» فرهنگ و تاریخ باستان » شهادت به مثابه فرمول متعالی انسجام اجتماعی در عصر گذار

شهادت به مثابه فرمول متعالی انسجام اجتماعی در عصر گذار

اسفند ۱۳, ۱۴۰۴ 008

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تاریخ اندیشه‌های سیاسی، واقعه‌ی فقدان یا شهادت یک رهبر کاریزماتیک، همواره یک گسست ساختاری را تداعی می‌کند، گسستی که ماهیت آن بسته به بنیان‌های متافیزیکی حاکم بر جامعه، یا به فروپاشی ساختاری می‌انجامد یا به فرایندی معکوس یعنی تراکم هستی‌شناختی هویت جمعی منجر می شود. نظام‌های سکولار این لحظه را با خلاء قدرت یا نزاع بر سر جانشینی تعبیر می‌کنند اما در منظومه‌ی فکری جمهوری اسلامی ایران شهادت نه یک پایان بلکه نقطه اوج یک  حضور غیاب است. شهادت در این منظومه جلوه‌گاه نهایی ایثار است. مفهومی که برخلاف فداکای، ریشه در تعهد پیشین به یک مدار ارزش را دار و  قائد امت اسلامی نماد همین مدار بود، فردی که از منظر فلسفی تجسم زنده «عقل عملی» در مقام «ولیّ فقیه» محسوب می‌شد.

شهادت و ترور قائد امت اسلامی تنها به شهادت رساندن و ترور یک شخص نبود بکه ترور هدفمند اندیشه مقاومت، اسوه مقاومت و صبر بود. از ویژگی‌های ایشان اعتدال در عین قاطعیت، عمق علمی در کنار سادگی رفتار و قدرت تئوریک در مواجهه با تحولات بنیادین زمانه بود. همه مسئولین باید پس از غیاب فیزیکی ایشان این ویژگی ها را  به عنوان نقاط اتکای ذهنی عمل کنند. این امر ما را به مفهوم «تداوم گفتمان» سوق می‌دهد، گفتمانی که در آن مرجعیت از کالبد خارج شده و در متن اندیشه، قانون و سنت نهادینه می‌شوند. نکته محوری در این گذار، مدیریت  خلاء نمادین است. هر جا که خلأ نمادین به درستی پر نشود هرج و مرج ادراکی رخ می‌دهد. در تجربه کنونی، مردم ایران با چالشی وجودی روبرو هستند که چگونه می‌توان یک محور وحدت که تا دیروز در مرکز ثقل قرار داشت، را به یک  حضور پنهان و فعال تبدیل کرد؟ پاسخ در پارادوکس وحدت نهفته است یعنی اتحاد حول محور چیزی که وجود دارد (گفتمان و میراث) اما در عین حال غیرملموس است. این امر مردم را وادار می‌سازد که از اتکای بیرونی به مرجعیت به عاملیت درونی تغییر مسیر دهند و  وحدت در این مقطع  دیگر اطاعت کورکورانه نیست بلکه مشارکت فعال در حفظ و استمرار همان فرمولی است که رهبر فقید با حیات و ممات خود تعریف کردند.

تحلیل ویژگی‌های رهبر معظم انقلاب در پرتو شهادت نیازمند فراتر رفتن از شرح صفات اخلاقی است. یکی از ویژگی برجسته ایشان توانایی در دینامیک‌سازی سنت بود. ایشان سنت را ایستاده و ثابت نپنداشتند بلکه آن را به مثابه یک نیروی محرکه برای حل مسائل مدرن به کار گرفتند و  این مهارت که در فلسفه سیاسی می‌توان آن را ترکیب امر ثابت و امر متغیر نامید دقیقاً همان فرمولی است که اکنون جامعه به آن نیاز دارد و هرگونه تلاش برای تقلیل میراث ایشان به ایدئولوژی صرف این فرمول را خنثی می‌کند. فرمول شهادت در واقع تاکید بر این نکته است که تعهد به آرمان‌ها نیازمند هزینه‌ای است که بالاترین شکل آن، رها کردن تعلقات جسمانی می باشد. در عصر گذار، جایی که تلاطم‌های ژئوپلیتیکی و فشارهای هویتی به دنبال شکستن انسجام درونی هستند، وحدت فعلی یک دستاورد خودبه‌خودی نیست بلکه پاسخی آگاهانه به الزام فلسفی تداوم یک پروژه ملی است. هنگامی که دشمنان انتظار تفرقه دارند اصرار بر تداوم مسیر، خود بزرگترین عمل مقاومتی است و  این همان پایداری است که بدان اشاره شد نه پایداری در مکان  بلکه پایداری در جهت‌گیری هستی‌شناختی مورد نظر است.

ویژگی دیگر این دوران آزمون اصالت هویت است. شهادت رهبر انقلاب اسلامی ایران خطوط تمایز را شفاف می‌کند و در مواجهه با داغ فقدان ایشان دو دسته از مردم ظهور می‌کنند نخست؛ کسانی که از مرجعیت نمادین برای بازگشت به شکلی از گذشته‌گرایی سکولار یا فردگرایی محض استفاده می‌کنند و دوما؛ کسانی که فقدان را دالّی برای افزایش مسئولیت فردی در قبال ساختار می‌بینند که وحدت حقیقی در پذیرش دسته دوم است. وحدت نه در غم مشترک بلکه در مسئولیت مشترک برای تبدیل ارزش به عملکرد  است.

در نهایت، اگر شهادت را اوج تحقق غایت بدانیم، آن گاه وحدت در مقطع کنونی تلاش جمعی برای نهادینه‌سازی این غایت است. رهبر فقید انقلاب با نهایی کردن مسیر خود در بالاترین سطح تعهد به جامعه آموخت که غایت‌جویی یک امر انتزاعی نیست بلکه باید در بطن سیاست و زندگی روزمره عملیاتی شود. شهادت رهبر انقلاب یک تلنگر متافیزیکی برای جامعه است که از سقوط به نسبیت جلوگیری می‌کند و انسجام را نه بر پایه منافع زودگذر بلکه بر اساس اصول متعالی تعریف می‌نماید. عصر گذار عصر تفسیر است، تفسیری که باید از سطح تحلیل‌های سطحی فاصله گرفته و به عمق فرمول شهادت به عنوان منبع پویایی مستمر نفوذ کند تا پایداری تنها یک شعار نباشد بلکه به یک واقعیت ساختاری گردد.

یادداشت از: مصطفی شجاعی

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×