در شرایط جنگ در کدام تلههای مفهومی نباید به دام افتاد؟
یادداشت مهدی حسینزاده یزدی؛ دانشیار دانشگاه تهران
مواجهۀ ما با جهان در عرصهها و حوزههای گوناگون از دریچه مفاهیم است. این مفاهیم غالباً خنثی و بیطرف نیستند؛ بلکه به تعبیر فیلسوفان علم از نظریهها، ارزشها، پارادایمها و … بارورند. مفهوم، هر چند در ظاهر، تصوری بیش نیست که حکم و اذعانی به همراه ندارد، اما در باطن خود گاه گزارههای بیشماری را یدک میکشد. مثال دمدستی آن، مفهوم «آب» است که فهم آن به ساختار شیمیایی دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، پذیرش تمام جدول تناوبی عناصر شیمیایی را در خود نهان دارد. به عبارتی، تا این جدول اذعان نشود، فهم آب به این عناصر، بیمعناست یا به عبارتی، توجیهی ندارد. اگر این جدول فروبپاشد، این فهم نیز از هم میگسلد. میتوان این جدول و نظریاتی را که پیرامون آن سامان میگیرد، روایتی دانست که در رویارویی ما با اشیاء مادی، هژمونیک است. این مجموعه معرفت، شامل جدول تناوبی و نظریههای مرتبط با آن را میتوان به مثابه یک روایت مسلط در نظر گرفت. این روایت، نحوه مواجهۀ ما با اشیاء مادی و درک ما از آنها را سامان میدهد و بر آنها هژمونی مییابد. به عبارتی، بر درک ما از جهان مادی تسلط پیدا میکند و تعیین میکند که چگونه واقعیت را ببینیم و تفسیر کنیم. این روایتها، که غالباً ناخودآگاه پذیرفته شدهاند، چارچوبی را برای شناخت ما فراهم میکنند و بر نحوۀ درک ما از پدیدههای پیرامونی تأثیر عمیقی میگذارند.
با این توضیح، میتوان گفت رویارویی ما با پیچیدگیهای روابط بینالملل و نظم کنونی جهان در سیطره روایتهای غالبی است که فهم و تفسیر ما را جهت میدهند. این روابط و نظم در قالب این روایتها فهم میشود، اما نه به شکلی عینی و مستقل، بلکه از درون این چارچوبهای روایی. اما باید توجه داشت، این روایتها مصون از خطا و تردید نیستند. آنها نیز مانند هر دستاورد بشری دیگری، باید در محکمه نقد حاضر شوند و از درستی خود دفاع کنند. جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، فرصتی بینظیر را فراهم آورده است، برای به چالش کشیدن برخی از این روایتهای هژمونیکی که در قالب مفاهیمی آشنا صورتبندی میشود. قبل از این جنگ برخی از این مفاهیم محل نزاع و اختلاف بودند، اما در سایه این جنگ تحمیلی، میتوان به طور کاملاً ملموس و به مثابۀ سوژهای کنشگر و درگیر، به این روایتهای مسلط نگریست و از خود پرسید که آیا آنها واقعاً منعکسکننده حقیقت هستند یا صرفاً افسانهها، تلهها، فریبها و ابزارهایی برای حفظ منافع قدرتهای خاص. بر این باورم که تأمل در این مفاهیم، توصیفگری و روایتگریشان را زیر سوال میبرد و آنها را به عنوان «تله»هایی برای اندیشه و اندیشیدن میشناساند. این تلهها سبب میشود، واقعیت واژگون به تصویر درآید. در اینجا و در مسیر گشودن روزنهای به بحثهایی ژرف، برخی از این مفاهیم را که در پس پشت خود روایتی هژمونیک را باردارند، ذکر میکنم و توضیح و تفصیل آن را به مجال دیگری وامیگذارم:
1. تلۀ جهان آزاد و بدون سانسور 2. تلۀ علم خنثی و بیطرف 3. تلۀ توسعه پایدار 4. تلۀ مسئولیت اخلاقی دولتها 5. تلۀ حقوق بشر 6. تلۀ حقوق کودکان 7. تلۀ آزادی زنان و حقوق آنان 8. تلۀ دموکراسی 9. تلۀ سکولاریسم 10. تلۀ نظم آمریکامحور جهان 11. تلۀ فرهنگ و تمدن برتر غربی 12. تلۀ مدرنیته نجاتبخش 13. تلۀ امنیت داده و حریم خصوصی 14. تلۀ دینگریزی و دینستیزی مردم 15. تلۀ جهانی شدن 16. تلۀ برابری نژادی 17. تلۀ شفافیت سیاسی 18. تلۀ اقتصاد آزاد و بازار رقابتی 19. تلۀ فردگرایی 20. تلۀ پایان استعمار 21. تلۀ انزوای کشورهایی غیرهمپیمان با غرب 22. تلۀ شرق عقبمانده 23. تلۀ خودبسندگی غرب 24. تلۀ کارآیی سازمان ملل و قوانین بینالمللی 25. تلۀ دولتهای قانونمدار غربی.
انتهای پیام/
