ماتریس امنیتی مقاومت و دکترین نبرد چندلایه
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزگاری که نظم کهن جهانی به سرکردگی ایالات متحده در سراشیبی افول قرار گرفته، ظهور الگوهای نوین دفاعی و تمدنی در غرب آسیا، معادلات قدرت را بازنویسی کرده است. خبرگزاری تسنیم در گفتگویی تفصیلی با دکتر محسن سلطانی، کارشناس مسائل راهبردی و دکترای علوم سیاسی، به بررسی ابعاد راهبرد «دفاع تهاجمی»، فروپاشی نظم سایکس – پیکو و تبیین ماتریس امنیتی چندلایهای پرداخته است که امروز لرزه بر اندام استکبار جهانی انداخته است. مشروح این گفتگو در ادامه از نظر میگذرد:
تسنیم: راهبرد «دفاع تهاجمی» در نظم نوین جهانی چگونه مسیر را برای پیشروی سیاسی و نفوذ تمدنی اسلام هموار کرده است؟
دکتر سلطانی: پس از دوران جنگ سرد، استکبار جهانی با تکیه بر هژمونی یکجانبه آمریکا، برنامهای مبتنی بر تهاجم به دشمنان خودساخته همچون القاعده و داعش را پیش برد. هدف اصلی کارگردانان آمریکایی، غلبه نگاه هالیوودی برای ارعاب در میدان و برساختن قدرتی بدون رقیب در رسانههای جهانی بود؛ پیروزیهایی بر دشمنان فرضی که تنها نقش «پهلوان و پنبه» را ایفا میکردند. این پیروزیهای سریالی، این تصور غلط را در کاخ سفید ایجاد کرد که ایران نیز رقیبی گلخانهای است. اما آنها به صخره سخت سیلی مردم ایران برخوردند؛ چرا که هیچگاه آمادگی ایران در دکترین امنیت ملی و ممارست آن در عرصه عمل را پیشبینی نکرده بودند.از سوی دیگر، آنها نفوذ ایران را صرفاً به شیعیان محدود میپنداشتند، در حالی که جمهوری اسلامی سالهاست از درگیری قومی عبور کرده و بر اساس مواضع سیاسی عمل میکند. ایران همانقدر که از حزبالله شیعه حمایت میکند، نگاهی حمایتی به جهاد اسلامی و حماسِ سنی دارد. این عبور از موانع سخت و نرم، پایه تمدن نوین اسلامی را شکل داده که امروز در جهان پساآمریکا الهامبخش شده است.
تسنیم: نبرد رمضان چگونه افسانه «ثبات مرزهای استعماری» (سایکس-پیکو) را در خاورمیانه به چالش کشیده است؟
دکتر سلطانی: استعمار سیاه آمریکامحور، مرزهای خود را هزاران کیلومتر دورتر از جغرافیا و در ابعاد فرهنگی و اقتصادی تعریف کرده بود تا تهدیدها را محاصره کند. اما جنگ رمضان تمام خاکریزهای سخت و نرم این آرایش شیطانی را به چالش کشید. ما پس از این نبرد نه تنها اجازه بازسازی این نظم را نمیدهیم، بلکه قابلیتهای این هژمون را در نطفه خفه خواهیم کرد. نبرد رمضان سرآغاز نظم تمدنی جدید و رقیب اصلی استکبار است که دوقطبی «استکبار-اسلام» را نوید میدهد. این نه اسلام آمریکاییِ رسانهها، بلکه اسلام ناب محمدی است که پرچمدار آن امام سید مجتبی خامنهای عزیز است.
تسنیم: تحلیل رئالیستی شما از ظرفیتهای ایران برای رهبری بلوک جدید قدرت در برابر هژمونی در حال زوال آمریکا چیست؟
دکتر سلطانی: بلوک جدید قدرت در یک ماتریس امنیتی چندلایه و پیچیده شکل گرفته است که امروز در نبرد رمضان، مواجهه نظامی با بیش از 60 کشور جهان را در میدان محقق کرده است. این دکترین چندلایه، استراتژیستهای امنیتی غرب را مبهوت ساخته است. لایههای این ماتریس عبارتند از:
- هوافضا: توانمندیهای موشکی و پهپادی
- دریا: زیردریاییها، قایقهای تندرو انتحاری و اژدرها
- نیروهای زمینی – ترکیبی: کلاهسبزهای ارتش، کماندوها و نیروی قدس سپاه
- متحدین منطقهای: حزبالله، حشدالشعبی، انصارالله، جند کرار، پیشمرگههای کرد، سرایا اولیاءدم و … .
- انسجام رسانهای: شبکه مساجد، تلویزیونهای مقاومت، خبرنگاران و بلاگرها
- حضور مردمی: حضور یکماهه و شبانهروزی مردم در خیابانهای کشور
- امنیت داخلی: ضربه به سرپنجههای آمریکایی – صهیونیستی در شهرهای ایران
- مجاهدان بدون مرز: هستههای مقاومت دلاورمردان و زنان در سراسر جهان.
این دکترین مبتنی بر دفاع موزاییکی، دشمن را به کلی سردرگم کرده است.
تسنیم: جایگاه «جغرافیای مقاومت» در تغییر نقشه ترانزیتی و انرژی جهان پس از درگیریهای اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر سلطانی: جغرافیای مقاومت بر سه آبراهه راهبردی جهان یعنی تنگه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز تسلط دارد و حتی قادر به کماثر کردن دریای سرخ است. این جبهه، کریدورهای زمینی و هوایی مهمی را در اختیار دارد که ارزش ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک آنها به ارزش ژئواستراتژیک منجر میشود. تنها دو تنگه هرمز و بابالمندب محل عبور 45 درصد انرژی و مواد غذایی جهان هستند. جبهه مقاومت تا امروز نجیبانه برخورد کرده است، در حالی که مریدان «جزیره اپستین» از هر ابزار غیرانسانی استفاده میکنند. ما باید عبور انرژی و کالاهایی که منجر به استحکام استکبار میشود را هوشمندانه کنترل کرده و از این امتیازها برای تقویت جبهه مقاومت بهره بگیریم.
انتهای پیام/
