فروپاشی یا تخدیر در شبکهها، زندگی در خیابان
به گزارش خبرگزاری تسنیم، مجید رحیمی در یادداشتی نوشت:
اگر کسی تنها از پنجره شبکههای اجتماعی به جامعه نگاه کند، ممکن است تصور کند با جهانی روبهروست که مدام در آستانه فروپاشی ایستاده است؛ جهانی سرشار از خشم، بنبست و ناامیدی. اما کافی است گوشی را در جیب بگذارد و چند خیابان قدم بزند تا با صحنهای متفاوت مواجه شود: مغازههایی که بازند، کافههایی که شلوغاند، دانشجویانی که در گوشهای بحث میکنند و شهری که با همه دشواریهایش همچنان در حال زیستن است.
این فاصله میان «جامعهای که در تایملاین دیده میشود» و «جامعهای که در خیابان جریان دارد» تصادفی نیست؛ بلکه محصول منطق خاص شبکههای اجتماعی است.
شبکههای اجتماعی بر اساس «اقتصاد توجه» عمل میکنند، نه بازنمایی متوازن واقعیت. در این فضا آنچه بیشتر دیده میشود لزوماً آن چیزی نیست که بیشتر وجود دارد، بلکه آن چیزی است که هیجان بیشتری تولید میکند. خشم، بحران و ناامیدی بسیار سریعتر از تجربههای عادی زندگی منتشر میشوند. در نتیجه حتی اگر رخدادهای منفی سهم کوچکی از واقعیت باشند، در فضای شبکهای چنان تکثیر میشوند که ذهن مخاطب دچار نوعی خطای ادراکی میشود: آنچه بیشتر میبیند را بیشتر از آنچه هست تصور میکند.
از سوی دیگر، کاربران فعال شبکهها نماینده کامل جامعه نیستند. کسانی که خشمگینتر یا ناراضیترند معمولاً فعالتر مینویسند، بیشتر واکنش میگیرند و در الگوریتمها بیشتر دیده میشوند. در مقابل، بخش بزرگی از جامعه که زندگیاش در جریان عادی پیش میرود کمتر در این روایتسازی حضور دارد. نتیجه آن است که تصویر شبکهای جامعه، اغلب صدای بحران را بلندتر از صدای زندگی بازتاب میدهد.
در مقابل، سوی دیگری از روایت نیز وجود دارد. برخی فضاها و روایتها تصویری بیش از حد روشن و آرام از جامعه میسازند؛ نوعی امید آرامبخش که در آن دشواریها و پیچیدگیهای واقعی زندگی نادیده گرفته میشود. در چنین حالتی نیز مخاطب با واقعیت کامل جامعه روبهرو نیست، بلکه با نسخهای آرایششده از آن مواجه میشود.
به همین دلیل، هم روایتهای بیش از حد تاریک و هم روایتهای بیش از حد امیدوارانه میتوانند فاصلهای با واقعیت بسازند. زندگی اجتماعی در خیابان معمولاً چیزی میان این دو است؛ نه آنقدر فروپاشیده که برخی روایتهای شبکهای نشان میدهند و نه آنقدر بیمسئله که روایتهای خوشبینانه القا میکنند.
جامعه را نمیتوان صرفاً از پشت صفحه تلفن همراه فهمید. شبکههای اجتماعی پنجرهای به واقعیتاند، اما خودِ واقعیت نیستند. اگر این پنجره تنها منبع مشاهده ما شود، ذهن بهتدریج میان دو توهم گرفتار میشود: توهم فروپاشی دائمی یا امیدی که بیش از آنکه واقعی باشد، آرامبخش است.
واقعیت اجتماعی معمولاً در جایی میان این دو شکل میگیرد؛ در جریان پیچیده زندگی روزمره مردم، در خیابانها، محل کار، دانشگاهها و روابط انسانیای که فراتر از تایملاینها در حال شکلگیریاند.
انتهای پیام/
