پاتوق هنرمندان در باغ فردوس؛ شبی پرنور با چای، موسیقی و روایت
خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: شبهای باغ فردوس این روزها حالوهوای دیگری دارد؛ جایی که تازه چند شب از شکلگیری پاتوق هنرمندان میگذرد اما آنقدر جان گرفته که انگار سالهاست اینجا برپاست.

از همان ابتدای مسیر، پیش از آنکه قدممان به محوطهٔ اصلی برسد، موجی از نور و هنر در فضا جاری بود؛ شمعهایی که به یاد کودکان میناب روشن شده بودند، فانوسهایی که پیرامون تصویر رهبر شهید چیده شده بود و جمعیتی که با پرچم و خانوادههایشان آرامآرام به سمت محل تجمع حرکت میکردند.

این راهِ کوتاه تا رسیدن به پاتوق، خودش یک نمایش بود؛ چایخانهای با استکانهایی سنتی و نعلبکیهای قدیمی، ایستگاه نقاشی کودکان که رنگها را روی بومهای کوچک پخش میکردند و صدای آرام گفتوگوهایی که در هوا شناور بود. همهچیز انگار مقدمهای میساخت برای لحظهای که وارد محوطهٔ اصلی میشوی.

اما وقتی وارد پاتوق میشدیم توجه مان را یک ویدئو وال جلب می کرد که پیش از آغاز برنامه، کلیپی با صدای محسن چاووشی پخش می کرد. همان حسبی الله معروف.
درون پاتوق، پیش از شروع برنامه، یک ویدئووال بزرگ نگاهها را به خودش میگرفت؛ کلیپی که صدای محسن چاووشی در فضا میپیچید؛ همان حسبیالله معروف! همهچیز پیشدرآمدی بر یک شب بلند بود. همانجا، کنار چایخانهای که چای نعلبکیدار و نبات زعفرانیاش حسابی طرفدار داشت، شنیدن چند کلمه از هنرمندانی که در حال گپوگفت بودند، بخشی از جذابیتِ آغاز شب به شمار میرفت.

قبل از شروع برنامه خیرالله تقیانیپور کارگردان سینما و تلویزیون را دیدم. هم ما را به یادِ سریال ترور حاج قاسم سلیمانی میاندازد و هم قدیمتر «نجلا»؛ او درباره یک معجزه با ما صحبت کرد. اینطور میگفت: رهبر شهیدمان فرمودند خداوند مردم را مبعوث خواهد کرد؛ نه تنها ما بلکه همه جهان این بعثت را به عینه دیدند.
اما ای کاش هنرمندانی که غافلاند؛ همانها که هنوز ترجیحشان تماشای میدان و سکوت است، به زودی رنگِ مردم را به خودشان بگیرند.

با تمام شدنِ گفتوگوی کوتاهمان با خیرالله، صدای دمامزنان توجهمان را جلب کرد. ضربها در شب میپیچید و با بالا رفتن پرچمها، جمعیت یکباره فشرده شد؛ آنقدر که جایی برای نشستن پیدا نمیشد و خیلیها ترجیح میدادند ایستاده تماشا کنند. این نقطه، لحظهای بود که پاتوق جان میگرفت.

روایتگری جواد موگویی، که مستندهایش این روزها زیاد دیده شده، بخش اصلی برنامه را شکل میداد؛ او از تجربهها و قصههایش میگفت و جمعیت همراه او پیش میرفت. بعد از آن نوبت موزیک رسید؛ چند قطعه که مقدمهای شد برای یک کنسرت خیابانی پرشور. علیاکبر قلیچ با ترانههای عربی و حماسیاش فضای تازهای ساخت؛ صدایی پرانرژی که به قول خودش همیشه از دیدن همدلی مردم لذت میبرد.

در این میان حضور هنرمندان مختلف هم حالوهوای پاتوق را پررنگتر میکرد. محیا اسناوندی با خانوادهاش آمده بود و از همراهی شبانهٔ مردم شگفتزده بود. یوسف حاتمیکیا که فیلم تازهاش در جشنواره دیده شده، بیسروصدا اما مشتاق، بخشی از جمعیت بود. محسن افشانی مثل همیشه پرهیاهو ظاهر شد و امیر نوری پس از مدتها دوباره میان مردم دیده شد و از این فضا انرژی میگرفت.

محیا اسناوندی مجری تلویزیون هنرمند اصلی و واقعی این روزها را فقط مردم دانست. مردمی که بیش از 40 شبه خیابان را ترک نکردهاند. در این تجمعهای شبانه مردم با نگاهها، پوششها و سلایق مختلف کنار هم قرار میگیرند و تحت پرچم ایران و وطنشان، متحد و همدل میشوند.
او همچنین نسبت به هنرمندان تماشاگر میدان و ساکتِ این روزها، انتقاد داشت و گفت: «واقعا غیرت بسیاری از هنرمندان چون محسن چاووشی را ببینند که خاکشان را به هرچیز و هر اتفاقی ترجیح میدهند.»

پایان شب، نزدیک ساعت یازده، آرامآرام فرامیرسید؛ اما انرژی فضا جوری بود که انگار همه دوست داشتند چند ساعت دیگر هم بمانند.
میان همهٔ این رفتوآمدها، نام سیدعلی احمدی بیشتر از بقیه شنیده میشد. او که با آثار تلویزیونی و سینماییاش شناخته شده، میگفت پاتوق هنرمندان فقط کار یک نفر نیست؛ جمعی بودهاند تا اینجا را برای مردم بسازند و هدفشان هم همین است: فراهم کردن شبی خوش و بیمانع برای هر کسی که بخواهد کنار بقیه لحظاتی دلنشین تجربه کند.

قرار است این پاتوق هر شب در حوالی باغ فردوس برپا باشد؛ جایی برای قدمزدن، نوشیدن چای، شنیدن موسیقی، دیدن هنرمندان و لمس دوبارهٔ حالوهوای خیابانهایی که با هنر و جمعیت، گرم و روشن شدهاند.
انتهای پیام/
