میان آتش تقابل و سایه تعامل
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر مهدی جلالوند عضو هیئت علمی مجتمع شهید محلاتی قم و استادیار فلسفه و کلام اسلامی در یادداشتی تحلیلی افزود: در شرایطی که فضای عمومی جامعه همچنان درگیر تحلیل پیامدهای آتشبس در جنگ اخیر میان محور مقاومت و جبهه آمریکایی ـ صهیونی است بحث درباره نحوه مواجهه جریانهای فکری و اجتماعی با این وضعیت به موضوعی قابل تأمل در محافل اندیشهای تبدیل شده است؛ وضعیتی که به باور برخی تحلیلگران، اگر با رویکردی متعادل و مبتنی بر عقلانیت مدیریت نشود میتواند زمینهساز شکلگیری شکافهای اجتماعی و فرسایش سرمایههای معنوی جامعه شود.
دکتر جلالوند با تأکید بر اینکه جامعه در مواجهه با تحولات بزرگ تاریخی معمولاً شاهد شکلگیری طیفهای متنوعی از واکنشها و موضعگیریهاست که این تکثر دیدگاهها در ذات خود امری طبیعی و حتی نشانهای از پویایی اجتماعی است اما آن چه میتواند به یک آسیب جدی بدل شود غلبه رویکردهای افراطی یا تفریطی در تحلیل و تصمیمگیریهای اجتماعی است و در چنین شرایطی هرگونه غلو یا سستی در مواجهه با واقعیتهای سیاسی و امنیتی نه تنها به حل مسائل کمک نمیکند بلکه جامعه را در معرض چالشهای پیچیدهتری قرار میدهد.
وی با اشاره به فضای پس از آتشبس در جنگ تحمیلی سوم خاطرنشان کرد: در این مقطع حساس نوعی اتحاد و همبستگی کمنظیر در جامعه شکل گرفته است؛ اتحادی که محصول یک ذبح عظیم و فداکاریهای بزرگ در مسیر مقاومت است و به همین دلیل باید از آن به عنوان سرمایهای راهبردی برای آینده کشور صیانت کرد و چنین اتحادی اگر در معرض نزاعهای گفتمانی افراطی قرار گیرد ممکن است به تدریج تضعیف شود و جامعه را از مسیر همگرایی دور سازد.
استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی در تشریح وضعیت دو رویکرد متقابل در فضای اجتماعی گفت: بخشی از جریانهای فکری با رویکردی افراطی هرگونه سخن از آتشبس یا مذاکره را به طور مطلق ناموجه و حتی خیانت تلقی میکنند و این نگاه با نادیده گرفتن پیچیدگیهای عرصه سیاست بینالملل و ضرورتهای مدیریت بحران جامعه را به سوی نوعی تنش دائمی سوق میدهد و در نهایت میتواند به فرسایش توان اجتماعی و امنیتی کشور منجر شود.
دکتر مهدی جلالوند به رویکرد دیگری اشاره کرد که آن را صورت تفریط در تحلیل سیاسی دانست و گفت برخی نیز هرگونه موضعگیری مقتدرانه در برابر دشمن را اقدامی تحریکآمیز تلقی میکنند و با نوعی وارونهسازی واقعیتها تلاش دارند چهره تهدیدآمیز دشمن را کمرنگ جلوه دهند. این نگاه در نهایت به تضعیف روحیه مقاومت و شکلگیری نوعی بیهویتی سیاسی در جامعه میانجامد و میتواند زمینهساز سستی در برابر فشارهای خارجی شود. ولی آموزههای اسلامی راهی متفاوت از این دوگانههای افراطی پیش روی جامعه قرار میدهد و سنت فکری اسلام همواره بر صراط مستقیم و راه میانه تأکید داشته است؛ مسیری که نه به غلو در تقابل میانجامد و نه به سستی در برابر تهدیدها می انجامد. بنابراین در این چارچوب جامعه مؤمن باید بتواند میان شجاعت و حکمت میان مقاومت و تدبیر و میان اقتدار و گفتوگو نوعی توازن عقلانی برقرار کند..
این پژوهشگر و استاد دانشگاه با اشاره به حساسیت تصمیمگیری در دوگانه تقابل یا تعامل در شرایط کنونی تصریح کرد: انتخاب میان این دو مسیر امری صرفاً احساسی یا شعاری نیست بلکه نیازمند سنجش دقیق واقعیتهای میدانی و محاسبه پیامدهای راهبردی آن است و هرگونه تصمیم شتابزده در این زمینه ممکن است دستاوردهای مهمی را که در جریان جنگ تحمیلی اخیر به دست آمده با چالشهای جدی مواجه کند. همچنین جامعه امروز ایران در نقطهای ایستاده است که میتواند از تجربههای دشوار سالهای اخیر به عنوان سرمایهای برای آینده استفاده کند و اگر این تجربهها در چارچوب عقلانیت راهبردی و همبستگی ملی تفسیر شوند قادر خواهند بود زمینهساز شکلگیری مرحلهای تازه از قدرت و اقتدار در جهان اسلام باشند.
دکتر جلالوند در پایان با تأکید بر اهمیت حفظ همبستگی اجتماعی اظهار داشت طیفهای مختلف فکری و سیاسی جامعه باید بیش از هر زمان دیگری بر نقاط مشترک خود تمرکز کنند و از تبدیل اختلاف نظرها به شکافهای عمیق اجتماعی پرهیز نمایند و اعتماد عمومی به نهادهای تصمیمگیر و حفظ اتحاد ملی میتواند بستر لازم برای حرکت در مسیر تمدنسازی را فراهم کند و زمینه شکلگیری قطبی تازه از قدرت در جهان را مهیا سازد؛ مسیری که تنها با ترکیب عقلانیت، ایمان و همبستگی ملی قابل تحقق خواهد بود.
انتهای پیام/
