حاج قاسم در سوریه؛ فرماندهی بینظیر در میدان نبرد و دیپلماسی
به گزارش خبرنگار مهر، سردار هامون محمدی بامداد شنبه در ویژه برنامه ششمین سالگرد شهادت سردار قاسم سلیمانی در آستانه مقدس حضرت سلطان سید جلال الدین اشرف اشرفیه، جزئیات ناگفتهای از مدیریت پیچیده میدان نبرد سوریه توسط حاج قاسم را تشریح کرد؛ فرماندهای که با تلفیق تاکتیک نظامی، دیپلماسی و معنویت، ارتشهای متنوع سوریه و نیروهای مقاومت را هماهنگ و از سقوط سوریه (در آن زمان) جلوگیری کرد.
نجات سوریه از سقوط کامل
سردار محمدی با اشاره به شرایط بحرانی سوریه گفت: زمانی که حاج قاسم وارد سوریه شد، تنها ۱۰ درصد کشور تحت کنترل دولت بود. او از همان فرودگاه درگیر جنگ شد و از جاده فرودگاه به سمت کاخ ریاست جمهوری حرکت کرد. حاج قاسم توانست با مدیریت نیروهای مختلف از زینبیون، فاطمیون، حسینیون، نیروهای لبنانی و عراقی تا ارتش سوریه یک جبهه متحد ایجاد کند.
وی افزود: حاج قاسم هیچگاه خود را فاتح معرفی نکرد و همواره بر توکل به خدا و توسل به ائمه تأکید داشت. او با دیپلماسی هوشمندانه، روسیه را وارد دفاع از سوریه کرد و پرواز ممنوع علیه دمشق را لغو نمود و حتی در شورای امنیت، تصمیمات علیه سوریه را خنثی کرد.
توسل و معنویت در میدان نبرد
سردار محمدی روایت کرد: در یکی از عملیاتهای پهپادی، وقتی موشکها شلیک نمیشد، حاج قاسم با خواندن دعای توسل، مسیر موفقیت را هموار کرد و موشکها شلیک شدند. این نشاندهنده معنویت و توکل او در همه امور بود.
وی ادامه داد: حاج قاسم هرگز ادعا نکرد که فتحی انجام داده است. حتی در آزادسازی خرمشهر، هرگز خود را فاتح ندانست و همواره توجه به مردم مظلوم و رعایت جان نیروها را اولویت قرار میداد.
نگران جان نیروها در بیابان
سردار محمدی گفت: زمانی که باید پیشروی در بوکمال انجام میشد، او نگران جان نیروها بود و اجازه نداد رزمندگان به خطر بیفتند. حاج قاسم شخصاً وارد عمل شد و مسیر امن برای رسیدن مهمات و تجهیزات ایجاد کرد. ارتباط او با خدا و ائمه، و توکلش به خداوند، در همه لحظات راهنمایش بود.
حاج قاسم تکرار شدنی نیست
وی با اشاره به اهمیت حفظ مسیر و خط فکری حاج قاسم گفت: «اینکه گفته میشود کشور ما پر از قاسم سلیمانی است، بیشتر یک آرمان است. حاج قاسم، مانند میرزا کوچکخان جنگلی و رئیسعلی دلواری، هر قرن یکبار تکرار میشود و قابل بازتولید نیست. ما باید با تمام توان، خود را به شخصیت، منش و مسیر او نزدیک کنیم.
سردار محمدی تأکید کرد: شناخت کامل حاج قاسم زمان میبرد، اما همنوایی با خط او و ادامه مسیرش، افتخار ما و خدمت به مقاومت و آزادگان جهان است.
از شهادت یاران تا یقین به پایان مسیر
سردار محمدی با اشاره به شهادت جمعی از رزمندگان در جریان نبردها گفت: در آن مقطع، تعدادی از بچههای ما به شهادت رسیدند؛ از جمله شهید یونس که نام او در یکی از فیلمهای شناختهشده آن دوران نیز مطرح شده بود و در جریان جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید.
وی افزود: حاج قاسم بهخوبی میدانست در چه مسیری قدم گذاشته است و شهادت برای او یک احتمال نبود، بلکه حقیقتی بود که با آن زندگی میکرد.
نامهای در شب آخر؛ خدایا مرا پاکیزه ببر.
این فرمانده با اشاره به نوشته معروف شهید سلیمانی در شب آخر عمرش گفت: شبی که از نظر تاریخی به آن نزدیک هستیم، حاج قاسم در اتاق خودش جملهای نوشت که من جزو نفرات دوم یا سوم بودم که آن را دیدم؛ نوشته بود: خداوندا مرا پاکیزه ببر.
وی تصریح کرد: در ابتدا تصور میکردم این جمله از خود حاج قاسم است، اما بعدها مشخص شد که این عبارت در وصیتنامه شهید باکری نیز آمده است. این نشان میدهد حاج قاسم از پایان مسیر آگاه بود.
اصرار برای نرفتن و لبخند همیشگی
سردار محمدی ادامه داد: حتی یکی از برادران حفاظت اطلاعات با اصرار از حاج قاسم خواست که آن شب نرود و بماند، اما او قبول نکرد. با همان لبخند خاص خودش؛ حاج قاسم واقعاً آدم عجیبی بود. با چشمهایش حرف میزد؛ ناراحتی، خستگی یا شادیاش را میشد در نگاهش دید.
همرزم شهید سلیمانی گفت: من همیشه به چشمهای حاج قاسم توجه داشتم؛ چشمهایی که اغلب خسته و خونآلود بود.
فرماندهای خسته، اما ایستاده
این فرمانده میدانی با اشاره به شرایط سخت عملیات بوکمال گفت: در عملیات بوکمال، حاج قاسم بهشدت خسته بود. شبها زمان کمی استراحت میکرد، ساعت ۳ برای نماز شب بیدار میشد، نماز صبح را میخواند و بلافاصله به سمت منطقه عملیاتی حرکت میکرد. حتی در یکی از عملیاتها ماسک اکسیژن روی صورت داشت.
تواضع در اوج فرماندهی
سردار محمدی با بیان خاطرهای از یکی از سختترین لحظات پشتیبانی گفت: حاج قاسم به من گفت بچهها در محاصره هستند و باید مهمات برسانید. مسیر بسیار خطرناک بود و فقط یک خودروی تویوتا میتوانست عبور کند. وقتی گفتم چنین خودرویی نداریم، گفت: این پارچههایی که روی دوش ماست ارزشی ندارد؛ ارزش آدمها به این است که در سختیها به داد هم برسند.
وی افزود: همان شب با زحمت خودرو تهیه شد و مهمات رسید و بچهها نجات پیدا کردند.
امید همیشگی به نصرت الهی
سردار محمدی تأکید کرد: حاج قاسم همیشه امید به عنایت الهی داشت و به نیروها میگفت صبر کنید، مقاومت کنید؛ پیروزی نزدیک است. دو روز بعد، مقاومت داعش در بوکمال شکسته شد و پایگاه اصلی آنها سقوط کرد.
وی در پایان گفت: پیامی که حاج قاسم پس از شکست داعش برای حضرت آقا فرستاد، میوه شیرین آن صبر و استقامت بود. وقتی حضرت آقا آن پیام را در جلسه فرماندهی قرائت کردند و رضایت خود را از رزمندگان اعلام کردند، اشک شوق در چشمان همه جمع شد.