مؤلفههای الگوی سوم زن از نگاه رهبر شهید
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر سمیه حاجیاسماعیلی در گفتگوی اختصاصی با بیان اینکه امامین انقلاب ضمن بازتعریف نسبت زن و انقلاب اسلامی، همگان را متوجه اهمیت نقش کلیدی زنان در شکلگیری و تداوم انقلاب اسلامی کردند، ابراز داشت: قبل از هر چیز باید توجه داشت که اساساً دو نوع نگاه به زنان مطرح است؛ در دیدگاه نخست به زنان به عنوان موضوع و هدف سیاستگذاری نگریسته میشود و در دیدگاه دوم که نگاه انقلاب اسلامی است نگاه به زن، یک نگاه انسانی و شریف است؛ به معنای فردی که میفهمد، انتخاب میکند و اتفاقاً با نقش آفرینی فعال خودش تاریخساز میشود.
وی افزود: امامین انقلاب معتقدند که زنان به خاطر انسانیتی که دارند باید حضور فعال در اجتماع داشته باشند و تفاوت الگوی سوم زن که به طور خاص رهبر شهیدمان سالها پیش مطرح کردند با دو الگوی غربی و شرقی در همین مسأله کلیدی نهفته است.
وی همچنین گفت: الگویی که انقلاب اسلامی ارائه داده بسیار متفاوت است با الگوی مدرن فردگرا که در آن آزادی فردی بدون توجه به مسئولیت، دارای اصالت است و در آن زن منهای خانواده، اخلاق و تعهد اجتماعی مورد توجه قرار میگیرد. در واقع در الگوی مدرن غربی، شخصیت زن مستقل و فعال اما تنها و بدون ریشه است، چرا که الگوی غربی فردگرایی افراطی را در نظر دارد به این معنا که زنان را از پیوندهای تمدنی تهی ساخته و آنها را به نیروی کار و ابزار مصرف تبدیل میکند.
حاجی اسماعیلی همچنین با اشاره به اینکه در الگوی سوم زن بر اساس عبارت معروف”کلکمْ راعٍ وَ کلّکمْ مَسْئولٌ عَنْ رَعِیتِه” تأکید بیش از پیشی بر اهمیت مسئولیت اجتماعی می شود، گفت: آنچه حائز اهمیت است اینکه در الگوی سوم، زن یک کنشگر فعال و دارای مسئولیت اجتماعی است چرا که بههیچ وجه نسبت به جامعه بی تفاوت نیست. در این الگو، مسئولیت اجتماعی البته جزیی از دینداری زن انقلاب اسلامی به شمارمی رود و دینداری بدون مسئولیت اجتماعی نیز ناقص و ابتر است.
رئیس انجمن علمی زن و خانواده حوزه علمیه قم با اشاره به رسالت تاریخی زن برمبنای الگوی سوم اظهار داشت: در این الگو، یک زن انقلابی خود را تماشاگر تاریخ نمیداند، بلکه وارث و حامل رسالت حفظ انقلاب و انتقال ارزشها به نسل دیگر است، به خصوص با عنایت به این حقیقت مسلّم که انقلاب اسلامی تنها به دنبال تغییر حکومت نبود، بلکه در پی ایجاد تغییر و تحول در انسان، ارزشها، سبک زندگی و نگرشها بود و زن نقطه تلاقی این تغییرات است به همین خاطر حضور زنان در انقلاب اسلامی مهم و کلیدی برشمرده شده و رهبر شهیدمان نیز در مناسبتهای مختلف این بحث را متذکر میشدند.
وی خاطرنشان کرد: در واقع چنانچه نقشآفرینی زنان در انقلاب اسلامی را محدود و منحصر به حضور فیزیکی کنیم، بخش مهمی از واقعیت را نادیده گرفتهایم. زنان در انقلاب فقط در صحنه نبودند، بلکه صحنه را معنا کردند به این معنا که هم در سطح کنشگری اجتماعی و هم تولید گفتمان نقشآفرین بوده و هستند.
حاجی اسماعیلی همچنین افزود: از سوی دیگر چنانچه پدیده مبارک انقلاب اسلامی را یک فرایند تاریخی و نه یک واقعه در نظر بگیریم، میتوان نقش زنان را در همه مراحل آن ملاحظه کرد، چه آنکه زنان هم در ابتدا که بذرهای آگاهی در جامعه پاشیده شد حضور داشتند و هم در زمانی که شکل گرفت و تثبیت شد به نقش مهم و تاریخی خویش جامه عمل پوشاندند.
استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: حکومت پهلوی به سمتی میرفت که ایران را مدرن کند به خاطر فضای سکولار در جامعه حاکم شد که خود این مسأله موجب شد تا بخش قابلتوجهی از زنان به حاشیه رانده شوند. در آن برهه مقاومت زنان با اعتراض و به خیابانها آمدن نبود بلکه مقاومت آنها از طریق محافل خانگی و شکل غیررسمی بود. زنان با تربیت فرزندان و مجالس مذهبی آگاهی دینی و ایدئولوژی خود را منتقل میکردند تا در مقابل پروژه فرهنگزدایی مقاومت نرم داشته باشند.
وی افزود: زنان در دوران شکلگیری انقلاب اسلامی با حضور خود انقلاب را معنادار و مشروعیتسازی کردند. در اینجا حضور زنان، کمی و هیجانی نبود بلکه وقتی حضورشان در میدان حامل یک پیام سیاسی و فرهنگی بود مبنی بر اینکه این انقلاب به هیچ وجه خشونتمحور و نخبهگرا نیست، بلکه دارای خاستگاه و ریشههای مستحکم مردمی است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده همچنین یادآور شد: زنان با حضورشان نشان دادند که انقلاب اسلامی، یک حرکت سیاسی صرف نبوده بلکه انقلابی فرهنگی بوده است، ضمن آن که در دوران دفاع مقدس نیز نظارهگر یکی از عمیقترین جلوههای نقش آفرینی زنان بودیم. حضور زنان در دفاع مقدس تنها پشتیبانی در پشت جبهه نبود بلکه آنان معمار و سازنده روحیه مقاومت بودند. مادری که فرزندانش را راهی جبهه میکرد و همسر شهیدی که مقاومت میکرد معنای صبر، ایثار، آرمان بر منفعت ترجیح دارد را تولید و مخابره مینمود.
وی گفت: از سوی دیگر باید توجه داشت که زنان راوی جنگ بودند، به این معنا که اگر روایت زنان و مادران شهدا نبود دفاع مقدس به واقعه نظامی صرف تقلیل مییافت. این روایتها سبب شد دفاع مقدس به سرمایه اجتماعی گرانسنگی تبدیل شود که تا امروز و از جمله در دو جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار علیه کشور ما همچنان از آن سرمایه در مسیر تقویت روحیه مقاومت ملت استفاده میکنیم.
حاجیاسماعیلی همچنین بیان داشت: نکته حائز اهمیت دیگر اینکه محل کنشگری زنان در دوران انقلاب اسلامی تغییر کرد به این معنا که زنان وارد نهادها، دانشگاهها، مراکز علمی و فرهنگی شدند و میدانداری عرصه علمی و فرهنگی را به عهده گرفتند. اگر چه حضور زنان در این عرصه با چالشهایی همراه بود اما همین حضور نیز نشان داد زن انقلابی فقط حافظ گذشته و نگهبان ارزشها نیست بلکه سازنده آینده نیز میباشد و لذا از این منظر باید به تحلیل نقشآفرینی تاریخی او همّت گماشت.
وی افزود: در واقع نگاهی به همه این مراحل نشان میدهد نقش زنان در انقلاب اسلامی بر اساس الگوی سوم زن صرفاً مشارکت کننده منفعل نبوده بلکه تولیدکننده معنا بوده است، ضمن آن که اساساً برای فهم نقش زنان در تمدنسازی اسلامی ابتدا باید مفهوم بازتولید گفتمان انقلاب اسلامی را معنا کنیم. بازتولید گفتمان انقلاب اسلامی به معنای این است که ارزشها تداوم داشته باشد و جهت تاریخی انقلاب حفظ شود. بنابر این هر انقلابی چنانچه نتواند گفتمان خود را بازتولید کند دچار انجماد شده و روح و ماهیت آن مخدوش میگردد.
پژوهشگر حوزه مطالعات زن و خانواده همچنین با بیان اینکه زنان انتقال دهنده ارزشهای میان نسلی هستند، اظهار داشت: گسست نسلی یکی از چالشهایی است که فراروی هر انقلابی وجود دارد. انقلابها در نسل اول پرشور هستند اما در نسلهای دیگر فرسایش پیدا میکنند. زنان در این عرصه نقش مهمی دارند، چرا که مقابله با فرسایش و گسست بین نسلی از طریق انتقال اطلاعات صورت نمیگیرد بلکه باید مفاهیم و ارزشها منتقل شوند. اگر این امر دچار خلل شود نهادهای بزرگ هم نمیتوانند اقدام شایان توجهی صورت دهند.
وی گفت: اگر انقلاب اسلامی را مقدمهای برای تمدن نوین اسلامی بدانیم، تربیت نسل تمدنی بسیار مهم است. زن انقلابی با سبک زندگی خود میتواند به نسل آینده یاد دهند چگونه با حفظ هویت فرهنگی با دنیا تعامل داشته باشد. از سوی دیگر زنی که میخواهد تمدنسازی نماید به هیچ وجه با مسیری سهل و ساده روبرو نیست و چالشهای مهمی پیش رو دارد که باید آن ها را از سر بگذراند.
حاجی اسماعیلی در توضیح بیشتر بیان داشت: به عنوان مثال بحران هویت یکی از همین چالشهاست. از یک سو الگوهایی که بر استقلال، فردگرایی و… تاکید دارند و از سوی دیگر الگوهایی که انتظارات سنتی از زنان دارد و زن ایرانیِ انقلابی در میان این الگوهای متعارض واقع شده که ظرفیت خود را در جامعه بکار گیرد یا این که اولویت با خانواده است. این مسأله خود سبب تولید و اشاعه بحران هویت نیز شده است. در این میان توجه به مؤلفههای الگوی سوم میتواند پاسخگوی همین مسأله باشد و لذا هرکسی باید دقت کند با توجه شرایطی که دارد چه تکلیف و مسئولیتی بر گردن اوست.
وی در پایان افزود: البته نباید الگوی سوم را به زنی که هم شاغل و هم خانهدار است تقلیل بدهیم، چرا که الگوی سوم به معنای راه سوم در حل همه مسائل است. در این مسیر نیز نیازمند الگوی سوم هستیم تا راهکاری ارائه بدهیم که هم غربی نباشد و هم در عین حال مسائل و مشکلات زنان را در بافت فرهنگی و بومی خودمان حل کند.
انتهای پیام/
