» فرهنگ و تاریخ باستان » توهم بی‌طرفی در مسلخ قدرت
توهم بی‌طرفی در مسلخ قدرت

توهم بی‌طرفی در مسلخ قدرت

فروردین ۲۰, ۱۴۰۵ 2018

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر محمد معرفت دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در گفتگوی اختصاصی با اشاره به چرایی تبدیل شدن سازمان‌های بین‌المللی از یک نهاد داوری به ابزار جنگی دشمن بیان کرد: سکوت مرگبار نهادهای بین‌المللی در برابر جنایات مستکبران خط بطلانی بر اعتبار ذاتی آن‌ها کشیده است و این پدیده ریشه در ساختار نامتقارن قدرت جهانی دارد؛ جایی که سازمان‌هایی نظیر سازمان ملل متحد یا نهادهای حقوق بشری صرفاً آینه‌ی تمام‌نمای توازن قوای مادی در جهان هستند. هنگامی که چند کشور خاص هژمونی اقتصادی، نظامی و رسانه‌ای را در اختیار دارند این عدم‌تقارن به توانایی در شکل‌دهی به دستورکارها، تسلط بر بودجه‌ها و در نهایت تغییر اولویت‌های جهانی مطابق منافع نظام سلطه منجر می‌شود که در ادبیات علمی از آن به عنوان تصاحب سازمانی یاد می‌شود.

دکتر معرفت خاطرنشان کرد که وابستگی مالی این نهادها به چند کشور معدود پدیده‌ی سوگیری وابستگی را رقم زده و بی‌طرفی در تصمیم‌گیری‌ها را به مسلخ می‌برد و در چنین فضایی بوروکراسی پیچیده و کُند سازمان‌های جهانی نفع سازمانی را بر نفع اخلاقی ترجیح داده و تضادی عمیق میان آرمان‌های حقوق بین‌الملل و واقعیت‌های خشن قدرت بین‌الملل ایجاد می‌کند که ثمره‌ی آن بحران مشروعیت و افول شدید اعتماد عمومی در سطح جهان است.

دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در ادامه سخنان خود به نقد اخلاقی و فلسفی سلبریتی‌های منفعت‌طلب پرداخت و با اشاره به چرایی سکوت آنان در برابر خون‌های به ناحق ریخته شده  تصریح کرد: بسیاری از این چهره‌های مشهور عملاً در تار و پود تعارض منافع گرفتار شده‌اند و ترس از لغو قراردادهای تجاری و وابستگی اقتصادی به برندهای خارجی سبب می‌شود تا حتی در صورت وجود دغدغه‌ای انسانی منافع مالی بر واکنش اخلاقی غلبه یابد و بر اساس نظریه برندسازی شخصی سلبریتی‌ها همواره در پی خلق تصویری ایمن و خنثی از خود هستند تا از پیامدهای دوقطبی شدن جامعه بگریزند؛ لذا این سکوت برخاسته از یک محاسبه‌ی سرد تجاری است و  در این میان پدیده‌ی سلبریتیسم منجر به شکل‌گیری مرجعیت‌های کاذب شده است در حالی که شهرت الزاماً قرین با خرد اخلاقی یا شجاعت مدنی نیست و گرفتاری در دام مصرف‌گرایی اخلاقی باعث شده تا این افراد همواره حامی مسائل کم‌هزینه باشند و در برابر آزمون‌های بزرگ انسانی، ریسک‌گریزی را جایگزین رسالت اخلاقی خود کنند.

دکتر محمد معرفت در ادامه با اشاره به راهکارهای رسانه ملی و خبرگزاری‌های تراز انقلاب برای تخریب مرجعیت از دست‌رفته نهادهای غربی در افکار عمومی تأکید کرد که مسیر مواجهه در خلق یک مرجعیت جایگزین نهفته است و این جایگزینی نه از بستر تخریب صرف بلکه از مجرای کارآمدی و اعتمادسازی عمیق می‌گذرد و افزایش شفافیت اطلاعاتی، ارائه داده‌های دقیق و تفکیک هنرمندانه‌ی خبر از تحلیل خشت‌های اولیه‌ی این مرجعیت پایدار هستند. وی افزود همچنین روشنگری پیرامون سوگیری‌های رسانه‌ای غرب و آموزش سواد رسانه‌ای به مخاطب  سبب می‌شود تا جامعه به درک عمیق‌تری از تکنیک‌های جنگ روانی و الگوریتم‌های قطبی‌ساز دست یابد. دکتر محمد معرفت  خاطرنشان کرد: تولید محتوای تحلیلی، تمرکز بر نیازها و پرسش‌های واقعی مردم روایت‌گری حرفه‌ای همراه با داستان‌گویی جذاب، بهره‌گیری از چهره‌های متخصص و دانشگاهی و در نهایت شکل‌دهی به یک گفت‌وگوی واقعی و دوطرفه با جامعه رسانه را از یک بلندگوی تبلیغاتی به یک نهاد اجتماعی مورد وثوق تبدیل می‌کند که نتیجه‌ی قهری آن رنگ باختن هژمونی رسانه‌های بیگانه خواهد بود.

 وی افزود امپراتوری‌های رسانه‌ای به ما نمی‌گویند چگونه فکر کنیم بلکه با اولویت‌بندی اخبار، تعیین می‌کنند که درباره چه موضوعی بیندیشیم. آن‌ها با قاب‌بندی‌های خاص و مهندسی کلمات و تصاویر، مفاهیمی چون تجاوز و دفاع مشروع را واژگونه جلوه داده و در مقام نگهبانان خبر، جریان حقیقت را به اسارت درمی‌آورند تا موفقیت‌های جبهه حق از جمله دستاوردهای ایران در عرصه‌های گوناگون را سانسور کنند.

دکتر معرفت در پایان با اشاره به وظایف اخلاقی فعالان فضای مجازی در خط مقدم تقابل با این دیکتاتوری رسانه‌ای خاطرنشان کرد  رسالت امروز صرفاً یک مقابله‌ی واکنشی نیست بلکه توانمندسازی مخاطبان است و  فعالان این عرصه باید با جستجوی منابع متعادل روایت‌های جایگزین و اصیل را با شفافیت و صداقت کامل منتشر کنند و ارتقای سواد رسانه‌ای مخاطبان، پرهیز جدی از انتشار اخبار جعلی و تمرکز جهان‌شمول بر رنج‌های انسانی و اخلاقی به دور از سوگیری‌های صرفاً سیاسی، از مهم‌ترین رسالت‌های این قشر است. بنابراین ایجاد فضای گفت‌وگوی سازنده و تبادل نظر اخلاق‌مدارانه همان صراط مستقیمی است که می‌تواند در نهایت زنجیرهای دیکتاتوری رسانه‌ای غرب را گسسته و آگاهی عمومی را به سوی چشمه‌ی حقیقت رهنمون سازد.

انتهای پیام/ 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×