صیرورت عرفانی رهبر شهید در تقابل با جاهلیت مدرن
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تحولات اخیر در جبهه مقاومت و پیروزیهای پیاپی ملت ایران، بار دیگر ضرورت بازخوانی مبانی معرفتی انقلاب اسلامی را دوچندان کرده است. در حالی که جهان در بُهت ابعاد راهبردی نبرد کنونی فرو رفته، نخبگان حوزوی و دانشگاهی معتقدند ریشه این اقتدار بینالمللی را باید در صیرورت عرفانی و سلوک سیاسی رهبر شهید جستوجو کرد؛ شخصیتی که عرفان را از لایههای فردی به امتداد اجتماعی و حکمرانی پیوند زد. حجتالاسلام حمید پارسانیا در نشست علمی «جنگ رمضان؛ سیر عرفانی رهبر شهید در صیرورت اسفار اربعه از ولایت تا شهادت»، با نگاهی به حکمت متعالیه و فلسفه صدرایی، به کالبدشکافی این حرکت تاریخی پرداخته و تبیین میکند که چگونه «علم جاهلیتزدا» توانست نبرد با استکبار را از یک تقابل منطقهای به یک تحول کیهانی و جهانی بدل کند.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ابتدای این نشست با تأکید بر جایگاه تاریخی مقطع کنونی گفت: «این مقطع از مقاطع کمنظیر تاریخ ایران و اسلام و بلکه جهان است. نقاطی که انقلاب اسلامی در آن تکوین یافت، نقاط عطفی برای ایران و منطقه بود ولی هیچکدام مانند این نبرد و دفاع، ابعاد جهانی پیدا نکرد. اقتباس از آنچه آیتالله العظمی جوادی آملی در بنیان مرصوص در مورد امام انجام دادند، کار شایستهای است که در مورد رهبری شهید انجام شود».
وی با اشاره به کارکردهای علم از منظر استاد جوادی آملی افزود: «استاد جوادی آملی وقتی دوره 80 جلدی تفسیر تسنیم به پایان رسید، از چند مسئله یاد کردند؛ از جمله علمی که در برابر جهل است، جاهل را منقلب میکند و جاهلیتزداست. خاصیت این مرحله علم آن است که حجت را تمام میکند. وقتی جهل کسی مرتفع شد، این نیست که عالمانه رفتار کند و ممکن است با اینکه حقیقت را تشخیص میدهد بر زیست جاهلانه اصرار بورزد».
پارسانیا درباره تحول عالم در مرحله دوم علم تشریح کرد: «کارکرد دوم علم آن است که عالم را متحول میکند و انگیزه و محبت و تولی و تبری انسان را سازمان میدهد؛ اینجا جاهل، عالم میشود. در مرحله قبل، علم و عالم در اسارت جهل بود که در مثل معاویه و منافقان وجود داشت، ولی در مرحله دوم رفتار فرد مبتنی بر عقل و علم است و چنین فردی متصل به روحالقدس و حقایق ملکوتی است. جاهل برای تحول فقط به دانایی نیاز ندارد بلکه باید خانه وجودش را مراقبت کند تا متخلق به اخلاق الهی شود».
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تبیین نظریه «جهان سهگانه» تصریح کرد: «جهان اول، نفسالامر هر چیزی است. عرصه جهان دوم وجود فرد و زیست انسان و جهان سوم حوزه فرهنگ و تاریخ و اجتماع است. وقتی اسلام بر جان پیامبر(ص) نازل شد، جاهلیت در سرزمین عربستان مانع تحقق آن بود ولی هیچ کلمهای وزنی به اندازه توحید ندارد. با وفات پیامبر، نفاق برگشت و امامت حذف شد. بازگشت جاهلیت یعنی اینکه توحید طلوع کرده و حجت تمام شده است ولی باز شقاوت و نفاق در حال برگشت است».
وی ادامه داد: «اگر علم در سطح فرهنگ و جامعه حضور پیدا کرد و سازمان و مدیریت و اقتدار اجتماعی را تصرف کرد، جاهلیت را مرتفع کرده است. حادثه بعد از رحلت پیامبر(ص) برگشت جاهلیت بود و علی(ع) تلاش کردند کلمه توحید در عرصه فرهنگ بدرخشد؛ لذا منافقان سقیفه در پوشش دین دنبال جاهلیت رفتند. رفع جاهلیت با ولایت مرتبط است و وقتی امامت از مدار خارج شد، نوری که قرآن آورد کارکرد سومش گرفته شد و به فقه و اخلاق آسیب زد».
استاد دانشگاه تهران با اشاره به ضرورت سیر و سلوک در متن جامعه گفت: «انسان باید در سیر و سلوک خود اسفار اربعه را طی کند. در سفر چهارم، انسان در عالم کثرت، اقتضای الهی را بیان میکند. ما در صراط راه میرویم و اگر بخواهیم از ظاهر دنیا به باطن برویم، عقل به تنهایی عاجز است و به وحی نیاز داریم. عقلانیت وحیانی است که میتواند انسان را به سعادت برساند».
وی در پایان با تمجید از نقش رهبری در تحکیم قواعد انقلاب خاطرنشان کرد: «راهی را که امام آغاز کرد، رهبر شهید انقلاب ادامه داد و قوت بخشید. ایشان تأکید داشتند که صرف مسائل نظری اخلاق و عرفان کافی نیست و باید امتداد اجتماعی پیدا کند. ما امروز شاهد دو طبس هستیم که هر دو کار خدا بود، اما این نافی مسئولیت ما نیست. امام با اقدام خود معنویت را در جهان احیا کرد؛ لذا وقتی شرایط فراهم شد، کدام حکم فقهی میگوید که نباید انقلاب کرد؟ اسلام نسبت به سلطه کفار و ظلم به مظلوم بیتفاوت نیست و اگر میشود کاری کرد، باید انجام داد.»
انتهای پیام/
