» فرهنگ و تاریخ باستان » قصه‌های ایرانی در اولویت ترجمه
قصه‌های ایرانی در اولویت ترجمه

قصه‌های ایرانی در اولویت ترجمه

بهمن ۲۸, ۱۴۰۴ 008

فرهنگی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، ایوب دهقان‌کار، مشاور علمی فرهنگی و مدیریتی معاونت امور فرهنگی در یادداشتی که در اختیار رسانه‌ها قرار داده است به موضوع قصه‌گویی پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

قصه، پیش از آنکه بر صفحه کاغذ بنشیند، بر زبان‌ها جاری بوده است. پیش از آنکه به صنعت نشر و رسانه‌های نوین برسد، در دل شب‌های بلند، در کنار آتش، در میدان‌های شهر و در خانقاه‌ها و کاروانسراها روایت می‌شده است. اگر به ایران پیش از اسلام بنگریم، با سنت سترگ روایت‌های اسطوره‌ای و حماسی مواجه می‌شویم؛ روایت‌هایی که بعدها در شاهکارهایی چون شاهنامه تبلور یافت و به همت حکیم بزرگ توس، ابوالقاسم فردوسی، صورت‌بندی منسجم ادبی پیدا کرد؛ اما پیش از فردوسی نیز، سنت خدای‌نامه‌ها، داستان‌های پهلوانی و روایت‌های اساطیری، در حافظه جمعی ایرانیان جریان داشته و نسل به نسل منتقل شده است.

قصه در ایران باستان، صرفاً سرگرمی نبود؛ سازوکار انتقال ارزش‌ها، تقویت روح پهلوانی، پاسداشت عدالت و حفظ هویت ملی بود. از روایت‌های جمشید و ضحاک گرفته تا داستان‌های رستم و سهراب، همه حامل پیام‌هایی درباره مسئولیت جمعی، اخلاق، و در هم تنیدگی سرنوشت فردی با جامعه بوده‌اند. این پیوند عمیق میان قصه و اخلاق، یکی از ویژگی‌های پایدار فرهنگ ایرانی است.

جشنواره قصه‌گویی پلی برای تربیت نسل آینده کودکان است

با ورود اسلام به ایران، نه تنها این سنت گسسته نشد، بلکه غنا و ژرفای تازه‌ای یافت. قرآن کریم خود را «احسن‌القصص» معرفی می‌کند؛ آنجا که در سوره یوسف می‌فرماید: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ». این تعبیر، نشان می‌دهد که قصه در سنت اسلامی، جایگاهی ممتاز دارد؛ نه به عنوان افسانه، بلکه به عنوان ابزار هدایت. داستان حضرت یوسف(ع)، قصص انبیا، و روایت‌های قرآنی، همگی نمونه‌هایی هستند از اینکه چگونه روایت می‌تواند حامل حقیقت، حکمت و تربیت باشد.

قصه‌گویی در ادبیات کلاسیک ایران پس از اسلام به کمال خود رسید. در مثنوی معنوی، مولانا جلال‌الدین بلخی حکایت را به پلی میان عقل و دل بدل می‌کند. در گلستان و بوستان، سعدی شیرازی با حکایات کوتاه و پرمغز نظامی از اخلاق عملی را به مخاطب عرضه می‌کند. در آثار نظامی گنجوی روایت‌های عاشقانه و تمثیلی بستری برای تاملات فلسفی و انسانی فراهم می‌آورد. در منطق‌الطیر فریدالدین عطار نیشابوری، قصه سفر مرغان استعاره‌ای از سلوک معنوی انسان است.

این میراث عظیم نشان می‌دهد که قصه در فرهنگ ایرانی، همواره حامل معنا بوده است. در فرهنگ ما احساس نیاز به قصه همیشه وجود داشته است؛ اما نه برای خوابیدن، بلکه برای بیدار شدن. این جمله، عصاره فلسفه قصه‌گویی در فرهنگ ماست. قصه، قرار نیست همچون افیون ما را از واقعیت جدا کند؛ بلکه باید ما را به واقعیت عمیق‌تر متصل کند. قصه، ابزار تخدیر نیست؛ ابزار تنبه است.

در جهان امروز که با سیلاب اطلاعات و روایت‌های متنوع مواجهیم، بیش از هر زمان دیگری نیازمند قصه‌های اصیل، ریشه‌دار و انسانی هستیم. جهان معاصر با پدیده‌ای به نام «روایت‌سازی» اداره می‌شود. ملت‌ها و فرهنگ‌ها، از طریق روایت‌هایی که درباره خود و دیگران می‌سازند، شناخته می‌شوند. در چنین شرایطی، اگر ما روایت خود را نسازیم و درست عرضه نکنیم، دیگران برای ما روایت خواهند ساخت.

یکی از چالش‌هایی که در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده‌ایم، پدیده‌ای است که از آن با عنوان «ایران‌هراسی» یاد می‌شود. این پدیده، محصول روایت‌های ناقص، تحریف‌شده یا یک‌سویه از فرهنگ و جامعه ایرانی است. در برابر این جریان، بهترین و موثرترین ابزار، ارائه روایت‌های انسانی، فرهنگی و تاریخی از ایران است؛ و قصه، در این میان، جایگاهی ممتاز دارد.

قصه‌های ایرانی، چه در قالب ادبیات کلاسیک و چه در ادبیات کودک و نوجوان معاصر، سرشار از مفاهیم انسانی، اخلاقی و جهان‌شمول‌اند. اگر داستان‌های ما به زبان‌های دیگر ترجمه شوند، مخاطب خارجی با ایرانی آشنا می‌شود که دغدغه عدالت، محبت، خانواده، معنویت و امید دارد. این تصویر، تصویری واقعی‌تر و عمیق‌تر از ایران است؛ تصویری که می‌تواند پل‌های ارتباطی بسازد و سوءتفاهم‌ها را کاهش دهد.

بر همین اساس، معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حمایت از ترجمه و انتشار آثار ایرانی، به‌ویژه در حوزه قصه و ادبیات کودک و نوجوان را در اولویت برنامه‌های خود قرار داده است. ما معتقدیم دیپلماسی فرهنگی مبتنی بر کتاب و قصه، یکی از موثرترین ابزارهای تعامل بین‌المللی است.

در عین حال، قصه‌گویی، تنها یک فعالیت فرهنگی یا هنری صرف نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی قابل اعتنا از اقتصاد فرهنگ را نیز به خود اختصاص دهد. امروزه بیش از هر زمان دیگری تولید محتوای کودک اعم از انیمیشن و بازی‌های رایانه‌ای و اقتباس‌های سینمایی، همگی می‌توانند بر پایه قصه‌های اصیل ایرانی شکل بگیرند. پیوند میان قصه و سایر حوزه‌های فرهنگی و هنری، از جمله سینما، تئاتر و هنرهای دیجیتال، ظرفیت عظیمی برای خلق ارزش افزوده فرهنگی و اقتصادی فراهم می‌آورد. ما باید بتوانیم از گنجینه داستانی خود، نه فقط برای حفظ هویت، بلکه برای تولید ثروت فرهنگی و اشتغال پایدار بهره ببریم.

در عین حال، نباید فراموش کنیم که ریشه این درخت تناور، در دل قصه‌گویانی است که قرن‌ها چراغ روایت را روشن نگه داشته‌اند. از نقالان میدان‌ها و قهوه‌خانه‌ها تا مادربزرگ‌هایی که شب‌ها برای کودکان قصه می‌گفتند، همه در تداوم این سنت سهیم بوده‌اند. قصه‌ سرایان و قصه گویان امروز، ادامه‌دهندگان همان مسیر هزار ساله و حافظان حافظه فرهنگی این سرزمین هستند.

در پایان، بار دیگر تأکید می‌کنم: ما به قصه نیاز داریم، نه برای خوابیدن، بلکه برای بیدار شدن. بیدار شدن نسبت به هویت خود، نسبت به مسئولیت‌های اجتماعی، نسبت به ارزش‌های انسانی و نسبت به آینده‌ای که باید آن را بسازیم. اگر قصه بتواند ما را به اندیشیدن وادارد، اگر بتواند دل‌ها را به هم نزدیک کند، اگر بتواند تصویری روشن و واقعی از ایران و فرهنگ ایرانی به جهان ارائه دهد، آنگاه رسالت خود را به‌درستی انجام داده است.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×