» فرهنگ و تاریخ باستان » وقتی آرمان‌شهر مدرن به ویران‌شهر بدل شد
وقتی آرمان‌شهر مدرن به ویران‌شهر بدل شد

وقتی آرمان‌شهر مدرن به ویران‌شهر بدل شد

اسفند ۴, ۱۴۰۴ 109

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نسرین صمدی معاون آموزش منطقه 6 تهران در گفت وگویی اختصاص در تحلیل پرونده جفری اپستین اظهار داشت: برای درک کامل ماجرا باید از سطح یک پرونده صرفاً جنایی فراتر رفت و به لایه‌های تکان‌دهنده «حکمرانی پنهان» رسید. اگر اپستین را تنها یک فرد منحرف بدانیم، دچار خطای تحلیلی خواهیم شد، چرا که در تمدن‌های مبتنی بر قدرت خالص، اعتماد بر اساس فضیلت شکل نمی‌گیرد، بلکه بر پایه ترس متقابل ایجاد می‌شود.

صمدی تصریح کرد: زمانی که نخبگان سیاسی، اقتصادی و علمی در یک گناه مشترک مانند جرائم جنسی در جزیره اپستین سهیم باشند، زنجیره‌ای از سکوت و وفاداری اجباری میان آنان شکل می‌گیرد. هر فرد حاضر در این شبکه دیگر نمی‌تواند علیه سیستم طغیان کند، زیرا سیستم اسنادی در اختیار دارد که می‌تواند به نابودی او منجر شود.

وی با اشاره به نقش ثروت و سرمایه اجتماعی در این پرونده گفت: تمرکز ثروت و قدرت در هر نظامی می‌تواند مصونیت غیررسمی ایجاد کند. اپستین در این میان مدیریت «بانک اطلاعاتی رسوایی‌ها» را به بهترین شکل در اختیار داشت، ابزاری که امکان حفظ شبکه نفوذ و تأمین امنیت شخصی او را فراهم می‌کرد.

صمدی در بخش دیگری از تحلیل خود به نقش رسانه‌ها پرداخت و تأکید کرد: رسانه‌های بیگانه در این پرونده نه به عنوان نهادهای شفاف، بلکه به عنوان پوشاننده و محافظ عمل کردند. این رسانه‌ها اپستین را به تصویری از یک «هیولا» و «میلیاردر مرموز» تبدیل کردند. وقتی شرارت به یک فرد تقلیل یابد، با حذف فیزیکی او و مرگ مشکوک اپستین در زندان، پرونده از دیدگاه افکار عمومی بسته تلقی می‌شود.

معاون آموزش ابتدایی منطقه 6 بیان کرد: رسانه‌ها با فیلتر کردن اسامی و نقش چهره‌های بانفوذ، در حالی که صفحات بسیاری را به جزئیات دکوراسیون خانه اپستین یا نوع غذاهای جزیره اختصاص دادند، عملاً سرپوشی بر حضور نخبگان و روسای حکومت گذاشتند و مانع پیگیری ابعاد واقعی پرونده شدند.

صمدی با بیان اینکه پرونده اپستین تجسم عریان قدرت و تزویر در جوامع سرمایه‌داری را نشان می‌دهد گفت: اپستین نمونه‌ای از تبدیل انسان به ابزار لذت در بازاری است که در آن حق با کسی است که قدرت خرید بیشتری دارد. در نظام سرمایه‌داری، هر چیزی که قابل قیمت‌گذاری باشد، وارد چرخه بازار می‌شود.

وی ادامه داد: در این پرونده، نظام سرمایه‌داری با بهره‌گیری از عناوین فریبنده مانند نمایش‌های مدلینگ، مهمانی‌های نخبگانی و یا بنیادهای خیریه، چهره‌ای ناخوشایند از تجارت انسان را می‌پوشاند تا وجدان عمومی جامعه دچار شوک نشود. در پشت پرده این پوشش، هزاران هدف اقتصادی و سرمایه‌داری نهفته است که از دید عموم پنهان می‌ماند.

معاون آموزش ابتدایی منطقه 6 به وضعیت قربانیان شبکه اپستین اشاره کرد و گفت: اکثر دخترانی که مورد سوءاستفاده قرار گرفتند، از خانواده‌های فقیر، ازهم‌پاشیده یا مهاجر بودند. سیستم قضایی و رسانه‌ای غرب تا زمانی که پای منافع نخبگان در میان بود، صدای این کودکان را نشنید و اقدامی جدی صورت نگرفت. در حالی که غرب برای نقض حقوق زنان در دورترین نقاط جهان بیانیه صادر می‌کند و تحریم‌هایی وضع می‌کند، در قلب شهرهایی مانند نیویورک و فلوریدا، یک شبکه رسمی «بردگی جنسی کودکان» زیر سایه حفاظت پلیس و FBI سال‌ها فعالیت می‌کرد. این وضعیت نشان می‌دهد که حقوق بشر تنها زمانی «مسئله» است که بتوان از آن علیه رقبای سیاسی بهره برد.

صمدی با بهره‌گیری از مفاهیم فلسفی، پرونده اپستین را نشان‌دهنده سقوط اتوپیا به دیستوپیا دانست و گفت: اپستین نشان داد که آرمان‌شهر مدرن در عمل می‌تواند به ویران‌شهر تبدیل شود. در اتوپیای مدرن، عقل قرار بود ابزار پیشرفت و سعادت بشر باشد، اما در این پرونده مشاهده شد که بالاترین سطوح عقلانیت از جمله دانشمندان هاروارد، استراتژیست‌های سیاسی و مدیران ارشد مالی در خدمت بدوی‌ترین و کثیف‌ترین غرایز انسانی قرار گرفتند.

معاون آموزش ابتدایی منطقه 6 درباره بعد فلسفی و اخلاقی پرونده اپستین گفت: در تفکر معاصر غرب، بخش بزرگی از اخلاق بر پایه سودگرایی بنا شده است؛ یعنی عملی اخلاقی محسوب می‌شود که بیشترین لذت یا سود را برای بیشترین افراد فراهم کند. پرونده اپستین فراتر از یک جرم فردی عمل می‌کند و بن‌بست‌های اخلاقی تفکر مدرن را عیان می‌سازد. در این پرونده مشاهده می‌کنیم که اخلاق به نفع قدرت و منافع عقب‌نشینی کرده وحتی در برابر بدترین جنایات، بر ارزش‌های اخلاقی اولویت یافته است.

صمدی  به ابعاد امنیتی و سیاسی پرونده پرداخت و گفت: بسیاری از تحلیل‌گران اپستین را مهره‌ای در شبکه‌های نفوذ مانند موساد می‌دانند که از ضعف‌های اخلاقی افراد برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برد.

وی ادامه داد: یکی از پیچیدگی‌های این پرونده، استفاده از برچسب‌های مذهبی برای جلوگیری از نقد و بررسی واقعیت‌ها بود، روشی که مانع شفافیت و افشای گستره نفوذ شبکه می‌شد. مدرنیته تلاش کرد معنویتی بسازد که در آن انسان مرکز همه‌چیز باشد و هیچ تکلیف یا بازخواست اخروی وجود نداشته باشد. نتیجه این نگرش در پرونده اپستین به وضوح دیده می‌شود؛ در غیاب یک ناظر مطلق و حساب‌وکتاب پس از مرگ، نخبگانی که به قله ثروت و قدرت می‌رسند، به این باور می‌رسند که هر کاری مجاز است. وقتی خدایی نباشد، هر فرد خدای خود می‌شود و هیچ مرزی برای اشباع میل شخصی وجود ندارد.

معاون آموزش ابتدایی منطقه 6 با اشاره به سکوت نخبگان و روشنفکران گفت: چرا کسانی که برای کوچک‌ترین مسائل در دورافتاده‌ترین نقاط جهان بیانیه صادر می‌کنند، در برابر پرونده قرن و کانون فساد ساختاری در غرب، واکنشی حداقلی یا سکوتی سنگین اختیار کردند؟ ، سکوت برخی نخبگان ایرانی نشان‌دهنده این است که بخشی از «جریان روشنفکری» در ایران، بیش از آنکه به «حقیقت» وفادار باشد، به «تصویر مطلوب از غرب» وفادار است. این سکوت نه از سر غفلت، بلکه نوعی «بی‌عملی مصلحت‌آمیز» است که موجب می‌شود آن‌ها در حساس‌ترین پیچ‌های تاریخی، از ایفای نقش خود به عنوان «دیده‌بانان حقیقت» باز بمانند.

صمدی در پایان بیان کرد: این پرونده دیگر تنها یک گزارش جنایی نیست، بلکه نشانه‌ای بزرگ است؛ نشانه‌ای از غایت تمدنی که می‌خواست بدونِ آسمان، زمینی آباد بسازد، اما در نهایت انسان را در سیاه‌چاله‌های خودساخته تنها گذاشت. در عصر مدرن، کودک قرار بود نماد آینده و امید باشد، اما پرونده اپستین نشان داد که در نظام‌های مادی، حتی معصومیت کودکی نیز هیچ مصونیتی ندارد. غربتِ واقعی آنجاست که کودکی در جزیره‌ای محصور، در محاصره قدرتمندترین مردان جهان که جهان را اداره می‌کنند، شکنجه می‌شود و هیچ فریادرس زمینی چه پلیس، چه قانون و چه رسانه به یاری او نمی‌آید. این تصویر، عریان‌ترین شکل بی‌دفاع بودن انسان در برابر غول قدرت است.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×