مدیریت جهان در سایه باورها: مسیحیان صهیونیست، اسرائیل و آینده منطقه
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در سالهای اخیر، بحث درباره ریشههای تقابل ایران و آمریکا و همچنین نقش جریانهای فکری در تحولات جهانی بیش از گذشته مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است. برخی پژوهشگران معتقدند برای فهم این تقابلها باید فراتر از مسائل صرفاً سیاسی یا نظامی رفت و به مبانی فکری و ایدئولوژیک جریانهای اثرگذار در جهان توجه کرد.
در همین چارچوب، دکتر طاهری آکردی، پژوهشگر مطالعات یهود، در گفتوگویی با خبرگزاری تسنیم به بررسی مفهوم صهیونیسم و نقش آن در معادلات جهانی پرداخته است.
به گفته طاهری آکردی، جریان صهیونیسم در مقاطع مختلف تاریخی با فراز و فرودهایی روبهرو بوده است. او معتقد است این جریان در دوره ریاستجمهوری جورج بوش پسر تلاش کرد برخی اهداف خود را پیش ببرد، اما در سال 2007 با چالشهایی مواجه شد و «تا حدی تعطیل شد». به گفته او، در دوره باراک اوباما نیز این جریان در آمریکا تضعیف شد، اما اکنون دوباره مباحث مرتبط با آخرالزمان و تحولات بزرگ جهانی در حال مطرح شدن است.
این پژوهشگر با اشاره به برخی مباحث مطرح در اوایل دهه 2000 میگوید: «بسیاری از مباحثی که در فلسفه جنگی این جنبش در سال 2001 آغاز شد، به عنوان مقدمات جنگ آرماگدون تلقی میشود.» با این حال او معتقد است این جریانها با وجود تلاشهای گسترده، هنوز به نتایج مطلوب خود نرسیدهاند و دلایل این ناکامی نیازمند بررسی دقیق است.
طاهری آکردی در ادامه به یکی از پرسشهای مهم در روابط ایران و آمریکا اشاره میکند؛ پرسشی که به گفته او همواره مطرح بوده است: چرا آمریکا با ما مخالف است؟» او توضیح میدهد اگر ایران بگوید با آمریکا مخالف است، ممکن است چنین برداشت شود که ایران با بسیاری از کشورها در تقابل است، اما به اعتقاد او باید پرسید «چرا خود آنها با ما مخالفند؟
به گفته او، این مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که به گذشته روابط دو کشور نگاه کنیم. طاهری آکردی میگوید: در حالی که به گمان آنها ایران به نظر نمیرسد عددی باشد، چرا در تمامی تحولات آمریکا علیه ایران موضع میگیرد؟ آیا واقعاً نگرانی آنها از داشتن بمب اتم یا مسائل هستهای و مقاومتی است؟» او یادآور میشود که «40 سال پیش هیچکدام از این موضوعات وجود نداشت.
او در ادامه تأکید میکند که از نگاهش ریشه اصلی اختلافات در جای دیگری قرار دارد و میگوید: دعوا سر این است که دنیا تحت چه مدیریتی اداره شود.» به باور او، این جدال صرفاً سیاسی نیست و با تصورات مختلف درباره آینده جهان و مسئله منجی در ادیان گوناگون پیوند دارد؛ از «بازگشت مهدی عجلالله تعالی فرجه» گرفته تا «مسیح» و «سوشیانت» در سنت زرتشتی.
این پژوهشگر همچنین به نظریههایی مانند «پایان تاریخ» فوکویاما و «برخورد تمدنها»ی هانتینگتون اشاره میکند و معتقد است چنین دیدگاههایی نیز در چارچوب همین بحث کلان درباره مدیریت جهان شکل گرفتهاند. به گفته او، در دهههای اخیر اصطلاحاتی مانند «تهاجم فرهنگی»، «ناتو فرهنگی»، «انقلاب مخملی»، «جنگ نرم»، «دهکده جهانی» و «آرماگدون» بارها در فضای فکری و رسانهای مطرح شدهاند.
طاهری آکردی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش جریانهای حامی اسرائیل اشاره میکند و معتقد است باید نگاه متفاوتی به ساختار قدرت در جهان داشت. او میگوید: کسانی که واقعاً دنیا را مدیریت میکنند، مسیحیان صهیونیست هستند نه یهودیان.» به گفته او، اگر حمایت این جریانها از اسرائیل کاهش یابد، «اسرائیل در غزه شکست خواهد خورد و حتی به حزبالله نخواهد رسید.
او در پایان به تعریف خود از صهیونیسم اشاره میکند و میگوید: صهیونیسم یک مکتب فکری است که معتقد است در آخرالزمان، پیش از ظهور موعود، دولت یهودی در فلسطین شکل خواهد گرفت، به ویژه در تپه صهیون.» به گفته طاهری آکردی، بر اساس این تعریف «کسی که به این باور اعتقاد دارد، صهیونیست محسوب میشود» و این فرد «ممکن است یهودی، مسیحی، مسلمان، بودایی یا هندو باشد»، زیرا به باور او صهیونیسم «به تفکر مربوط میشود و نه به دین خاصی.
در مجموع، آنچه طاهری آکردی بر آن تأکید میکند این است که برای فهم بسیاری از تنشها و تحولات سیاسی در سطح جهان، نمیتوان صرفاً به متغیرهای رایج سیاسی، امنیتی یا اقتصادی بسنده کرد. از نگاه او، بخشی از این تقابلها ریشه در رقابتهای عمیقتر فکری و ایدئولوژیک دارد؛ رقابتی که به برداشتهای متفاوت از آینده جهان، نقش ادیان در سیاست و مسئله مدیریت نظم جهانی باز میگردد. به همین دلیل، تحلیل این تحولات بدون توجه به لایههای فکری و اعتقادی بازیگران اثرگذار، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد.
انتهای پیام/
