» فرهنگ و تاریخ باستان » الگوی طهرانی‌مقدم برای تاب‌آوری و توسعه ملی
الگوی طهرانی‌مقدم برای تاب‌آوری و توسعه ملی

الگوی طهرانی‌مقدم برای تاب‌آوری و توسعه ملی

فروردین ۲۲, ۱۴۰۵ 2013

فرهنگی

به گزارش خبرگزاری فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر فاطمه سرخه‌دهی، استادیار گروه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی، در یادداشتی با اشاره به تجربه شهید حسن طهرانی‌مقدم، به‌عنوان بنیان‌گذار صنعت موشکی ایران، نشان داد که چگونه می‌توان در سخت‌ترین شرایط، از دل محدودیت‌ها یک توانمندی بومی، پایدار و راهبردی خلق کرد.

در شرایط کنونی که ایران با پیچیده‌ترین فشارهای ترکیبی(از بمباران زیرساخت‌ها تا تحریم‌های فلج‌کننده و تهدیدات امنیتی در مرزها)مواجه است، بازخوانی تجربه موفق شهید حسن طهرانی‌مقدم به مثابه یک «الگوی راهبردی» برای عبور از بحران و جهش پساتحریم، ضرورتی انکارناپذیر است. طهرانی‌مقدم، که به‌درستی «پدر صنعت موشکی ایران» خوانده می‌شود، توانست در شرایطی که کشور نه از دانش فنی برخوردار بود، نه از حمایت بین‌المللی و نه حتی از باور درونی بسیاری از نخبگان، یک دانش بومی پیشرفته و هایتک را بنیان نهد که امروز ستون فقرات بازدارندگی ملی و قدرت ژئوپلیتیک ایران در منطقه شده است .

این نوشتار به دنبال تبیین اصول و راهبردهای الگوی طهرانی‌مقدم در دو حوزه «تاب‌آوری در بحران» و «جهش اقتصادی پس از جنگ» است و نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از این الگو برای بازتعریف جایگاه اقتصادی ایران در نظم منطقه‌ای پساتحریم بهره برد. سرخه‌دهی در بخش اول یادداشت خود به خودباوری علمی در برابر بن‌بست تحریم اظهار کرد:

1.1. خودباوری علمی در برابر بن‌بست تحریم

شهید طهرانی‌مقدم در دهه 1360 و در بحبوحه جنگ تحمیلی، زمانی که ایران از خرید تسلیحات متعارف محروم بود، مسیر «مهندسی معکوس» و سپس «طراحی بومی» را در پیش گرفت. به گفته سردار علی بالالی، مشاور عالی سپاه، طهرانی‌مقدم «با تکیه بر توان داخلی و مهندسی معکوس، ایران را به باشگاه موشک‌های بالستیک وارد کرد و کشور را از صفر به این سطح از قدرت و توانمندی رساند» . این مسیر نشان داد که تحریم، زمانی که با «اراده علمی» و «نگاه فرصت‌محور» مواجه شود، می‌تواند موتور محرک جهش فناورانه باشد، نه مانع آن.

2.1 رهیافت «اقتصاد مقاومتی» پیش از رواج رسمی مفهوم

سال‌ها پیش از آنکه مفهوم «اقتصاد مقاومتی» در ادبیات رسمی کشور مطرح شود، طهرانی‌مقدم مدلی از «خوداتکایی راهبردی» را پیاده کرده بود که مبتنی بر سه اصل بود: اول، بومی‌سازی زنجیره تأمین؛ به‌گونه‌ای که امروز ایران با بیش از 90 درصد خودکفایی در صنعت موشکی، توان تولید سالانه صدها فروند موشک بالستیک و 3000 فروند پهپاد را دارد . دوم، غیرمتمرکزسازی زیرساخت‌ها؛ با ایجاد شبکه‌ای از تأسیسات زیرزمینی در عمق 50 تا 500 متری زمین که حتی حملات سنگین نیز قادر به از کار انداختن کامل آن نیست . سوم، تلفیق صنایع دفاعی با توانمندی‌های غیرنظامی؛ مدلی که امروز نمونه آن را در تبدیل خطوط تولید موتورسیکلت به خطوط تولید پهپاد می‌بینیم .

1.3. بازدارندگی اقتصادی؛ تغییر معادلات هزینه-فایده برای دشمن

دستاورد بزرگ الگوی طهرانی‌مقدم، خلق «عدم تقارن اقتصادی» در عرصه دفاعی است. داده‌های منتشرشده از آخرین حملات موشکی گسترده ایران (بیش از 771 موشک بالستیک در بهمن و اسفند 1404) نشان می‌دهد که هزینه دفاع در مقابل این حملات برای طرف مقابل به‌مراتب بیشتر از هزینه حمله بوده است. به ازای هر موشک شهاب با هزینه چندصد هزار دلاری، سامانه PAC-3 پاتریوت نیازمند شلیک دو موشک با هزینه واحد 5.17 میلیون دلاری (برای ارتش آمریکا) تا 12 میلیون دلاری (برای متحدان) است . یک کارزار 12 روزه می‌تواند بین 2 تا 4 میلیارد دلار هزینه دفاعی برای طرف مقابل ایجاد کند . این عدم تقارن، ماهیت بازدارندگی را از صرفاً «نظامی» به «اقتصادی» نیز تعمیم داده است.( هر چند که آمریکا هزینه های جنگ را از عربستان و سایر گاوهای شیرده تامین می کند و در خبرها آمده که از کشورهای منطقه درخواست 5 تریلیون دلار پول کرده است. همین هم یعنی هزینه های سازش بیش از مقاومت است).

وی در بخش دوم صحبت های خود به غیرمتمرکز سازی زیر ساخت ها اشاره کرد و افزود: اگر بخواهیم الگوی طهرانی‌مقدم را به حوزه‌های اقتصادی و سیاسی تعمیم دهیم، چند راهبرد کلیدی قابل استخراج است:

راهبرد «خوداتکایی راهبردی» در تأمین کالاهای اساسی و انرژی: همان‌گونه که طهرانی‌مقدم زنجیره تأمین موشکی را از وابستگی خارج ساخت، امروز نیازمند «طرح جامع خوداتکایی در تأمین کالاهای اساسی» با هدف کاهش وابستگی به واردات در محصولات راهبردی مانند گندم، دارو و تجهیزات پزشکی هستیم.

راهبرد «غیرمتمرکزسازی» زیرساخت‌های حیاتی اقتصادی: الگوی «استقرار ریزشبکه‌های انرژی» و «توزیع جغرافیایی مراکز داده و تأسیسات صنعتی» برگرفته از تجربه موشکی طهرانی‌مقدم، می‌تواند آسیب‌پذیری اقتصاد ملی در برابر بمباران یا حملات سایبری را کاهش دهد. همان‌گونه که 27-29 سایت موشکی در نقاط مختلف کشور توزیع شده ، مراکز حیاتی اقتصادی نیز باید از تمرکززدایی برخوردار شوند.

راهبرد «بکارگیری ظرفیت‌های مردمی و بخش خصوصی»: طهرانی‌مقدم نشان داد که با اعتماد به توان داخلی و استفاده از استعدادهای جوان، می‌توان موانع بزرگ را پشت سر گذاشت.حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و ایجاد «پیمان‌های توسعه‌ای» با مشارکت نخبگان دانشگاهی و صنعتی است. از جمله استفاده از ظرفیت های مردمی است.

‌این استاد دانشگاه در بخش سوم با تلفیق ظرفیت‌های دفاعی با توانمندی‌های غیرنظامی و دانش‌بنیان تصریح کرد:

موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی؛ از تنگه هرمز تا چابهار: آخرین تحولات منطقه‌ای نشان داده است که ایران در عین حال که توانسته صادرات نفت خود را با وجود تحریم‌ها در سطح پیش از جنگ (حدود 1.6 میلیون بشکه در روز) حفظ کند، از موقعیت ژئوپلیتیکی خود نیز به‌عنوان اهرم فشار استفاده کرده است . داده‌های منتشرشده حاکی از آن است که درآمد نفتی ایران در اسفند 1404 به 139 میلیون دلار در روز رسیده که نسبت به 115 میلیون دلار در بهمن، افزایش قابل توجهی داشته است . این در حالی است که تنگه هرمز عملاً به روی 95 درصد از ترافیک دوران صلح بسته شده و ایران با اجرای «بستن انتخابی»، صادرات خود را حفظ کرده است .

بازطراحی جایگاه ایران به‌عنوان هاب ترانزیتی منطقه: پس از عبور از دوره بحران، ایران می‌تواند با تکیه بر موقعیت بی‌بدیل جغرافیایی خود—وصل‌کننده خلیج‌فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی و قفقاز—به هاب ترانزیتی و انرژی منطقه تبدیل شود. تجربه موفق طهرانی‌مقدم در تبدیل «تهدید تحریم» به «فرصت خوداتکایی» در عرصه موشکی، امروز می‌تواند در عرصه دیپلماسی اقتصادی تکرار شود. فعال‌سازی کریدور شمال-جنوب و تکمیل بندر چابهار(که تاکنون بیش از 120 میلیون دلار سرمایه‌گذاری هند در آن صورت گرفته )از جمله اولویت‌هایی است که می‌تواند ایران را به «گذرگاه طلایی» تجارت جهانی تبدیل کند.

 تغییر پارادایم در سیاست خارجی؛ از «مقاومت انفعالی» به «ابتکار راهبردی»: الگوی طهرانی‌مقدم در عرصه دفاعی، مبتنی بر «ابتکار عمل» و «پیش‌دستی» بود. در عرصه سیاست خارجی نیز، ایران می‌تواند با اتخاذ راهبرد «دیپلماسی اقتصادی تهاجمی»، از فرصت‌های ایجادشده در نظم منطقه‌ای پساجنگ بهره گیرد. انعقاد موافقتنامه‌های تجاری پایدار با شرکای شرقی (چین، هند و روسیه) و غربی (اروپای پساتحریم) و استفاده از ظرفیت اتحادیه‌های اقتصادی اوراسیا و شانگهای، از جمله گام‌های عملی در این مسیر است.

سرخه دهی در پایان به نقش اساتید و نخبگان در تحقق الگوی جهش اقتصادی پرداخت: همان‌گونه که شهید طهرانی‌مقدم با نگاه فرابخشی و interdisciplinary، مرزهای میان دانش مهندسی، مدیریت و سیاست را درنوردید، امروز نیز اساتید دانشگاه وظیفه دارند:

1. تولید «دانش مسئله‌محور» در حوزه‌های اقتصاد مقاومتی، پدافند غیرعامل و دیپلماسی اقتصادی را در اولویت قرار دهند.

2. تشکیل اتاق‌های فکر بین‌رشته‌ای با حضور اساتید علوم انسانی، مهندسی و پزشکی برای ارائه مشاوره‌های راهبردی به نهادهای تصمیم‌گیر.

3. طراحی سناریوهای جهش‌آفرین برای دوره پساجنگ، با تکیه بر فرصت‌های ژئوپلیتیکی و مزیت‌های نسبی کشور.

4. تربیت نسل جدیدی از مدیران خودباور که همچون طهرانی‌مقدم، تحریم را نه تهدید، بلکه فرصتی برای شکوفایی ظرفیت‌های نهفته می‌دانند.

انتهای پیام/ 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×