» فرهنگ و تاریخ باستان » فارسی‌زبانان از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چه گفتند؟
فارسی‌زبانان از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چه گفتند؟

فارسی‌زبانان از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چه گفتند؟

اسفند ۲۳, ۱۴۰۴ 005

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شاعران فارسی‌زبان در کشورهای مختلف در روزهای اخیر و پس از تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک ایران، با انتشار سروده‌ها و پیام‌های خود، ضمن محکومیت اقدامات دشمنان، بر همدلی با ایرانیان تاکید کردند. تعدادی از سروده‌های این شاعران را می‌توانید در ادامه بخوانید:

سیده تکتم حسینی از افغانستان 

فقط نه اهل نبرد است مرد میدانش

حریف می طلبد کودک دبستانش

به استواری البرز حاضرند همه

جلوی باد خزان مردم خیابانش

بساط فتنه چنان از زمانه برچیده

که چشم‌های جهان مانده‌اند حیرانش

هزار رستم و گودرز و گیو زال اینجاست

به کورچشمی تنگ ددان و دیوانش

نشسته است غرورآفرین به هر بامی

درفش خوش رنگ کاوه‌های دورانش

هزار لاله خونین از آن برآرد سر

اگر که خصم ببندد به تیربارانش

هزار مرتبه در خون خود محک خورده است

به جنگ و فتنه دشمن طلای ایمانش

زمین نه؛ تکه‌ای از خاک آسمان است این

که نقشه‌های جهان خوانده‌اند ایرانش…

***

بیعت شاعران فارسی‌زبان با رهبر انقلاب

محمدحسن حسین‌زاده از افغانستان در رثای رهبر شهید انقلاب:

ندارم جرأت نقاشی ابعاد آن ماه منقّش را

به ذهنم می‌دود با او کشم تیر و کمان و ملک آرش را

نکرده طاقتم باور، قلم مو روی سطح بوم می‌لرزد

ولی این دل کجایش جا دهد این حجم از تشویش و آتش را

بله آتش؛ سخن از آتش و از آن گذشتن هست در میدان

که تو باید به روی بوم دنیا، مثل گل، اسب و سیاوش را

ولیکن بازهم خون سیاوش روی دور چرخ جاری شد

اگر چه خاک او سرو صنوبر می‌دهد این خون بی‌غش را

بکش برشانه‌های لشکرِ کیخسروش نقاش! پرچم را

به دنبالش سپاه رستم و خونخواهی خون سیاوش را 

بزن نقش دگر با طرح نقاشیِ موشک‌های سجیل‌اش

بروی آسمانِ اهرمن امواج موشک‌های سرکش را

بکش مثل همین پیل‌افگنانی که علم برشانه صف در صف

به عشق کشور و دین روی پیراهن کشیده تیر و ترکش را

به یاد هرشهید پرپرش تصویر آن ماه منقّش را

کنار هر یل جنگ آورش «نقاش افغان!» نام آرش را

***

عزیز سنگین از تاجیکستان

دنیا، برو به قامت ایران سلام ده!

بر کوه استقامتِ ایران سلام ده!

میناب‌ را و لاله‌زار نودمیده را،

بر آه پرحرارت ایران سلام ده!

بر جاده‌های آتش و بر جوی‌های خون،

بر بانگ نای و بربت ایران سلام ده!

هرگز در روایتش نفرت نبوده است،

بر نام پرمحبت ایران سلام ده!

البرز را و بیستون را بوسه زن، برو!

بر شانه‌ی سلامت ایران سلام ده!

می‌نَشنویدی سال‌ها حرف حکیم توس،

اینک، به خانِ حکمت ایران سلام ده!

سَر خواستی و ثروت ایران؟ خیال خام!

پیش آی! بر شهامت ایران سلام ده!

قد قامتِ اقامه اوج قیامت است،

دنیا! برو به قامت ایران سلام ده!

***

بزرگمهر حکیم از تاجیکستان:

نگه‌دار، ای خدا، ایران ما را

دل ما، پیکر ما، جان ما را

مکن تسلیم شیران را به کفتار

مده بر گرگ‌ها سامان ما را

چلیپای اوستا را بگردان

چلیپایی مکن یاران ما را

چو جام جم نما دنیانمایش

مرمت کن دل ویران ما را

به دست ما مکن بنیاد ما را

قوی کن ریشهٔ ایمان ما را

به ایران قدرت سیمرغ بخشا

توان ده رستم دستان ما را

خراسان رفت از دست بزرگان

مکن بازار «بازرگان»ِ ما را

دوباره گرم از دل‌سردی ما

که بر سودا زند دیوان ما را

نه بهر شاه و نه از بهر ملا

برای ما نگه‌دار آن ما را

زمین مادری ماست ایران

نگه‌دار، ای خدا، ایران ما را

***

مهدی باقرخان، شاعر هندوستانی در رثای رهبر شهید انقلاب:

هر سو بلند گریه امّن یجیب شد

دردت برای قلب مریضان طبیب شد

ای زنده‌تر ز زنده که خون شهادتت

مصداق نصر و معنی فتح قریب شد

آن هم‌رکاب شاه شهیدان تمام عمر

گاهی زهیر و گاه جناب حبیب شد

با اینکه هست روی زمین حجت خدا

دنیا به چشم ما همه بعدت عجیب شد

توفیق و بخت عاشق و معشوق دیگر است

ما را فراق و وصل شما را نصیب شد

یک چند فیض برده کنار تو گر کسی

چون علم دوست بود ادیب و خطیب شد

آن یوسف امید که با رفتنش به عرش 

از چشم دور گشت و به دل‌ها قریب شد

***

احمد شهریار از پاکستان

گریه کردیم، دگر وقتِ رجزخوانیِ ماست

نمِ باران، نه، دمِ غرشِ توفانیِ ماست

متوسل به دعاییم و تفنگی در دست

قدرتِ بازوی ما، قوتِ ایمانیِ ماست

کدخدا شهره به ضحاکِ زمان است ولی

دیر یا زود ببینید که زندانیِ ماست

زده بر طبلِ مصافِ عربی و عجمی

لشکرِ کفر که مغلوبِ مسلمانیِ ماست 

این خلیج، این که به‌جز فارس ندارد نامی

در دلِ جنگ، همان خندقِ سلمانی‌ِ ماست

شک نداریم در این جنگ که پیروزیِ ما

از دعاهای همان یارِ خراسانیِ ماست

***

گلرخسار صفی‌آوا، شاعر شناخته‌شده تاجیکستان، نیز نوشت:

ایران، ایران می‌ماند؛ برای ما و تمام جهان

خاک کهن‌بنیاد، آریانای بزرگ، هزاران بار پاره‌‌پاره شده‌ و جمع آمده است. دردا و دریغا که «شهنامه» نوی بشر، آغاز می‌شود؛ از درد و فاجعه. اما وقتی بشر «ایران» می‌گوید، پیش از همه بنیاد تاریخ انسان را به یاد می‌آورد. ما مردم هم‌زبان، بر آنیم که دعاهای ما مستجاب می‌گردد و آریانا چون پیشین ‌‌آباد خواهد شد.

من همچون یک خواننده عاشق شعر فارسی تاجیکی دری، بر آن باورم که تا «شاهنامه» و «مثنوی» هست، هیچ مرگی نمی‌تواند به بنیاد فرهنگ ما صدمه زند. این روزها هم می‌گذرد. ایران، ایران می‌ماند؛ برای ما و تمام جهان. روح قربانیان شاد، ایران بزرگ جاودانه ‌‌آباد باد!

در چنین روزهای فاجعه‌سازی همه باید از خویش پرسند:

ایران چه گنه دارد؟

کبریتِ سیاهِ دهر/ تَه‌سوزی که دارد

بر سوختن عالم/ خورشید نگه دارد

از دل زدن آهو/ کفتار فرح دارد

سهراب چرا میرد؟/ تهمینه چرا گِرید؟

گهواره مهر و شعر -/ ایران چه گنه دارد؟!

از تاریخ دنیا پرس/ از زند و اوستا پرس

از حافظ و مولا پرس!/ هم از خود و از ما پرس

ایران چه گنه دارد؟!

سهراب پدرکُشته/ در خون خود آغشته

هر پشته پُر از کُشته/ «شهنامه» ننوشته

ایران چه گنه دارد؟!

سیاره داد ایران/ ذات همه زاد ایران

جان در تنِ جان ایران/ صدپاره مباد ایران!!!

ایران چه گنه دارد؟!!

***

سیدحسین مهدی از هندوستان درباره شخصیت رهبر شهید انقلاب نوشت:

به فرزندان خویش و نسل‌های آینده بگویید که ما روزگاری را به چشم دیدیم که در آن، در واپسین سال‌های عمر، پیرمردی مجاهد همچنان پرچم حق را در دست داشت. در یک سو قدرت‌های بزرگ جهان با تمام توان صف‌آرایی کرده بودند و در سوی دیگر بسیاری از دولت‌های اسلامی در سکوتی سنگین فرو رفته بودند. اما او ایستاد؛ با ایمانی راسخ و دلی سرشار از یقین.

نه خسته شد، نه سر فرود آورد و نه راه سازش برگزید. پیشانی‌اش تنها در برابر پروردگار خم شد و در برابر هر باطل دیگری سربلند ایستاد. او مصداق مردانی بود که قرآن دربارهٔ آنان می‌فرماید:

﴿الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ﴾

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×