» فرهنگ و تاریخ باستان » صادق بودن؛ رکن اصلی ادبیات نوجوان
صادق بودن؛ رکن اصلی ادبیات نوجوان

صادق بودن؛ رکن اصلی ادبیات نوجوان

بهمن ۲۸, ۱۴۰۴ 006

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، رمان نوجوان «تا مرز سفید تشک» به قلم شیما ناصری اولین رمان نوجوان این نویسنده، داستان مسیر رشد یک نوجوان کشتی‌گیر را روایت می‌کند که در مواجهه با شکست و تردید، معنای ایستادگی و مسئولیت‌پذیری را می‌آموزد. این اثر نخستین تجربه رمان نوجوان در مرکز مستندنگاری فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی ایران است و با هدف پیوند ورزش، ادبیات و فرهنگ مقاومت برای نسل نوجوان تولید شده است.

ناصری تازه‌ترین داستان خود را با الهام از زندگی شهید مدافع حرم، ابراهیم اسمی نوشته و تلاش دارد تا مفاهیم شجاعت، صبر و ایثار را به نوجوانان منتقل کند.

ناصری در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم، درباره چگونگی پرداختن به شخصیت شهید اسمی در این کتاب گفت: جذابیت شخصیت شهید ابراهیم اسمی برای من قهرمان‌بودن بیرونی او نبود؛ سادگی و انسانی‌بودن مسیر زندگی‌اش بود. او برای من یک چهره دست‌نیافتنی یا اسطوره‌ای نبود، بلکه جوانی بود که در موقعیت‌های سخت انتخاب‌های بزرگی کرد. 

وی ادامه داد: به نظرم همین فاصله‌ کم بین «آدم معمولی» و «تصمیم‌های بزرگ» برای روایت نوجوان خیلی مهم است. من نمی‌خواستم یک قهرمان اغراق‌ شده بسازم؛ می‌خواستم مخاطب نوجوان احساس کند الگویی را می‌بیند که از جنس زندگی واقعی است.

خاطراتی متفاوت از جانباز مدافع حرم

یه گفته ناصری؛ زندگی شهید اسمی این امکان را می‌داد که مفهوم شجاعت، ایمان و ایستادگی بدون شعار و مستقیم‌گویی، در دل داستان تجربه شود. حضور او در کتاب هم عمداً غیرمستقیم است، چون هدفم این بود که اثرگذاری شخصیت از مسیر کشف و هم‌ذات‌پنداری اتفاق بیفتد، نه از مسیر نصیحت و الگوی کتاب‌های مرسومی که اغلب برای این قشر جذابیتی ندارند.

کتاب , ادبیات نوجوان ,

نویسنده «تا مرز سفید تشک» درباره چالش‌های پیش‌رو در اولین تجربه‌اش در زمینه داستان‌نویسی نوجوان گفت: نوشتن برای نوجوان، مخصوصاً در قالب رمان که اولین تجربه من در این حوزه بود، بیشتر از هر چیز دغدغه‌ی ارتباط گرفتن نوجوان‌ها با قهرمان‌های واقعی کشورمان را برایم پررنگ کرد. نمی‌خواستم کتاب فقط در لحظه ذهن مخاطب را درگیر کند؛ تلاش کردم اثری بنویسم که اثرش در طولانی‌ مدت در زندگی نوجوان باقی بماند.

او ادامه داد: می‌شود گفت بزرگترین چالش این اثر این بود که از موضع «نصیحت‌کننده» نوشته نشود و اجازه بدهد داستان خودش حرف بزند و امکان هم‌ذات‌پنداری با نسل جدید و دغدغه‌هایش فراهم شود. سعی کردم بین واقعیت‌های سخت زندگی، مفهوم قهرمانی و جهان ذهنی یک نوجوان تعادل ایجاد کنم. نمی‌خواستم شخصیت‌ها کامل و بی‌نقص باشند، چون نوجوان با آدم‌های شکست‌ناپذیر ارتباط زیادی نمی‌گیرد. چالش اصلی ساختن شخصیتی بود که زمین بخورد، تردید کند، بترسد، اما رشد کند؛ رشدی که قابل لمس باشد.

ناصری اضافه کرد: این تجربه برای من یادآور این نکته بود که ادبیات نوجوان بیش از هر چیز درباره «صادق بودن» است. اگر روایت صادق باشد، نوجوان خودش مسیر را پیدا می‌کند.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×