شکوه سیرت امیرالمؤمنین در شعر شاعران اهل سنت
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بیان فضائل امیرالمؤمنین، امام علی(ع) از جمله مضامین پرتکرار در ادب فارسی، چه در آثار منظوم و چه در آثار منثور، است. اظهار ارادت به ساحت امام اول شیعیان، تنها منحصر به شیعیان نبوده و در آثار متعدد اهل سنت نیز این ابراز علاقه و ارادت بارها و بارها دیده میشود.
مدح ایشان گاه در برخی از برهههای تاریخی مانند دوره امویان، به دلیل سختگیری حاکمان وقت، کمرنگ میشود اما هرگز رنگ نمیبازد. جالب آنکه گاه در برخی از آثار اهل سنت، فضائلی که برای امیرالمؤمنین برشمرده شده، همچون آثار شاعران و نویسندگان شیعه است.
مدح حیدر کرار در شعر شاعران فارسیزبان با کسایی و فردوسی که هر دو شیعه بودند، آغاز شد؛ اشعاری که پس از گذشت چندین سده همچنان به عنوان درخشانترین اشعار علوی یاد میشود. مانند این ابیات از کسایی مروزی، شاعر قرن چهارم هجری:
مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد؟
جز شیر خداوند جهان، حیدر کرار؟
این دین هدی را به مثل دایرهای دان
پیغمبر ما مرکز و حیدر خط پرگار
علم همه عالم به علی داد پیمبر
چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار
و یا در قصیده دیگری چنین میگوید:
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
فضل حیدر، شیر یزدان، مرتضای پاک دین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی امام المتقین
فضل «زین الاصفیا»، داماد فخر انبیا
کافریدش خالق خلق آفرین از آفرین
این سنت در ادوار بعد، در شعر شاعران اهل سنت و شیعه امتداد یافت. از درخشانترین و ماندگارترین اشعار در این زمینه میتوان به سرودههای سنایی غزنوی اشاره کرد. سنایی که او را از تاثیرگذارترین شاعران فارسیزبان بر حوزه شعر حکمی و عرفانی و از پیشقراولان این سبک میدانند، در آثار متعدد از ایمرالمومنین(ع) یاد کرده است. سنایی در قصیدهای، امام علی(ع) را کشتی نجات در حوادث و فتنههای روزگار توصیف کرده و با اشاره به حدیث پیامبر خدا(ص) که فرمود “من شهر علم هستم و علی(ع) در آن” چنین سرود:
ای به دریای ضلالت در گرفتار آمده
زین برادر یک سخن بایست باور داشتن
بحر پر کشتی است لیکن جمله در گرداب خوف
بی سفینهٔ نوح نتوان چشم معبر داشتن
گر نجات دین و دلخواهی همی تا چند ازین
خویشتن چون دایره بیپا و بیسر داشتن
من سلامت خانهٔ نوح نبی بنمایمت
تا توانی خویشتن را ایمن از شر داشتن
شو مدینهٔ علم را در جوی و پس در وی خرام
تا کی آخر خویشتن چون حلقه بر در داشتن
چون همی دانی که شهر علم را حیدر در است
و یا در خلال مدح قاضی عبدالودود این عبدالصمد میگوید:
صد علی در کوی ما بیشست با زیب و جمال
لیک یک تن را نخواند هیچ عاقل مرتضا
یکی از ویژگیهای آثار سنایی پرهیز از اختلافات مذهبی و توسل به وحدت مذاهب بود. از همین روست که در اشعارش با وجود آنکه حنفیمذهب بود، شیوهای نو درانداخت و در کنار نعت حضرت رسول(ص)، مدح اهلبیت(ع) را نیز آغاز کرد:
جهان پر درد میبینم دوا کو؟
دل خوبان عالم را وفا کو؟
ور از دوزخ همی ترسی شب و روز
دلت پر درد و رخ چون کهربا کو؟
بهشت عدن را بتوان خریدن
ولیکن خواجه را در کف بها کو؟
خرد گر پیشوای عقل باشد
پس این واماندگان را پیشوا کو؟
درین ره گر همی جویی یکی را
سحرگاهان ترا پشت دوتا کو؟
سراسر جمله عالم پر یتیم است
یتیمی در عرب چون مصطفا کو؟
سراسر جمله عالم پر ز شیرست
ولی شیری چو حیدر باسخا کو؟
سراسر جمله عالم پر زنانند
زنی چون فاطمه خیر النسا کو؟
سراسر جمله عالم پر شهید است
شهیدی چون حسین کربلا کو؟
سراسر جمله عالم پر امام است
امامی چون علی موسی الرضا کو؟
پس از سنایی، مدح امیرالمؤمنین(ع) را میتوان در نامدارترین شاعران سده ششم، خاقانی و نظامی گنجوی دید. خاقانی که شافعیمذهب است و به دلیل استواری کلام به حسان العجم شهره، در اشعارش همچون حسان ابن ثابت، زبان را به مدح امام علی(ع) متبرک کرده و ضمن اشاره به فضائل امیرالمؤمنین، به وقایع عصر ایشان مانند حماسهآفرینیهای علی(ع) در غزوات اشاره کرده است:
چون حیدر ذوالفقار برکش
تا چرخ جهودسان بجنبد
و یا در تحفهالعراقین میگوید:
بوده در شهر علم حیدر
وین سید دین کلید آن در
نام علی(ع) نه تنها پربسامدترین نام در میان القاب و نامهای امیرالمؤمنین در شعر خاقانی ذکر شده، که بیش از خلفای راشدین و صحابه حضرت رسول(ص) به آن اشاره شده است:
علوی دوست باش خاقانی
کز عشیرت علی است فاضلتر
هرکه بد بینی از نژاد علی
نیکتر دان ز خلق و عادلتر
بدشان نیکتر ز مردم دان
نیکشان از فرشته کاملتر…
اظهار ارادت به ساحت اهل بیت(ع) به ویژه پیشوای عارفان، امام علی(ع) در شعر نظامی گنجوی، به عنوان یکی از قلههای شعر فارسی نیز دیده میشود.
افکار بلند و شاعرانه نظامی در لابهلای آثارش باعث شده که از وی بهعنوان شاعری حکیم یاد شود، این امر نظامی را در زمره هشت شاعر طراز اول زبان و ادب فارسی قرار داده است. او تنها شاعری است که توانست شعر تمثیلی را در زبان فارسی به حد اعلای تکامل برساند. این حکیم چیرهدست، امام علی(ع) را در دیوان خویش اینچنین ستوده است:
ز بعد معرفتِ کردگار لم یزلى
نبى شناسم و آن گه على و آل على
خداست آن که تعقّل نمودن کُنهش
بُرون نهاده قدم از حدود محتملى
نبى است آن که بُود در مدارس تحقیق
برى کتاب کمالش ز نکته جدلى
على است آن که گدازد ز برق لمعه تیغ
حسود را، که کند نقد بوتراب على…
نوع نگاه شاعران فارسیزبان و اشاره به جایگاه امیرالمؤمنین(ع) پس از به اوج رسیدن شعر و گرم شدن مکاتب عرفانی، رنگ دیگری به خود میگیرد. جایگاه علی(ع) در این دست از آثار منظوم و منثور، نه تنها جایگاهی است که از احادیث نبوی استخراج شده، بلکه همانند مرادی است که مریدان راه طریقت به او اقتدا کرده و در جستوجوی عالم معنا، هفت شهر عشق را با او میپیمایند؛ چنانکه عطار نیشابوری حضرت را چنین توصیف میکند:
قلب قرآن، قلب پُر قرآن اوست
«والِ مَن والاه»، اندر شأن اوست
نمونههای دیگری از این رویکرد را نیز میتوان در شعر او دید:
ز مشرق تا به مغرب گر امامست
امیرالمؤمنین حیدر تمام است
گرفته این جهان زخم سنانش
گذشته زان جهان وصف سهنانش
چو در سر عطا اخلاص او راست
سه نان را هفده آیت خاص او راست
سه قرصش چون دو قرص ماه و خورشید
دو عالم را بخوان بنشاند جاوید
ترا گر تیر باران بر دوامست
«علیّ حبه جُنّة» تمامست
پیمبر گفتش ای نور دو دیده
ز یک نوریم هر دو آفریده
علی چون با نبی باشد زیک نور
یکی باشند هر دو از دوئی دور
چنان در شهر دانش باب آمد
که جَنّت را بحق بوّاب آمد…
از دیگر نمونههای درخشان شعر علوی در آثار شاعران اهل سنت، سرودههایی از مولوی در وصف ایشان است:
از علی آموز اخلاص عمل
شیر حق را دان مطهر از دغل
در غزا بر پهلوانی دست یافت
زود شمشیری برآورد و شتافت
او خدو انداخت در روی علی
افتخار هر نبی و هر وَلی…
مولوی نه تنها بارها در مثنوی، که در دیوان شمس نیز به مدح حضرت پرداخته است:
آن شاه که با دانش و دین بود علی بود
مسجود ملک ساجد و معبود علی بود
خورشید ضیاء گستر و جمشید دو کشور
ماه فلک موهبت و جود، علی بود
آن شاه فلک مرتبه کز عز و جلالت
بر سایر مخلوق بیفزود، علی بود
آن نکته تحقیق حقائق به حقیقت
کز روی یقین مظهر حق بود، علی بود
آن نقطه توحید احد کز دم واحد
جز او نفس وحدت نشنود، علی بود
آن بود وجود دو جهان کز ره معنی
بی او نشدی عالم موجود، علی بود
آن فاتحه دولت و مفتاح سعادت
کز قفل در مصطبه بگشود، علی بود…
و یا:
تا صورت پیوند جهان بود، علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود
سلطان سخا و کرم و جود، علی بود
هم آدم و هم شیث هم ایوب و هم ادریس
هم یوسف و هم یونس وهم هود، علی بود
هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس
هم صالح پیغمبر و داوود، علی بود…
و یا در جای دیگری گوید:
دایم ز ولایت علی خواهم گفت
چون روح قدس ناد علی خواهم گفت
تا روح شود غمی که بر جان منست
کل هم و غم سینجلی خواهم گفت…
مدح امیرالمؤمنین(ع) حتی در شعر شاعری چون سعدی که در نظامیه درس علم دین خوانده نیز دیده میشود. ثنای سلطان عارفان، پس از دوره صفویه و با به رسمیت شناختن مذهب شیعه در ایران، وارد مرحله تازهای شده و پس از پیروزی انقلاب با پرداختن به مضامین جدیدی ادامه دارد. اگر در گذشته شعر علوی با تاسی به احادیث نبوی و با اشاره به وقایع صدر اسلام ادامه داشت، در این مرحله با پررنگتر شدن بُعد عاطفی، بیشتر به اظهار ارادت شاعر به ساحت ایشان ادامه دارد و فضای شخصیتری را شامل میشود.
انتهای پیام/
