» فرهنگ و تاریخ باستان » لحظه فتح رسیده “سَنُصلّی فی القُدس”
لحظه فتح رسیده "سَنُصلّی فی القُدس"

لحظه فتح رسیده “سَنُصلّی فی القُدس”

اسفند ۲۳, ۱۴۰۴ 107

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جمعی از شاعران کشور همزمان با حضور میلیونی مردم در راهپیمایی قدس در سراسر ایران، با انتشار تازه‌ترین آثار خود با خیل جمعیت همراه شدند و فریاد آزادی قدس شریف را سر دادند. نکته قابل تامل در سروده‌های امسال، تاکید بر مقاومت و مبارزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی و پررنگ‌تر شدن حس وطن‌دوستی در کنار طرح مسئله فلسطین و بیان مظلومیت‌های آن است. تعدادی از این سروده‌ها را می‌توانید در ادامه بخوانید:

نجمه پورملکی

پرچمی برخاست بسم الله الرحمن الرحیم

 همچنان بالاست بسم الله الرحمن الرحیم

دل قوی دارید ای مردم ! پس از سیدعلی

مجتبی با ماست بسم الله الرحمن الرحیم

گفته اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم

نامه مولاست بسم الله الرحمن الرحیم

دسته‌دسته حرکت خودجوش مردم دیدنی است

مملکت غوغاست بسم الله الرحمن الرحیم

صیحه جبریل را از آسمان‌ها بشنوید

لیله الاسراست بسم الله الرحمن الرحیم

صیحه می‌گوید که وقت یاری خون خداست

عصر عاشوراست بسم الله الرحمن الرحیم

سوره قدر شهیدان را تلاوت می‌کنیم

وقت انزلناست بسم الله الرحمن الرحیم

با وضو در این خیابان‌های ما وارد شوید

کربلا اینجاست بسم الله الرحمن الرحیم

هر کسی که مثل حاجی‌زاده مثل موسوی 

مادرش زهراست بسم الله الرحمن الرحیم

متن بیعت‌نامه از انگشت مادرها پر است

این همان امضاست بسم الله الرحمن الرحیم

استقامت اسوه‌ای دارد که تنها پرچمش

زینب کبراست بسم الله الرحمن الرحیم 

باشد! امشب صبر امشب بغض اما انتقام

نوبت فرداست بسم الله الرحمن الرحیم

قائد ما دست خود را مشت کرده دست او

روضه سقاست بسم الله الرحمن الرحیم

رنگ ایمان است رنگ مردم ایران زمین

جمله ی آقاست بسم الله الرحمن الرحیم

شمر نمرودی و فرعونی چه فرقی می‌کند

راه ما پیداست بسم الله الرحمن الرحیم

موج های وعده صادق شده کوبنده‌تر

رمز شب گیراست بسم الله الرحمن الرحیم

فتح خیبر می‌کند این پرچمِ الله ما

چون هی العلیاست بسم الله الرحمن الرحیم

لشکر قدس آمده میعادگاهش بعد از این

مسجدالاقصاست بسم الله الرحمن الرحیم

***

حمایت راهپیمایان تهرانی از نیروهای مسلح و بیعت با رهبر معظم انقلاب

 

محمدمهدی عبدالهی

بخوان دوباره بخوان آیه ی ولایت را

خدای خامنه ای داده این بشارت را

 شهید خامنه‌ای زنده است، برخیزید

خوش است بیعت جانانه با ولایت را

شهیدِ زنده ما، صاحبِ عَلَم برخاست

وَ إنْ یکاد بخوانید، شکرِ نعمت را

شهیدِ زنده ما، مجتبای خامنه‌ای است

که آمده بزند ریشه شقاوت را

به دست اوست کنون تیغ حیدرِ کرّار

پسر شبیه پدر، دارد این صلابت را

 علیم هست و بصیر و شجاع و جان آگاه

شکوه قامت او دارد این حکایت را

مقدّرات زمان، دست صاحبُ‌العصر است 

گرفته ملّت ما مزدِ استقامت را

مباد لحظه‌ای از این مسیر، برگردیم

رها کنیم، مبادا امامِ امّت را

جهاد واجب امروزمان، خیابان است

 رها کنیم! مبادا صفوفِ وحدت را

برای ما که حسینی است راهمان، هیهات! 

خدا نیاورد ای دوست، ننگِ ذلّت را

برای عزّت و آزادیِ وطن باید_

رها کنیم کنون خواب و استراحت را

خموش باش و ببین ای ترامپ بی‌ریشه

خروش ملّتِ ما، ملّتِ شهادت را

به هوش‌؛ لرزه بر اندام دشمن دین است  

که کنده گور خودش در شبِ جنایت را

به یک صدا همه در روز قدس می‌آییم

که بشکنیم به والله، دستِ ظلمت را

یقین که سیّد علی با امام می‌آید 

و باید از شبِ حمله کند روایت را

قسم به مسجدالأقصی، ظهور نزدیک است

خوشا به منتظران؛ آخرین بشارت را

***

غلامرضا کافی

ما مرد اقتداریم

کی ترس مرگ داریم؟ 

مظلوم روزگاریم

البته مرد جنگیم

بجنگ تا بجنگیم

ای خصم خوار و صَعلوک

مفلوکِ اِبنِ مفلوک

ای کمتر از سگ و خوک

ما شیر، ما پلنگیم

بجنگ تا بجنگیم

ما لشکر الهی

دریا دل و خدایی

بدبختِ گربه ماهی! 

ما برتر از نهنگیم

بجنگ تا بجنگیم

در عزم ما مکن شک

موشک جواب موشک

از ما بترس موشَک

ما گربه زرنگیم

بجنگ تا بجنگیم

فرعونیان صهیون! 

نیل است قُلزُمِ خون

ما زاده فریدون

ما رستم و پَشَنگیم

بجنگ تا بجنگیم

ای گُنده‌لاتِ ناتو

شد کُند دِشنه تو

در کام تشنه تو

شربت که نه، شَرَنگیم

بجنگ تا بجنگیم

البته می‌شود پاک

قدسِ شریف، چالاک

از لوث قوم سَفّاک

چون دست بر تفنگیم

بجنگ تا بجنگیم

ای قدس، ای فلسطین

ای قبله نخستین

بگو به دشمن دین

بجنگ تا بجنگیم!

***

ناصر دوستی

وقت جنگ است به لب‌های وطن تکبیر است 

به یهود آیتِ تَنذیر به ما تَبشیر است 

ذکر تکبیر بُلند است از این ماذنه‌ها

چه طنینی شده این طنطنه عالمگیر است!

لحظه فتح رسیده “سَنُصلّی فی القُدس”

طبق تعبیر علی ناب‌ترین تعبیر است 

کمر ابرهه را موشک سجّیل شکست

ِسیرِ ِسجّیل خودش ناب ترین تصویر است 

آنکه پنداشته رویا! به حقیقت پیوست

ذکر “القدسُ لنا” ذکر زعیم پیر است 

پیر ما گفت که نابودی شر نزدیک است

پیر ما گرچه که پیر است هنوزش شیر است

دست ابلیس به خون وطنم آغشته است 

 ننگ شیطان بزرگ است که پایش گیر است 

آخرش آه علی ابرهه را می‌گیرد 

آه مظلوم در این معرکه دامن گیر است

تیری انداخته شد تیر نینداخته خلق 

خالق انداخته این تیر نخستین تیر است 

بی‌گمان هرچه خدا خواست همان خواهد شد

نصرت جبهه حق طبق همین تقدیر است

 حال حیفا و تل آویو دگرگون شده است

گنبد کاغذی‌اش در شرف تسخیر است 

گفت‌وگو حال دگر با حُمقا جایز نیست!

هرکس انکار کند مُستخقق تحقیر است 

گفت‌وگو را همه دیدند که بُمباران کرد

کار این دلقکِ یانکی کلک و تزویر است 

بعد از این کاخ سیاهش هدف موشک ماست 

مگر از جان خودش این مُتوهّم سیر است؟ 

حال هنگام درنگ و دم لفّاظی نیست

لحظه جنگ و جهاد و عمل و تدبیر است 

جای یک لحظه مدارا و مماشاتی نیست

پاسخ عربده‌های حُمقا شمشیر است

 مُشت‌هایی که گِره خورده به میدان جهاد

ضربه محکم ما بر دهن تکفیر است

هم‌وطن فتنه دیروز شده کُن فیکون

باش امروز تو بیدار که فردا دیر است

از سلبریتی خائن تو حذر کن، کارش 

دین‌فروشی است و غرق ستم و تبذیر است 

دور از هاله ابهام شو بی هول و هراس 

به صف کفر بگو هلهله بی‌تاثیر است  

حال هنگام تقاص است به پا باید خواست

حال هرگونه درنگی ز درِ تقصیر است 

شد دگر زیر و زبر هیمنه آمریکا 

قدرت منطقه ماییم که بی‌تغییر است 

جنگ با جِیشِ علی سود ندارد اخوی 

کشور دوست! ز ما این به تو یک تنزیر است! 

ما کثیریم دَم از ساقی کوثر زده‌ایم 

که علی آینه در آینه در تکثیر است 

***

نیره جهانشاهی

ما غرش رعد و خیبر و سجیلیم

چون صاعقه بر پیکر اسرائیلیم

بر قدس نهیم ،پرچم آزادی

ما منتقم هزارها هابیلیم

***

عبدالرحیم سعیدی‌راد 

غزه؛ ایستاده در آتش

 

غزه

تنها یک نام نیست

زخمی است که راه می‌رود

میان رفح و خان‌یونس،

میان شجاعیه و جبالیا،

جایی که زمین

با استخوان شهیدانش

پیوند خورده است.

در رفح

کودکان

با کفش‌های سوخته

بلوغ را تمرین می‌کنند،

در خان‌یونس

مرگ

به زانو درنیامد؛

این مردم بودند که ایستادند.

در شجاعیه

دیوارها

نام شهدا را از برند.

و در جبالیا

کودکان

با صدای انفجار

بزرگ می‌شوند،

غزه

با نخل و زیتون وضو می‌گیرد،

و هر صبح

با صدای انفجار

اذان می‌گوید.

اینجا 

محمد الدّره

در سینه‌ی کوچه‌ها می‌دود، 

احمد یاسین

بر عصا تکیه داده

و آسمان را نگه داشته است،

عبدالعزیز 

در خیابان‌ها قدم می‌زند

و دنیا را بازجویی می‌کند.

اینجا هنوز

اسماعیل هنیه

در پنجره‌های شکسته دیده می‌شود،

و با دوربینش

گلوله ها را رصد می‌کند،

و ابوالعطا

از زیر آوار

بیانیه می‌نویسد.

اینجا هر شهید 

کوهی‌ست

که به دیوار تکیه می‌دهد

تا سقفی

فرو نریزد.

و اینک ای غزه!

ای نامی که

از دهانِ آتش به دنیا آمده‌ای،

تو را

نه محاصره،

نه بمب،

نه میزهای دروغینِ صلح،

نه امضای ژنرال‌ها

تمام نخواهد کرد

تو

همچنان ایستاده‌ای 

سبز و سترگ و خشمگین

با بدنی زخمی از گلوله ها

و قامتی بلندتر از 

دیوارهای تلاویو!

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×