» فرهنگ و تاریخ باستان » سکوت سلبریتی‌ها شکست/ دوران رعب‌آفرینان روبه پایان است
سکوت سلبریتی‌ها شکست/ دوران رعب‌آفرینان روبه پایان است

سکوت سلبریتی‌ها شکست/ دوران رعب‌آفرینان روبه پایان است

فروردین ۲۳, ۱۴۰۵ 2016

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، از روز گذشته که پست رافالو بازیگر هالیوودی درباره ترامپ منتشر شده است و در فضای مجازی و صفحات مرتبط با سینما می چرخد یک نکته در میان حرف های او کمتر به چشم خورده و بیشتر همان جمله که صحبت او را تیتر کرده مورد توجه قرار گرفته است که جای ترامپ پشت میله های زندان است. اما آن جمله مهم تر او که به عقیده نویسنده بسیار مهمتر است این است:

“من به هیچ‌وجه نگران جایگاه و حرفه‌ام در هالیوود نیستم. قاطعانه به حمایت از مردم فلسطین ادامه خواهم داد، حتی اگر این ایستادگی به قیمت از دست رفتن تمام حرفه‌ام تمام شود”.

او با شجاعت تمام می گوید از بیان انتقادات شدیدم نسبت به ترامپ (آمریکا) و اسراییل ترسی ندارد حتی اگر این حرف ها منجر به بیکاری و از دست دادن تمام حرفه و جایگاهم در هالیوودی شود. این در حالی است که او یک بازیگر مطرح و برجسته ای است که در آثار متعددی بازی کرده و جوایز گوناگونی بدست آورده است و بدون شک حتی اگر از هالیوود اخراج شود کشورهای اروپایی و آسیایی برای همکاری با او آغوششان باز است. 

مارک رافالو: جای ترامپ پشت میله‌های زندان است

این نکته بی درنگ و بدون شک ما را در حالت قیاس با سلبریتی ها و هنرمندان ایران ما می کند. هنرمندانی که سکوت را اختیار کردند یا صرفا از علاقه خود به وطن گفتند و حتی یکبار دشمنان و قاتلان فرزندان ما را محکوم نکردند.

 اما رافالو که خود در آمریکا و هالیوود زندگی می کند و این واکنش های او همانطور که او اشاره می کند می تواند زندگی و کار حرفه ای او را تهدید کند،  شجاعانه نسبت به رفتارهای زشت و غیرانسانی آمریکا و اسراییل واکنش نشان می دهد و احتمال بیکاری و از دست حرفه و جایگاه و تمام شدن زندگی هنری اش را به جان می خرد برای انسانیت و شرافت. پس چرا واکنش محکومیت در میان واکنش های هنرمندان ما کمتر به چشم می خورد؟ آیا بازیگران و سینماگران ما ترس از دست دادن کار دارند؟ مگر می شود آنان از ضرورت دفاع از وطن بگویند یا دشمنان را محکوم کنند و جایگاه و حرفه شان را از دست بدهند؟ پس قضیه بر سر چیست؟

قبل از هر چیز باید گفت که ارتباط دادن این موضوع به مواردی که جنبه اخلاقی و انسانی دارد مانند بی انگیزگی یا بی تفاوتی که در برخی محافل مجازی و حتی واقعی مشاهده می شود نه تنها جنبه انسانی و اخلاقی ندارد بلکه اساساً مسیر تحلیل این واقعیت را به راه اشتباه دیگری می برد. با اطمینان می گویم که بسیاری از حتی همان هنرمندانی که واکنش ندارند در دل کینه دشمنان ما را دارند. حقیقت همان ترس است اما نه ترس از دست دادن کار یا حرفه در سینما و جریان هنری ایران بلکه ترس از برچسب هایی که در فضای فکری و رسانه ای ایران و همینطور اجتماعی به آنها زده می شود. برچسب هایی دورغین که توسط جریانی کمرنگ اما زمخت دور سینماگران و هنرمندان یا همان سلبریتی های ایران مانند یک مار حلقه زده است. که البته این ترس برچسب ها نگرانی از اینکه آنها را از فضای سینمایی اصطلاحا مستقل یا فستیوالی دور کند را تشدید می کند. آنها از گذشته با ارعاب و تهدید روبرو بوده اند که مبادا حرف های سیاسی بزنند. آری آنها دفاع از وطن یا محکومیت دشمن را با برچسب های هنرمند سیاسی یا وابسته یکسان کرده اند!

پست فلامک جنیدی بازیگر قدیمی تلویزیون ایران از لندن شاهدی بر این مدعا است. او نوشت که بر من لعنت که از شما ترسیدم و نتوانستم که به این شرایط دشوار علیه مردمم واکنشی داشته باشم. البته جنیدی دیگر در سینمای ایران بازی نمی کند اما اشاره او به فشارهای رعب آور دقیقا همان چیزی است که جنس و روحیه ظریف هنرمند را وادار به عقب نشینی می کند.

برچسب زنان عده ای ناچیزی هستند که همیشه تلاش می کنند با تهدید و زور هنرمندان را در مارپیچ سکوت نگه دارند تا جنس حرف های آنان در مسیر ملی و انقلابی و همسو با حاکمیت نباشد حتی اگر هنرمندان خارجی به آن اذعان کنند چنانچه رافالو و دیگر سلبریتی های خارجی به آن می پردازند. در این میان البته این نگاه در میان داخل و بدنه سینما و از سوی برخی چهره های دم کلفت و پدرخوانده ها نیز وجود دارد که آنان نیز از داخل این تهدیدها و فشارها را به سینماگران و هنرمندان حتی به طور غیرستقیم وارد می کنند و آنان را از بیانات و واکنش هایی که جنبه سیاسی و انقلابی داشته باشد بر حذر می کنند. برخی هم که این روزها مشخص است در آن سوی آب‌ها و با پول اسراییل و دشمنان ما از آمریکا و اسراییل برای حمله به ایران تشکر کردند از دی ماه شروع کردند به فشار آوردن و رعب آفرینی علیه هنرمندان و سلبریتی هایی که دوست داشتند با مردم و ایران همراهی کنند.

اما واکنش تعداد بسیار زیاد هنرمندان ما به جنگ علیه ایران این هیمنه پوشالی را تقریباً از بین برد. شدت این جنایات این بار با شهادت کودکان میناب به حدی بود که دیگر جایی برای تردید و ترس نگذاشت و همین شد که شاهد واکنش و همراهی هنرمندان متعددی بودیم. اما عدم واکنش ها و عدم محکومیت توسط هنرمندان متعدد نشان می دهد که هنوز مارپیچ سکوت توانسته عده ای را درون خود ساکت نگه دارد.

واکنش‌های مداوم هنرمندان به جنگ علیه ایران/قهرمان من جوان پای لانچره

اما آنان باید ببینند که آیا آن برچسب ها هنرمندان و همکارانشان را از دایره سینما و هنر خارج کرد یا برعکس آنان را قوی تر و زنده تر نشان داد؟. آنان را سیاسی و حاکمیتی کرد یا مردمی، ملی گرا و شرافتمند؟ آنان را وابسته کرد یا مستقل و آزاد؟ آیا هنرمندانی که در این چند دهه همراه با مردم و کشور بودند از جشنواره ها و محافل هنری و سینمایی دور ماندند یا برعکس عزت و شهرت آنان دو چندان شد؟ چهره هایی مانند مجید مجیدی، رضا میرکریمی، پرویز پرستویی، ابراهیم حاتمی کیا، بابک خواجه پاشا و… نمونه های بارز اثبات مدعای نویسنده اند.

این ترک بزرگی که به جان این مار ترسناک در فضای سینمای ما افتاده است چیزی به نابودی آن نمانده است. اگر مدیران و چهره های مهم و صاحب نفوذ و شجاع سینمایی بخواهند می توانند این فضا را برای همیشه عوض کنند. و البته این اتفاق نخواهد افتاد مگر با شجاعت و بی باکی خود هنرمند و سلبریتی ما که در آن صورت نیازی به همراهی و حمایت مدیران و چهره ها هم نیست. و همه می دانیم که تاریخ ما را قضاوت خواهد کرد و هیچ ترسی بدتر از این ترس نیست که تاریخ ما را ساکت و بی طرف نسبت به وطن بداند.

روزگاری که هنرمند وطن دوست و ملی گرا تنها بماند و کسی دورش را نگیرد گذشته است. او امروز در میان آغوش گرم میلیونی مردم جا دارد و پشتش به کشور و هنرگردانان با وجدان و با شرف گرم است. 

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×