کنترل افکار خود را در دست بگیریم
بیش از دوهزار سال پیش، بودا برای نخستین بار وضعیت ذهن شلوغ و پراکندهی ما را به میمون تشبیه کرد و گفت: «افکار ما مانند میمونهایی هستند که در تمام طول شبانهروز در میان درختها تاب میخورند؛ مدام از این شاخه به آن شاخه میپرند و لحظهای آرام و قرار ندارند.» او که از این عبارت برای توصیف بیقراری افکار و ذهن انسان استفاده میکرد، در مقابل از پیروانش میخواست که ذهنی شبیه به گوزن جنگلی را در خود پرورش دهند. این گوزنها موجوداتی آرام هستند و میتوانند همیشه و در همهحال هوشیار و آگاه بمانند.
ذهن میمونی آرام و قرار ندارد؛ مدام میخواهد کاری انجام دهد. از نظر بوداییان، این موضوع نه خوب است و نه بد، نه باید آن را سرکوب کنیم و نه با آن بجنگیم بلکه باید به این ذهن بیقرار، کاری محول کنیم تا آرام بگیرد.
شناختهشدهترین و محبوبترین روش برای ساکت کردن این افکار و گفتوگوهای درونی، احتمالا مدیتیشن است که تاثیرات مثبت آن از نظر علمی هم ثابت شده است. در این روش، شما نظارهگر افکار خود هستید و در اینجا و اکنون حضور دارید.
اگر شما از آن دسته افرادی هستید که تا الان چندینبار خواستهاید مدیتیشن انجام دهید و موفق نبودهاید، شاید بد نباشد روشهای دیگر را هم امتحان کنید:
سخن آخر
واقعیت این است که ذهن میمونی در بسیاری از انسانها وجود دارد و فقط باید یاد بگیریم که چطور با آن زندگی کنیم و با مدیریت درست، اجازه ندهیم کنترل افکار ما را بهدست بگیرد و ما را بیقرار و ناآرام کند. در دنیای امروز که دنبال بهدست آوردن توجه ماست، این ما هستیم که باید حواسمان باشد ذهنمان را درگیر چهچیزهایی میکنیم و به چهچیزهایی نه میگوییم.
خوشبختانه مغز ما جوری ساخته شده که میتوان با تمرین و تکرار، سیمکشیهای آن را تغییر داد و مسیر عصبی جدیدی را ایجاد کرد و آرام کردن ذهن میمونوار هم از این قاعده مستثنا نیست.
ضمن اینکه اگر این حالت در شما بهشکل دائمی و افراطی وجود دارد، ممکن است نشانهای از اختلال «وسواس ذهنی» هم باشد که برای بررسی، تشخیص و درمان آن بهتر است به یک روانشناس مراجعه کنید.
نویسنده : شبنم جعفرزاده
مجله موفقیت
