اقدامات محرمانۀ امام صادق برای تشکیل حکومت در تحلیل رهبر شهید انقلاب
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: موضوع «تشکیل حکومت اسلامی» در چارچوب امامت اهلبیت وحی علیهمالسلام از مباحث مهم و چالشبرانگیزِ اندیشه دینی در دوران پس از انقلاب اسلامی است. گروهی، با استناد به برخی روایات که بر صبر، تقیه و انتظار در عصر غیبت تأکید دارند، چنین برداشت کردهاند که تشکیل حکومت اسلامی در این دوران، مأذون از جانب معصومان نیست و باید تا ظهور ولیّ امر الهی منتظر ماند.
در مقابل، جمعی از اندیشمندان دینی با تکیه بر سیره تاریخی و سیاسی اهلبیت بر این باورند که حکومت، از شئون ذاتی امامت است و ائمه علیهمالسلام همواره در پی تحقق آن بودهاند. از نگاه اینان، حتی فعالیتهای علمی، فرهنگی و تربیتی اهلبیت نیز نه صرفاً اقدامات عبادی یا فردی، بلکه حرکتهایی هدفمند برای زمینهسازی حکومت حق بودند؛ اما در زمان آنان، به سبب شرایط سیاسی و اجتماعی، این زمینه تحقق نیافت.
به این ترتیب، دو قرائت یادشده، در تفسیر نسبتِ «امامت» و «حکومت» تفاوتی بنیادین دارند؛ یکی تشکیل حکومت را به آینده موکول میکند و دیگری آن را وظیفهای مداوم در امتداد رسالت امامت میداند.
گروه نخست، تحقق این امر را منوط به حضور و اذن مستقیم امام معصوم میدانند و بر این باورند که در عصر غیبت، چنین شأنی بهطور کامل قابل تحقق نیست، چرا که تشکیل حکومت نیاز به اذن اولی الأمر دارند و علم و توانش منحصر در عصمت معصوم است و در مقابل، گروه دوم با طرح نظریه امتداد رسالت امامت در نهاد فقاهت، معتقدند هرچند دعوت صریحی از سوی عترت علیهمالسلام برای تشکیل حکومت در عصر غیبت وجود نداشته است، اما فقها و عالمان دین، بهعنوان جانشینان عام امام معصوم، در صورت فراهمشدن شرایط اجتماعی، سیاسی و پذیرش عمومی، میتوانند و بلکه موظفاند برای برپایی حکومت اسلامی اقدام کنند؛ حکومتی که مشروعیت خود را از شریعت و کارآمدی خود را از توان ساماندهی جامعه دینی میگیرد.
رهبر معظم انقلاب، در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بر مبنای دیدگاه دوم تأکید داشتهاند؛ دیدگاهی که تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت را امری ممکن و مشروع میداند و برای تبیین آن، از سیره اهلبیت وحی علیهمالسلام الهام میگیرد. یکی از برجستهترین نمودهای این نگاه، کتاب «انسان 250 ساله» است. این اثر که از گردآوری و تنظیم بیانات رهبر انقلاب شکل گرفته، بر آن است که نشان دهد زندگی امامان شیعه، با وجود تفاوتهای ظاهری در شرایط و روشها، در حقیقت یک حرکت واحد، پیوسته و هدفمند بوده است؛ حرکتی که تمام ائمه علیهمالسلام در چارچوب آن، با نیت تحقق حکومت الهی و حفظ مسیر امامت، اقداماتی تدریجی، عمیق و هماهنگ انجام دادهاند.
در بخشی از این کتاب وقتی به سیرۀ امام صادق علیه السلام میرسیم، رهبر معظم انقلاب معتقدند تقیه امام صرفاً پنهانکاری فردی یا کتمان معارف دینی نبود؛ بلکه پوششی هوشمندانه برای پیشبرد یک جریان عمیق، آرام و هدفمند بود. در این نگاهی که ایشان ترسیم میکنند، آنچه امام علیهالسلام از یاران خاص میخواست پنهان بماند، معارف الهی یا احکام فقهی نبود؛ زیرا همانگونه که در نقلقول آمده، آنها را «برملا میکرد، پخش میکرد، همهجا میگفت»، بلکه آنچه نیازمند حفظ و کتمان بود، نشانهها و شواهد امیدبخشی بود که در دل یاران خاص، احتمال قیام و برقراری حکومت علوی را زنده نگاه میداشت؛ همان برداشتی که در بیان ایشان توضیح داده میشود: اموری که «در دل شیعیان امام صادق، شیعیان نزدیک، این امید را به وجود آورده بود که ایشان، امام قائمی است که قیام و حکومت علوی را و حکومت آلمحمد را برقرار خواهد کرد».
بر اساس این تحلیل، تقیه امام صادق علیهالسلام نه نشانه انفعال، بلکه بخشی از یک مبارزه طولانی و حسابشده بود؛ مبارزهای که طبق تعبیر ایشان، امام در آن «توفیقات زیادی داشت». چنین برداشتی، امام صادق علیهالسلام را نه صرفاً یک چهره علمی، بلکه رهبر یک جریان تمدنی و یک حرکت تاریخی برای حفظ و استمرار مسیر امامت نشان میدهد؛ حرکتی که اقتضائات سیاسی دوران، آن را به شیوهای آرام و در لایههای درونی جامعه شیعه پی میگرفت، بیآنکه هدف نهایی یعنی آمادهسازی زمینههای حاکمیت الهی فراموش شود. (برگرفته از سخنان رهبر انقلاب تاریخ 1362/05/14)
از نگاه ایشان، کار فرهنگی امام نیز در دل یک مواجهه سیاسی معنا پیدا میکرد؛ زیرا حضرت در شرایطی سخن از امامت به میان میآوردند که خلافت رسمی خود را صاحب مشروعیت مطلق میدانست. بنابراین، وقتی امام به یاران خود یادآوری میکرد که «من امامم»، این تنها یک بیان اعتقادی نبود؛ تعریفی از جایگاه حقیقی رهبری جامعه بود که طبعاً ساختار قدرت موجود را به چالش میکشید. ایشان توضیح میدهند که برخی «خیال میکنند که امام صادق به سیاست کاری نداشت» و فعالیت او را صرفاً فرهنگی میپندارند، در حالی که هم گستره فعالیتهای امام و هم محتوای سخنان ایشان، خلاف این تصور را نشان میدهد.
در ادامه، ایشان توضیح میدهند که امام وقتی میفرمود «امام یعنی حاکم جامعه، امام یعنی رئیس جامعه»، در واقع ماهیت حقیقی امامت را آشکار میکرد؛ امری که از نظر ایشان، آشکارا سیاسی است. زیرا آنگونه که در نقلقول آمده، سخن امام به این معنا بود که «این خلیفهی غاصب بیدین، جای مرا گرفته»؛ جملهای که روشن میسازد حتی بیان هویت معنوی و دینی امامت نیز در آن دوران، یک اقدام سیاسی محسوب میشد. بر این اساس، آنچه برخی «کار فرهنگی» مینامند، در واقع بخشی از «ماهیت مبارزه» امام بود؛ مبارزهای عمیق، هوشمندانه و طولانیمدت که در قالب تربیت شاگردان، تبیین معارف امامت و بازسازی هویت شیعی دنبال میشد. از این منظر، امام صادق علیهالسلام نه تنها از سیاست کناره نگرفته بود، بلکه کنشهای علمی و فرهنگی او نیز بهطور درونی حامل پیام و جهتگیری سیاسی بود. (برگرفته از سخنرانی رهبر انقلاب 1368/03/12)
انتهای پیام/
