توطئه یک بهایی در قتل نویسنده یک اثر ماندگار مهدویت
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم» از شناختهشدهترین آثار مهدوی در میان آثار علمای شیعه است؛ کتابی که آیتالله سید محمدتقی موسوی اصفهانی، مشهور به «فقیه احمدآبادی»، آن را با محوریت امام زمان عجل الله تعالی فرجه و وظایف شیعیان در دوران غیبت تألیف کرد. این عالم اصفهانی که در سال 1301 قمری متولد شد و در 25 رمضان 1348 قمری از دنیا رفت، در عمر کوتاه خود علاوه بر «مکیال المکارم»، آثار دیگری نیز در زمینه انتظار، دعا و وظایف منتظران به نگارش درآورد.
«مکیال المکارم» صرفاً کتابی درباره فضیلت دعا برای امام زمان نیست؛ این اثر مباحث متنوعی از معرفت امام، اثبات وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه، حقوق امام بر شیعیان، آثار دعا، زمانها و مکانهای دعا و وظایف منتظران را دربرمیگیرد. منابع معرفی این اثر، آن را کتابی مبتنی بر آیات و روایات و مشتمل بر مباحثی در حوزه حدیث، فقه، کلام، تفسیر و دیگر علوم اسلامی دانستهاند. انگیزه مؤلف نیز، بنا بر مقدمه کتاب، توجه ویژه به انتظار فرج و دعا برای تعجیل ظهور حضرت بوده است.
به مناسبت یکصدمین سالگرد شهادت این عالم و برای بازخوانی شخصیت علمی و مهدوی صاحب «مکیال المکارم»، با حجتالاسلام والمسلمین مصطفی میرلوحی، از نوادگان مادری ایشان، به گفتوگو نشستیم. میرلوحی در این مصاحبه از جایگاه علمی و خانوادگی فقیه احمدآبادی، پیوند فکری او با جریان علمای مهدوی اصفهان، انگیزه نگارش
.
«مکیال المکارم» و نیز خاطراتی از اهتمام این خاندان به امام زمان عجل الله تعالی فرجه سخن گفته است.
آیت الله موسوی اصفهانی در مکتب سامرا رشد یافت
* برای شناخت شخصیت آیتالله سید عبدالرزاق موسوی اصفهانی، صاحب کتاب «مکیال المکارم»، از چه مسیری میتوان وارد شد؟ آیا باید بیشتر به استادان، شاگردان یا آثار ایشان توجه کرد؟
گاهی برای شناخت بزرگان میگویند استادانشان را بشناسیم و گاهی میگویند شاگردانشان را بشناسیم، اما مذاق فکری و شخصیت علمی یک عالم را از کتابهایش هم میتوان درک کرد. اجازه بدهید قبل از اینکه درباره آیتالله سید عبدالرزاق موسوی اصفهانی صحبت کنم، مقدمهای درباره مکتب سامرا عرض کنم؛ چون ایشان به یک معنا از فقها و علمای مکتب سامراست.
شاید نام میرزای شیرازی برای شما آشنا باشد. ایشان همان مرجع بزرگی است که در ماجرای انحصار توتون و تنباکو در زمان ناصرالدین شاه، در برابر واگذاری این امتیاز به انگلیسیها ایستاد. معروف است که وقتی امتیاز توتون و تنباکو به بیگانگان واگذار شد، میرزای شیرازی فتوا داد: «الیوم استعمال تنباکو و توتون، بأی نحو کان، در حکم محاربه با امام زمان صلواتاللهعلیه است.»
نکته مهم اینجاست که ایشان فقط نمیگوید خرید و استعمال توتون و تنباکو در شرایط موجود حرام است، بلکه آن را در حکم محاربه با امام زمان قرار میدهد. این نشان میدهد که حتی در یک مسئله سیاسی و اقتصادی، ذهن و نگاه مرجع بزرگ شیعه متوجه امام زمان است.
میرزای شیرازی حوزه هزارساله نجف را ترک میکند و به سامرا میرود.
* این اتفاق خودش قابل تأمل است. سامرا چه ویژگیای داشت؟ غیر از اینکه سامرا خانه امام زمان است؟
شما وقتی به سامرا میروید، نمیتوانید نسبت به امام زمان بیتوجه باشید. در نجف، انسان به امیرالمؤمنین علیهالسلام توجه دارد، در کربلا به امام حسین علیهالسلام، در کاظمین به امام موسی کاظم و امام جواد علیهماالسلام؛ اما سامرا خانه امام زمان است. حضرت در اینجا متولد شده، در اینجا رشد کرده و زندگی کرده است. خانه امام زمان و پدر و مادر بزرگوارشان در همینجاست و سرداب نیز محل عبادت حضرت بوده است.
به همین دلیل سامرا یک حال و هوای امام زمانی ویژه دارد. میرزای شیرازی هم وقتی به سامرا میرود، علما و بزرگان به دنبال او میآیند. شخصیتهایی مانند آیتالله سید محمد فشارکی به سامرا میروند. به یک معنا تلاش میکنند سامرا را از حالت موجود خارج کنند و این شهر را به جایگاهی درخور خانه امام زمان تبدیل کنند.
این روحیه در شاگردان میرزای شیرازی هم دیده میشود. برای نمونه، مرحوم آیتالله شهید دستغیب در کتابهایشان داستانی را درباره دوران میرزای شیرازی و سید محمد فشارکی نقل کردهاند.
در آن دوره وبایی در سامرا شیوع پیدا میکند و مردم یکی پس از دیگری از دنیا میروند. طبیعی بود که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، حوزه سامرا نیز از بین برود. در چنین شرایطی سید محمد فشارکی نزد میرزای شیرازی میرود و خطاب به علما میگوید شما مرا مجتهد نافذالحکم میدانید؟ وقتی پاسخ مثبت میگیرد، حکمی صادر میکند که مردم سامرا برای رفع این بلا به زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام مداومت کنند و ثواب آن را به حضرت نرجس خاتون، مادر امام زمان، هدیه کنند و از ایشان بخواهند که برای رفع این بلا از شهرشان دعا کنند.
در نقل شهید دستغیب آمده است که پس از آن، وضعیت وبا تغییر میکند و حتی اهل سنت سامرا نیز به این توسل روی میآورند و زیارت عاشورا میخوانند.
این داستانها را از این جهت عرض میکنم که نشان دهم در میان برخی از علمای مکتب سامرا، توجه به امام زمان فقط یک بحث علمی نبود؛ بلکه در زندگی، دعا، توسل و رفتار اجتماعی آنها حضور جدی داشت.
همه علما و همه شیعیان باید نسبت به امام زمان محبت داشته باشند. اما بعضی افراد را میبینیم که این محبت در زندگیشان به شکل ویژهای ظهور پیدا کرده است.
گاهی یک عالم را میبینید که هر سخنرانی میکند، نام امام زمان در سخنانش هست. هر پیامی میدهد، نام امام زمان را میآورد. بعضی از علما شعر میگفتند، گریه میکردند، برای امام زمان مجلس میگرفتند و دیگران را به این کار دعوت میکردند.
مرحوم آیتالله کمپانی، محقق اصفهانی، در روزهای جمعه در منزل خود روضه داشتند. نقل شده است که خودشان اصرار داشتند در مجلس روضه چای بدهند. وقتی چنین عالمی با آن مقام علمی، خودش را خادم مجلس میداند، باید دید چه حقیقتی پشت این رفتار بوده است.
* این مسئله درباره شاگردان مکتب سامرا چه نمود دیگری داشت؟
شاگردان میرزای شیرازی با وجود اینکه در فقاهت و حدیث و علوم مختلف جایگاه بسیار بالایی داشتند، به شاگردان و اطرافیانشان سفارش میکردند درباره امام زمان بنویسند، منبر بروند، مجلس برگزار کنند و برای حضرت در نیمه شعبان چراغانی و جشن بگیرند.
برای نمونه، مرحوم حاج میرزا حسین نوری، صاحب «مستدرک الوسائل» و استاد شیخ عباس قمی، از شخصیتهای بزرگ حدیثی و علمی است. شیخ فضلالله نوری نیز از شاگردان این مکتب بود. بزرگان دیگری مانند آیتالله دهکردی نیز در همین جریان قرار میگیرند.
با این حال میبینیم همین شخصیتهای بزرگ کتابهایی درباره امام زمان و کسانی که به دیدار حضرت موفق شدهاند تألیف میکنند. سؤال این است که چرا یک مجتهد بزرگ باید وقت خود را صرف چنین موضوعی کند؟ پاسخ این است که در مکتب سامرا، توجه به امام زمان یک مسئله حاشیهای نبود؛ بخشی از زندگی و هویت دینی عالم بود.
آیتالله سید عبدالرزاق موسوی اصفهانی، فقیه احمدآبادی و صاحب کتاب «مکیال المکارم»، در چنین فضایی رشد کرده است. ایشان از نظر خانوادگی نیز در یک خاندان علمی و مذهبی رشد کرده بود. پدر ایشان آیتالله سید عبدالرزاق و اجدادشان تا چند نسل از علما و بزرگان بودند. جد هفتم ایشان نیز از شخصیتهای شناختهشدهای بوده که در سفر شاه صفی به خراسان برای زیارت امام رضا علیهالسلام همراه او بوده است. بنابراین، هم از جهت علمی و هم از جهت خانوادگی، با یک خاندان علم و فضیلت و توسل مواجه هستیم.
نکته مهم دیگر این است که ایشان در سن 47 سالگی به شهادت رسید؛ یعنی در دورهای که کشور با بحرانهای سخت، جنگ و قحطی مواجه بود. با وجود همه این مشکلات، دغدغه اصلی ایشان این بود که اثری کمنظیر درباره امام زمان به وجود بیاورد.
«مکیال المکارم» صرفاً کتاب عاطفی نیست
* برخی ممکن است «مکیال المکارم» را صرفاً کتابی عاطفی درباره امام زمان بدانند. از نظر علمی چه جایگاهی دارد؟
این نکته بسیار مهم است. «مکیال المکارم» کتاب احساسات صرف نیست. کسی که کتاب را دقیق بخواند، میبیند که سراسر آن بر آیات و روایات و استنباط استوار است.
ایشان از سنین پایین اهل تألیف بوده است. خودش نوشته که در حدود 15 سالگی کتابی در علم نحو نوشته و در 25 سالگی نیز اثری در زمینه آداب جمعه و جماعت و مباحث مربوط به توسل و توجه به امام زمان تألیف کرده است.
اما هدف اصلی ایشان این بوده که کتابی بینظیر درباره امام زمان بنویسد. در نهایت حدود 17 سال برای تألیف «مکیال المکارم» وقت گذاشت.
در این کتاب، برای دوران غیبت وظایف متعددی برای شیعیان مطرح میکند و درباره دعا برای امام زمان نیز فواید و آثار مختلفی را با استناد به آیات و روایات بررسی میکند. بنابراین کسی که این کتاب را دقیق بخواند، با یک اثر تحقیقی و استنباطی مواجه میشود، نه صرفاً یک کتاب احساسی.
* انگیزهی نگاش این کتاب شریف چه بود؟
در خاطرات و نوشتههای ایشان آمده است که مرحوم موسوی اصفهانی در حدود 30 سالگی برای حج به مکه رفتند. در آن زمان بیماری و مرگومیر میان حجاج فراگیر شده بود. ایشان در مسجدالحرام متوسل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه شدند و از حضرت خواستند که به سلامت از این حادثه عبور کنند. بنا بر نقل ایشان، در همان ایام تشرفی برایشان حاصل شد و حضرت به ایشان امر فرمودند کتابی درباره دعا برای قائم علیهالسلام بنویسند و آن را به زبان عربی تألیف کنند.
ایشان پس از بازگشت به اصفهان، حدود 17 سال برای این کتاب کار کردند و حاصل آن «مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم علیهالسلام» شد. این کتاب برخلاف آثاری که صرفاً جنبه موعظه و عاطفی دارند، یک اثر حدیثی، استدلالی و استنباطی است. در آن، حدود 80 وظیفه برای شیعیان در دوران غیبت مطرح شده و برای دعا برای امام زمان نیز فواید و آثار متعددی با استناد به آیات و روایات بیان شده است.
* آیا ارتباط آیتالله موسوی اصفهانی با جریانهای فرهنگی و مذهبی زمان خود نیز به امام زمان پیوند داشت؟
ایشان در اصفهان زندگی میکردند و یکی از دغدغههایشان ترویج فرهنگ مهدویت و مقابله با جریان بهاییت بود. در مسجدی در نزدیکی امامزاده اسماعیل اصفهان، که از مساجد بسیار قدیمی این شهر است، منبر میرفتند و درباره امام زمان سخنرانی میکردند.
خطبا را برای برگزاری مجالس امام زمان دعوت میکردند و بر برگزاری مراسم، چراغانی، آذینبندی و ترویج احادیث حضرت تأکید داشتند. به همین دلیل در فضای فرهنگی و مذهبی اصفهان، نام امام زمان را به شکل پررنگی مطرح میکردند.
ایشان در شرایطی زندگی میکردند که جریان بهاییت نیز در اصفهان حضور داشت و به گفته نزدیکان و خاندان ایشان، این فعالیتها حساسیتهایی ایجاد کرده بود.
بهاییان صاحب مکیال المکارم را شهید کردند
* گفته میشود فوت جناب موسوی اصفهانی رحمت الله علیه با توطئه رقم خورد.
در همان ایام، فردی به نام سرالله خان بهایی نزد ایشان میآید. این فرد از فعالیتهای مرحوم آیتالله موسوی اصفهانی در ترویج فرهنگ مهدویت و مبارزه با بهائیت اطلاع داشت و میدانست که ایشان در اصفهان یکی از چهرههای اصلی تبلیغ معارف امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند.
مرحوم موسوی اصفهانی در مسجدی در کنار امامزاده اسماعیل اصفهان، در خیابان هاتف، بهطور منظم برای مردم سخنرانی میکرد. این مسجد از بناهای بسیار قدیمی اصفهان است و در کنار امامزاده اسماعیل قرار دارد. ایشان بهویژه در روزهای جمعه درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه سخن میگفتند و مردم را به برگزاری مجالس، چراغانی، آذینبندی و بزرگداشت مناسبتهای مربوط به حضرت دعوت میکردند. احادیث امام زمان، شعر برای حضرت و مجالس توسل، بخش مهمی از فعالیتهای ایشان بود.
به همین دلیل، ایشان در اصفهان به یکی از پرچمداران ترویج فرهنگ مهدویت تبدیل شده بودند و همزمان با جریان بهائیت نیز مقابله میکردند. در چنین شرایطی، بنا بر روایت خانواده و نزدیکان ایشان، سرالله خان بهایی در شب بیستوسوم رمضان سال 1348 قمری ایشان را در بیمارستان انگلیسیها به نام عیسی بن مریم مسموم کرد. مرحوم موسوی اصفهانی بعدها فرمودند که سم اثر کامل و کافی نگذاشته است. سپس در شب بیستوپنجم رمضان، بار دیگر ایشان را مسموم کردند.
آقازاده ایشان، مرحوم حاجآقا محمد، نقل کردهاند که لحظات پایانی عمر، ایشان مکرر میگفتند: «حبیبی یا حسین، حبیبی یا حسین». همچنین فرمودند: «الان امیرالمؤمنین دارند تشریف میآورند.» این جمله را تکرار کردند و در همان حال، نزدیک افطار روز بیستوپنجم رمضان، به شهادت رسیدند.
پیکر ایشان در تخت فولاد اصفهان و در بقعه سادات فقیه احمدآبادی به خاک سپرده شد؛ جایی که بعدها به محل توسل مردم، بهویژه در روزهای جمعه، تبدیل شد. کسانی که به این مزار میآیند، برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه دعا و توسل میکنند و از آن بزرگوار حاجت میخواهند. بنابراین، مزار صاحب مکیال المکارم نیز در اصفهان به یکی از مکانهای شناختهشده توسل به حضرت بقیةالله ارواحنا فداه تبدیل شده است.
.
ماجرای احداث بیمارستان خورشید اصفهان
* ماجرای ساخت بیمارستان خورشید اصفهان از آن زمان کلید خورد؟
در آن دوره، حتی ماجرای اعتراض مردم به بیمارستان انگلیسی پیش آمد و عدهای از مردم برای نشان دادن اعتراض خود کفن پوشیدند. این حرکت نشان میداد که مسئله فقط یک بیمارستان یا موضوع درمانی نبود، بلکه مردم و علما نسبت به نفوذ بیگانگان در عرصههای مختلف اجتماعی حساس بودند.
در برابر این وضعیت، تلاش شد مراکز درمانی مستقلی برای مردم اصفهان ایجاد شود. بیمارستان خورشید نیز در همین فضا شکل گرفت تا مردم بتوانند از یک مرکز درمانی بومی استفاده کنند و وابستگی به مراکز تحت نفوذ بیگانگان کاهش پیدا کند. در کنار این موضوع، علما در زمینه حمایت از تولیدات داخلی و استفاده از کالاهای ایرانی نیز فعالیت میکردند.
* شما از نزدیکان آن شهید بزرگوار هستید. این توجه به امام زمان در خانواده ایشان چگونه ادامه پیدا کرده است؟
همسر ایشان مادربزرگ ماست و بخشی از این خاطرات را سینهبهسینه از مادر و مادربزرگمان شنیدهایم. در خانواده ایشان روزهای جمعه، روز توسل و عریضه به امام زمان بوده است.
از نوادگان ایشان نیز آیتالله سید محمدباقر موحد ابطحی بود که از علمای شناختهشده حوزه بود. ایشان بعدازظهرهای جمعه حتی تلفن خود را پاسخ نمیدادند و وقت خود را به توسل به امام زمان اختصاص میدادند؛ در حالی که مراجعات علمی و استخاره و درخواستهای فراوانی از اطراف و اکناف داشتند.
از سوی دیگر، یکی از بزرگان اهل معرفت نقل کرده بود که نزد آیتالله بهجت رفته و از ایشان خواسته بود برای سفر حج دعا کنند تا در این سفر توفیق زیارت حضرت بقیةالله را پیدا کنند. طبق این نقل، آیتالله بهجت ایشان را به آیتالله موحد ابطحی ارجاع داده بودند و گفته بودند برای این حاجت به ایشان مراجعه کنند.
اینها نشان میدهد که این توجه به امام زمان فقط مربوط به یک نسل نبوده و در خانواده و شاگردان این مکتب نیز ادامه پیدا کرده است. حتی سنت عریضهنویسی هم در بین ما باقی مانده است.
* گاهی برخی افراد توسل و عریضهنویسی و چنین اعمالی را مورد تمسخر قرار میدهند. نگاه شما به این مسئله چیست؟
هر کسی دین خودش را دارد و ما نمیخواهیم اعتقاد خودمان را به دیگری تحمیل کنیم. اما در فرهنگ شیعه، توسل به امام زمان و عریضه و دعا سابقه دارد و برای بسیاری از مؤمنان بخشی از زندگی دینی آنهاست.
اینکه یک نفر هر هفته، هر ماه یا در مناسبتهای خاص به امام زمان متوسل شود و از حضرت حاجت بخواهد، برای مؤمنی که این اعتقاد را دارد، یک رفتار دینی است. بنابراین نباید چیزی را که برای یک مؤمن مقدس است، صرفاً به دلیل تفاوت نگاه، مورد تمسخر قرار داد.
* چرا شناخت شخصیت آیتالله سید عبدالرزاق موسوی اصفهانی امروز اهمیت دارد؟
امسال صدمین سال شهادت این عالم بزرگ است. به نظرم باید از این فرصت استفاده کنیم تا ببینیم چرا نام امام زمان برای برخی علما اینقدر مهم بوده است.
آیتالله سید عبدالرزاق موسوی اصفهانی عالمی است که از یک سو در فقاهت و استنباط جایگاه علمی دارد و از سوی دیگر بخش مهمی از عمر خود را برای امام زمان گذاشته است. «مکیال المکارم» حاصل حدود 17 سال تلاش اوست؛ آن هم در دورهای که کشور با قحطی، جنگ و مشکلات فراوان مواجه بود. بنابراین وقتی درباره این شخصیت صحبت میکنیم، نباید او را فقط به عنوان نویسنده یک کتاب مهدوی بشناسیم. او عالمی است که علم، فقاهت، تحقیق، توسل و توجه به امام زمان در زندگیاش کنار هم قرار گرفته بود. شاید یکی از درسهای مهم زندگی این بزرگان همین باشد که علم و فقاهت را از محبت و توجه به امام زمان جدا نمیدیدند. برای آنها نام امام زمان فقط یک موضوع برای سخنرانی نبود؛ بخشی از زندگی، دعا، تألیف، تربیت شاگرد و حتی دغدغه اجتماعی آنان بود.
* اگر بخواهیم به صورت اجمالی با ساختار «مکیال المکارم» آشنا شویم، این کتاب چه مباحثی را دنبال میکند؟
«مکیال المکارم» هشت بخش کلی دارد. بخش اول درباره وجوب معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه، از طریق عقل و نقل است. نکته مهم این است که مرحوم موسوی اصفهانی با اینکه محدث بزرگی است، قبل از اینکه به آیات و اخبار و احادیث اهلبیت علیهمالسلام استناد کند، ابتدا بحث عقلی را مطرح میکند. این نکته مهمی است که باید در جای خودش به آن پرداخته شود.
اصل اول این است که معرفت امام زمان بر ما واجب است. ما وظیفهای مهمتر از امامشناسی نداریم.
بخش دوم درباره اثبات وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه با استفاده از آیات و روایات است.
بخش سوم درباره حقوق امام زمان نسبت به شیعیان و توجهات حضرت به شیعیان است؛ یعنی ما چه حقوقی بر عهده داریم و وظیفه ما در برابر امام چیست. این حقوق فقط پرداخت سهم امام نیست. مسئله بسیار فراتر از اینهاست. انسان باید همه وجودش را در راه امام قرار دهد؛ همان تعبیر معروف «بأبی أنت و أمی و نفسی»؛ یعنی پدر و مادرم و جانم فدای تو.
بخش چهارم درباره درجات و ویژگیهای امام زمان با استناد به آیات است.
بخش پنجم یکی از بخشهای بسیار مهم کتاب است و با عنوان فواید و آثار دعا برای امام زمان مطرح شده است. ایشان حدود 80 وظیفه برای شیعه در دوران غیبت برمیشمارند و در رأس این وظایف، دعا برای امام زمان قرار دارد.
بخش ششم درباره 50 زمان و هشت مکان ویژه برای دعا برای امام زمان است. اصل دعا محدود به زمان و مکان خاصی نیست، اما بر اساس روایات، زمانهایی مانند روز جمعه و مکانهایی مانند مسجدالحرام ویژگی خاصی برای دعا دارند.
بخش هفتم درباره چگونگی دعا برای تعجیل ظهور حضرت مهدی فاطمه ارواحنا فداه است.
بخش هشتم نیز درباره وظایف شیعیان در دوران غیبت است. ایشان ابتدا کتابی با عنوان «وظیفة الأنام فی زمن غیبة الإمام» نوشته بودند و در آن 45 وظیفه را برشمرده بودند. بعداً این وظایف در «مکیال المکارم» به حدود 80 وظیفه رسید.
انبیاء با دعا به مبارزه میرفتند
* یکی از محورهای مهم کتاب مکیال المکارم موضوع دعاست. این اهمیت از کجا ناشی میشود؟
روایتی از امام صادق علیهالسلام وجود دارد که مرحوم شیخ طوسی آن را هم در «تهذیب» و هم در «استبصار» نقل کرده است و از این جهت روایت قابل توجهی است. مضمون روایت این است که راوی از امام میپرسد در یک موقعیت بسیار مهم، مانند شب قدر، اگر بین چند عمل عبادی بخواهیم یکی را انتخاب کنیم، چه کاری اهمیت بیشتری دارد؛ قرآن خواندن، نماز و نافله یا دعا؟ راوی آنقدر اصرار میکند تا امام میفرماید دعا اهمیت ویژهای دارد و تعبیر «الدعاء مخ العبادة» را مطرح میکند؛ یعنی دعا مغز و حقیقت عبادت است.
ما گاهی تصور میکنیم همه چیز به تواناییهای مادی خودمان بستگی دارد، در حالی که در فرهنگ انبیا، انسان وظیفه دارد وارد میدان شود و آمادگی خودش را نشان دهد، اما پیروزی و نتیجه نهایی را خداوند رقم میزند.
در داستان حضرت موسی علیهالسلام و فرعون نیز همین مسئله را میبینیم. در داستان طالوت و جالوت نیز آنچه در ظاهر یک امکان بسیار ساده است، به اذن خداوند نتیجهای بزرگ ایجاد میکند.
بنابراین «وَما رَمَیتَ إِذ رَمَیتَ وَلکِنَّ اللهَ رَمى» را باید جدی گرفت؛ یعنی انسان وظیفه خودش را انجام میدهد، اما نباید نقش اراده و نصرت الهی را فراموش کند.
در شرایط سخت، توسل به امام زمان و توکل به خداوند میتواند به انسان یادآوری کند که همه محاسبات، فقط محاسبات مادی نیست.
انتهایپیام/
