دور افتخار فرزندان ایران با دنا؛سفری که بر مذاق ابرقدرتها خوش نیامد
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، آیین تشییع دریادلان وطن، شهدای ناوگروه دنا امروز با حضور مردم در تهران برگزار شد. ناوگروه آموزشی دنا در روزهای پایانی بهمن بهدعوت نیروی دریایی هندوستان در رزمایش صلح میلان 2026 حضور شکوهمندی داشت. این ناو در مسیر بازگشت از هندوستان در فاصله 2هزارمایلی از آبهای سرزمینی ایران، هدف حمله ناجوانمردانه زیردریایی ارتش تروریستی آمریکا قرار گرفت.
بر اثر این حمله وحشیانه، 104 نفر از کارکنان ناو دنا به شهادت رسیدند و 32 نفر مجروح شدند، 20 نفر جاویدالاثر شدند و 84 پیکر به میهن بازگشتند.
دریادلان ناو دنا اگرچه در سالهای گذشته حماسهها آفریدند، اما کمتر اثر ادبی همت این را داشته تا روایتگر بخشی از این مجاهدتها در میدان باشد. کتاب “موج بلند”، اثر علیاصغر عزتی پاک جزو معدود آثاری است که تلاش کرده سطرهای نانوشته در اینباره را روایت کند. این اثر که از سوی نشر معارف به چاپ رسیده، حاصل گفتوگوی نویسنده با حاضران در ناو دنا برای ثبت یک سفر تاریخی در دریانوردی ایرانیان است.
ناوگروه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی با کد ناوگروه 86 در 29 شهریورماه 1401 سفر خود به دور دنیا را آغاز میکند. این سفر که بیش از هشت ماه طول میکشد، از دریای عمان شروع میشود، به هند میرسد و بعد با عبور از جاکارتای اندونزی و دریای سلبس وارد اقیانوس آرام میشود. 70 روز در این اقیانوس دریانوردی میکند و سپس از تنگه ماژلان در آمریکای جنوبی وارد اقیانوس اطلس میشود. اقامتی پنج روزه در برزیل دارد و سپس وارد اقیانوس اطلس میشود، و پس از حدود یک ماه اقیانوسنوردی به کیپتاون آفریقای جنوبی میرسد. چند روزی استراحت میکند در آنجا و بعد از شرق قاره آفریقا رو به شمال میراند و میرود به عمان. یکی دو روز در عمان است و در نهایت در اردیبهشتماه 1402 مورد استقبال ایرانیان در دریای عمان قرار میگیرد.
این سفر از چند حیث حائز اهمیت و به نوعی تاریخساز بود. به گفته امیر دریادار شهرام ایرانی؛ در این ماموریت، ناوشکن دنا مسیری را طی کرد که برای اولینبار در طول تاریخ کشور انجام میشد و ناو 1200 تُنی ایرانی در بزرگترین پهنه دریایی دنیا یعنی اقیانوس آرام حاضر شد. طرحریزی این عملیات یک سال به طول انجامید و دستاوردهای بینظیر علمی برای کشور داشت. ما در این مأموریت اولین بیمارستان دریایی را ایجاد کردیم و از سه طوفان سهمگین با موفقیت گذشتیم؛ طوفانهایی که در یکی از آنها یکی از ناوشکنهای کشورهای همسایه غرق شد. ناوگروه ما عرض اقیانوس اطلس را طی کرد و در قاره آمریکا در بندر ریودوژانیرو در سالگرد رابطه دولتهای ایران و برزیل پهلو گرفت.
ناوگروه 86 نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران متشکل از ناوشکن دنا و ناو لجستیک مکران، با طی مسافت بیش از 51هزار کیلومتر، رکورد دریانوردی نظامی ایران را شکست. پیش از آن، ناوگروه 75 نداجا متشکل از ناوشکن سهند و ناو لجستیک مکران، با طی مسافت حدود 45 هزار کیلومتر در سفر به سنتپترزبورگ روسیه، رکورددار بود. مأموریت ناوگروه 86 (ملقب به ناوگروه 360) بهمنظور گشتزنی در آبهای دوردست و حراست از خطوط مواصلاتی تجاری ایران در دریاها، اجرا شد.
سفری که بر مذاق ابرقدرتها خوش نیامد
عزتی پاک در گفتوگویی با تسنیم درباره اهمیت این سفر گفت: سفر به دور دنیا سفر راحتی نبود و ارتشیان ما از خود گذشتگی کرده و علیرغم همه مضایق، تحریمها و آزاری که دیدند، این کار بسیار بزرگ را انجام دادند. گشتن دور دنیا و شناسایی مناطقی از آن که در دسترس عموم نیست، معمولاً در انحصار قدرتهاست. حالا اگر مردم کشوری بخواهد به این مناطق سرک بکشد و بگوید من هم هستم و میخواهم باشم، بر مذاق قدرتها چندان خوشایند نیست. به همین خاطر انواع سختیها و فشارها را وارد میکنند تا مانع این دسترسی شوند. با وجود این، سربازان و ارتش ایران همه این سختیها را به جان خریدند و این مأموریت شگرف را انجام دادند؛ آن هم با ابزار ایرانی یعنی ناو دنا.

یک سفر تاریخساز در تاریخ دریانوردی ایرانیان
به گفته او؛ این اولین تجربه حضور ایران در دور دنیا با سفر دریایی بود. پیش از این نیروهای ایران از طریق دریا بارها وارد اقیانوس هند و گاه اطلس شده بودند، اما اینکه کمربندی دور دنیا ببندند، برای نخستینبار بود که در این سفر محقق شد. شروع سفر از بندر عباس بود، سپس آنها وارد اقیانوس هند و پس از آن وارد اقیانوس آرام شدند. اقیانوس اطلس و در نهایت اقیانوس هند و ایران، مقصدهای دیگر این سفر دریایی بود. انجام این سفر اصلاً کار عادی نبود؛ به خصوص با ناوها و امکاناتی که ما داشتیم انجامش محل تردید بود. اما سربازان ما با اعتماد به نفس این کار را انجام دادند. نکته اینجاست که ما با امکانات بومی این کار را انجام دادیم و الآن مفتخریم که ناو ایران یک کلاس بینالمللی دارد که میتواند اقیانوسها را پشت سر بگذارد.
عزتیپاک پس از انتشار خبر شهادت جمعی از نیروهای ناوشکن دنا درباره روحیه حماسی آنها نوشت: این ببر نماد ناوشکن دنا بود. عکس را خودم گرفتهام؛ از داخل دفتر فرمانده ناو. من یک نیمروز در این ناو بودم؛ با تکتک آدمهایش نشستم و حرف زدم؛ راه رفتم در عرشه و گوش دادم به قصههاشان؛ خاطره شنیدم و تحسین کردم آنهمه پاکباختگی در راه وطن را. من با آنها ناهار خوردم؛ آلبومهاشان را تماشا کردم در گوشیهاشان، و نیز عکس فرزندانشان را روی میزهای کارشان.
سربازان دنا برادران و فرزندان ما بودند، از ما بودند، و ایرانیترین قهرمانانی بودند که دیدهام. آنان با دنا دور افتخار زده بودند بر گِرد زمین، و از این منظر بیمانند بودند در تاریخ ایران. حمله ناجوانمردانه دشمنان ایران آنها و دنا را از ما گرفت؛ در سواحل هند؛ و درحالی که به دلیل شرکت در مانور با ارتش میزبان مسلح نبودند. اما آن ببر یک عکس نبود، یک روح بود. روح را نمیشود کشت. روزی از راهی دیگر بازخواهد گشت… غُرّان و تیزچنگ!

در بخشهایی از این کتاب میخوانیم:
بهعنوان یک نظامی دریانورد که از توانمندیهایمان تا حد زیادی آگاهم همیشه ذهنم درگیر این مسئله بود که چرا دائماً ما را به روزگاران گذشته و افتخارات پشتسر ارجاع میدهند. البته که تاریخ آموزنده است و به افتخاراتی که پیشینیانمان به دست آوردهاند میبالیم، اما گاهی احساس میکنم این ارجاع دادنها تحقیرآمیز است. شما در 2500 سال گذشته هرچه بودی، بودی؛ باید ببینی الآن چه هستی! مُدام در این فکر بودم که چرا یک کشور 6 یا 7 پایگاه در سطح جهان داشته باشد و ما حتی یکی هم نداشته باشیم؛ یا اینکه چرا ناوهای آنها میتوانند تا اینجا، تا پشت مرزهای ایران ما بیایند، اما ما نمیتوانیم بهسمت آنها برویم!
این سخنان امیر شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، یک نشانه است؛ نشانهای از اینکه هر ماجرای بزرگی با یک رؤیا، حرکت کوچک یا سؤال ناگهانی شروع میشود. البته وقایع مهم و تاریخساز اغلب چنین ریشهای دارند؛ از آرزویی دستنیافتنی جان میگیرند و بعد رؤیایی محال مینمایند و درنهایت با معجزۀ حرکت و عمل در آغوش کشیده میشوند. این وقایع و ماجراها هیچگاه خودبهخود پیش نیامدهاند؛ همیشه ارادههای بزرگی بودهاند که تصمیمی بزرگ گرفتهاند و با تکیه بر توانهای ناشناخته یا قدرنادیدهٔ انسانها به انجام رسیدهاند. هرآنچه امروزه بهعنوان تاریخ و تاریخسازان میشناسیم حاصل همین ارادهها و تصمیمها است. انسان بیاراده و بیتصمیم انسان واداده و منفعل است. و پیشینیان ما چه خوش گفتهاند که اگر حرکتی نباشد، برکتی نیز در زندگی نخواهد بود. این ارادهها بودهاند که با راهاندازی جنبشها و حرکتهای اثرگذار ملتها را ساختهاند و بزنگاههای مهم در سرگذشت بشر را رقم زدهاند. اگر امروز انسان در رفاه و آسایش و امنیت است، و اگر امکاناتِ در دسترس بشر چیزی فراتر از رؤیاهای حتی خیرخواهترین اندیشمندان و روشنفکران تاریخ است، همه نتیجۀ معطل نماندن و اقدامات مردان و زنان اهل عمل است.
نباید معطل ماند؛ باید فرصتها را ساخت و امکانات را آفرید. و در این مسیر همهچیز به آگاهی باز میگردد. اگر بینش و ارادهٔ معطوف به عمل باشد، اتفاقات بزرگ رقم خواهند خورد. آنچه در سفر بزرگ، هیجانانگیز و تاریخساز دور دنیای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران رخ داد همه محصول اجتماع همین ویژگیها بود: بینش، اراده و عمل! ماجرای بزرگ ناوگروه 86 نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی نیز اینچنین شروع شد؛ بینشی تاریخی و نگاهی راهبردی با ارادۀ دریادلان پیوند خورد و بعد نوبت به عمل رسید!

بعد از سال 1390 که از کانال سوئز عبور کردیم و به مدیترانه رفتیم، طرحی پیشنهاد شد که تا ونزوئلا برویم؛ یعنی ایران تا قارۀ آمریکا برود و پرچمش را نشان دهد. در آن بُرهه گفتند امکانش نیست و همین حرف هم پذیرفته شد، اما از عملی کردن این رؤیا دست برنداشتیم. بلکه برعکس، اتفاقاً این خواسته و تمنا هرچه عقبتر افتاد خواستنیتر و عمیقتر شد.
این سخن امیر شهرام ایرانی نشان میدهد فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی آرامآرام مقدمات عملی کردن رؤیاهای بزرگ را فراهم میکنند. وقتی حرکت و تحول وضعیت را عملی کنیم، فکرهای گذرا کمکم ماندگار و جدی میشوند و آن قاعدهای که در آغاز اشاره شد خواهناخواه اجرا میشود. در دورۀ جدید وقتی فرماندهی تازهنفس نیروی دریایی ارتش خدمت مقام معظم رهبری رسید جملهای از ایشان شنید که برایش راهگشا شد و آن برنامۀ برزمینمانده را به جریان انداخت.
در آن دیدار، بعد از تقدیم برنامهها، حضرت آیتالله خامنهای نکتهای را گوشزد کرد که از انتظاری تاریخی از نیروی دریایی ارتش حکایت میکرد. ایشان فرمود: «دریانوردیهای طولانی برای نیروی دریایی نعمت است.» و بعد از فرماندهی سؤال کرد: «برای اینگونه مأموریتها چه برنامهای دارید؟» فرمانده آن روز نقشهٔ آمادهای برای چنین مأموریتهایی نداشت، بنابراین به طرح فکری که داشت و رؤیایی که پیشتر ساخته بود بسنده میکند. امیر ایرانی دراینباره میگوید:
دلم را به دریا زدم و گفتم: «اگر اجازه بفرمایید، میخواهیم کره زمین را دور بزنیم!» حضرت آقا به من نگاهی انداختند و فرمودند: «هرکسی مسئول میشود اولش از این حرفهای قشنگ میزند. اما مهم این است که حرفها عملی شوند و به اجرا در بیایند.» و بعد پرسیدند: «میتوانید؟» من هم با توکل به خدا گفتم: «شما دعا بفرمایید، ما اجرا میکنیم.»
تاریخ این دیدار نُهم مهرماه سال 1400 است، و این روزی است که آیندگان دربارهاش خواهند گفت: «ملت ایران در چنین روزی تصمیم گرفت به یکی از رؤیاهای بزرگش جامه عمل بپوشاند.» امیر ایرانی ادامه داد:
از محضر ایشان که بیرون آمدیم، اهمیت کار برایم بیشتر مشخص شد و عزمم جزم شد. به نظرم دیگر وقتش بود این کار را انجام بدهیم. مسئله فقط مسئلۀ نیروی دریایی نبود؛ مسئلۀ کشور هم بود. بنابراین در کوتاهترین زمان دستبهکار شدیم و اولین جلسه را با هدف انجام دادن این مأموریت تشکیل دادیم؛ با این موضوع که ببینیم وضعیتمان چیست و کجای کار هستیم. باید شرایط را برآورد میکردیم و امکانات و نیروهای موجود را در مواجهه با این کار بزرگ میسنجیدیم.
در آن جلسه تصمیم گرفته شد که در تمام زمینهها تحرک ایجاد شود؛ امکانات موجود تقویت و ظرفیتهای معطلمانده شناسایی شود تا نیروها آماده انجام دادن کارهای بزرگ شوند؛ زیرا تا نیرو آماده نباشد و باور نکرده باشد که توانایی انجام دادن عملیات را دارد، امکانات به هیچ کاری نمیآیند. شیء چهکار میتواند بکند وقتی ارادهای انسانی نیست تا به حرکتش در بیاورد و از آن استفاده کند؟ نکتهٔ مهم بعدی برخورد علمی و فکرشده با مسئله است. علم و دانش پایهٔ حضور در دریا است.
میخواستیم مسیری را طی کنیم که پیش از آن نرفته بودیم؛ پس هیچ شناخت و دانشی دربارهاش نداشتیم. تصور اقیانوسنوردی با ابزار و اسبابی که برای چنین مأموریتی تهیه و تدارک نشدهاند مشکل بود. در اقیانوس جز همین ابزار و وسایل هیچ تکیهگاه دیگری وجود ندارد. بنابراین باید آنقدر مستحکم و قدرتمند و اتکاپذیر باشند که بتوان با خیال آسوده مأموریت را آغاز کرد. ما در نیروی دریایی اصطلاحی داریم که میگوییم اقیانوس دهانش باز است؛ فقط کافی است خطایی محاسباتی کنید تا بهسادگی بلعیده شوید و هیچ نشانی از شما بر جا نماند. مثلاً اگر طوفانی اتفاق بیفتد، تهدیدها متفاوت و بزرگ است؛ یعنی وضعیتی رقم میخورد که اصلاً چیزی کمتر از جنگ ندارد. آدمهای غیردریایی تقریباً نمیتوانند تصوری از این طوفان داشته باشند؛ بسکه مهیب، غافلگیرکننده، و نابودگر است.
امیر ایرانی تصمیمش را دربارهٔ فرمانده این مأموریت از پیش گرفته بود. بنابراین همان ابتدا با امیر دریادار فرهاد فتاحی تماس گرفت.
“بیست روز از فرماندهی امیر ایرانی گذشته بود. من در دورهٔ دافوس بودم. یک نفر از دبیرخانه تماس گرفت و گفت امیر فرمانده نیرو با شما کار دارند؛ زودتر خودتان را برسانید. گفتم کی بیایم؟ گفت ساعت هفتونیم، هشت عصر بیا! من تهران بودم؛ پس به دفترشان رفتم. اما بهدلیل شلوغی دفتر، حدود ساعت ده شب توانستم ایشان را ببینم. امیر از وقتی در بندرعباس بودم من را میشناخت. با هم خدمت میکردیم. خوشوبشی کردیم و گفتم بفرمایید! گفت: «فکری در ذهنم است. میخواهم دور زمین بچرخیم و توانمان را به دنیا نشان بدهیم.» گفتم: «وظیفهٔ من چیست؟» گفت: «برو بررسی کن ببین این کار شدنی است یا نه. هم امکانش را با توجه به ظرفیتهای نیرو بسنج، هم چگونگی و زمان و مدتش را! مسیرها را پیدا کن و وضعیتشان را در فصول سال بررسی کن.»
و بعد مأموریت را کامل شرح داد و قرار گذاشتند تا جناب فتاحی تمام ابعاد چنین سفری را مطالعه کنند، گزارشی از ناوها بدهند و نیروها را جستوجو کنند و حتی مقدار سوخت لازم و طول مأموریت و مشکلات و تهدیدات را شناسایی کنند. جناب فتاحی پرسید: «چقدر فرصت دارم؟» امیر ایرانی میگوید: «یک هفته!» جناب فتاحی پاسخ میدهد: «در یک هفته نمیشود جمعوجورش کرد؛ کار بسیار سنگین است. بهعلاوه ما اصلاً در این مسیری که الآن مشخص کردهاید دریانوردی نکردهایم. بهخصوص اقیانوس آرام حتی مسیر کشتیهای نفتکشمان هم نیست تا بخواهیم از آنها اطلاعات بگیریم… به فرصت بیشتری نیاز دارم.» امیر ایرانی پاسخ میدهد: «شما شروع کن، اما به کسی چیزی نگو!» امیر فتاحی بلافاصله از همان تهران و از اوایل شهریور سال 1400 کار پژوهشش را آغاز کرد. طبق دستور، به چند سازمان میرود و اطلاعات در زمینههای اشارهشده را درخواست میکند، اما دریغ از حتی یک کمک کوچک. و اینجا بود که احساس میکند در ابتدای راهی کاملاً ناشناخته است و خود و گروهش باید تمام این مسیر را تا لحظهٔ حرکت گامبهگام کشف کنند و پیش بروند. «تازه اینجا بود که دریافتم تمام کار بر عهدهٔ خودمان است و انتظار کمک از دیگران فقط وقتمان را خواهد گرفت و مأموریت را به عقب خواهد انداخت.»
همیشه جنگ با طبیعت از جنگهای هولناک بوده است. اگر روی بدهد، واقعاً مُهلک است؛ زیرا گاهی دیده شده است که خود انسان هم در نبرد علیه خود اقدام میکند؛ چون خود نیز از طبیعت و اصلاً جزو طبیعت است. ازهمینرو نگرانی اول تسلط بر آبوهوای اقیانوس بود. شناخت رفتار این پهنۀ پرجوشوخروش و پیشبینی مشکلاتش بخش مهمی از اقدامات اولیه بود. در نگاه اول ابزار در دسترس توسل به دادههای ماهوارهای بود که آنهم فقط تا دو روز آینده را میتوانست پیشبینی کند و گرهای از کار مأموریتی به این بزرگی و مهمی نمیگشود. اگر از مراجع بینالمللی درخواست میشد پیشبینیهای دو هفته بعد یا دو ماه آینده را بدهند، که معمولاً صددرصد درست از آب در نمیآمد، باید پول هنگفتی میپرداختیم.
در اینجا تازه مشکل بسیار بزرگی ظاهر شد: خرید اطلاعات از دشمن! اماکدام دشمن عاقلی به رقبا و دشمنان خود در حوزۀ نظامی خدمات میدهد و در این کار صادق است؟ هیچکس! صداقت در کمک به گسترش امکانات دشمن خیانت به ملت و کشور و آرمانهای ملی است. یعنی حتی اگر کسی پیدا شود چنین کاری کند، حتماً انحرافی و خطایی در اطلاعات میگنجاند تا برنامهای که ارائه میدهد نتیجهبخش نباشد. بنابراین این نظریه که از دیگران کمک بگیریم با اجماع مسئولان بهکل کنار گذاشته شد و قرار شد از توان و تجارب داخلی استفاده کنیم.
با عزیزانی در شرکت نفت و کشتیرانی تماس گرفتم؛ از همدورهایهای خودم در دانشگاه نوشهر بودند. آنها در سفر ناوگروه 75 به سنپترزبورگ به ما کمک کرده بودند و اطلاعات خوبی در اختیارمان گذاشته بودند. در این مورد اما گفتند آن مسیر را دریانوردی نکردهایم و نمیشناسیم.
دور افتخار فرزندان ایران با دنا
این پاسخ کار را برای امیر فتاحی دشوارتر کرد و گروه پژوهش بهناچار مجبور شد به کتابخانه برود و به آثار مکتوب و منابع خارجیزبان پناه ببرد. نقشههای گوناگون در زمانها و ملل مختلف را بررسی کردند و حتی نقشههای هواشناسی را هم بهطور کامل دیدند. این فرایند با گروهی پنجنفره تقریباً دو ماه طول کشید. در همین ایام امیر ایرانی به بندرعباس سفر کرد و از جناب فتاحی خواست نتیجهٔ مطالعات را گزارش کند.
“ما گزارشی آماده کردیم و خدمت ایشان بردیم. در گزارش که بخشی از آن مصور و همراه با نمودارها و جدولها بود نشان داده بودیم چه زمانی باید حرکت کنیم، با چه امکاناتی، چگونه و از کدام راهها و چه بندرهایی باید بگذریم! همه را گفته بودیم و نقشههای جایگزین را هم دقیق مشخص کرده بودیم. نشان داده بودیم کار چقدر دشوار و البته چقدر جذاب و هیجانانگیز است. وقتی این را به حالت گزارش اولیهٔ تفصیلی و مستند خدمت امیر دادیم، ایشان به این نتیجه رسیدند که مأموریت شدنی است، اما ملاحظاتی دارد. پس وقتی به تهران بازگشتند، ستاد نیروی دریایی و تمام معاونتهایش را فرا خواندند و برنامه را از محرمانگی در سطح نیروهای ستاد در آوردند و گفتند: «بروید بهصورت عملیاتی وضعیت آبوهوا، شرایط، اطلاعات و امنیت، لجستیک و فنی را تحقیق کنید.» خلاصه هرکس مکلف میشود بخشی از کار را دست بگیرد.”
تصمیم نهایی گرفته شده بود. جمهوری اسلامی میخواست مسیر تازهای در برابر خودش باز کند. قرار بود تاریخ بار دیگر جسارت فرزندان ایران را به چشم ببیند.
انتهای پیام/
