» فرهنگ و تاریخ باستان » سلبریتی‌ها چرا همچنان در سکوت‌اند؟
سلبریتی‌ها چرا همچنان در سکوت‌اند؟

سلبریتی‌ها چرا همچنان در سکوت‌اند؟

اسفند ۲۳, ۱۴۰۴ 105

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، این روزها صدای مردم از میان دودی بلند می‌شود که واقعیت را روشن‌تر کرده است؛ روزهای التهاب، هنگامه‌ی حملات پهپادی آمریکایی – صهیونیستی، روزهایی که هر وجب خاک وطن بوی مسئولیت می‌دهد.

در این روزها، هرکس نعمتی دارد؛ قلم، صدا، تصویر یا فکری. و مأموریتی هم برای دفاع، برای امید، برای روایت. اما پرسش بزرگ و تلخ مردم یکی است؛ چرا آن‌هایی که زمانی چهره نامیده شدند، امروز چهره ندارند؟

در همین دل بحران، محسن چاوشی به مانند روزهای جنگ 12 روزه که با «علاج» آمد این بار «حسبی‌الله» را خواند و بار دیگر نشان داد صدای صادق، از هر ابزار اطلاع‌رسانی رساتر است. او با زبان هنر، کاری کرد که باید بسیاری دیگر می‌کردند اما نکردند. صدای او هم تسکین بود، هم حضور؛ حضور در کنار مردمی که از سکوت چهره‌ها دلگیرند.

برخلاف بسیاری، جواد قارایی مستندساز و روایتگر طبیعت و روح ایرانی، سکوت نکرد؛ به میدان رفت. بعد از حملات پهپادی، سری به بچه‌های حوزه امنیت و ایست و بازرسی‌ها زد؛ نه برای دیده شدن، بلکه برای دیدن، برای دادن روحیه، برای رساندن پیام مردمی به مردمی که در خط ایستاده‌اند. همین یک حرکت، معنایی بزرگ داشت: چهره واقعی فقط آن نیست که در قاب مستند یا فیلم دیده شود؛ آن است که به قلب واقعیت پا بگذارد.

مردم از همین جنس چهره‌ها دلگرم می‌شوند؛ از کسی که با رفتن‌اش امید می‌کارد، نه از کسی که با سکوتش سنگ بر دل‌ها می‌گذارد.  

هنرمندان و رهبر شهید انقلاب؛ تأکید بر دانشگاه بودن تلویزیون

آنها حالا نگاه می‌کنند به آسمان و زمین وطن، به جوانانی که در حوزه‌ی هوافضا و موشکی سپاه پاسداران شب و روز می‌کوشند تا قدرت ایران را بر فراز جهان بنشانند، و می‌پرسند: مگر فقط سرباز مأموریت دارد؟  

کارگردان هم مأموریت دارد: روایت اثرگذار بسازد. شاعر مأموریت دارد: واژه‌ها را سنگر کند. خبرنگار مأموریت دارد: واقعیت را درست و به موقع بنویسد.  

و سلبریتی‌ها؟ آنها مأموریت دارند که کنار مردم بمانند، نه کنار سکوت.

اما چرا بسیاری از بازیگران چهره، آنها که با نقش‌های مردمی شناخته شدند و دستمزدهای آنچنانی گرفتند، امروز غایب بزرگ هستند؟ چرا فقط وقتی آرامش است و نور صحنه زیاد، یاد مردم می‌افتند؟  

مردم تمایل دارند کاراکترهایی که در ذهن‌شان از این چهره‌ها باقی مانده، در واقعیت هم بمانند نه فقط در فیلمنامه‌ها. انتظار دارند همان دلاوری که در فیلم ایفا کردند، در میدان زندگی هم نشان دهند. این روزها مردم نیاز به همدلی واقعی دارند، نه پست‌های پر زرق و برق در لحظات امن.

صحنه‌ی واقعی این روزها، میدان روز قدس بود؛ جایی که مردم در کنار رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضاییه و دیگر مسئولان، با هم ایستادند. حتی انفجارهای دشمن در میادین و خیابان‌ها نتوانست این هم‌دلی را بلرزاند. چون مردم دیدند سردمدارانشان فرار نکردند، پنهان نشدند بر خلاف دشمنانی که خود را در سنگرهای سیمانی مخفی کردند و صدای مردمِ سرزمین‌های اشغالی‌شان را بریدند.  

اما باز پرسش همان است: شما کجایید؟ چهره‌هایی که همیشه از انسان، وطن و عشق می‌گویید؟  

آیا دل شما برای بچه‌های میناب، برای دانش‌آموزان جنوب، برای کودکانی که شاید اولین بار معنای «اضطراب» را تجربه کرده‌اند، نسوخت؟  

حتی یک پیام ساده، یک جمله امید، می‌تواند معنایی بزرگ داشته باشد. اما سکوت، حتی از بی‌خبری هم سنگین‌تر است.

البته برخی بزرگان هنر و تئاتر و سینما، پیام‌هایی از همدلی و حمایت فرستادند، اما آن‌هایی که نام‌شان «سلبریتی» است، انگار ترجیح دادند سکوتی شیک داشته باشند؛ سکوتی آراسته با فیلترها و محدودیت‌های برند شخصی‌شان.  

و در همین روزگار پرهیاهو، باز همان کنایه‌ی دقیق مژده لواسانی معنا پیدا می‌کند: «در روزگاری که سلبریتی‌ها ساکت‌اند، صدای حسبی‌اللهِ محسن چاوشی خوشبختانه کافی و رساست.»

در جهانی که سرعت خبر بیشتر از عمق انسانیت شده، شاید باید یادمان بیاید چهره بودن یعنی مأموریت داشتن. مأموریت برای امید، برای اتحاد، برای دفاع از مام میهن.  

هرکس سهمی دارد؛ از تولیدکننده دستاوردهای دفاعی کشور تا شاعر و سروده‌هایش، از مستندساز تا بازیگر، از رئیس جمهور تا شهروند مینابی.  اما آن‌که سهم خود را فراموش کند، چهره نیست؛ سایه‌ای است از گذشته.

شاید این روزها، ایران بیش از هر وقت دیگر، نیاز دارد تا مفهوم «چهره» را بازتعریف کند. نه چهره‌ای با رعایت برند و قرارداد، بلکه چهره‌ای با قلب و تعهد. به مانند سلبریتی‌ها و چهره‌های کشور عراق یا برخی چهره‌های دنیا که حداقل تجاوز آمریکایی- صهیونی را محکوم کردند. حتی جالب است که نخست‌وزیر ایتالیا شهادت کودکان دانش‌آموز مینابی را محکوم می‌کند اما دریغ از برخی چهره‌ها یا همان به اصطلاح سلبریتی‌ها!  

حقیقتاً ملت ایران با حضور پرشورشان در میادین و خیابان‌ها، دشمنان را ناامید و میدان را پُر از اتحاد و همدلی و انسجام کرده‌اند. نوبت چهره‌هاست که سکوت را بشکنند.

انتهای پیام/

 
 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×