ترامپ روی پروژه امنیتیسازی ایران متمرکز شده است
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مداخلهگرایی آشکار رئیس جمهور آمریکا و مقامات ارشد رژیم صهیونیستی در حمایت از اغتشاشات در ایران، مورد توجه بسیاری از تحلیلگران و صاحبنظران در کشور و جهان قرار گرفته است.
این مداخلهگرایی آشکار، نشأت گرفته از راهبردهای سیاست خارجی واشنگتن و تل آویو در تقابل با موجودیت و تمامیت سرزمینی ایران است. در این معادله، نمیتوان از ابعاد مربوط به جنگ ترکیبی و شناختی دشمن غافل شد. بر همگان مسجل است که بخش اعظم اقدامات دشمن به صورت خلقالساعه صورت نگرفته و محصول یک روند بوده است.
در این خصوص گفتوگویی با حجةالاسلام والمسلمین دکتر محمدمهدی ایمانیپور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی صورت دادهایم که از نظرتان میگذرد:
تسنیم: تاکنون بارها از جنگ شناختی دشمنان علیه نظام و ملت ایران سخن گفته شده است. لطفاً برای ورود به بحث، درباره کلیت این جنگ شناختی و شاخصه اصلی آن برای مخاطبان توضیح دهید.
در واقع امروز با مرحله تشدیدیافتهای از تقابل «نرمافزاری» آمریکا، بمنظور مدیریت ادراکات مردم عزیز کشورمان مواجه هستیم. در گذشته دشمن تلاش میکرد با تحریم اقتصادی یا تهدید نظامی به اهدافش برسد، اما اکنون بهخوبی دریافته که ساختار جمهوری اسلامی بر پایه امید و ایمان مردم بنا شده است و تا زمانی که این دو رکن پایدارند، امکان فروپاشی وجود ندارد. لذا تمام تمرکز دستگاههای رسانهای، اطلاعاتی و روانی دشمن بر آن است که «ادراک مردم ایران را از واقعیت تغییر دهد».
آنها میکوشند با تحریف، دروغپراکنی و سیاهنمایی، امید و اعتماد ملی را هدف بگیرند.در این میان، شبکههای وابسته به سرویسهای جاسوسی دشمن و دهها رسانه فرعی در فضای مجازی با تولید انبوه پیامهای هیجانی و احساسی تلاش دارند تصویری نادرست از ایران ارائه دهند. توئیتر، اینستاگرام و حتی پلتفرمهای نوظهور، به میدانهای عملیات روانی علیه ملت ایران تبدیل شدهاند.
دشمن با انتشار روایتهای ساختگی از رویدادها، افکار عمومی را دچار شوک عاطفی میکند و سپس با تزریق ناامیدی، ایمان جمعی را تضعیف میسازد. بنابراین، جنگ شناختی دشمن در واقع، نه فقط نبردی رسانهای بلکه «جنگی برای تسخیر ذهنها» است و مقابله با آن جز با ارتقاء سواد رسانهای و تمرکز بر ایمان و بینش سیاسی مردم میسر نخواهد بود. باید بدانیم که امروز، «امید و امیدآفرینی» هم کار است و هم کارزار.
تسنیم: حمایت علنی موساد و دونالد ترامپ از اغتشاشات در ایران و دعوت شهروندان به براندازی نظام در چارچوب جنگ شناختی چه معنا و پیامی دارد؟
در ابتدا باید تأکید کنیم که بین اعتراض و اغتشاش تفاوت وجود دارد. اعتراض یک حق مدنی است که اگر به معنای مطالبهگری مثبت و پیشبرنده باشد مطلوب است. اما زمانی که سخن از آشوب و اغتشاش به میان میآید، ماجرا با اعتراض متفاوت است. حمایت رسمی و علنی شخصیتها و نهادهایی چون موساد و ترامپ از اغتشاشات اخیر در ایران، واقعیتی مهم را به ما نشان میدهد و آن اینکه آشوبهایی که بعضاً نمونههای آن را طی روزهای اخیر در برخی نقاط مشاهده کردیم نه حرکتی خودجوش یا مردمی، بلکه حلقهای از طراحی کلان محور غربی–صهیونیستی برای تضعیف ایران است.
ترامپ که در دوره ریاست جمهوریاش آشکارا سیاست فشار حداکثری را علیه ایران اعمال کرده و زمینهی فشارهای اقتصادی به مردم را فراهم ساخته است اکنون در جریان اعتراضات اقتصادی ، با شعار «حمایت از مردم ایران»، ناشیانه درصدد بازسازی چهرهای فریبنده از خود است. اما کسی که از شهادت شهید سردار سلیمانی تا جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی، ضدیت خود را علیه ایران نشان داده، هرگز لیاقت سخن گفتن از ملت ایران و حقوق آنها را ندارد.
ترامپ پروژه امنیتیسازی ایران را دنبال میکند. اسلاف ترامپ نیز این روند را دنبال میکردند و البته سرنوشت مشترک همه آنها شکست و یأس بوده و خواهد بود.
از منظر جنگ شناختی، این مواضع در اصل بخشی از عملیات روانی است که هدف آن دو چیز است: نخست، مشروعیتبخشی به اغتشاش و برهمزدن نظم اجتماعی؛ دوم، تلاشی برای همراهسازی افکار عمومی جهان مبنی بر تقابل نظام با مردم خود. موساد و مراکز اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نیز دقیقاً در همین راستا عمل میکنند؛ آنها با طراحی کمپینهای رسانهای چندلایه، با استفاده از پلتفرمهای جهانی و اکانتهای جعلی در شبکههای اجتماعی، سعی دارند « اداراکی غلط» درباره وضعیت ایران را در سطح جهانی جا بیندازند.
این همان مرحلهای است که در راهبردهای نوین امنیتی غرب از آن با عنوان تصویرسازی یاد میشود؛ یعنی نبردی که سلاحش، واژه و تصویر است و میدانش ذهن ملتها. جمهوری اسلامی بهخوبی از این الگو آگاه است و با رویکرد فعال رسانهای و فرهنگی، این نقشه را خنثی خواهد کرد.
تسنیم: در چنین وضعیت حساسی، راهکارهای مقابله با این جنگ شناختی چیست و ملت ایران چه مسئولیتی در این مرحله تاریخی دارند؟
مقابله با جنگ شناختی، پیش از هر چیز نیازمند «جهاد تبیین» است؛ مفهومی که از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی الهام گرفته و معنایش تولید روایت و روایتگری درست و پاسخ فعالانه به تحریفهاست. دشمن با خبرسازی جعلی و تولید روایتهای دروغ، ذهن جامعه را آشفته میکند. اگرما در برابر این تحریف، تبیین نکنیم، عملاً میدان را به دشمن واگذار کردهایم. رسانههای داخلی، نهادهای فرهنگی و هر شهروند ایرانی باید خود را «سرباز جبهه تبیین» بدانند.
از سوی دیگر، مسئولیت مردم بسیار سنگین است. نخست باید در فضای مجازی هوشیار باشند و هر پیامی را بدون تأمل بازنشر نکنند. دشمن با بازی احساسی و تحریکات زبانی، به دنبال رفتار هیجانی است. دوم، باید به ظرفیت گفتوگوی ملی و نقد سازنده در چارچوب نظام ایمان داشت. درونزا بودن نقد، اصلاح و حرکت اجتماعی، رمز پایداری کشور است.
سوم، باید امید را حفظ کرد. مردم ایران در چهار دهه گذشته، از جنگ تحمیلی، فتنهها، تحریمهاو ترور عبور کردهاند. آنچه ما را حفظ کرده ایمان، عقلانیت و اتحاد بوده است. امروز هم اگر آگاهی با ایمان جمع شود، این جنگ شناختی نیز شکست خواهد خورد. ملت ایران باید بداند که در میدان نبردی نابرابر قرار دارد، اما نصرت الهی در کنار اوست.
تسنیم: جنابعالی به عنوان رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نقش این سازمان و رایزنیهای فرهنگی ایران را در مقابله با جنگ شناختی دشمن در محیط برونمرزی چگونه ارزیابی میکنید؟
جنگ شناختی، مرز نمی شناسد؛ بخش مهمی از آن در عرصه بینالملی و در قاب دیپلماسی فرهنگی و رسانهای شکل میگیرد. رسانههای غربی میکوشند از ایران چهرهای ضد حقوق بشری، خشن، منزوی و بدون منطق بسازند و اینجاست که نقش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اهمیت مییابد. مأموریت ما نه صرفاً برگزاری برنامههای فرهنگی، بلکه مدیریت و اصلاح «ادراک جهانی از ایران» است.
رایزنان فرهنگی ما در بیش از 60 کشور جهان، پل ارتباطی میان ملتها و فرهنگ ایرانی–اسلامی هستند. آنها با برگزاری گفتوگوهای بینفرهنگی، جلسات نخبگانی، جشنوارههای مردمی، و ارتباط با رسانه های مستقل در کشورهای مختلف، تلاش دارند تصویر حقیقی ایران را که سرزمین تمدن، اخلاق و معنویت است، به جهانیان عرضه کنند.
افزون بر این، ما در عرصه فضای مجازی و رسانههای بینالمللی همراهان خوبی داریم. شبکههای ایرانی خارج از کشور، دانشجویان، اساتید و مراکز فکری همسو با انقلاب اسلامی، همگی در چارچوب این جبهه فرهنگی فعالیت دارند. بیگمان اگر بتوانیم پیام عقلانیت و معنویت انقلاب را در تراز جهانی بازگو کنیم، بسیاری از نقشههای دشمن در سطح افکار عمومی جهانی خنثی خواهد شد. امروز تقابل واقعی، تقابل دو نظام معرفتی است: یکی بر پایه سلطه و دروغ، و دیگری بر اساس حقیقت و کرامت انسان. بارها عنوان شده است که رایزنان فرهنگی ما سربازان خط مقدم جنگ شناختی در آن سوی مرزها محسوب می شوند.
تسنیم: در پایان بفرمایید ظرفیتهای تمدنی، ملی و اعتقادی ملت ایران چگونه میتواند زمینهساز غلبه بر دشمن در جنگ شناختی کنونی باشد؟
ایران از معدود کشورهایی است که ریشههای تمدنیاش هزاران ساله است و این ریشهها در طول قرنها، با آموزههای توحیدی اسلام ترکیب شده و هویتی واحد و منسجم ساخته است. باورهای ملت ایران، برگرفته از مکتب عاشورا، فرهنگ انتظار و روح جهاد و شهادت است. این فرهنگ، فرهنگ شکستناپذیری است. در جنگ شناختی نیز همین اعتقادات و ارزشها سپر حقیقی ملت ما هستند. وقتی ایمان در دل مردم زنده باشد، هیچ جنگ روانی نمیتواند ذهن آنان را تسخیر کند.
از نگاه ما، بزرگترین دارایی جمهوری اسلامی، ایرانیان وفادار و میهن دوست در سراسر جهان هستند. جوان ایرانی امروز در عین آگاهی از پیچیدگیهای جهان مدرن، به هویت دینی و ملی خود افتخار میکند. این ترکیب ایمان و آگاهی، یعنی همان قدرت نرم واقعی ایران. بازگشت به خود، تقویت سرمایه اجتماعی، توسعه علمی و اعتماد به نسل جوان، مسیر غلبه بر این جنگ پنهان است. دشمن میخواهد ما را از خودمان بیگانه کند؛ اما هرگاه ما به تاریخ، فرهنگ و ایمان خود تکیه کردهایم، نهتنها پیروز شدهایم بلکه الگوی دیگر ملتها نیز گشتهایم.
یقین دارم این بار هم ملت ایران با اتکاء به این ذخیره عظیم الهی،از این مرحله نیز سربلند بیرون خواهد آمد. باید بدانیم این دشواری ها، امری اجتناب ناپذیر برای رسیدن به قله های افتخار و استقلال است.
انتهای پیام/
