» فرهنگ و تاریخ باستان » خالکوبی معنادار «هگست» و رگه‌هایی از تفکر آخرالزمانی ترامپ در پنتاگون
خالکوبی معنادار «هگست» و رگه‌هایی از تفکر آخرالزمانی ترامپ در پنتاگون

خالکوبی معنادار «هگست» و رگه‌هایی از تفکر آخرالزمانی ترامپ در پنتاگون

اسفند ۴, ۱۴۰۴ 1012

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: عصر کنونی را می‌توان میدانِ نبرد اندیشه‌ها دانست؛ جایی که تقابل اصلی نه صرفاً در عرصه‌ی نظامی یا اقتصادی، بلکه در سطح باورها، روایت‌ها و چارچوب‌های فکری رخ می‌دهد. دشمنان اصلی جبهه‌ی حق با تکیه بر ایدئولوژی‌های خاص خود می‌کوشند تصویری آخرالزمانی از جهان بسازند و نزاع‌های امروز را مقدمه‌ی نبرد نهایی میان خیر و شر جلوه دهند. در این چارچوب، افکار عمومی با روایت‌هایی هدفمند تغذیه می‌شود تا تضادها طبیعی، اجتناب‌ناپذیر و حتی مقدس جلوه داده شوند؛ روایتی که مرز میان واقعیت سیاسی و خیال‌پردازی ایدئولوژیک را کمرنگ می‌کند.

در این میان، برخی جریان‌ها با تفسیری گزینشی از متون مقدس و پیشگویی‌های دینی ــ از جمله برداشت‌هایی که در سنت مسیحی درباره‌ی آخرالزمان و نبرد نهایی رایج شده ــ به دنبال مشروعیت‌بخشی به سیاست‌ها و درگیری‌های خود هستند. این قرائت‌های ایدئولوژیک از کتاب مقدس، مانند روایت‌های مرتبط با کتاب مقدس و مفاهیمی چون آرماگدون، به ابزار بسیج، توجیه خشونت و قطبی‌سازی جوامع بدل می‌شود. در برابر این جریان، تقویت سواد رسانه‌ای، بازخوانی نقادانه‌ی متون دینی و تبیین عقلانیِ منافع واقعی پشت روایت‌ها، ضرورتی راهبردی برای حفظ استقلال فکری و جلوگیری از افتادن در دامِ دوگانه‌سازی‌های آخرالزمانی است.

به‌عنوان نمونه، جریان اوانجلیستیِ برخاسته از «صهیونیسم مسیحی» با خوانشی خاص از آموزه‌های دینی خود، به درگیری‌های میان اعراب و اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی نه صرفاً به‌عنوان یک منازعه‌ی سیاسی ــ تاریخی، بلکه به‌مثابه‌ی مرحله‌ای گذار و از پیش مقدر در روند تحولات آخرالزمانی می‌نگرد؛ برداشتی که مدعی است در متون مقدس به آن اشاره شده است. در این چارچوب، بازگشت یهودیان به «سرزمین موعود» و تقویت موجودیت اسرائیل، بخشی از تحقق وعده‌های الهی تلقی می‌شود و از منظر آنان، هرچه حضور یهودیان در اسرائیل گسترده‌تر شود، زمینه برای ظهور دوباره‌ی مسیح سریع‌تر فراهم می‌شود. چنین قرائتی، خوانشی گزینشی از کتاب مقدس است که لزوماً مورد اجماع همه‌ی مسیحیان یا الهی‌دانان نیست و محل مناقشه‌ی جدی الهیاتی و اخلاقی به شمار می‌آید.

چگونه باور به منجی سبب لشکرکشی یهودیان به بیت المقدس شد؟!

در عرصه‌ی سیاست، پیوند این نگاه آخرالزمانی با قدرت دولتی، پیامدهای عملی مهمی داشته است. برای نمونه، حمایت گسترده‌ی اوانجلیست‌ها از سیاست‌های دولت دونالد ترامپ ریشه در همسویی نمادین برخی مواضع او با انتظارات الهیاتی این جریان دارد. در همین چارچوب، اسرائیل در گفتمان صهیونیسم مسیحی به‌عنوان «قوم برگزیده» و تحقق‌بخش وعده‌های الهی تصویر و بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس به‌منزله‌ی مقدمه‌ای برای ظهور «ماشیح» (مسیح موعود) تلقی می‌شود.

بشارت به ظهور منجی در انجیل‌های چهارگانه

پس در این پازل خودساخته، ترامپ همواره خود را فرستاده‌ی خدا جهت تحقق وعده‌ی بازگشت «ماشیح» دانسته که بناست یهودیان را از اسارت نجات دهد و به ساحل نجات برساند. طبیعتاً هر رئیس جمهوری افراد همسو با سیاست‌های کلی خود را به عنوان کابینه گزینش می‌کند که از جمله‌ی آنها «پیت هگست» وزیر جنگ اوست. تا فوریهٔ سال 2026، «هگست» آشکارا باورهای مسیحی محافظه‌کار خود را

آمریکا , آخرالزمان ,

در اداره پنتاگون دخیل کرده است. او با شاخه‌ای سنتی و در مواردی جنجالی از جنبش «مسیحیت انجیلی» آمریکا مرتبط است؛ به‌ویژه از طریق عضویت در کلیسای «اجتماع اصلاح‌طلبان انجیلی» (Communion of Reformed Evangelical Churches یا CREC).
ارتباط به قدرت رسیدن ترامپ با تئوری آخرالزمانی صهیونیست‌ها

«مسیحیت انجیلی» یک اصطلاح گسترده است که معمولاً به مسیحیان پروتستانی اطلاق می‌شود که بر چهار عنصر اصلی تأکید دارند:

1. تأکید بر «بشارت» (اوانجلیسم: Evangelism): تمرکز شدید بر تجربهٔ شخصی «تولد دوباره» (Being Born Again) از طریق ایمان به عیسی مسیح و ضرورت تبدیل دیگران به مسیحیت (بشارت دادن).
2. اقتدار کتاب مقدس: باور به اینکه کتاب مقدس (عهدین قدیم و جدید) کلام خداست و مرجع نهایی برای زندگی و ایمان است.
3. صلیب محوری (Crucicentrism): تمرکز بر اهمیت کفارهٔ مسیح بر روی صلیب برای نجات گناهکاران.
4. فعالیت‌گرایی (Activism): تمایل به مشارکت فعال در امور اجتماعی، سیاسی و اخلاقی، با هدف تطبیق جامعه با اصول کتاب مقدس.

این دیدگاه‌ها اغلب معتقدند که رویدادهای سیاسی فعلی (مانند ریاست جمهوری ترامپ) بخشی از برنامه‌ریزی الهی برای وقوع رویدادهای آخرالزمان هستند که مستلزم دفاع قاطع از اصول دینی در برابر نیروهای شر است.

اما گزارش‌های تصویری حاکی است که پیت هگست Pete Hegseth، روی بازوی خود خالکوبی دارد که نمادی مرتبط با «جنگ‌های صلیبی» و همچنین کلمه «کافر» را نشان می‌دهد. مسئله‌ای که با واکنش‌های رسانه‌های مهم دنیا همراه بود. اگر فرض شود این نمادها بازتاب‌دهنده‌ی

آمریکا , آخرالزمان ,

یک نگرش ایدئولوژیک و خشونت‌طلبانه هستند، تحلیل آن می‌تواند چارچوب فکری و جهان‌بینی وزیر دفاع را در قالبی تاریخی و فرهنگی روشن کند و نشان دهد که باورهای مذهبی و سیاسی چگونه ممکن است بر نگرش‌ها و تصمیم‌گیری‌ها تأثیر بگذارند.

به گزارش پایگاه خبری شورای روابط آمریکایی-اسلام (CAIR)، این شورا، خالکوبی وزیر جنگ آمریکا را نشانه‌ای از «خصومت ضداسلامی و ناامنی شخصی» دانسته و آن را در کنار خالکوبی دیگر هگست بالای خالکوبی کافر، با عبارت لاتین «Deus Vult» (خدا اراده کرده است)، که شعار جنگ‌های صلیبی اول بوده، مورد انتقاد قرار داده است.

سایت رسمی روزنامه اقتصادی و تجاری (Maeil Business Newspaper) این موضوع را تأیید کرده‌، می‌نویسد:
این امر شناخته شده است که کلمه «Deus Vult» (اراده خداوند) بر روی بازوی او حک شده است. این شعاری است که در آغاز جنگ‌های صلیبی قرون وسطی استفاده می‌شد. سپس این گزارش می‌افراید با بازبینی ظاهر و سخنان و اقدامات گذشته او که اعتقادات افراطی قاطعانه را آشکار می‌کند، تردیدها درباره شایستگی او به عنوان وزیری که قرار است سیاست دفاعی را نظارت کرده و ارتش را هدایت کند، در حال افزایش است. گاردین، با استناد به کارشناسانی که افراط‌گرایی را مطالعه می‌کنند، در تاریخ 15 (به وقت محلی) اشاره کرد که نوشته‌ها و فعالیت‌های آنلاین هگست نشان می‌دهد که او مردی با فرهنگ مسیحی راست‌گرا، افراط‌گرایی سیاسی و تفکر خشونت‌آمیز است.

توماس لِکاک، مورخ، اشاره کرد که این [شعار] «فراخوانی برای خشونت مذهبی» بود. همچنین مشخص است که او یک «صلیب اورشلیم» بر روی سینه‌اش و پرچم آمریکای 13 ستاره‌ای (اولین پرچم آمریکا در زمان تأسیس ایالات متحده) و یک خالکوبی به شکل سلاح در زیر شانه‌اش دارد.  بر اساس گزارش آسوشیتد پرس، خالکوبی‌های او زمانی که در ارتش خدمت می‌کرد نیز دردسرساز بود.

اما جنگ‌های صلیبی، سلسله‌ای از جنگ‌ها در قرن‌های 11 تا 13 میلادی بودند که اروپاییان مسیحی علیه مسلمانان و برخی اقوام دیگر در خاورمیانه به‌راه انداختند. هدف رسمی آن‌ها بازپس‌گیری زمین مقدس و حمایت از مسیحیت بود. ویژگی‌های بارز این جنگ‌ها شامل چارچوب ایدئولوژیک مذهبی، دوقطبی‌سازی اخلاقی، بسیج جمعی با نمادها و شعارهای مقدس، و توجیه خشونت علیه دشمنان بود.

اگر فرض کنیم که خالکوبی کلمه «کافر» بیانگر جهان‌بینی مشابه جنگ‌های صلیبی باشند، شباهت‌های مشخصی قابل مشاهده است: دوقطبی‌سازی اخلاقی «دوست و دشمن» بر اساس معیار مذهبی، قدسی‌سازی درگیری، استفاده از نمادها و زبان تاریخی برای مشروعیت‌بخشی، و بسیج هویت جمعی. وجود کلمه «کافر» خصوصاً تأکید مستقیم بر مرزبندی اخلاقی و ایدئولوژیک دارد و چارچوب ذهنی فرد را برای توجیه سخت‌گیری یا اقدامات قاطع فراهم می‌کند.

بر پایه گزارش گاردین، نردین کسوانی (فعال طرفدار فلسطین) این اقدام را «نماد آشکار اسلام‌هراسی از سوی مردی که ناظر جنگ‌های ایالات متحده است» خواند و گفت که کلمه «کافر» توسط اسلام‌هراسان راست افراطی برای تمسخر و بدنام کردن مسلمانان به کار رفته است و این موضوع بر سیاست‌گذاری‌ها، تصمیمات نظامی و مداخلات خارجی تأثیر می‌گذارد.

نتیجه آن است که دیدگاه‌های افراطی وزیر دفاع آمریکا با جریان صهیونیسم مسیحی و چهره‌هایی مانند ترامپ که خود را منجیان جهانی معرفی می‌کنند، پیوند دارد.

این نشان می‌دهد باورهای مذهبی محافظه‌کارانه و سنت‌گرا می‌توانند بر نگرش و تصمیمات او در زمینه امنیت ملی و سیاست خارجی تأثیر بگذارند. در این چارچوب، دشمنان فرضی به عنوان تهدید معرفی می‌شوند و اقدامات قاطع سیاسی یا نظامی توجیه می‌شوند. نمادها و واژگان تاریخی مانند خالکوبی‌های مرتبط با «جنگ‌های صلیبی» و کلمه «کافر» علاوه بر معنای شخصی و فرهنگی، می‌توانند هویت جمعی و مشروعیت تصمیمات او را تقویت کنند. این ترکیب، دیدگاه‌های وزیر دفاع را با باورهای مذهبی و روایت‌های سیاسی جریان صهیونیسم مسیحی همسو می‌کند.

انتهای‌پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×