» فرهنگ و تاریخ باستان » تسخیر ذهن؛ دانشگاه در خط مقدم جنگ شناختی
تسخیر ذهن؛ دانشگاه در خط مقدم جنگ شناختی

تسخیر ذهن؛ دانشگاه در خط مقدم جنگ شناختی

اسفند ۶, ۱۴۰۴ 2015

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، اتفاقات و تشنج‌های اخیر در برخی دانشگاه‌های مطرح تهران، هرچند که با تعداد کمی از دانشجویان اتفاق افتاده را نباید به عنوان یک کنش سیاسی خودجوش تقلیل داد؛ این وقایع، خروجیِ یک جنگ شناختی طراحی‌شده است که سال‌هاست علیه ذهن نسل جوان طراحی شده است. در این لایه از نبرد، هدف دشمن تخریب فیزیکی نیست، بلکه تصرف قلمرو ذهن نسل برگزیده و نخبگانی کشور است تا مرجعیت‌های فکری و تاریخی آن‌ها را فرو بریزد. در این فضا، ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم با چند بخشنامه و سپردن بار سنگین تبیین به دوش اساتید، می‌توان گره‌های کوری را که در لایه‌های زیرین فرهنگی ایجاد شده، باز کرد.

جنگ شناختی با ابزار هنر و درام، جای جلاد و شهید را در ذهن دانشجو عوض می‌کند. وقتی آثاری همچون فیلم «تاسیان» با روایتی جذاب و تکنیک‌های پیشرفته‌ی بصری به تطهیر دوران پهلوی و تطهیر نهاد خون‌ریزی چون ساواک می‌پردازند، در واقع در حال برنامه‌ریزی مجدد حافظه تاریخی دانشجو هستند. در این فرآیند، واقعیت‌های تاریخی حذف و روایت‌های دست کاری‌شده جایگزین می‌شوند. نتیجه این می‌شود که دانشجو بدون آنکه بداند، به سرباز پیاده‌ی جریانی تبدیل می‌شود که ریشه‌های هویت ملی او را هدف گرفته است.

محصور در سرفصل؛ استاد تنها و زمان اندک

در این پارادایم، کلاس درس و سرفصل‌های آموزشی سنتی، کارکرد خود را در برابر هجمه‌ی چندبعدی از دست می‌دهند. استاد دانشگاه، هرچند در تخصص خود خبره باشد، در برابر هجوم محتواهای کوتاه و ویروسیِ فضای مجازی که مستقیماً احساسات و ادراک دانشجو را هدف می‌گیرند، بی‌دفاع است. مشکل اینجاست که ما نبرد را در لایه‌ی آموزش می‌بینیم، در حالی که دشمن در لایه‌ی «باور» می‌جنگد. زیرا در این جنگ، دانشجو در بمباران رسانه‌ای، پیش‌فرض‌های ذهنی‌اش تغییر کرده، مرجعیت فکری اساتید به شدت تحت شعاع قرار گرفته و سخنش در کلاس درس به راحتی برچسب روایت رسمی می‌خورد و رد می‌شود. وقتی مرجعیت علمی و اخلاقی استاد در رسانه‌های بیگانه تخریب ‌شود، هرگونه تلاش برای تبیین منطقی در محیط دانشگاه پیشاپیش با سد بی‌اعتمادی القایی برخورد می‌کند.

از سوی دیگر، باید با صراحت پرسید: یک استاد چقدر وقت و توان دارد؟ هر درس دانشگاهی، یک سرفصل مصوب دارد که او موظف است طبق تقویم آموزشی آن را به اتمام برساند. دروسی مثل ریاضی، فیزیک یا مهندسی، مجالی برای ورود به پیچیدگی‌های سیاسی و تاریخی باقی نمی‌گذارند. در اصل، انتظار جهاد تبیین تک‌نفره از اساتید در کلاس‌های چهل‌دقیقه‌ای، نه منصفانه است و نه خروجی ملموسی خواهد داشت و نمی‌توان آن را به عنوان یک وظیفه‌ی جانبی به دوشِ آموزشِ رسمی انداخت. پیروزی در این جنگ شناختی، با تک سربازی به نام استاد، در تنها سنگری به نام دانشگاه امکان پذیر نیست و نیازمند یک بسیج فرهنگی فراگیر است.

 ضرورت بسیج فرهنگی چند بعدی

با این حال، اگر دانشگاه را تنها سنگر جنگ شناختی قشر فرهیخته و جوان بدانیم، چون مرکز تولید فکر است؛ پس دفاع از آن نیازمند ابزارهایی فراتر از آیین‌نامه‌های انضباطی و سرفصل‌های درسی است و عملکردهایی که در آن اتفاق می‌افتد در مقابل این جنگ، بسیار ضعیف عمل می‌کند. تا زمانی که دانشگاه فاقد یک ساختار رسانه‌ای-تبیینی مستمر باشد، کلاس درس به تنهایی نمی‌تواند مقابل موج تخریب بایستد. بپذیریم که استاد دانشگاه وظیفه‌اش آموزش تخصصی است و تبیینِ سیاسی نیازمند بسترهای اختصاصی و هوشمندانه در خارج از ساعت کلاس است.

در اتمسفر دانشگاه، سوال کلیدی اینجاست که چرا با وجود ده‌ها تشکل دانشجویی، کانون فرهنگی و انجمن علمی، در زمان بحران، فقط بسیج دانشجویی در خط مقدم دیده می‌شود و سایر تشکل‌ها در حوزه‌ی فرهنگ و تبیین منفعل عمل می‌کنند؟ در این حالت است که بارِ تمام مسئولیت‌ها (و به تبع آن، تمام انتقادها) روی دوش بسیج می‌افتد و دشمن از «تک‌صدایی» برای القای حس خفقان و ایجاد فضای دوقطبی استفاده می‌‌کند. حال آنکه در جنگ شناختی، حضور همه‌جانبه و هوشمندانه تمام ظرفیت‌های فرهنگی کشور برای مقابله با روایت‌های جعلی ضروری است.

یکی از ضعف‌های دیگر استراتژیک ما در این جنگ، اکتفا به دفاع مقطعی است. چرا تریبون‌های دانشجویی و کرسی‌های آزاداندیشی فقط در مقاطع خاص (مثل انتخابات) فعال می‌شوند؟ این فصلی بودن فضا را برای موج‌سواری بیگانه آماده می‌کند، چرا دانشگاه یک تریبون دائمی، امن و منطقی برای شنیدن صدای دانشجو ندارد؟ در نبود این تریبون، اعتراض به جای نقد عالمانه، ناگزیر به سمت رفتارهای رادیکال و هتک حرمت سوق پیدا می‌کند.

دانشجویِ سفیر؛ عبور از مصرف‌گرایی به دیپلماسی نخبگانی

دانشگاه‌ها به ویژه دانشگاه‌های تراز اول ما باید از یک محیط آموزشی بسته به یک قرارگاه دیپلماسی نخبگانی تبدیل شود. دانشجو نباید صرفاً مصرف‌کننده‌ی تبیین باشد؛ او باید در جایگاه تبیین‌گر، نماد تمدن و سفیر گفتگو قرار گیرد تا روایت اصیل ایرانی را در شبکه‌های علمی و فرهنگی جهان فریاد بزند. دانشگاه باید بسترهایی مانند تالارهای گفتگوی درون کشوری و بین‌المللی یا نشست‌های مشترک مجازی با نخبگان جهان فراهم کند تا دانشجوی ایرانی، دستاوردهای علمی و نگاه فرهنگی خود را مستقیماً به گوش جهان برساند، در این حالت، وقتی دانشجو مرجعیت خود را در ارائه مدل به جهان ببیند، هویتش در برابر تحقیرهای رسانه‌ای که یکی از ابزار جنگ شناختی است، مستحکم می‌شود.

به نظر می‌رسد باید برای این حجم از هیجان و شور که در بین دانشجویان وجود دارد و اینطور به نادرست سر ریز شده، برنامه‌ریزی دقیق‌تری صورت گیرد. سیاست‌ها باید به سمت برنامه‌ریزی برای ایجاد پاتوق‌های فکری دانشگاه، با حضور نخبگانی که میدان‌های واقعی دیپلماسی، هنر و صنعت، موفق بوده‌اند و لزوماً زبانشان آیین‌نامه‌ای نیست، اما قدرت نفوذ کلام دارند، صورت گیرد. باید حلقه اتصال دانشگاه با این نخبگان ایجاد شود تا بدنه دانشجو از آن بهره‌مند شود،

تا زمانی که نخبگانِ دغدغه‌مند (حتی آن‌ها که در بدنه رسمی حضور ندارند) نتوانند در پاتوق‌های فکری تجربه‌ی زیسته‌ی خود از تقابل‌های تمدنی را با دانشجو به اشتراک بگذارند، فضای ذهنی نخبگان ما در محاصره‌ی الگوهای تحمیلی باقی خواهد ماند. ما به دانشجویی نیاز داریم که خودش را کنشگر اصلی در ساخت جهان آینده ببیند، نه صرفاً مخاطب معترض وضعیت موجود.

فتح سنگرهای رها شده با منطق گفتگو

جنگ امروز، جنگ روایت‌ها است. اگر دانشگاه به صحنه‌ی تشنج تبدیل شده، به این دلیل است که ما در میدان فرهنگ، سنگرهای نرم را یکی پس از دیگری رها کرده‌ایم. باید پذیرفت که با بخشنامه و توصیه به اساتید نمی‌توان در برابر موج پیچیده‌ی جنگ شناختی ایستاد. راهکار نهایی در طراحی یک بسیج فرهنگی همه‌جانبه است؛ جریانی که در آن، گفتگو نه یک استثنای فصلی، بلکه قاعده‌ی همیشگی زیست دانشگاهی باشد. ما به دانشجویی نیاز داریم که خودش را کنشگر اصلی در ساخت جهان آینده ببیند، نه صرفاً مخاطب معترض وضعیت موجود.

یادداشت از: زهرا باقری

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×