» فرهنگ و تاریخ باستان » امام حسن (ع) و مرزبندی با دشمن ذاتی

امام حسن (ع) و مرزبندی با دشمن ذاتی

اسفند ۱۴, ۱۴۰۴ 009

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، همزمان با میلاد کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (ع)، و در شرایطی که جامعه ما در عین شهادت رهبر حکیم و فرزانه انقلاب، با چالش‌های پیچیده منطقه‌ای و رسانه‌ای مواجه است، گفت‌وگویی تخصصی با یکی از صاحب‌نظران حوزه دین و قرآن ترتیب داده‌ایم تا با واکاوی سیره معصومین(ع) و مفاهیم قرآنی، راهکارهای مدیریت بحران از منظر اندیشه اسلامی را تبیین کند.

این گفت‌وگوی تخصصی نشان می‌دهد که اندیشه اسلامی با تکیه بر مفاهیم عمیقی چون صبر فعال، بصیرت، زمان‌شناسی و سیره اهل بیت(ع)، راهکارهای کاربردی و امیدبخشی برای مدیریت بحران‌های اجتماعی ارائه می‌دهد. در شرایط پیچیده امروز، بازگشت به این الگوهای ناب دینی، نه‌تنها یک ضرورت اعتقادی، بلکه یک راهبرد هوشمند برای حفظ وحدت، تقویت مقاومت و رسیدن به پیروزی نهایی است.

صبر فعال و مقاومت استراتژیک در شرایط بحران

با توجه به آیات قرآن کریم، مفهوم صبر در مواجهه با بحران‌ها، چگونه از انفعال و تسلیم‌پذیری متمایز می‌شود و چه مؤلفه‌هایی «صبر فعال» را در اندیشه قرآنی شکل می‌دهند؟

در منظومه فکری قرآن کریم، صبر یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم تربیتی و اجتماعی است که بارها در آیات وحی به کار رفته و همواره با مضامینی مانند استعانت، تقوا و نصر الهی همراه شده است.

اولین وجه تمایز صبر قرآنی با انفعال، در هدفمندی آن است. صبر مؤمنانه، نه به معنای پذیرش ظلم و سکوت در برابر تجاوز است، بلکه به معنای حفظ ظرفیت‌های درونی و بیرونی برای حرکت هوشمندانه در جهت تحقق اهداف الهی است. به عبارت دیگر صبر فعال، نوعی مقاومت استراتژیک است که در آن، فرد یا جامعه ضمن پرهیز از واکنش‌های هیجانی و زودهنگام، تمام توان خود را برای برنامه‌ریزی، اتحاد و اقدام به‌موقع بسیج می‌کند.

دومین مؤلفه صبر فعال، ارتباط با ایمان است. قرآن کریم می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ». این آیه شریفه نشان می‌دهد که صبر بدون پیوند با ایمان و عبادت، به تنهایی نمی‌تواند منشأ تحول باشد. در واقع صبر قرآنی یک فرآیند معنوی-اجتماعی است که در آن، بندگی خداوند منبع تأمین انرژی روانی و اخلاقی برای استقامت در مسیر حق است.

 

رزق امروز|معجزه اعتماد به خدا

 

این نگاه، صبر را از یک رفتار فردی صرف به یک استراتژی جمعی ارتقا می‌دهد که می‌تواند در سطح جامعه، نهادها و حتی نظام‌های سیاسی تبلور پیدا کند.

سومین ویژگی صبر فعال، زمان‌شناسی و مصلحت‌سنجی است. در سیره اهل بیت (ع) به‌ویژه در تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی و اجتماعی، همواره توجه به ظرفیت‌های زمانی و محاسبات دقیق هزینه-فایده مشاهده می‌شود. صبر فعال به معنای تأخیر در اقدام نیست، بلکه به معنای انتخاب بهترین زمان و بهترین روش برای تأثیرگذاری حداکثری است. این نگاه، ریشه در آیه شریفه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» دارد که بر آمادگی همه‌جانبه و هوشمندانه تأکید می‌کند.

در عین حال صبر فعال قرآنی همواره با امید فعال گره خورده است. قرآن کریم در آیات متعددی، پس از دعوت به صبر، بشارت به فرج و نصرت الهی می‌دهد. از جمله: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ». این پیوند میان صبر و امید مانع از آن می‌شود که استقامت در برابر سختی‌ها به یأس یا انزوا منجر شود. در واقع صبر فعال نوعی پویایی درون‌زا است که جامعه مؤمن را در سخت‌ترین شرایط هم زنده نگه می‌دارد و هم به کانون تولید راهکار و الگوی مقاومت تبدیل می‌کند.

مواجهه با دشمنی که سابقه نقض پیمان، جنایت و دشمنی آشکار با اسلام دارد

با توجه به آموزه‌های قرآن و سیره اهل بیت(ع)، آیا در مواجهه با دشمنی که سابقه نقض پیمان، جنایت و دشمنی آشکار با اسلام دارد، می‌توان اصل عدم مصالحه با دشمن جنایتکار را به‌عنوان یک قاعده راهبردی استخراج کرد؟ مرزهای انعطاف تاکتیکی و تسلیم استراتژیک در فقه سیاسی اسلام در سیره امام حسن (ع) کجاست؟

پرسش شما به یکی از حساس‌ترین مباحث فقه سیاسی و استراتژی مقاومت در اندیشه اسلامی اشاره دارد. در منظومه فکری قرآن کریم و سیره معصومین(ع) اصل اولیه در مواجهه با دشمن، بیداری، هوشیاری و عدم اعتماد است. قرآن کریم در آیه شریفه 8 سوره توبه می‌فرماید: «کیفَ و إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلَّا وَلَا ذِمَّةً»؛ چگونه پیسمانی باشد که اگر بر شما پیروز شوند به هیچ عهد و سوگند و خویشاوندی وفا نکنند؟

این آیه، یک قاعده کلان در روابط با دشمنان ذاتی اسلام ترسیم می‌کند: دشمنی که هویت خود را بر مبنای دشمنی با دین خدا تعریف کرده، هرگز با پیمان‌شکنی و خیانت بیگانه نیست. بنابراین اصل اولیه، عدم اعتماد و پرهیز از صلح‌های واهی است.

دومین نکته تحلیلی، تمایز میان صلح تحمیلی و صلح عزتمند است. در فقه اسلامی، صلح و آتش‌بس زمانی مشروع است که سه شرط اساسی داشته باشد:

اولاً به ضرر اصل اسلام و کیان جامعه مؤمنان نباشد.

ثانیاً دشمن به آن پایبند باشد و سابقه نقض پیمان نداشته باشد.

ثالثاً مصلحت عالی‌تری مانند حفظ جان مؤمنان یا خرید زمان برای تقویت جبهه حق در آن نهفته باشد.

اما وقتی دشمن، جنایتکار، پیمان‌شکن و دشمن ذاتی باشد هرگونه مصالحه‌ای که منجر به تضعیف جبهه مقاومت، عادی‌سازی جنایات یا مشروعیت‌بخشی به ظلم شود، از منظر شرعی مردود است. امام علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلَا یَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ»؛ کسی که خود را در معرض تهمت قرار دهد، نباید از بدگمانی دیگران گله کند. این کلام هشداری است علیه هرگونه تعامل ساده‌لوحانه با دشمنی که ذاتاً قابل اعتماد نیست.

سومین مؤلفه، مرزبندی میان انعطاف تاکتیکی و تسلیم استراتژیک است. در سیره معصومین(ع) و امام حسن (ع) گاهی شاهد تصمیماتی هستیم که در نگاه اول شبیه انعطاف به نظر می‌رسد، اما در باطن، یک مانور راهبردی برای حفظ اصول است. اما این انعطاف‌ها هرگز به معنای پذیرش سلطه دشمن، عادی‌سازی جنایات یا کوتاه‌آمدن از خطوط قرمز دینی نبوده است.

فقه سیاسی اسلام بر این اصل استوار است که هیچ مصلحتی، بالاتر از حفظ اصل دین و عزت مؤمنان نیست. بنابراین هرگونه تصمیم‌گیری در قبال دشمن باید با این معیار سنجیده شود: آیا این اقدام موجب تقویت جبهه حق می‌شود یا تضعیف آن؟ آیا دشمن را از ادامه جنایات بازمی‌دارد یا به او جسارت می‌بخشد؟ آیا وحدت و امید جامعه مؤمن را افزایش می‌دهد یا به یأس و تفرقه دامن می‌زند؟

باید تأکید کنیم که عدم مصالحه با دشمن جنایتکار به معنای رد هرگونه دیپلماسی یا گفت‌وگو نیست، بلکه به معنای گفت‌وگو از موضع قدرت، هوشیاری و عدم اعتماد است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ…»؛ این آیه اولویت را بر آمادگی همه‌جانبه قرار می‌دهد، نه بر امید واهی به تغییر ذات‌البینی دشمن.

تجربه تاریخی هم نشان داده است که دشمنان اسلام تنها زمانی عقب‌نشینی می‌کنند که با مقاومت متحد، هوشمند و مستمر مواجه شوند. بنابراین راهبرد صحیح در مواجهه با دشمن جنایتکار، ترکیبی از مقاومت فعال، بصیرت سیاسی، وحدت داخلی و دیپلماسی عزتمند است، نه صلح تحمیلی، نه انفعال و نه هیجان‌زدگی. این همان فرمولی است که در سیره امام حسن (ع) و اهل بیت (ع) و در آیات قرآن، بارها تکرار شده و ضامن پیروزی نهایی جبهه حق است.

مصون‌سازی جامعه در برابر تحریف و تفرقه

در عصر جنگ‌های ترکیبی و رسانه‌ای، اندیشه اسلامی چه راهکارهایی برای مصون‌سازی جامعه مؤمن در برابر تحریف، ترور شخصیت و ایجاد یأس ارائه می‌دهد؟

جنگ امروز، یکی از پیچیده‌ترین اشکال نبرد نرم است که هدف اصلی آن، فقط تسخیر خاک نیست، بلکه تسخیر ذهن‌ها و باورهاست. در این فضا اندیشه اسلامی با تکیه بر سه رکن بصیرت، تقوای رسانه‌ای و تولید محتوای متقابل، راهکارهای جامعی برای مصون‌سازی جامعه ارائه می‌دهد.

اولین رکن، بصیرت است که در روایات ما به‌عنوان چراغ راه معرفی شده است. بصیرت به معنای توانایی تشخیص حق از باطل، دوست از دشمن، و اصل از فرع در میان انبوهی از اطلاعات متناقض است. قرآن کریم اصل تبیین و راستی‌آزمایی اخبار را به‌عنوان یک وظیفه همگانی مطرح می‌کند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا…». این آیه زیربنای سواد رسانه‌ای دینی را شکل می‌دهد.

دومین راهکار، تقوای رسانه‌ای است که شامل دو بعد فردی و اجتماعی می‌شود. در بعد فردی هر مؤمن موظف است در مصرف محتوا، انتشار اخبار و تعاملات مجازی، مرزهای حلال و حرام، حق و باطل را رعایت کند. در بعد اجتماعی، نهادهای دینی، آموزشی و رسانه‌ای باید با تولید محتوای جذاب، مستند و امیدبخش، فضای مجازی را از انحصار جریان‌های مغرضانه خارج کنند.

امام علی(ع) می‌فرمایند: «قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَةِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْءٍ قَبِلَتْهُ»؛ قلب جوان مانند زمین خالی است که هر چه در آن کاشته شود، می‌پذیرد. این کلام، مسئولیت ما را در قبال تولید محتوای سالم برای نسل جوان دوچندان می‌کند.

سومین مؤلفه، مقاومت روایی است یعنی پاسخ‌گویی فعال به شبهات و تحریف‌ها با زبان منطق، استدلال و هنر. در سیره امام حسن (ع) همواره شاهدیم که ایشان در برابر جریان‌های انحرافی با بیانیه، خطبه و مناظره وارد میدان می‌شدند. امروز هم مراکز پژوهشی، حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها باید با بهره‌گیری از ابزارهای نوین ارتباطی، به تولید محتوای تحلیلی، مستند و چندزبانه بپردازند تا روایت حق، به گوش جهانیان برسد. این کار نیازمند تخصص، خلاقیت و کار گروهی است.

در عین حال مهم‌ترین سپر دفاعی در برابر جنگ روانی، امید فعال و اتحاد درونی است. دشمن می‌داند که اگر جامعه‌ای دچار یأس، تفرقه یا بی‌اعتمادی به رهبری شود، از درون فرومی‌پاشد. بنابراین تقویت گفتمان امید، تکریم الگوهای مقاومت و حفظ وحدت حول محورهای مشترک دینی و ملی از اولویت‌های راهبردی است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» این آیه فرمول پیروزی در تمام جنگ‌های نرم و سخت تاریخ است.

ترکیب بصیرت و زمان‌شناسی

مفهوم «بصیرت» و «زمان‌شناسی» در اندیشه دینی، چگونه می‌تواند به جامعه کمک کند تا در شرایط پرابهام، تصمیمات صحیح و وحدت‌آفرین اتخاذ کند؟

بصیرت و زمان‌شناسی دو بال پرواز برای حرکت صحیح در مسیر حق هستند که در منابع دینی ما، تأکید فراوانی بر آن‌ها شده است. بصیرت به معنای بینش عمیق، درک لایه‌های پنهان وقایع، و توانایی تشخیص مصالح بلندمدت از منافع کوتاه‌مدت است. در روایات، بصیرت گاهی با نور الهی توصیف شده که در قلب مؤمن قرار می‌گیرد و او را از لغزش‌های فکری و عملی مصون می‌دارد.

امام علی(ع) می‌فرمایند: «الْبَصِیرَةُ أَنْ تَرَى الْحَقَّ فَتَتَّبِعَهُ وَالْبَاطِلَ فَتَجْتَنِبَهُ» بصیرت آن است که حق را ببینی و از آن پیروی کنی، و باطل را تشخیص بدهی و از آن دوری گزینی. این تعریف بصیرت را از یک موهبت انتزاعی، به یک مهارت کاربردی تبدیل می‌کند.

زمان‌شناسی هم به معنی درک دقیق ظرفیت‌های تاریخی، فرصت‌های طلایی و تهدیدهای پنهان در هر مقطع زمانی است. در سیره معصومین(ع)، همواره شاهدیم که تصمیمات کلان، با توجه به شرایط زمانی اتخاذ می‌شد. مثلا قیام امام حسین(ع) در کربلا، با صلح امام حسن(ع) در کوفه، از نظر روش متفاوت بود، اما هر دو بر مبنای مصلحت زمان و حفظ اصل اسلام صورت گرفت.

این نگاه به ما می‌آموزد که در مدیریت بحران، نباید به دنبال کپی‌برداری مکانیکی از تجارب گذشته باشیم، بلکه باید با تحلیل دقیق شرایط فعلی، راهکارهای بومی و زمان‌مند طراحی کنیم.

ترکیب بصیرت و زمان‌شناسی به جامعه کمک می‌کند تا در شرایط پرابهام، دچار واکنش‌های هیجانی یا انفعال مخرب نشود. وقتی افراد جامعه از بصیرت کافی برخوردار باشند، شایعات را باور نمی‌کنند، تحریک‌های رسانه‌ای را خنثی می‌کنند، و حول محورهای وحدت‌بخش گرد هم می‌آیند.

وقتی هم زمان‌شناسی وجود داشته باشد، تصمیم‌گیران می‌توانند لحظه طلایی برای اقدام، مذاکره، یا مقاومت را تشخیص دهند و از هدررفت سرمایه‌های اجتماعی جلوگیری کنند. این دو مؤلفه در کنار هم، عقلانیت جمعی را شکل می‌دهند که ضامن بقای هر نظام اسلامی است.

با توجه به دعای روز پانزدهم رمضان که بر طاعت خاشعین تأکید دارد، چگونه می‌توان میان خشوع در برابر خدا و استقامت در برابر دشمن پیوند معناداری برقرار کرد؟

دعای روز پانزدهم رمضان با فراز «اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعین»، دریچه‌ای عمیق به سوی فهم رابطه میان عبادت فردی و مقاومت اجتماعی باز کرده است. اولین نکته در تحلیل این فراز، توجه به مفهوم خشوع است که در لغت به معنای فروتنی، تواضع و حضور قلب در برابر عظمت الهی است.

اما در منظومه قرآنی، خشوع تنها یک حالت درونی نیست، بلکه رفتار بیرونی هم دارد چنان‌که قرآن می‌فرماید: «الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ». این خشوع در نماز، باید در تمام شئون زندگی، از جمله در مواجهه با ظلم و تجاوز، تبلور یابد. به عبارت دیگر، کسی که در برابر خدا خاضع است، در برابر غیر خدا سر فرود نمی‌آورد.

دومین بعد تحلیلی، تضاد ذاتی میان خشوع و تکبر است. همان‌طور که در متون دینی تأکید شده، خاشعین و متکبرین، دو قطب متضاد اخلاقی و اجتماعی هستند. کسی که قلبش از خشوع پر شده، طمع، خودبرتربینی و سلطه‌جویی در او جایی ندارد. در مقابل متکبرین با انکار نعمت‌های الهی و نسبت‌دادن کارهای نادرست به خدا، در مسیر مبارزه با اراده پروردگار قرار می‌گیرند.

بنابراین طاعت خاشعین که در دعا درخواست شده، به معنای الگوگیری از کسانی است که در عین تواضع در برابر حق، در برابر باطل ایستادگی می‌کنند. این همان الگویی است که در سیره امام حسین(ع) و یارانش در کربلا به اوج رسید.

سومین مؤلفه، پیوند عبادت و جهاد است. در اندیشه اسلامی عبادت‌هایی مانند روزه، نماز و دعا، نه‌تنها با مسئولیت‌های اجتماعی تضاد ندارند، بلکه منبع تأمین انرژی معنوی برای ایفای این مسئولیت‌ها هستند. کسی که در ماه رمضان با خشوع به درگاه الهی روی می‌آورد، در واقع در حال شارژ روحی برای مبارزه با هوای نفس، ظلم داخلی و تجاوز خارجی است.

این نگاه ریشه در آیه شریفه «إِنَّمَا یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا الَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ» دارد که خشوع را نشانه ایمان واقعی و مانع تکبر معرفی می‌کند.

دعای روز پانزدهم رمضان به ما یادآوری می‌کند که مقاومت واقعی، ریشه در معنویت اصیل دارد. جامعه‌ای که افرادش با خدا خلوت می‌کنند، از هوای نفس فاصله می‌گیرند و در برابر عظمت الهی خاضع می‌شوند، هرگز در برابر فشارهای خارجی تسلیم نخواهد شد. این همان فرمولی است که در تاریخ پرفرازونشیب اسلام، همواره پیروزی‌های بزرگ را رقم زده است: خشوع در محضر خدا برابر با استقامت در برابر غیر خداست.

امروز هم اگر بخواهیم در برابر جنگ‌های ترکیبی دشمن پیروز شویم، باید پیش از هر چیز، قلب‌هایمان را با نور خشوع و تقوا روشن کنیم چون پیروزی نهایی از آنِ کسانی است که «وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ» را باور دارند و با توکل بر او مسیر حق را ادامه می‌دهند.

انتهای پیام/

 
 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×