» فرهنگ و تاریخ باستان » خلیج فارس با نام شهید تنگسیری گره خورده/ محسن چاوشی گوهر خرمشهر است
خلیج فارس با نام شهید تنگسیری گره خورده/ محسن چاوشی گوهر خرمشهر است

خلیج فارس با نام شهید تنگسیری گره خورده/ محسن چاوشی گوهر خرمشهر است

فروردین ۱۲, ۱۴۰۵ 005

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم – مجتبی برزگر: دوازدهم فروردین امسال، یادآور آن دوازدهم فروردین نوستالژیک سال 1358 است؛ روزی که مردم با بالاترین درصد آرا، خواهان جمهوری اسلامی شدند و به تولد آن «بله» گفتند. سال‌ها از آن روزها گذشته است و آمریکا و اسرائیل جنگی ناجوانمردانه را بر این نظام تحمیل کرده‌اند.

اما این جنگ به کدام مردم تحمیل شده است؟ مردمی که از آغاز جنگ، که در ماه مبارک رمضان بود، تا کنون شبی نبوده که در خیابان‌ها حضور نداشته باشند. حتی به تعبیر برخی، دید و بازدیدهایشان نیز در خیابان‌ها اتفاق افتاده است.

شب گذشته (شب دوازدهم فروردین)، شبِ تولد جمهوری اسلامی، با شکوهی وصف‌ناپذیر در خیابان‌ها سپری شد و امشب نیز در شامِ تولد، قرار است نماز استغاثه به طور گسترده اقامه شود.

با احمد نجفی، بازیگر شناخته‌شده سینما و تلویزیون، که خاطرات او از هشت سال دفاع مقدس و خرمشهر بارها شنیده‌ایم، گفت‌وگو کردیم. همین که می‌خواهد از این روزها بگوید، ناگهان بغضش می‌شکند و گریه می‌کند؛ گریه‌ای از سرِ دیدنِ حضور باشکوه مردم.

هنگامی که از نجفی درباره شهید تنگسیری و تنگه هرمز پرسیدیم، باز هم بغض کرد و گفت او و دوستانش شهید شدند تا خلیج همیشه فارس، «خلیج فارس» بماند. وی همچنین از دولت و مجلس شورای اسلامی درخواست کرد تا احترام به نام خلیج فارس را به عنوان یکی از لوایح به تصویب برسانند.

ناگفته نماند که ایشان به نکاتی درباره سلبریتی‌ها و چهره‌های شناخته‌شده‌ای که ترجیح دادند در این ایام سکوت کنند و تنها تماشاگر میدان باشند، اشاره کردند که در نوع خود قابل تأمل است.

مشروح این مصاحبه در ادامه از نظرتان می‌گذرد:

احمد نجفی , بازیگران , بازیگر , تنگه هرمز , آمریکا ,

در میان این وفاقِ مردم، شرافت را می‌بینم

امروز، روز جمهوری اسلامی است؛ شاید ویژه ترین روز جمهوری اسلامی که در طول این 47 سال می‌توان از آن یاد کرد. لطفاً از این روز برایمان بگویید.

امروز روز جمهوری اسلامی است؛ روزی که مردم با آرای بالا به این نظام رأی دادند. شما ببینید! مردم در این شرایط که جنگی ناجوانمردانه از سوی آمریکا و اسرائیل به آن‌ها تحمیل شده، در میدان حضور دارند. هیچ خستگی در وجودشان راه نیافته و من با دیدن این ایستادگی مردم در خیابان‌ها، حیرت می‌کنم. از ماه رمضان تا نوروز، آن‌ها برای آرمان و دفاع از باورهایشان، میدان را خالی نکردند.

ما روزهای سختی را می‌گذرانیم. من هنوز خواب بچه‌ها (میناب) را می‌بینم و به شدت متأثرم. امروز، ایران تنها کشوری در جهان است که خودش در میدان است و بر ایستادگی، مقاومت، دانش و همت خویش تکیه کرده است. این حس، این اتحاد و وفاق باید مغتنم شمرده شود و در آینده، حتماً باید برای آبادانی پس از این وحشی‌گری‌ها و جنایت‌هایی که بر سر مملکت ما آمده، تمهید و برنامه‌ریزی ویژه‌ای داشته باشیم و آن را پاس بداریم. باید پای آن ایستاد.

من ایام را روز، ساعت و حس می‌بینم. اما نمی‌توان حس مردم، این حس وفاق و وقار را تنها «حس» دانست؛ شرافت عظیمی در آن نهفته است که خوشبختانه در سال‌های بسیار در تاریخ ایران ماندگار خواهد شد.

شهید تنگسیری و پاسداری از نام خلیج فارس

در کنار تمام شهدای عزیزمان، شهادت اخیر سردار علی تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، واقعه‌ای دلخراش بود. شما نیز که اهل جنوب هستید، از آشنایی نزدیک و حتی مصاحبه با ایشان اطلاع دارید.

من شهید تنگسیری را دوست داشتم، ایشان را از نزدیک دیده بودم و با او کار کرده بودم. همانطور که اشاره کردید، مصاحبه‌ای با ایشان داشتم. آن لبخندهایش، تعصبش به نام ایران و خلیج فارس، و عزم و اراده‌ای که داشت؛ این‌ها برای چه کسی بود؟ جانش را برای چه کسی فدا کرد؟ جانش را برای وطنش فدا کرد. این نهایت فداکاری و از خودگذشتگی است.

من قویاً دولت جمهوری اسلامی و به خصوص مجلس را توصیه می‌کنم که در مصوبه‌ای محکم، نام «خلیج فارس» را به عنوان یک لایحه رسمی ثبت کنند. از این پس، در مناسبات و در تمامی ارکان کشورهای هم‌جوار خلیج فارس، باید به صراحت از نام «خلیج فارس» استفاده شود. من سال‌هاست می‌بینم که به جای «خلیج فارس»، تنها «خلیج» گفته می‌شود و این امر در حال رایج شدن است.

ای مجلس! حواست باشد که اگر «خلیج» نشود، «خلیج عربی» خواهد شد! اینجا خون ریخته شده است؛ بهترین فرزندان این مملکت جان دادند و تکه‌تکه شدند. اینان (دشمنان) این کارها را نکردند که امروز در آن سوی دنیا و در کنار خلیج، از آن با نام «خلیج» یا «خلیج عربی» یاد شود.

هر کشوری باید روی ناوگان خود نظارت کند؛ چرا که حفظ ناموس خلیج فارس لازم است. خلیج فارس، تنها یک نام نیست؛ این یک حماسه است. صدها ملوان و افسر در این راه جان دادند و فرزندان ما از صبح تا شب در خلیج برای دفاع از آن مبارزه می‌کنند و جانشان را کف دست گرفته‌اند.

با این همه شدت، برای حفظ این خلیج و نامش، نام «خلیج فارس» باید در این مصوبه بیاید و از این جزایر نیز نام برده شود. نباید تنها به ذکر «خلیج» بسنده کرد؛ ما باید اقدام عملی انجام دهیم.

شهید تنگسیری تنها برای «حفظ خلیج» شهید نشد، بلکه شهید شد تا «خلیج فارس» باقی بماند.

دنیرو و آرنولد هم به میدان آمدند/ وسط بازی تا کجا؟

تهدیدهای ترامپ و سکوت برخی در قبال دفاع مقدس/ واقعاً خجالت بکشید!

آقای نجفی، این روزها شاهد تهدیدهای گوناگون دونالد ترامپ هستیم؛ گاه از طریق طرح مسائل مربوط به برق، تأسیسات و زیرساخت‌ها، و گاهی نیز از تهدید به جنگ زمینی سخن می‌گوید. نظر شما در این خصوص چیست؟

آیا فراموش کرده‌ایم که ما از سال 1357 درگیر جنگ بوده‌ایم؟ آیا فراموش کرده‌ایم که همان زمان نیز دشمنان این آب و خاک، با نام‌ها و روش‌های دیگری در برابر ما صف‌آرایی کرده بودند؟ آیا دبی، امارات، منافقین، کویت و عربستان در آن زمان پول و پشتیبانی مالی در اختیارشان قرار ندادند؟ تا کی باید شاهد این وضعیت باشیم؟

این جوانانی که برای حفظ این مملکت و باورهایشان جان خود را فدا کردند، این 300 هزار شهید، جانباز و آزاده برای چه کسانی رفتند؟ برای اینکه امروز نام ایران، نام «جمهوری اسلامی ایران» با نام‌هایی چون «تهران» یا «پارسا آباد» جایگزین شود؟

آنها به خوبی می‌دانند که نقشه، کشور و هویت ما باید حفظ شود. اما چرا خبرنگاران، به‌ویژه آن‌هایی که با لهجه و هویت انگلیسی‌زبان سخن می‌گویند که سال‌هاست نظاره‌گر این مسائل هستم و در کارهای فرهنگی کشورمان رصد نمی‌شود، مدام شعار «خلیج عربی» را تکرار می‌کنند؟ علاوه بر این، برای شبکه‌هایی چون CNN و Fox، تیم‌هایی تشکیل می‌دهند و برنامه‌هایی به راه می‌اندازند با محوریت «خلیج عربی».

خون 300 هزار نفر که در هشت سال دفاع مقدس ریخته شد – منظورم کسانی است که آینده این مملکت را رقم زدند – گواه این ادعاست. اما دریغ که این افراد، در سکوت کامل و در عین بهره‌مندی از مواهب این کشور، کشته شدن این عزیزان را تسلیت نمی‌گویند. این‌ها فرزندان ما بودند، این کشور ماست، این دریا متعلق به ماست. 47 سال است که مورد تهاجم قرار گرفته‌ایم.

واقعاً آیا این حجم از دفاع، این وفاق مردم در خیابان‌ها، و جوانان ما که پای سکوهای پرتاب موشک آماده جانفشانی بودند را نمی‌بینند؟ سکوت آن‌ها شرم‌آور است و باید به حالشان گریست.

آن‌ها که به «وطن دوم» خود در امارات دل خوش کرده‌اند، با حیثیت 7 هزار ساله ما بازی می‌کنند!

شما به سکوت‌کنندگان در برابر این وقایع اشاره کردید؛ همان سلبریتی‌هایی که رفتارشان در نوع خود قابل تأمل بود. آن‌ها نه تنها در برابر حملات به کشورمان سکوت اختیار کردند، بلکه حتی از امارات و کشورهایی که آسمان و زمین خود را در اختیار متجاوزین قرار دادند تا به ایران حمله کنند، دفاع کردند. دفاعی که تنها به خاطر مستغلات و املاکی است که آنجا دارند. جالب اینجاست که با این استدلال که «امارات وطن دوم ماست، چرا باید حرکتی انتقام‌جویانه علیه آن انجام دهیم؟!»

این افراد بهتر است بروند در مغولستان سرمایه‌گذاری کنند، همان‌طور که چنگیزخان این سرزمین را شخم زد! برای کسانی با این طرز تفکر، تفاوت چندانی نمی‌کند. مهم برایشان این است که سوار ماشین‌های لوکس شوند، به گردش بروند و تفریح کنند. ایران برایشان تنها یک «قلک» است و هر کس آزاد است که هر طور می‌خواهد فکر کند، اما هیچ‌کس حق ندارد درباره مملکت ما «خودفروشی» کند.

بماند که این افراد همیشه از چه کسانی راهنمایی می‌گیرند و چه ارتباطی با این مملکت دارند. سوار بر اسب چه کسی می‌خواهی بشوی؟ اصطبل چه کسی را می‌بری؟ ما با همین «اسب‌ها» مبارزه می‌کردیم تا مملکت‌مان را پس بگیریم. مگر این نظامیان ما چه کسانی هستند؟ آن‌ها برادران ما هستند، فرزندان این ملت‌اند.

دست مریزاد به صداوسیما و وزارت ارشاد! پول‌های کلانی که در این پروژه‌های نمایشی هزینه شده، نتیجه‌اش همین است. با این وجود، هنوز هم از آن‌ها حمایت می‌کنید؟ هنوز هم جایی در این سازمان‌ها به عنوان «خامیان پشت پرده» دارید؟ وزیر ارشاد کجاست؟ رسماً اعلام می‌کنم، کجاست؟ آیا مسئولیتی در این دوران حساس جنگ برعهده ندارد؟ باید برای این افراد به التماس بیفتیم؟ دمتان گرم آقای صالحی. دمتان گرم آقای فریدون خان، رئیس سازمان سینمایی! دلتان به جشنواره خوش است؟ این مسئولین کجا هستند؟

باورکردنی نیست! هنوز نمی‌فهمند که عرق ملی، هویت ملی و شرافت یک ملت، همان دفاع یک ملت است که حیثیت 7 هزار ساله ما را تشکیل می‌دهد. هنوز در وجود این افراد، اسکار، کن، برلین، فرانسه و انگلیس حرف اول را می‌زند. شاید این سینما تنها یک نام باشد، اما قرار بوده هنر باشد. هنر یعنی افتخارآفرینی ممتاز یک مرد، یک زن، و یک ملت. آیا با هنر چنین بازی می‌کنید؟!

با دیدن این کودکان و نوجوانان در خیابان، شرم باید بر ما باد!

باورنکردنی است! نوجوانانی 10 و 12 ساله در این کارهای تبلیغاتی حضور دارند، اما چنان با صلابت، تفکر و عشق صحبت می‌کنند که گویی از همه ما عاقل‌ترند. در تجمعات نیز همین‌طورند؛ باوری نمی‌کنید! این صلابت، این تفکر، این عشق… همه ما باید شرمنده این نسل باشیم. شما که فردا قرار است در آینده این مملکت زندگی کنید، به حال و روز این بچه‌ها بیندیشید.

همه ما تمام شدیم! گروهی از همین نوجوانان و کودکان میناب، تکه‌تکه شدند. شما چگونه می‌خواهید با وجدانی آسوده زندگی کنید؟ مگر زندگی خلاصه می‌شود در شهرت؟ خلاصه می‌شود در پول؟ ما در سینما این درس را آموختیم؛ بیایید با مردم باشیم.

ما طی سال‌ها تلاش کردیم تا به مردم احترام بگذاریم و احترامشان را جلب کنیم. هویت فرهنگی‌مان را ارتقاء دهیم. پس چرا امروز باید شرمنده باشیم؟ در حالی که هزاران سال تاریخ پرافتخار پشت سر داریم.

یادم می‌آید در کودکی، داستانی خواندم درباره ذهن خلاق و واقعیتی که آن را ساخته بود: زمانی که اسکندر مقدونی به ایران حمله کرد، یکی از بزرگان ایران، برای کسب مقام و جایگاه، به سراغ اسکندر رفت و راه‌ها را به او نشان داد. در نهایت، وقتی جایزه و پاداش خود را طلب کرد، از او پرسیدند: «پای مملکتت خواهی ایستاد؟ پای چه کسی؟»

محسن چاوشی؛ گوهری برخاسته از خرمشهر که با هنر خود، التیام‌بخش دل‌هاست

در این اوضاع پرآشوب، نام محسن چاوشی چون نگینی درخشان می‌درخشد. او در بحبوحه جنگ 12 روزه، با ارائه اثر موسیقایی تأثیرگذاری چون «علاج»، مرهمی بر زخم‌ها نهاد و در دوره اخیر جنگ نیز، با قطعه «حسبی الله»، به اعتقاد بسیاری، بار سنگین سلبریتی‌های دیگر را بر دوش کشید.

محسن چاوشی، بی‌شک یک گوهری یگانه است. من به داشتن فرزندی چون محسن چاوشی در خرمشهر افتخار می‌کنم. به باور من، او زیباترین اشعار را در قالب موسیقی بازآفرینی می‌کند و شایسته بهترین هدایا و تکریم‌هاست. او نه خود را به نمایش می‌گذارد و نه هیاهو می‌کند، اما با هنر خود، دل‌ها را متوجه شادی و عزت این سرزمین می‌سازد. بار دیگر تکرار می‌کنم، باعث افتخار من است که خرمشهر، فرزندی چون محسن چاوشی را به دنیا آورده است.

در برابر جنگ ترکیبی؛ اقتدار ایران، استوار در تاریخ

ایادی استکبار، در کنار هجمه نظامی، جنگی ترکیبی را سازماندهی کرده‌اند که هدفش تضعیف روحیه و ایجاد نگرانی در میان مردم است.

نگران نباشید؛ بدانید که اینجا سرزمینی است با تاریخی پرافتخار و مردمی مقاوم. شما از عظمت و آنچه این ملت بر دشمنانش روا داشته، بی‌خبرید. فریب سخنان مشتی مدعیان ضدبشر، ضدایران و ضد تاریخ ایران را نخورید.

من از نزدیک پیگیر اخبار هستم و می‌دانم که چه بر سر این بدخواهان آمده است. در جامعه آمریکا، همان مردمی که من در آنجا تحصیل و زندگی کرده‌ام، هشت میلیون نفر علیه ترامپ و جنگ به پا خاستند.

اما ایران امروز، کاری می‌کند که در طول 3800 سال تاریخ پرافتخار این سرزمین، همانندش یافت نمی‌شود و این مقاومت، بخشی ماندگار از تاریخ ایران خواهد بود. شما همگی عزیز و گرامی هستید و با هم، ملت واحد و یکپارچه ایران را تشکیل می‌دهید.

کارم متوقف شده اما فدای یک تار موی ایرانیان!

می‌دانم که بر سر فصل جدید «کارآگاه علوی» بودید چه خبر از این سریال؟

دوران تازه‌ای از سریال «کارآگاه علوی» را در پیش رو داشتیم که متأسفانه، چرخ کارها از حرکت ایستاد و فرصت کار از من گرفته شد. اما این مسائل در برابر سلامت و آینده کودکان این سرزمین، هیچ است؛ فدای سرشان.

ما مشغول کار بر روی «کارآگاه علوی» بودیم که ناگهان همه چیز متوقف شد. اما این توقف، برایم نگرانی به همراه ندارد؛ چرا که عشق و جانم فدای یک تار موی ایرانیان.

از خودگذشتگی مدافعان وطن؛ درسی برای سلبریتی‌های بی‌اعتنا

اخیراً تصویری در شبکه‌های مجازی منتشر شد که عمق فاجعه جنگ ترکیبی را نمایان می‌ساخت: پاسداری رشید که با دست و پا قطع شده، برای دفاع از وطن ایستاده بود. واکنش‌های بسیاری به این تصویر صورت گرفت، اما متأسفانه، برخی از سلبریتی‌ها نسبت به این ایثارگری بی‌اعتنا ماندند؛ عده‌ای به همان روال گذشته و برخی دیگر همچنان در سکوت.

آیا اینان، که خود را عاقل و ضد جنگ می‌پندارند، تن و بدن‌های پاره‌پاره، دست‌ها و پاهای قطع شده و چشمان خیره مدافعان وطن را نمی‌بینند؟ آیا هنوز واقعیت دنیا را درنیافته‌اند؟ تمام این رنج‌ها و فداکاری‌ها، برای آن است که انسان از غیرانسان بازشناخته شود.

خداوند یاری‌گر این مملکت باشد و ما فریب نخوریم. واژه «سلبریتی» در برابر هویت ما، که جزئی از این سرزمین هستیم، شوخی بیش نیست. اینجا ایران است؛ ایران همواره پابرجا خواهد ماند و خار چشم زورگویان. تاریخ به روشنی گواهی خواهد داد که چه کسی انسان بود و چه کسی «سلبریتی».

امید آنکه وزارت ارشاد و صداوسیما، به جای اقدامات نمایشی، قهرمانان واقعی را به مردم معرفی کنند. باشد که مردم در خیابان‌ها، با دیدن چهره‌های غیرایرانی که نام «سلبریتی» را یدک می‌کشند، بار دیگر یاد قهرمانان واقعی این سرزمین بیفتند.

همچنین، بنا بر توصیه پیشین، نه تنها دولت جمهوری اسلامی، بلکه مردم نیز باید رسماً خواستار تصویب لایحه‌ای شوند که در آن، به جای هر نامی، صرفاً از «خلیج فارس» یاد شود.

در این ایام که ماه نوروز و رمضان مصادف شده و 32 روز از سال را در بر گرفته، بهترین فرزندان این ملت در خط مقدم دفاع ایستاده‌اند و هنوز فریاد «ایران، ایران» سر می‌دهند.

انتهای پیام/

 
 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×