» فرهنگ و تاریخ باستان » ما بعد از این، زنده به شوق انتقامیم
ما بعد از این، زنده به شوق انتقامیم

ما بعد از این، زنده به شوق انتقامیم

تیر ۱۹, ۱۴۰۵ 3012

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهای گذشته و همزمان با برگزاری مراسم وداع و تشییع رهبر شهید ایران، شاعران کشور آثار خود را به رثای امام شهید اختصاص دادند. از جمله آثاری که در روزهای گذشته با اقبال عزاداران همراه شد، سروده‌ای از احمد بابایی، شاعر نام‌آشنای آیینی، بود که بخش‌هایی از آن در روز وداع با آقای شهید در مصلی اجرا شد.

داستان آن «آدم حسابی» که برای ایران کم نگذاشت

متن کامل این سروده که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته را می‌توانید در ادامه بخوانید:

مردم! زمانه واژگون شد، وای بر ما
سید علی غرق به خون شد، وای بر ما

مردم! سرِ این خون، جهانی زیر دِین است
فریادهامان «یا لثارات الحسین» است

فرصت کم است، اشکی بچینید، آی مردم!
تابوت آقا را ببینید، آی مردم!

فرصت کم است، ای چشم‌ها! وقت تماشاست
تابوت آقا نیست این! این هستی ماست

ای شیعیان! فرزند زهرا را ببینید
فرصت کم است ای خلق! آقا را ببینید

ما دُرّ اشکیم و چو یاقوت است آقا
ما زنده‌ایم و بین تابوت است آقا

ما زنده‌ایم- آری- به شوق یار بودن
خونخواه بودن… بعد از این مختار بودن

*

این آخرین دیدارِ چشم اشک‌ریزم آقا!
خداحافظ، خداحافظ عزیزم آه …

ای بهار خالی از پاییز، آقا!
برخیز از جا -ای پدر!- برخیز، آقا!

با چشم خود، خود را در این تابوت دیدم
آقای مظلوم! آه… آقای شهیدم!

ما التماست می‌کنیم آه، ای دلاور!
پاشو دوباره… اشک ما را در نیاور!

موسای ما! بی‌لکنت از آینده دم زن
یک چند، گامی، بی‌عصا با ما قدم زن

فرمانده! پاشو… دور خود مهمان ببینی
از ارتش جان بر کف خود سان ببینی

آه… ای پدر! با عزم خود همگاممان کن
آقا! یتیمان توایم آراممان کن

ای مهربان! این بغض، راه شعر، بسته است
آقا! شنیدم استخوان‌هایت شکسته است

*

شد روضه‌خوان، بیت تو، با دیوار، با در
گفتند: پهلوی تو… گفتیم: آه… مادر!

مادر! ببین این بغض‌های بی‌صدا را
مادر! ببین غم، خاک بر سر کرده ما را

“یا فاطمه! ما عقده دل وا نکردیم”
فرصت، برای گریه هم پیدا نکردیم!

یا فاطمه! بنگر چو طوفان، خشم ما را
مادر! ببین باران گرفته چشم ما را

از عطر خون، عالم، معطر گشت مادر
فرزند تو لب‌تشنه، پرپر گشت، مادر

مانند آقا، فکر معراجیم، مادر!
ما هم به آغوش تو محتاجیم، مادر!

یا فاطمه! بنگر که راه عشق بستند
مادر غرور کودکانت را شکستند

قرآن ما را با سپاه دشنه کشتند
سیدعلی را شمرها لب‌تشنه کشتند

*

یا فاطمه! محتاج لبخند تو هستیم
ما بعد از این، خونخواه فرزند تو هستیم

ما بعد از این آشفته خونِ امامیم
ما بعد از این، زنده به شوق انتقامیم 

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×