آمریکا در «تله ویتنامی» ایران
به گزارش خبرگزاری مهر، اقتصادنیوز نوشت: ایران با تکیه بر استراتژی جنگ نامتقارن و فرسایشی، و همچنین پرهیز از مذاکره تحت فشار، در حال کشاندن آمریکا به زمینی است که زمان و صبر تعیینکننده اصلی آن است.
در این بازی طولانی، نشانهها حاکی از آن است که توازن قدرت بهتدریج درحال تغییر به نفع تهران است.
شباهت های جدی به جنگ ویتنام
فشاری که تهران اکنون بر دونالد ترامپ وارد میکند، بسیار شبیه همان وضعیتی است که جانسون را در ویتنام سردرگم کرده بود. این وضعیت بهطور مشخص، یادآور استراتژی موفقی است که هو چیمین، رهبر ویتنام شمالی، با سماجت دنبال میکرد.
تکرار یک الگو: صبر، فرسایش، پیروزی
در حقیقت، تهران با خودداری از ورود سریع به مذاکرات برای پایان جنگ و وادار کردن ترامپ به تمدید نامحدود آتشبس؛ در حالی که او چند روز پیش گفته بود چنین کاری را نخواهد کرد، در حال دنبال کردن الگویی شبیه به هو چیمین است.
این هو چیمین و جانشین او له دوآن، رهبرانی بودند که در دهه ۱۹۶۰ ، دو قدرت امپریالیستی غربی فرانسه و سپس آمریکا را شکست دادند، چرا که به چیزی پی برده بودند که حالا تهران هم آن را درک کرده است؛ این که مهاجمانی که از راه دور میآیند، هرچقدر هم قدرتمند باشند، خیلی زودتر از شما از جنگ خسته میشوند. همانطور که هو در سال ۱۹۴۶ به استعمارگران فرانسوی گفت: شما میتوانید به ازای هر یک نفر از خودتان، ده نفر از ما را بکشید، اما حتی با چنین نسبتی هم شما بازنده و ما پیروز میدان خواهیم بود.
مذاکره تنها در صورت نبودن فشار
هو و له دوآن، بارها درخواستهای فزاینده و ناامیدانه جانسون برای مذاکره را رد کردند؛ درست همانطور که تهران اکنون ترامپ را در موقعیتی تحقیرآمیز قرار داده است. در نامهای که هو در سال ۱۹۶۷ به جانسون نوشت، صراحتا اعلام کرد که تا زمانی که توقف بدون قید و شرط بمبارانهای آمریکا و همه اقدامات جنگی دیگر انجام نشود، حاضر به مذاکره نخواهد بود. او افزود: مردم ویتنام هرگز در برابر زور تسلیم نمیشوند و هرگز مذاکره زیر تهدید بمب را نمیپذیرند.
در طول دهه ۱۹۶۰، جانسون بارها در جلسات جنگی خود از سرسختی هانوی به خشم میآمد و نمیفهمید چرا افزایش حملات هوایی و بمبارانهای مداوم، که با عملیات «رولینگ تاندر» آغاز شد، نتوانسته رهبران ویتنام شمالی را به میز مذاکره بکشاند. او در مقطعی به وزیر دفاع خود، رابرت مکنامارا، گفت: من فکر نمیکنم آنها هیچوقت تسلیم شوند.
وقتی انتظار هم تبدیل به یک ابزار میشود
درحالی که ترامپ مدعی وجود شکاف در رهبری ایران است ، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، اعلام کرد که تهران مذاکره زیر سایه تهدید را نمیپذیرد.در همین هفته، مذاکرهکنندگان ایرانی ترامپ و معاونش جیدی ونس را منتظر دریافت یک تماس تلفنی گذاشتند؛ تماسی که هرگز برقرار نشد.
از سویی، قالیباف اعلام کرد که تهران از آتشبس برای آماده شدن جهت رو کردن کارتهای جدید در میدان نبرد استفاده میکند.
واکنش ترامپ به این اظهارات، پستی در تروث سوشال بود که در آن اعلام کرد که آتشبس را تا زمانی که پیشنهاد تهران ارائه شود، تمدید خواهد کرد. معنای این جمله کاملا روشن است؛ به نظر میرسد اکنون این ایران است که تصمیمگیرنده اصلی منازعه است.
ایران پاشنه آشیل آمریکا را شناخته
های نگوین، بنیانگذار و مدیر ابتکار مطالعات جنگهای ویتنام در مدرسه کندی هاروارد، میگوید: «پنجاه سال پس از پایان جنگ ویتنام، آمریکا تاریخ را بار دیگر در جنگ با ایران تکرار میکند.»
او در ادامه می گوید: «مشابه ویتنامی ها، ایرانیها توانمندی هایی دارند که آمریکاییها درک نمیکنند. آنها میدانند آمریکا میتواند هزاران تُن بمب بریزد، اما از طرفی هم صبر لازم برای تحمل یک جنگ طولانی را ندارد. همانند انقلابیون ویتنامی، ایرانیها آمادهاند تا یک جنگ فرسایشی طولانی را ادامه دهند. به عبارت دیگر، ایران پاشنه آشیل آمریکا را شناخته است.»
آتش بسی که به تسلیم شدن شباهت دارد
ایوو دالدر، سفیر پیشین آمریکا در ناتو در یادداشتی نوشت: «این کاملا شبیه به تسلیم شدن است!»
او در ادامه توضیح می دهد که «این ترامپ بود که خواستار آتشبس شد، زیرا تشدید درگیری نتوانسته بود ایران را وادار به عقبنشینی کند و او نگران پیامدهای اقتصادی و سیاسی ادامه جنگ بود.»
به باور او، ایران مشکلی با تمدید نامحدود آتشبس توسط ترامپ ندارد؛ چرا که در حال حاضر همه کارت ها در اختیار تهران است. در این میان تنها کارت رئیسجمهور آمریکا، ازسرگیری جنگی است که خود تمایلی به آن ندارد؛ در حالی که ایران باقی کارتها را در دست دارد.
تنگه هرمز به عنوان قوی ترین اهرم میدان
در هفته های اخیر، جمهوری اسلامی ایران همچنان کنترل دسترسی به تنگه هرمز را در اختیار دارد و به نظر میرسد که این کنترل را افزایش داده است. در همین هفته چندین کشتی توقیف شدهاند و برخی نیز از محاصره آمریکا عبور کردهاند. بر اساس گزارش فایننشال تایمز و به نقل از مؤسسه ردیابی محموله «ورتکسا»، تا روز سهشنبه حدود ۳۴ نفتکش مرتبط با ایران از این محاصره عبور کردهاند.
در این میان، جیمز اچ. آدامز رئیس آژانس اطلاعات دفاعی وزارت دفاع آمریکا، در شهادت خود در کنگره اذعان کرد که ایران همچنان هزاران موشک و پهپاد را در اختیار دارد. شبکه سی بی اس نیز در ۲۲ آوریل گزارش داد که حدود نیمی از ذخایر موشکهای بالستیک و سامانههای پرتاب ایران تا آغاز آتشبس در ۸ آوریل سالم مانده است، بههمراه حدود ۶۰ درصد از توان دریایی سپاه پاسداران که برای اخلال در تنگه استفاده میشود.
چنین ارقامی ادعاهای وزیر دفاع آمریکا، پیت هگست، را زیر سؤال میبرد. او در روز آغاز آتشبس مدعی شده بود که عملیات خشم حماسی یک پیروزی تاریخی و قاطع در میدان نبردبوده است.
هگست امروز، مک نامارای دیروز
در واقع، آنچه بیش از هر چیز امروز حس و حال ویتنام را تداعی میکند، اعلامهای روزانه موفقیت در میدان نبرد از سوی هگست است؛ کسی که به نسخه اغراقآمیزی از رابرت مکنامارا شباهت دارد؛ وزیر دفاعی که با اتکا به آمار و ارقام، بارها افکار عمومی آمریکا را متقاعد کرد که این کشور در ویتنام در حال پیروزی است.
مکنامارا به خاطر استناد مداوم به تعداد کشتهها و شاخصهای آماری فرسایش دشمن، فردی بدنام در تاریخ آمریکا شد. اکنون نیز پیت هگست، که گفته میشود کارکنان پنتاگون او را مکنامارای احمق لقب دادهاند، مشتاق است تا پیروزی قاطع واشنگتن را با ذکر میزان آسیب ها به تهران اثبات کند، اما این اعداد چندان تعیینکننده نیستند.
جنگ واقعی در ذهنهاست
هنری کیسینجر در ارزیابی مذاکرات صلح پاریس در سال ۱۹۶۹ نوشت: «ما مشغول جنگ نظامی هستیم و طرف مقابل ما یک جنگ سیاسی را پیش می برد. ما به دنبال فرسایش فیزیکی بودیم و آنها به دنبال فرسودگی روانی ما.»
ویتنامیها موفق شدند اراده دشمن خود در واشنگتن را خیلی زودتر از آنکه آمریکا بتواند در میدان نبرد به فرسایش کافی برسد، تضعیف کنند. همین مسئله باعث شد هانوی در مذاکرات موضعی سازشناپذیر اتخاذ کند و در نهایت کیسینجر را وادار کرد تا پیش از سقوط ویتنام جنوبی، بهاشتباه اعلام کند که دستیابی به صلح در دسترس است.
تاریخ در خلیج فارس تکرار می شود
اکنون همین روند در مورد ایران نیز در حال تکرار است. شاید تفاوت اصلی این باشد که ایرانیها با بستن تنگه هرمز تلاش میکنند تا علاوه بر جنگ سیاسی، از طریق یک حمله اقتصادی نیز بهسرعت ترامپ را فرسوده کنند؛ فشاری که میتواند برای او و حزب جمهوری خواه بهویژه در زمانی که تنها شش ماه انتخابات میاندورهای مانده است، بسیار پرهزینه باشد.
