روح جمعی با وجود تمام رنگارنگیها و تفاوتهای فکری برای ساختن، مقاومت کردن و پیشرفت همپیمان باشد هیچ حصار و تحریمی قادر نخواهد بود حرکت رو به جلوی این ملت را متوقف سازد. پیام نوروزی رهبر انقلاب ترسیمگر این حقیقت فاخر و تمدنی است که سمفونی کثرت ملت ایران همان دژ مستحکمی است که تیرهای زهرآگین جنگ اقتصادی دشمن پیش از رسیدن به هدف بر دیوارههای نفوذناپذیر آن درهم خواهد شکست. پاسداشت این معجزه انسجام، امروز دیگر نه یک توصیه اخلاقی یا فضیلت مدنی صرف بلکه مبرمترین و حیاتیترین ضرورت برای تضمین اقتدار اقتصادی و صلابت ایران اسلامی در هندسه نظم جدید جهانی است و عبور از این پیچ تاریخی تنها در گرو باوری عمیق به این حقیقت است که اقتصاد ما دقیقاً به اندازه پیوندهای قلبی و خرد جمعی متفاوت اما همسوی ما قدرتمند و شکستناپذیر خواهد بود.
یادداشت از: محدثه حکیمزاده
انتهای پیام/
