» فرهنگ و تاریخ باستان » معمار پیشرفت ایران اسلامی
معمار پیشرفت ایران اسلامی

معمار پیشرفت ایران اسلامی

فروردین ۴, ۱۴۰۵ 1018

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر حسین رمضانی مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در یادداشتی اینگونه می‌نویسد: به‌حق، چنان‌که حضرت سید‌روح‌الله الموسوی الخمینی (قدس الله نفسه الزکیة)، بنیانگذار انقلاب اسلامی و آغازگر پیشرفت ایران اسلامی در دوران معاصر، بر اساس اندیشه، مرام و آرمان اسلامی است، رهبر شهید، امام سیدعلی حسینی خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه)، معمار پیشرفت و تحقق عینی ایران قویِ آباد و آزاد است. جریان پیشرفت در پرتو تجربۀ تاریخی انقلاب اسلامی در سیمای اندیشه و عمل امامان انقلاب اسلامی، دارای مراتبی از تدبیر، مدیریت نهادی و تحول است که درادامه بدان‌ها اشاره می‌شود.

امام خمینی (ره) سال‌ها پیش از آغاز نهضت در سال 1342 شمسی، با نقادی جریان ترقی و پیشرفت در چهارچوب الگوی مدرنیسم در کتاب کشف‌الاسرار در سال 1322 به رهیافت متمایزی از مسیر تکامل و پیشرفت برای امت اسلامی و ایران عزیز اشاره کرد. از نگاه امام خمینی (ره) انقیاد و سرسپردگی در برابر جریان ترقی منجر به خودفراموشی، ازخودبیگانگی و افول تاریخی و تمدنی و عقب‌ماندگی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و علمی ملت‌های مسلمان و ازجمله ایران اسلامی شده است؛ البته ملل مسلمان در حداقل دو قرن اخیر پیوسته گرفتار استبداد، استعمار، وابستگی و زوال و انحطاط سامان سیاسی بوده‌اند؛ و این‌ها ثمرۀ درهم‌آمیختگی استبداد و استعمار و وابستگی و دور ماندن از معارف قرآن و سنت و عقلانیت ناب و راستین در ایجاد یک نهاد و سامان سیاسی حقیفتاً اسلامی است.

امام خمینی (ره) در کتاب کشف‌الاسرار کوشیده است، در مواجهه‌ای انتقادی با وضعیت آشفته، استبدادزده و استثمارشدۀ ایران تحت استیلای نظام سلطنت به این التفات والا اشاره کند که باید بر اساس هویت اسلامی و ایمانی‌مان، زمام سرنوشت تاریخی و تمدنی‌مان را خود در دست گیریم. خودآگاهی انتقادی در روح پر تاب‌و‌توان و تعالی‌جوی امام خمینی (ره)، آن انسان الهی، مبدأ خروشی ایمانی و انقلابی شد و در طی سالیان متمادی حضورش در کسوت مدرس و مربی، همین روحیه را در روح و جان شاگردان و پیروان خود دمید و آفرید.

در واقعۀ اعتراض و خیزش علیه کاپیتالاسیون در سال 1342 همین خودآگاهی انتقادی از سینۀ پرتلاطم و روح عظیم امام خمینی (ره) خروشید و نهضت با آن کیفیت تاریخی آغاز شد. این خیزش نقطۀ عطف تاریخ ایران معاصر است؛ و این خیزش آن لحظه‌ای از تاریخ معاصر ایران عزیز است که خودآگاهی انتقادی امام راحل تبدیل به نهضت و ندای بیدارگری شد که امت ستمدیده و بی‌رمق‌شدۀ ایران پیش از انقلاب را زنده کرد. بدین‌شکل، حال و خیزش درونی و وجودی امام راحلمان تبدیل به باور، عزم و کنش انقلابی ملت شد و حوالت تاریخی ایرانیان را با انقلاب اسلامی پیوند داد.

امام خمینی (ره) یک تنه برخاست؛ و با صفای باطن خود، میدان جذب روحی و معنوی ایجاد کرد؛ و رهایی‌یافتگان از ظلمت خودفراموشی را حول وجود روحانی خود قوت و اتحاد بخشید. او بانگ برآورد تا از هویت و عزت ملی و ایمانی ملت ما که با فرومایگی سلطنت پهلوی و هیئت حاکمۀ آن دچار افول شده بود، دفاع نماید. پس از خروش و قیام امام خمینی (ره)، تلنگر آن بزرگمرد، نفوس مستعد و عزتمند جوانان مؤمن و انقلابی را بیدار ساخت و نهضت روحی امام خمینی (ره) به امامت او تبدیل به ارادۀ جمعی ملت شد و خودآگاهی و عزم ملی ایرانیان را از حضیض ذلتِ خودفراموشی به بلندای عزت خودآگاهیِ ایمانی عروج دارد.

امام خمینی (ره) در طول عمر شریف مبارزه و جهادش تا مقطع پیش از وقوع انقلاب اسلامی، دو اقدام اساسی دیگر را به نحو تکمیلی به انجام رساندند: نخست، تربیت نسلی از حوزویان انقلابیِ آگاه و مجاهد؛ دوم، ترسیم طرح اسلامی و فقهی‌ـ‌اجتهادیِ موردنظر خویش از جامعه و فرهنگ تراز اسلامی، نظام سیاسی و نظام اقتصادی مطلوبی که بتواند در واقعیت جاری حیات اجتماعی ایران معاصر، جایگزین نظام فاسد و مفسِد، مستکبر و مستبد سلطنت شود.

با وقوع انقلاب اسلامی، ساختارها و فرایندهای نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور و بنای قانونی آن، بر اساس مبانی عقیدتی، اخلاق و فقه اسلامی، بازسازی و اصلاح شدند و در مواردی از اساس تأسیس گردیدند. پس از قانون اساسی جمهوری اسلامی و ذیل آن، نظام فرهنگی‌ـ‌اجتماعی، سیاسی، امنیتی و دفاعی، اقتصادی و معیشتی بازسازی و اصلاح شدند و بسیاری نهادهای نوین از متن آموزه‌های دینی و فقه اسلامی تأسیس شدند.

در این مرحله، کشور توانست بر اساس هویت اسلامی و انقلابی، نظام‌سازی نماید و بر اساس این نظام بازسازی و اصلاح‌شده و یا تأسیس‌شده، کشور را ادراه نماید. حجم کنش‌های نظام‌سازانه و عمق معنایی و نظام استدلالی حاکم بر کنش نظام‌سازی در این دوره شگفت‌آور است؛ و جز با تأییدات الهی قابل تحقق نبودند.

ملاحظۀ گسترۀ موضوعی قانون اساسی و عمق معنایی و نظام استدلالیِ پشتیبان آن که حاصل اجتهاد و فقاهت امام خمینی (ره) و بیش از هفتاد مجتهد اسلام‌شناس است، نمادی از عظمت کنش نظام‌سازانه در این مرحله است. همۀ این وقایع در شرایطی تحقق یافت که با کینه‌توزی دشمنان اسلام و انقلاب، کشور و ملت، دم‌به‌دم درگیر مخاطرات، آشوب‌ها و جنگ تحمیلی بودند و کنش‌گران و پیشگامان انقلاب در معرض ترور و قتل قرار داشتند. با این حال، ایران اسلامی و انقلابی، در پرتو معارف قرآن و سنت و فرهنگ توحیدی، عینیتِ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی متمایز و کاملاً متفاوتی با عینیت‌های مدرنیستی مسلط بر آگاهی و ارادۀ جمعی دیگر کشورها یافت.

امام خمینی (ره)، آن مجاهدِ فقیه و عارف موحِّد و مهذَّب و یاوران مخلص و نستوه او، صورت و سیرت و شاکلۀ وجودی حرکت تکاملی جامعۀ ایران اسلامی را به‌سمت پیشرفت و تقرّب به‌سوی ظهور و بروز هرچه بیشتر و بهتر جامعۀ ایمانی صالحان سوق دادند و کوشیدند در تجربۀ تاریخی ملت مسلمان ایران این مطلوب را عینیت حداکثری بخشند. عینیت‌یافتگی انقلاب اسلامی در جامعۀ ایرانی با تأکید بر خودباوری، خودشکوفایی، خوداتکایی و خودکفایی رقم خورد. انقلاب در واقعیت نظام سیاسی، خود را به‌سوی تحول و انقلاب در فکر و فرهنگ، بازسازی نظام‌های اجتماعی و اقتصادی بسط داد؛ و منجر به نظام‌سازی اسلامی به‌منظور پیشرفت و توسعه و در چهارچوب عقیده، ایمان، اخلاق و سلوک شرعی اسلامی شد.

غایت قصوای این عینیت‌یافتگی اسلامی و انقلابی، حرکت و تقرّب به‌سوی آرمان توحیدی «تحقق کلمة الله هی العلیا» در تمام عرصه‌های فکر، علم، معنویت و زندگی بوده است. غایتی که پیوسته پی‌جوی تحقق دولت و حکومتی عادل و کارآمد بوده تا بتواند عیار نیل به نتایج مطلوب خود را ارتقا بخشد؛ و البته تحقق دولت و جامعۀ مطلوب اسلامی در بستر تجربۀ تاریخیِ ملت ایران مسیری در حال پیموده شدن و به‌فضل الهی در حال پیشرفت مستمر است.

دوران جنگ تحمیلی هشت‌ساله با همین هویت و مرام، و چشم‌انداز و آرمان و با اتکا به عزم ملت و مجاهدت‌های خالصانه و رشادت‌های بی‌دریغ و پاکبازانۀ یاران انقلاب و امام، در راه پایش و والایش و پرورش نظام تازه شکل‌گرفته، اداره و مدیریت شد؛ و بدین‌سان، ایران و انقلاب اسلامی از هجوم دژخیمان متکی به حمایت جهان کفر، هرچند زخمی شد ولی استوار و رشید و سربلند بیرون آمد.

پس از جنگ تحمیلی، دوران سازندگی آغاز شد. امام خمینی (ره) اندکی پیش از رحلتش، خطوط کلی و جهت‌گیری معرفتی، ارزشی و هنجاری و اصول تحولات آتی را به‌منظور نیل به پیشرفت تبیین نمود. مهم‌ترین متنی که بر اساس آن می‌توان چهارچوب کلی گفتمان و جریان پیشرفت را از منظر امام خمینی (قدس سره) در آن مقطع زمانی به دست آورد، پیامی است که تحت عنوان «سیاست‌های کلی نظام اسلامی در دوران بازسازی کشور» در تاریخ 11 مهر 1367 صادر شده است.

پس از دوران رهبری امام خمینی (ره)، زعامت و رهبری ملت بر عهدۀ حضرت آیت الله سیدعلی خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه)، فرزند معنویِ امام بزرگوار ما، قرار گرفت. رهبر شهید ما، با درک عمیقی که از اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی و راه امام خمینی (ره) داشت، مسیر سازندگی، بالندگی و پیشرفت کشور را راهبری و هدایت کرد. آن رهبر فرزانه، در دوران زعامتش خط اصیل انقلاب اسلامی که میراث امام خمینی (ره) در چهارچوب اندیشۀ اسلام انقلابی است را بیان و تبیین نمود و آن در نسبت با شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی به سیاست کلان و راهبرد پیشرفت تبدیل نمود؛ و بدین‌شکل، مسیر جاری توسعه و پیشرفت را راهبری نموده و مسیرهای کلان را برای ادارۀ امور توسط قوای مقننه، مجریه و قضائیه روشنایی بخشیده و نشانه‌گذاری نمود.

آن بزرگوار، لحظه‌ای از بیان و تبیین راه عدالت و پیشرفتِ کشور در پرتو گفتمان انقلاب اسلامی نایستاد؛ گرچه همواره بودند جریانات و منابعی از قدرت در حاکمیت و بیرون از حاکمیت که به‌خاطر سوء فهم یا سوء نیت، مسیرهای انحرافی را پیش روی واقعیت حرکت تکاملی جامعۀ اسلامی می‌گشودند؛ لکن رهبر شهید ما، بر همان خط اصیل تفکر انقلابی که با تکیه‌بر بینش و منش اصیلِ اسلامی منادی نفی استبداد، نفی استعمار، نفی ظلم و تبعیض ناروا، نفی وابستگی و سازش با استکبار بود، پایدار و استوار ماند و با تکیه‌بر جهاد، شکوفاسازی منابع انسانی و غیرانسانی ملی و میهنی و به‌خصوص با تکیه‌بر توان نیروهای جوانان انقلابی، مسیر پیشرفت را به پیش برد.

امام شهید ملت ما، بسان امام راحل عظیم‌الشأن، درکی واضح و متمایز از چیستی، چرایی و چگونگی پیشرفت و تکامل جامعه و امت اسلامی داشتند. آن امام شهید طرحی روشن برای احیای تمدن اسلامی داشت. آن بزرگوار بن‌مایه‌های طرح کلی پیشرفت را در مجموعۀ آثار قلمی، بیانی و رفتاری و افادات علمی طرح نمود؛ و بر اساس آن طرح کلی، روند خط‌مشی‌کذاری، سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی‌های کلان راهبردی را تدبیر و اداره نمود.

امام شهید ما، از سال‌های پیش از انقلاب اسلامی طرح کلی پیشرفت نظام اسلامی را بیین نمود و تا آخرین روزهای عمر شریفش در چهارچوب یک سازۀ راهبردی و تمدنی که متخذ از منطق استوار قرآن و سنت اسلامی، برهان و عقلانیت، و عرفان و معنویت است، مشی نمود؛ و این مشی را تبدیل به روند و فرایند مشخصی از نظام‌سازی فکری، علمی، معنوی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، نظامی و… نمود.

بررسی گفتار ایشان از منظر ملاحظۀ راهبری جریان تمدن‌سازانۀ پیشرفت کشور، نشان‌دهندۀ آن است که ایشان طرحی مبنامند، منسجم، روشمند، مطابق با واقعیت علمی و عینی ایران اسلامی در ذهن داشتند؛ ذهنیتی که حاصل دانش و بصیرت عمیق اسلامی، تأملات فکری، اندوختۀ معنوی، بلوغ و ذوق هنری، ممارست علمی و تجربۀ اجتماعی، سیاسی و مدیریتی گستردۀ ایشان بود.

امام خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) در دوران سی‌وهفت سال رهبری، مراتبی از اقداماتِ نهادیِ فکری، علمی، تربیتی و معنوی، راهبردی، سیاست‌گذارانه و به‌طور‌کلی تمدن‌سازانه را در عرض هم و البته با تفاوت در مقدار تمرکزگذاری موقعیتی و زمانی به نحو فازی و منسجم به انجام رساندند. برای نویسندۀ این متن که دوران سی‌وهفت سالۀ زعامت و رهبری ایشان مصادف با دوران نوجوانی و جوانی و ورود به دورۀ میانسالی بوده، شرح این مراتبِ پیچیدۀ اقدامات تدبیری و راهبردی، ذکر تجربۀ زیسته است؛ و در عین حال، شرح حال، روند اداره و حکمرانی پیشرفت ایران اسلامی در چهارچوب گفتمان انقلاب اسلامی است.

شرح اقدامات تدبیری و راهبردی چندگانۀ موردنظر به‌ترتیب تقدم در تمرکزگذاری موقعیتی و زمانی در یک مسیر فازی و پیشروندۀ اشتدادی، به‌اختصار تمام، چنین است:

اول) تمرکز بر بازسازی فکری از طریق تبیین بنیادهای عقیدتی، ایمانی، اخلاقی، سلوکی و معنویِ حرکت انقلابی امام راحل عظیم‌الشأن در گفت‌وگو با عموم مردم و به‌خصوص نسل جوان حوزوی و دانشگاهی و بدنۀ نظام علم و پژوهشی و نهادهای متولی آموزش و پرورش و تولید و ترویج علم و پژوهش و نوآوری علمی.

جلسات و ملاقات‌های گفت‌وگو و پرسش‌و‌پاسخ آن امام شهید با نسل جوان حوزوی و دانشگاهی به‌خصوص در سال‌های نخست رهبری‌شان در اذهان هم‌نسلان نویسندۀ این یادداشت همچنان حاضر است؛ و البته این مسیر تا پایان عمر نورانی و هدایت‌گرشان ادامه داشت؛ لکن در سال‌های نخست رهبری، ایشان بر این اقدام تمرکز داشتند. در حقیقت، امام شهید ما با این اقدام سعی نمود زیربنای فکری، علمی، معنوی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی حرکت رو‌به‌پیشرفت کشور در سطوح کنش‌های فردی و نهادی را به فکر صحیح و عقیده راستین و هنجارهای بایستۀ ایمانی و انقلابی مجهز نماید.

در تمام بیاناتی که ایشان در دیدارهایی که در طول سی‌و‌هفت سال مسئولیت رهبری با عموم مردم یا مسئولان و کارگزاران نظام و یا حتی مقامات خارجی داشتند، از موضع گفتمان فکری انقلاب اسلامی به تبیین مواضع و طرح صورت‌بندی مفهومی، نظری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و راهبردی موضوعات و مسائل مهم برای کشور و انقلاب اسلامی پرداختند. در تمامی این موضوعات و مسائل چیستی‌ها، چرایی‌ها و چگونگی‌های مؤثر در رخ‌دادن اتفاقات را تحلیل و تبیین می‌نمودند. همچنین چیستی‌ها، چرایی‌ها و چگونگی‌های اتفاقات مطلوبی که باید در آینده رخ دهند را پیوسته در متن واقعیت وقایع جاری تذکر و تبیین می‌نمودند. بیان این مواضع از سوی ایشان، در عین حال که روشنگر بود، ارتقادهندۀ مستوای فکری مخاطبان بوده است؛ و از سوی دیگر مبیِّن بنیاهای استدلالی و مشخص کننده خط‌مشی نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران بودند.

بیان مواضع فکری و تبیین‌های روشنگر ایشان که مستند به دلایل عقلانی، قرآنی و تجربی بودند، به بسط و نشر جهان معنایی و فرهنگی، و مواضع و اصول انقلاب اسلامی به‌سوی فرامرزهای ایران اسلامی انجامید. به‌گونه‌ای که امروز غالب نخبگان علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در تمام جهان با مواضع و اصول ایران اسلامی آشنا هستند.

ایشان نهادهای متولی پرورش فکر و تأمل در کشور را نیز به‌سوی ارتقا دادن و پرورش مستوای فکری جامعه سوق دادند و همواره یاریگر نظام تعلیمی و پرورشی کشور در تمامی سطوح رسمی و غیررسمی بودند.

دوم) تمرکز بر صیانت، تحکیم و بازسازی فرهنگی‌ـ‌اجتماعی جامعۀ اسلامی، در تراز و در تناسب با حرکت جهادی و انقلابی ملت مسلمان ایران، به‌منظور کسب آمادگی‌های لازم جهت مواجهۀ فعالانه و انتقادی با جبهۀ فکری و فرهنگی کفر و الحاد مدرن که پیوسته و دمادم خود را در قالب صورت‌های نوین نظم نهادی (اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، هنری و فناورانه) و سبک‌های فریبنده و ناسوت‌گرایانۀ زندگی، به هویت ملت‌های دیگر تحمیل می‌کند.

رهبر شهید ما برای راهبری کنش‌گری هویت انقلابی ملت ایران اسلامی در نسبت با جریان فرهنگی‌ـ‌اجتماعی کفر و الحاد مدرن و صورت‌های نهادی و سبک زندگی ترویج‌یافته از سوی آن، نهضت مبارزه با شبیخون و تهاجم فرهنگی را به‌پاکرد. شخص ایشان از همان سال‌های نخست زعامتشان و به‌خصوص در دهۀ نخست مسئولیتشان، با عزمی استوار به تبیین مواضع حق و فرهنگ حق‌مدار با استناد به مفاد و دلایل قرآنی، حدیثی، عقلانی و عقلایی پرداختند و حصون باور، ایمان و عمل صالح انقلابی را استوار و بارز ساختند.

همچنین در این مقطع زمانی، ضمن حمایت قاطع از کنش‌گران مجاهد و انقلابی، بر تقویت نهادی جبهۀ معرفتی و فرهنگی انقلاب اسلامی همت گماردند. تأسیس برخی مؤسسات علمی، پژوهشی، فرهنگی و تبیینی که دارای حوزۀ کاری تخصص‌یافته و مشخص بوده و هستند را یا شخصاً و یا با دستیاری برخی همفکران و همراهان مجاهدشان رقم زدند و یا ذیل شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت آموزش‌و‌پرورش، وزارت ارشاد اسلامی و حتی در بدنۀ فرهنگی نیروهای مسلح (نظامی، انتظامی و امنیتی)، شکل‌گیری نهادهای انقلابی، معرفتی و فرهنگی‌ای که کنش‌گر جبهۀ معرفتی و فرهنگی انقلاب اسلامی محسوب می‌شوند را ریل‌گذاری، تسهیل، پیگیری و حمایت نمودند.

سوم) تمرکز بر اعتلای معرفتی و علمی آحاد مردم و نهادهای علمی و پژوهشی کشور در تناسب با نیازهای کشور و با اولویت‌بخشی به دانش‌های نوظهوری که حداقل دارای شاخص‌های اصلی ذیل هستند:

الف) نوظهورند،

ب) در لبۀ دانش معاصر قرار دارند،

ج) بر فراز فناوری‌های برتر قرار داشته و توسعه‌دهندۀ آن‌ها هستند،

د) دارای حوزۀ نفوذ و اثرگستری عمیق و پهن‌دامنه هستند،

ه) دارای زنجیرۀ ارزش طولانی و گرانبهایی هستند،

و) تأمین‌کنندۀ نیازهای ملموس و ضروری در سطح کشور، منطقه و جهان‌اند.

در همین راستا نهضت و جنبش علمی گسترده‌ای شکل گرفت. رهبر شهید ما آفریننده و حمایت‌کنندۀ این نهضت و جنبش علمی بودند؛ به‌گونه‌ای که به‌تدریج در دهۀ دوم رهبری ایشان نشانه‌های واضح و متمایز شتاب علمی و فناورانۀ ایران اسلامی در سطح منطقه و جهان بارز شد. این نهضت و جنبش تولید علم و فناوری طیف وسیعی از دانش‌ها و فنون را دربرگرفت؛ از علوم پایه و بنیادین گرفته تا علوم فنی و مهندسی و تا علوم پژشکی و پیراپزشکی. ویژگی‌های مهم و راهبردی نهضت و جنبش علمی کشور و نتایج علمی و فناورانۀ حاصل از آن عبارت‌اند از این که:

اولاً، بومی و در تناسب با شرایط و مقتضیات و نظام نیازهای جامعۀ ایران است،

ثانیاً، بر اساس ظرفیت بی‌نظیر ‌نیروهای جوان و انقلابی پدید آمده است،

ثالثاً، بر پایۀ نظام ادارۀ حکمرانی پیشرفت اسلامی ایرانی شکل گرفته است.

مصداق و نماد بارز این حوزۀ اقدامی رهبر شهید ما، دانش‌ها و فناوری‌های مرتبط با زیست‌فناوری، نانو، علوم شناختی، فناوری اطلاعات، دانش و فناوری‌های هسته‌ای، علوم پژشکی و دانش و فناوریِ ترکیب مواد (متالوژی) است. حجم عظیم و پرشتاب شکل‌گیری نهادمند، بومی و درون‌زای این‌گونه دانش‌ها و فناوری‌ها که فهرست آن‌ها بسیار طولانی است، نشان از تمرکز مستمر، تدبیر، اداره و مدیریت کلان نهادی‌ای دارد که رهبر شهید ما ورای عملکرد دولت‌ها، ذیل قانون اساسی و در چهارچوب سیاست‌های کلی پیگیری نمودند.

در مواردی خاص، جریان نهادی شکل‌گیری و پیشرفت یک حوزۀ علمی و پژوهشی، تحت هدایت و نظارت خاص رهبر شهید انقلاب اسلامی صورت پذیرفت. به‌عنوان‌مثال، در علوم و فنون مرتبط با حوزۀ علوم زیستی و طب و علوم نانو و هسته‌ای ریل‌گذاری، تسهیل‌سازی، مانع‌زدایی و حمایت و ترویج دستاوردها از سوی رهبر شهید ما، همواره مورد پیگیری بوده است و شواهد و اسناد بسیار مفصلی دارد. این مسیر نیز تا پایان عمر شریف ایشان استمرار داشت و در یک دهۀ اخیر، از طریق واسطۀ نهادی شرکت‌های دانش‌بنیان پیگیری شد و شتاب روزافزون یافت.

چهارم) تدقیق و تحکیم فرایندهای پیچیدۀ حکمرانی اسلامی در چهارچوب پیوند ولایی امامت و امت، مستند به قانون اساسی و در چهارچوب نظریۀ مردم‌سالاری دینی، اقدام پیوسته و مستمر رهبر شهید ما بوده است.

این معنا از پیچیده‌ترین مواضع و کنش‌های مؤثر حاکمیت اسلامی است که حضرت امام خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) در راستای صیانت از هویت ذاتی حاکمیت دینی بر آن تأکید داشتند؛ از روز اول پذیرش مسئولیت رهبریِ امت، با وقوف تمام آن را مدنظرداشتند و تا آخرین نفس بدان وفادار ماندند. با بسط دامنۀ نهادی حکمرانی در ریز و درشت وقایع و تصمیمات، همواره امکان و خطر تخطی از اصول عدالت، آزادی مشروع، حقانیت و قانون‌گرایی توسط کارگزاران حاکمیت پدید می‌آید و این اتفاق تبعاً کنش‌گری مردم و نهادهای عمومی غیردولتی را تحت‌الشعاع قرار داده و محدود می‌نماید. در مواجهه با چنین مخاطره‌ای رهبر شهید ما، ضمن تذکر مستمر به دولتمردان و کارگزاران مبنی بر توجه به حق و جایگاه مردم در شکل‌گیری حاکمیت اسلامی، خود را ملتزم به عهد ولایی‌شان در چهارچوب قانون اساسی با مردم معرفی می‌کردند.

رهبر شهید ما در رأس هرم قدرت سیاسی کشور، خود و سلسله‌مراتب سیاسی و اداری را در خدمت مردم و برای تدبیر امور دین و دنیای مردم، تربیت و اصلاح امور زندگی و معیشت ایشان، حراست و صیانت از مردم و جامعۀ اسلامی و رشد هویت ایمانی و ملی ملت معرفی می‌کردند. آن بزرگوار برای خودشان و نزدیک‌ترین نزدیکانشان، مجالی برای سوء‌استفادۀ اقتصادی یا سیاسی از مزایای عمومی باقی نگذاردند. این واقعیت نشان از تحقق اوج تقوا و عبودیت در ایشان است.

تاریخ و وجدان عمومیِ نه‌تنها ایرانیان بلکه جهانیان شهادت می‌دهند و بعد از این نیز شهادت خواهند داد که امام شهید ما، خامنه‌ای عزیز، به عهد خود با مردم و امام راحلمان وفا کرد و مسئولیت ولایت‌امر و زعامت امور را بر مدار صداقت و عدالت و با کفایت کامل ایفا کرد. سرّ قلوب منکسر و بغض‌های فروخفته در سینۀ مردم و خشم مقدس ایشان در عزای شهادت آن امام شهید، نشانی واضح از آن است که مردم ما آن بزرگوار را امامی امین و صادق و متقی یافتند.

پنجم) ترمیم و اصلاح ساختارهای نهادیِ بسترساز جریان پیشرفت اقتصادی (اعم از تولید، توزیع و تجارت) و رشد صنعتی کشور و تولید و تجارت کالاهای ساخت ایران و توسعۀ بازار کالاهای ایرانی در سطح ملی و فراملی در دو دهۀ اخیر از جمله گام‌ها و اقدامات نهادی مورد تأکید و پیگیری رهبر شهید ما بوده است.

با توجه به چالش‌هایی که کشور در زمینۀ تدبیر اقتصاد و معیشت و رشد صنعتی کشور و افزایش تولید ملی به‌منظور رهایی‌یافتن از اقتصاد نفتی با آن‌ها روبه‌روست، رهبر شهید ما به‌طور‌خاص، در یک دهۀ اخیر بر مسئلۀ اقتصاد و معیشت و توسعۀ تولید و تجارت ملی تمرکز نمودند. رهبر شهید ما با دستیاری مجمع تشخیص مصلحت نظام، در راستای اصلاح و تقویت حکمرانی اقصادی و معیشت و تولید و تجارت ملی، سیاست‌های کلی اقتصاد‌محور را تنظیم و ابلاغ نمودند. به‌عنوان‌مثال، ایشان با ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و یا سیاست‌های کلی مرتبط با اصل 44 قانون اساسی سعی کردند مسیر را برای شکوفایی بیش‌از‌پیش اقتصاد ملی بر اساس اصول استقلال، درون‌زایی و برون‌گرایی و با تکیه‌بر ظرفیت‌های بی‌نظیر انسانی و سرزمینی ایران اسلامی بگشایند.

نتیجۀ این جهت‌گیری علی‌رغم همۀ موانع داخلی و خارجی و به‌خصوص تحریم‌های بسیار گستردۀ ایالات متحدۀ آمریکا و نیز تحریم‌های بین‌المللی، آن شده است که تراز تجاری اقتصاد ایران، بدون احتساب درآمدهای نفتی به‌سوی مثبت شدن سوق یافته است. این در شرایطی است که ایران به‌دلیل تنشی که با ایالات متحده و کشورهای متخاصم به‌خصوص رژیم نامشروع اسرائیل دارد، نتوانسته است از سرمایه‌گذاری خارجی استفاده کند.

ششم) بسط گفتمان و باور به مقاومت در برابر استکبار نظام کفر و الحاد.

رهبر شهید ما، خود مظهر مقاومت در برابر ظلم و کفر، استکبار و استبداد و استعمار است. آن بزرگوار چه در مقام باور و نظرورزی و در مقام ایمان و عمل صالح فردی و جمعی، و چه در مقام تبیین و راهگشایی معرفتی، در طریق بیان و اقامۀ حق، استواری و پایداری نمود. ایشان از همان روزهای آغازین رهبری‌شان با حمایت ملت مجاهدمان، بر اساس منطق و گفتمان مقاومت، ایران اسلامی را از افتادن در دام ذلت ناشی از سازش و کُرنش در برابر محور ظلم و کفر، و استکبار و استعمار فرانوین که تبدیل به سرنوشت و حوالت جهان‌گستر روزگار معاصر شده است، حفظ کرد.

در طول سالیان گذشته، در موارد متعددی کارگزاران دولتی و لشگری اذعان نمودند، تصمیمات حکیمانۀ ایشان که از بستر دستگاه تصمیم‌سازانۀ گفتمان مقاومت ناشی شده است، کشور را از قرار گرفتن در چالش‌ها و دشواری بنیان‌برافکن نجات داد. علاوه‌بر‌این، استواری آن رهبر شهید و ملت مقاوم ما که مقاومت در برابر جبهۀ کفر و استکبار را از بینش، منش و کنش آن بزرگوار الهام گرفته و آموختند، باعث شده حقیقت شیطانی مستکبران استعمارگر بارز و آشکارتر شود. امروزه آگاهان و بصیرتمندان منصف در سراسر جهان، ایران اسلامی را نماد حق‌طلبی، استقلال‌خواهی و کرامت و مقاومت در برابر استعمار فرانوین می‌دادند.

ازجمله اقدامات بسیار مهم رهبر بصیر ما، در تمام دوران رهبری‌شان و به‌خصوص در یک دهۀ اخیر آن بود که اذهان منتقد و وجدان‌های آگاه را در سراسر جهان بیدار کرده و آنان را در مسیر مقاومت تحت هدایت و حمایت معنویِ خود قرار دهند. علاوه‌بر‌این، امام شهید ما، سعی نمود، چیستی، چرایی و چگونگیِ فرایند مقاومت را در گسترۀ جهانی تبیین نمایند؛ و مقاومت را به فرایندی نهادمند، منظم، روشمند و تکثیریابنده تبدیل نمایند. فرایندی که با تکیه بر فطرت ناب انسانی و باور، عزم و عمل صالح جمعیت‌های ایمانی و مقاوم در سراسر جهان شکل گرفته است؛ و می‌توانند ذیل سپهر آرمان مشترک نفی کفر، الحاد، استکبار و استعمار وحدت یابند و به ید واحده تبدیل شوند.

آن بزرگوار، این اقدام راهبردی را در نظام تعاملات و ارتباطات بین‌الملل اسلامی و بین‌الملل جهانی، از طریق سازمان‌های تخصصی رسمی و غیررسمی پیگیری کرد. رهبر شهید ما، در سال‌های اخیر، حتی از طریق پیام شخصی خود برای جوانان بیدار دل در غرب، این مقصود را پی‌جویی کرد.

هفتم) ترسیم افق و چشم‌انداز تمدنی تعالی و پیشرفت نظام انقلابی ایران اسلامی در گام چهل سالۀ دوم.

رهبر شهید ما، در طول دوران زعامت و ولایت امر خود روحیۀ توانستن و امید به گشایش‌ها و فتوحات آتی را در ذهنیت و روحیۀ جمعی ملت پدید آوردند. ایشان تا روزهای پایانی عمر سراسر خیر و برکتشان، آیندۀ بهتر و شکوفای ملت مسلمان ایران را مورد اشاره قرار می‌دادند. این آیندۀ خیر و نیکو البته حاصل تحقق نظام انقلاب اسلامی بر اساس باور و عزم و اراده و کنش معطوف به پیشرفت ملت ایران است. حضرت آیت الله خامنه‌ای (رحمة الله علیه) در بیانیۀ گام دوم انقلاب اسلامی، با بیان و روایتی صمیمی، صریح و صادقانه همراه با صحت و دقت، روایت‌گر تجربۀ معاصر ملت ایران و نهضت ایشان بودند؛ نهضتی که علاوه بر برخورداری از ظرفیت‌های انسانی، سرزمینی و فرهنگی ایران عزیز، از هدایت مکتب الهی اسلام، رهبری فقیه و عادل، و عزم و خواست استوار تودۀ مردم و کارگزاران بهره‌مند بوده است.

رهبر شهید ما، در بیانیۀ گام دوم انقلاب اسلامی، مسائل، چالش‌ها، مزیت‌ها، پیشران‌ها و توصیه‌ها و راهبردهای تمدنیِ پیش‌برندۀ جریان پیشرفت کشور را در عرصه‌های تفکر و علم، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی، روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، و سبک زندگی، به‌شکلی منتظم و دقیق شرح داده‌اند. درحقیقت، بیانیۀ گام دوم راهنمای عمل پیشرفت و توسعۀ کشور به سوی تمدن نوین اسلامی در چارچوب قانون اساسی، اسناد بالادستی و قوانین و رویه‌های اجرایی کشور است.

با نظر به مراتب اقدامات معطوف به ایجاد تغییرات و اصلاحات و فردی و نهادی که در بالا مورد اشاره قرار گرفتند، روشن می‌شود که سید شهیدان انقلاب اسلامی، آیت الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه)، بسترسازی نهادی لازم را برای جهش در توسعه و پیشرفت ایران اسلامی را در طول حدود چهار دهۀ رهبری فراهم ساختند و لحظه‌ای تداوم رهبری حرکت روبه‌پیشرفت سستی نورزیدند. شایسته است حجم عظیم اقدامات رهبر شهید انقلاب اسلامی، مستند، طبقه‌بندی و تحلیل نظری شود. بر این اساس، آن بزرگوار در قالب نهاد امامت و امت اسلامی، به‌حق در امتداد میراث انقلاب عظیم امام راحلمان، خمینی عزیز (قدس سره)، بسترساز و معمار پیشرفت ایران اسلامی است.

در اثر این مجموعه اقدامات، ایران معاصر از حضیض ذلت در دوران پهلوی، به مراتب قابل اعتنایی از تکامل و پیشرفت رسیده است که دنیا را متوجه خود ساخته است. این همه در شرایطی است که ایران مقتدر در طول چهل و هفت سال گذشته همواره در شدائد و دشواری‌های ناشی از هجمۀ امپریالیسم جهانخوار غربی و صهیونیسم بین‌الملل قرار داشته است.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×