چرا وقتی میخواهم از حقم دفاع کنم، می ترسم و اضطراب میگیرم؟
ترس و دفاع از حق
ریشهیابی روانشناختی یک دغدغه فراگیر
آیا برای شما نیز پیش آمده که در موقعیتهای ضروری نتوانید از حق خود دفاع کنید؟
آیا بیان خواستهها و نظراتتان، حتی زمانی که کاملاً محق هستید، همراه با دلشوره، اضطراب و ترس از عواقب آن است؟
این احساس ناخوشایند، تجربهای است که بسیاری از افراد در موقعیتهای اجتماعی، خانوادگی و شغلی با آن دست به گریبانند.
اما سؤال اصلی اینجاست: ریشه این هراس چیست و چگونه میتوان بر آن غلبه کرد؟ در این مقاله، به بررسی عمیق علل روانشناختی این پدیده و ارائه راهکارهایی برای تقویت مهارت ابراز وجود و دفاع سالم از حقوق فردی میپردازیم.
سکوتِ پراضطراب: وقتی محق هستیم اما میترسیم
برای درک این ترس، باید به گذشته و به ویژه سالهای شکلگیری شخصیت رجوع کنیم. در بسیاری از موارد، این الگو در دوران کودکی و نوجوانی شکل میگیرد.
شرطیشدن برای “خوشرفتاری” افراطی
پیامهایی مانند “بچه خوبی باش”، “حرف بزرگترها را قطع نکن”، “همه را راضی نگه دار” یا “اگر مخالفت کنی دوستت ندارم” میتوانند به مرور زمان این باور را در فرد نهادینه کنند که “ابراز وجود مساوی با ناخوشایند بودن، طرد شدن یا از دست دادن محبت است.”
همین که سعی کنی همه را راضی نگه داری چماقی می شود که به وقت اینکه بخواهی جایی ابراز مخالفت کنی، یا فکر کنی که حق ات ضایع شده است و باید از آن دفاع کنی، از سخن گفتن از حق و حقوت بازت می دارد.
