» فرهنگ و تاریخ باستان » چرا معتقدیم که نبرد اخیر یک جنگ تمدنی است؟
چرا معتقدیم که نبرد اخیر یک جنگ تمدنی است؟

چرا معتقدیم که نبرد اخیر یک جنگ تمدنی است؟

فروردین ۲۱, ۱۴۰۵ 1010

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر ابراهیم فیاض در گفتگوی اختصاصی با اشاره به این‌که تحلیل بسیاری از رخدادهای سیاسی و نظامی معاصر بدون درک بُعد تمدنی آن‌ها ناقص خواهد بود، اظهار داشت: انقلاب اسلامی ایران نیز از همین منظر قابل فهم است. این انقلاب صرفاً یک دگرگونی سیاسی یا تغییر قدرت در یک کشور نبود، بلکه تلاشی برای طرح و شکل‌گیری یک الگوی تمدنی جدید به شمار می‌رفت. به همین دلیل، تقابل‌هایی که پس از آن شکل گرفت نیز ماهیتی فراتر از نزاع‌های متعارف سیاسی پیدا کرد و در قالب یک رویارویی تمدنی قابل تبیین است.

آغاز تقابل تمدنی از جنگ هشت‌ساله

وی افزود: در نخستین سال‌های پس از انقلاب، جنگی هشت‌ساله به ایران تحمیل شد. در نگاه سطحی، این جنگ می‌تواند صرفاً به عنوان یک درگیری منطقه‌ای میان دو کشور تحلیل شود؛ اما در لایه‌ای عمیق‌تر، نشانه‌هایی از یک تقابل تمدنی در آن دیده می‌شود. در آن مقطع، نیروهای گسترده‌ای از جامعه ایران در قالب بسیج مردمی در جنگ حضور یافتند. بسیاری از آنان افراد گمنام و عادی جامعه بودند که بدون چشمداشت شخصی وارد میدان شدند و شمار زیادی نیز جان خود را از دست دادند. این حضور گسترده و داوطلبانه نشان می‌داد که مسئله برای بخش بزرگی از جامعه صرفاً دفاع از مرزهای جغرافیایی نبود، بلکه نوعی احساس مشارکت در یک پروژه بزرگ‌تر تاریخی و تمدنی وجود داشت.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران همچنین گفت: ایران در طول تاریخ خود همواره یکی از کانون‌های مهم شکل‌گیری تمدن بوده است. در دوره‌های مختلف تاریخی، از تمدن‌های باستانی ایران گرفته تا دوره اسلامی و سپس دوران صفویه، این سرزمین نقش مهمی در تولید و گسترش الگوهای فرهنگی و تمدنی ایفا کرده است. چنین پیشینه‌ای سبب شده است که مفهوم «تمدن» در ذهن و حافظه تاریخی جامعه ایرانی جایگاه ویژه‌ای داشته باشد.

رژیم پهلوی نیز داعیه تمدنی داشت!

وی اضافه کرد: حتی در دوره پیش از انقلاب نیز رژیم پهلوی با طرح ایده «دروازه‌های تمدن بزرگ» تلاش می‌کرد خود را در قالب یک پروژه تمدنی معرفی کند. در آن دوران آثار و کتاب‌هایی با همین مضمون منتشر می‌شد و تلاش می‌کردند تصویری از ورود ایران به یک عصر جدید تمدنی ارائه دهند. با این حال، بسیاری از مردم چنین ادعایی را با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی آن زمان سازگار نمی‌دانستند. ساختار سیاسی مبتنی بر سلطنت، همراه با فساد، وابستگی و فاصله عمیق میان حکومت و جامعه، باعث می‌شد این ادعاها برای بخش قابل توجهی از جامعه قانع‌کننده نباشد.

فیاض همچنین ادامه داد: در چنین فضایی، انقلاب اسلامی با طرح شعاری بنیادین وارد میدان شد: «نه شرقی، نه غربی». این شعار در واقع نوعی اعلام استقلال تمدنی بود؛ یعنی تلاش برای شکل‌دهی به الگویی که نه در چارچوب تمدن غربی تعریف شود و نه در قالب الگوهای شرقی رایج آن زمان. هدف، شکل‌گیری نوعی تمدن اسلامی بود که بتواند در قالب یک نظام سیاسی جدید یعنی جمهوری اسلامی تبلور پیدا کند.

وی یادآور شد: پس از پایان جنگ تحمیلی نیز مسئله تمدن همچنان در ادبیات سیاسی و فکری کشور حضور داشت. در آن سال‌ها بحث‌هایی درباره افق‌های بلندمدت توسعه و آینده تمدنی ایران مطرح می‌شد. حتی در دوره‌ای که سیاست‌های اقتصادی متأثر از الگوهای غربی دنبال می‌شد، همچنان در سطح گفتمانی از افق‌های تمدنی برای آینده ایران سخن گفته می‌شد. این نشان می‌دهد که مفهوم تمدن به‌تدریج به یکی از محورهای مهم در تحلیل مسیر تاریخی انقلاب تبدیل شده بود.

تمدن ویترینی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس

فیاض همچنین بیان داشت: در سطح منطقه‌ای نیز تحولات نشان می‌دهد که بسیاری از رقابت‌ها و تنش‌ها را می‌توان در قالب همین چارچوب تمدنی تحلیل کرد. برخی از کشورهای منطقه فاقد پشتوانه تاریخی عمیق در حوزه تمدن هستند و بیشتر تلاش می‌کنند با توسعه ظاهری شهرها، برج‌ها و زیرساخت‌های مدرن، تصویری از پیشرفت ارائه دهند. این نوع الگو را می‌توان «تمدن ویترینی» نامید؛ الگویی که بیشتر بر جلوه‌های ظاهری و نمادهای مدرن تکیه دارد، اما لزوماً از پشتوانه عمیق فرهنگی و تاریخی برخوردار نیست.

وی افزود: نمونه‌ای از این وضعیت را می‌توان در برخی از شهرهای ثروتمند منطقه مشاهده کرد که با ساخت برج‌های عظیم، مراکز تجاری بزرگ و پروژه‌های نمایشی تلاش می‌کنند چهره‌ای از پیشرفت و تمدن ارائه دهند. با این حال، چنین ساختارهایی در برابر بحران‌های اقتصادی یا تحولات سیاسی بسیار مهمی هستند، زیرا بیش از آنکه بر بنیان‌های فرهنگی و اجتماعی استوار باشند، بر نمایش ظاهری توسعه متکی‌اند. در مقابل، الگوی تمدنی مبتنی بر فرهنگ و تاریخ، ریشه در جامعه و حافظه تاریخی آن دارد. چنین الگویی اگرچه ممکن است با کندی بیشتری شکل بگیرد، اما از پایداری بیشتری برخوردار است. از همین منظر، برخی تحلیل‌ها رقابت‌های منطقه‌ای و حتی فشارهای بین‌المللی علیه ایران را در چارچوب جلوگیری از شکل‌گیری یک الگوی تمدنی جدید در جهان اسلام تفسیر می‌کنند.

خاستگاه جنگ تمدن‌ها

این جامعه شناس همچنین گفت: در سال‌های اخیر نیز بحث «جنگ تمدن‌ها» که توسط برخی نظریه‌پردازان غربی مطرح شده بود، بار دیگر در تحلیل تحولات جهانی مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس این دیدگاه، در آینده جهان، رقابت‌ها بیش از آنکه صرفاً میان دولت‌ها باشد، میان حوزه‌های تمدنی مختلف شکل خواهد گرفت. در چنین چارچوبی، تمدن اسلامی یکی از بازیگران مهم این معادله تلقی می‌شود.

وی افزود: برخی متفکران غربی نیز به این نکته اشاره کرده‌اند که مهم‌ترین چالش تمدن غرب در آینده ممکن است نه از سوی قدرت‌های صرفاً سیاسی یا اقتصادی، بلکه از سوی تمدن‌هایی باشد که الگوهای فرهنگی و معنایی متفاوتی ارائه می‌کنند. از این منظر، تلاش برای شکل‌گیری یک تمدن اسلامی مستقل می‌تواند به عنوان یکی از مهم‌ترین محورهای رقابت در نظم جهانی آینده تلقی شود.

تفسیر تمدنی در پرتو تغییر نظم جهانی

فیاض همچنین ابراز داشت: در همین چارچوب، تحولات ایران پس از انقلاب نیز توسط برخی تحلیلگران در قالب یک پروژه تمدنی تفسیر شده است؛ پروژه‌ای که هدف آن شکل‌گیری نوعی نظم فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مبتنی بر ارزش‌های اسلامی در مقیاسی فراتر از مرزهای ملی است. از سوی دیگر، برخی متفکران غیرغربی نیز بر ظهور نظم‌های تمدنی جدید در جهان تأکید می‌کنند. برای مثال، در کنار تمدن غربی، از الگوهای تمدنی نوظهور در چین، روسیه و سایر مناطق نیز سخن گفته می‌شود. در این میان، برخی از آنان بر این باورند که ایران می‌تواند در شکل‌گیری یک الگوی جدید در جهان اسلام نقش مهمی ایفا کند.

وی ادامه داد: در نتیجه، بسیاری از تقابل‌ها و فشارهایی که علیه ایران شکل می‌گیرد، در این چارچوب قابل تحلیل است. اگر یک کشور یا یک جامعه در مسیر شکل‌دهی به یک الگوی تمدنی جدید قرار گیرد، طبیعی است که با مقاومت‌ها و چالش‌های جدی مواجه شود؛ زیرا ظهور هر تمدن جدید می‌تواند تعادل‌های پیشین در نظام جهانی را دگرگون کند. از این منظر، رویدادهایی مانند جنگ‌ها، فشارهای سیاسی یا حتی رقابت‌های منطقه‌ای را می‌توان صرفاً در سطح منازعات کوتاه‌مدت تحلیل نکرد، بلکه باید آن‌ها را در چارچوب روندهای بلندمدت تاریخی و تمدنی نیز مورد توجه قرار داد. در چنین تحلیلی، بسیاری از رخدادهای معاصر نه صرفاً به عنوان بحران‌های مقطعی، بلکه به عنوان بخشی از یک فرآیند بزرگ‌تر تاریخی دیده می‌شوند.

تجربه جامعه ایرانی در رویکرد تمدنی

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: بر اساس این نگاه، جامعه ایران در حال تجربه مرحله‌ای از تحولات تمدنی است که نشانه‌های آن را می‌توان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مشاهده کرد. حضور گسترده مردم در مناسبت‌های عمومی، مشارکت اجتماعی در مقاطع حساس تاریخی و شکل‌گیری نوعی هویت جمعی حول ارزش‌های فرهنگی و دینی، از جمله نشانه‌هایی است که در این چارچوب مورد توجه قرار می‌گیرد.

وی افزود: در نهایت، اگر این روندها ادامه یابد، می‌توان انتظار داشت که در آینده نه‌چندان دور، تحولات گسترده‌تری در سطح منطقه و جهان اسلام رخ دهد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که بیداری فکری و اجتماعی در میان نسل‌های جوان در کشورهای مختلف اسلامی در حال شکل‌گیری است و این روند می‌تواند زمینه‌ساز تحولات عمیق‌تری در آینده باشد.

وی همچنین گفت: از این منظر، آنچه امروز در قالب رقابت‌ها، تنش‌ها و حتی جنگ‌ها مشاهده می‌شود، صرفاً نزاعی کوتاه‌مدت بر سر قدرت نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از یک گذار تاریخی باشد؛ گذاری که در آن الگوهای جدید تمدنی در حال شکل‌گیری و تثبیت هستند.

انتهای پیام/ 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×