» فرهنگ و تاریخ باستان » عقب‌ماندگی نظریه‌های علمی در خیابان
عقب‌ماندگی نظریه‌های علمی در خیابان

عقب‌ماندگی نظریه‌های علمی در خیابان

فروردین ۴, ۱۴۰۵ 1010

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سخن از وضعیتی معرفتی در بخشی از نهاد علم است که در آن فاصله میان تولید دانش و تجربه زیسته جامعه به‌تدریج عمیق‌تر شده است. هنگامی که پژوهش از تماس مستقیم با میدان اجتماعی فاصله می‌گیرد، دانش نیز آرام‌آرام در سطحی انتزاعی منجمد می‌شود؛ جایی که مفاهیم بیش از آنکه از واقعیت اجتماعی تغذیه کنند، از یکدیگر تغذیه می‌کنند و ادبیات نظری به‌جای آنکه ابزار فهم جامعه باشد، به موضوع بازتکرار خود بدل می‌شود.

در چنین شرایطی نوعی چرخه بسته معرفتی شکل می‌گیرد؛ چرخه‌ای که در آن مسئله‌ها دیگر از دل مشاهده و مواجهه با واقعیت اجتماعی زاده نمی‌شوند، بلکه از درون همان متون و مفاهیم پیشین استخراج می‌شوند. نتیجه آن است که بخش مهمی از پژوهش‌ها به جای کشف لایه‌های نوظهور جامعه، صرفاً مفاهیم تثبیت‌شده را دوباره آرایش می‌کنند؛ مفاهیمی که نسبتشان با تحولات واقعی جامعه، تغییرات نسلی، دگرگونی‌های فرهنگی و زیست روزمره مردم نیازمند بازاندیشی جدی است.

فاصله گرفتن از میدان اجتماعی پیامدهای معرفتی روشنی دارد. نخست، تضعیف توان مسئله‌شناسی؛ زیرا بدون تماس با زیست روزمره مردم، پژوهش به‌سادگی دچار خطای ادراکی می‌شود و آنچه مسئله واقعی جامعه است از افق تحلیل خارج می‌ماند. دوم، شکل‌گیری تبیین‌هایی که از نظر مفهومی منظم و آراسته‌اند اما از نظر تجربی قدرت توضیح‌دهندگی محدودی دارند. سوم، ناتوانی در فهم تکثر پیچیده جامعه معاصر؛ جامعه‌ای که از شبکه‌ای از تجربه‌های متفاوت، شکاف‌های نسلی، تحولات رسانه‌ای، سبک‌های متنوع زندگی و الگوهای جدید ارتباطی تشکیل شده است و بدون مشاهده مستقیم به‌سختی قابل فهم است.

از این منظر، نهادهای آموزشی، حوزوی و دانشگاهی ناگزیرند نسبت خود را با میدان اجتماعی بازتعریف کنند. خیابان در اینجا صرفاً استعاره‌ای ادبی نیست؛ بلکه آزمایشگاه زنده جامعه است؛ جایی که تغییرات واقعی در آن رخ می‌دهد و حذف آن از افق پژوهش، به معنای حذف بخش مهمی از واقعیت است.

بازگشت به میدان اجتماعی به معنای کنار گذاشتن نظریه نیست؛ بلکه تلاشی برای بازپیوند دادن نظریه با تجربه است. دانش اجتماعی زمانی می‌تواند از چرخه بسته مفاهیم فاصله بگیرد که در تماس مداوم با واقعیت اجتماعی تولید شود؛ تنها در چنین نسبتی است که نهاد علم می‌تواند پیچیدگی‌های جامعه را دقیق‌تر ببیند، مسئله‌ها را واقعی‌تر تشخیص دهد و تبیین‌هایی ارائه کند که نه فقط در سطح مفاهیم، بلکه در سطح واقعیت نیز قدرت فهم جامعه را افزایش دهند.

یادداشت از: مجید رحیمی

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×