» فرهنگ و تاریخ باستان » ندای بیداری از زبانِ یک رهبر مجاهد
ندای بیداری از زبانِ یک رهبر مجاهد

ندای بیداری از زبانِ یک رهبر مجاهد

فروردین ۱۵, ۱۴۰۵ 106

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سیدحسین مهدی امسنی، از پژوهشگران هندی، در یادداشتی به برخی از وجوه شخصیتی رهبر شهید انقلاب و نقش ایشان در بیداری امت اسلام اشاره کرد. یادداشت او که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ»

(سورهٔ مجادله: 11)

در گسترهٔ تاریخ، گاه مردانی پدید می‌آیند که وجودشان تنها به یک سرزمین یا یک زمان محدود نمی‌شود، بلکه همچون چراغی فروزان، افق‌های اندیشه و بیداری را روشن می‌سازند. او سلطان بی‌تاجِ سرزمین مرجعیت بود؛ فقیهی یگانه که بر مسند فقاهت با اندیشه‌ای ژرف و نگاهی دوراندیش جلوه‌گر شد. ادیبی کم‌نظیر در عرصهٔ شعر و سخن، خطیبی بی‌بدیل بر فراز منبر، و حکیمی فرزانه در بزم سیاست؛ شخصیتی که شیرینی کلام و وقار گفتارش چنان دلنشین بود که حتی دشمنان نیز در برابر آن سر تعظیم فرود می‌آوردند.

شعری که شاعر هندی به رهبر انقلاب تقدیم کرد

نورانیت چهره‌اش و هیبت معنوی‌اش چنان بود که رسانه‌های جهان نیز ناگزیر به اعتراف در برابر شرافت و شجاعت او می‌شدند. در نگاه نافذش درخششی بود که از فروغ ستارگان نیز فراتر می‌نمود، و از اشارات چشم و ابرویش چشمه‌های حکمت می‌جوشید.

او تنها فقیهی برجسته نبود؛ قاریِ قرآن بود، مجاهدِ میدان بود، و عابدی شب‌زنده‌دار که در خلوت سحرگاهان با پروردگار خویش نجوا می‌کرد. در وجودش جمع میان علم و عمل، میان عبادت و جهاد، به زیبایی جلوه‌گر بود؛ همان حقیقتی که در کلام رسول خدا(ص) آمده است: «أفضلُ الجهادِ کلمةُ حقٍّ عندَ سلطانٍ جائر».

تیزی بصیرت و سرعت فراستش از برقِ سلاح‌های روزگار پیشی می‌گرفت. آنگاه که بر خاک مقدس ایران، سجادهٔ عبادت می‌گسترد و با دانه‌های تسبیح حضرت فاطمهٔ زهرا سلام‌الله‌علیها به تدبیر امور می‌اندیشید، لرزه بر ارکان صهیونیسم می‌افتاد. ارکان یهودیت سیاسی متزلزل می‌شد، و کاخ‌های استکبار جهانی از بیم فرو می‌لرزیدند. رنگ از چهره مستکبران می‌پرید و لب‌های مستضعفان جهان به لبخند امید شکفته می‌شد؛ زیرا در این عالم، اگر پناهی برای مظلومان و امیدی برای ستمدیدگان بود، در سیمای با وقار آن رهبر فرزانه جلوه داشت.

بی‌تردید پیشرفت‌های امروز ایران، و شکوفایی اندیشه مقاومت در جهان اسلام، از حکمت و تدبیر آن مرد درویش‌مسلک و دوراندیش بی‌بهره نبوده است. او از آن مردان کمیابی بود که درباره‌شان گفته‌اند:

هزاران سال نرگس، در حسرت دیدگان بینا می‌گرید

که به دشواری در گلستان روزگار، مردی بصیر پدید آید

در طول قرن‌ها گاه شخصیتی ظهور می‌کند که کلامش بر دل‌ها حکومت می‌کند و سرانجام به اوج شهادت می‌رسد؛ مقامی که قرآن کریم دربارهٔ آن می‌فرماید:

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»

(سورهٔ آل‌عمران: 169)

در حقیقت، هر انسان شریف و آگاه در جهان به سخنان و بیانات رهبر معظم گوش فرا می‌داد. بسیاری از فرهیختگان و صاحبان انصاف در آرزوی آن بودند که در حلقهٔ شاگردان و شیفتگان اندیشهٔ او قرار گیرند. سادگی زندگی و زهد عملی او، جلوه‌ای از عظمت روحی و شکوه معنوی‌اش بود؛ درویشی که بی‌نیاز از زر و زیور دنیا، دل‌ها را فتح کرده بود.

امروز مهم‌ترین وظیفه ما آن است که افکار و اندیشه‌های او را به درستی فهم کنیم و به شایستگی منتقل سازیم. باید پیام‌ها و اهداف او را تبیین کنیم و چراغ‌هایی را که به دست او افروخته شد، در فانوس معنویت حفظ نماییم تا طوفان‌های زهرآگین مستکبران و فرعونیان زمانه نتواند آن را خاموش کند.

راه رستگاری در آن است که ردّ پای پیشوایان حسینی و علوی را در سیره او جست‌وجو کنیم؛ زیرا اقتدا به آن راه، انسان را به ساحل کامیابی می‌رساند.

بزرگترین عطیه‌ای که آن رهبر فرزانه در جهان بخشید، رزقِ شعور بود؛ ثروت عظیم بصیرت که همچون بارانی رحمت بر جان‌ها فرو ریخت. سخاوت او در بخشش آگاهی و بیداری چنان بود که دل‌ها را زنده کرد و پرده‌های جهل را کنار زد.

راز آنکه دشمنان اسلام برای خاموش کردن صدای او توطئه‌ها کرده‌اند، چیزی جز همین بخششِ شعور و بیداری نیست. او امت اسلامی را به درسی بی‌بدیل از وحدت میان مسلمانان فراخواند؛ همان اصلی که قرآن کریم بدان فرمان می‌دهد:

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»

(سورهٔ آل‌عمران: 103)

او این حقیقت را چنان در جان‌ها نشاند که تارهای پوسیده تعصب و تفرقه از هم گسست. زهر تبلیغات دشمنان اسلام، با تریاق حقیقتی که او عرضه کرد، به تدریج بی‌اثر شد. امروز نیز خشم آزادگان اهل سنت و شیعه نسبت به ظلم آمریکا و اسرائیل و اشک‌های آنان بر مصیبت شهادت این رهبر بزرگ، گواه روشنی بر همین بیداری مشترک است.

این بیداری، ثمره همان شهد معرفتی است که در سخنان او جاری بود و هر دل آگاه و حقیقت‌جویی که از آن نوشید، به حقیقت نزدیک‌تر شد. نمونه‌های این بیداری را می‌توان در گفتارها و نوشته‌های بسیاری از اندیشمندان در سراسر جهان مشاهده کرد.

اکنون که امت اسلامی گام‌هایی در مسیر وحدت برداشته است، لازم است این راه را با استحکام و پایداری ادامه دهد. خون شهیدان چراغ راه آینده است، و شهادت رهبران الهی همواره نهال بیداری را بارورتر می‌سازد.

امروز بر همه مسلمانان واجب است که با کنار گذاشتن اختلافات، دست در دست یکدیگر بگذارند و با الهام از این شهادت بزرگ، اتحاد امت اسلامی را تقویت کنند؛ زیرا وعدهٔ الهی چنین است:

«إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»

(سورهٔ محمد: 7)

بی‌گمان، اگر امت اسلامی در پرتو آگاهی و وحدت گام بردارد، دشمنان رسوا خواهند شد، اسلام سربلند خواهد گشت، و ملت‌های مظلوم از بند ستمگران رهایی خواهند یافت.

از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم که درجات آن رهبر بزرگ را متعالی گرداند، انقلاب اسلامی را محفوظ بدارد، و این تلاش اندک ما را در زمرهٔ خدمتگزاران حقیقت بپذیرد.

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×