» فرهنگ و تاریخ باستان » روایت شاعر نابینا از سفر هزار کیلومتری برای رسیدن به کلاس درس
روایت شاعر نابینا از سفر هزار کیلومتری برای رسیدن به کلاس درس

روایت شاعر نابینا از سفر هزار کیلومتری برای رسیدن به کلاس درس

مهر ۲, ۱۴۰۵ 0011

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، موسی عصمتی که آثاری چون «بریل‌های ناگزیر» و «بی‌چشم‌داشت» را در کارنامه ادبی خود دارد، در سال‌های گذشته با انتشار سروده‌های اجتماعی خود توانسته نظر مخاطب عام را نیز به اشعار خود جلب کند. برجسته‌ترین نمونه‌های این دست از سروده‌های او، شعری است درباره کارگران معدن که برگرفته از تجربه زیسته او و فداکاری‌های پدرش در معدن بود؛ شعری که با این ابیات آغاز می‌شد، توانست در مدت کمی میلیون‌ها بار بازدید داشته باشد: 

پدرم را خدا بیامرزد

مردِ سنگ و زغال و آهن بود

سال‌های دراز عمرش را

کارگر بود اهل معدن بود

از میان زغال‌ها در کوه

عصرها روسفید بر می‌گشت

سربلند از نبرد با صخره

او که خود قله‌ای فروتن بود …

عصمتی در جدیدترین اثر خود که تجربه تازه‌ای برای او و مخاطبانش است، خاطرات خود از دورانی می‌گوید که تازه نابینا شده بود و کاری جز خانه‌نشینی نداشت. او در «سطرهای سپید» مخاطب را با تجربیات خود از این دوران پرچالش برای خود و خانواده‌اش سهیم می‌کند. او با نثری خواندنی از دنیایی می‌گوید که به یکباره از رنگ و نور و تصویر خداحافظی کرد؛ روزهایی که مسلماً برای او سخت‌ترین روزهای زندگی‌اش بود. اما این پایان راه برای عصمتی نبود. 

کتاب «سطرهای سپید» به تازگی توسط انتشارات جام جم منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

خبرگزاری تسنیم به همین مناسبت با این شاعر به گفت‌وگو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

*تسنیم:فعالیت شما معمولا در حوزه شعر و نقد ادبی است، چرا تصمیم گرفتید که خاطرات خود را این‌بار منتشر کنید؟

شاید یکی از دلایلی که باعث شد  به فکر جمع آوری خاطرات بیفتم و خاطرات را در قالب یک کتاب منتشر کنم، انگیزه کم دانش‌آموزان امروزی برای درس خواندن است.

من و هم‌نسلان من از افرادی بودیم که با امکانات بسیار بسیار کم درس خواندیم و برای تحصیل در مقطع ابتدایی یا راهنمایی و دبیرستان مجبور بودیم هزار کیلومتر را طی کنیم تا به تهران برسیم و در مدرسه ویژه نابینایان درس بخوانیم.

در صورتی که امروزه این مدارس تا مراکز استان‌ها  گسترش پیدا کرده و متاسفانه علی‌رغم امکانات خیلی خوبی که این روزها دانش آموزان دارند از نظر تکنولوژی، دسترسی به فضاهای مجازی و کتاب‌های بریل، آن انگیزه‌ای را که در من و هم‌نسلان من بود، در این دانش‌آموزان دیده نمی‌شود.

قصه غربت سیاوش‌ها؛ نغمه‌ای در سوگ کارگران معدن طبس

از سوی دیگر، وقتی این خاطرات را در فضای مجازی منتشر می‌کردم، بازخوردهای متفاوتی را از نابینایان و  خانواده‌هایشان و همچنین معلولین دریافت می‌کردم. آنها معمولاً ابراز می‌کردند که با این خاطرات همذات‌پنداری و زندگی می‌کنند.

شعر , کتاب ,

افراد بینا هم معمولاً بیان می‌کردند که این خاطرات هم ما را با نابینایان و زندگی نابینایان بیشتر آشنا می‌کند و هم با توانمندی‌های آنان، با توجه به اینکه خاطرات به نوعی متفاوت‌تر از خاطرات معمول دیگر افراد عادی جامعه است، از این نظر هم برای افراد عادی این خاطرات جالب و انگیزه‌بخش بود؛ بنابراین به ذهنم رسید که مجموع این خاطرات را در قالب یک مجموعه منتشر کنم.

*تسنیم: مطالعه این خاطرات، با توجه به توصیف شما از دوران تحصیل در مدارس ویژه، چه نگاه روشن‌تری درباره موانع، فرصت‌ها و ضرورت‌های نظام آموزشی برای افراد دارای نیازهای ویژه در ایران به مخاطب ارائه می‌دهد؟

طبیعتاً آگاهی جامعه از توانمندی‌های معلولین و به ویژه نابینایان باعث می‌شود که رفتارهای واقع‌بینانه‌تری نسبت به آنها در پیش بگیرند. بعضی وقت‌ها در جامعه با افرادی مواجه می‌شویم که معلولین و نابینایان را به عرش می‌برند و توانمندی‌هایشان را اغراق‌آمیز بیان می‌کنند و گاهی اوقات هم برعکس این ماجرا دیده می‌شود، یعنی افرادی هستند که اصلاً هیچ اعتقادی به توانمندی معلولین و نابینایان ندارند؛ البته این تصور عمدتاً ناشی از بی‌خبری و عدم آگاهی آنها نسبت به معلولین است.

این رفتار دوگانه چالش‌های زیادی را برای معلولین ایجاد می‌کند؛ به همین خاطر آگاهی درست جامعه نسبت به معلولین می‌تواند خیلی از این مسائل را حل کند و به آنهایی که در زمینه اشتغال تصمیم‌گیرنده هستند کمک کند تا با معلولین و نابینایان ارتباط برقرار کنند.

مخاطب در کتاب “سطرهای سفید” با شیوه‌های درس خواندن نابینایان، با رفت و آمدهایشان با معاشرت‌هایشان در زندگی روزمره و فعالیت‌های اجتماعی فرهنگی‌شان بیشتر آشنا می‌شود و خود به خود آگاهی‌اش با خوندن این خاطرات افزایش می‌یابد؛ در این صورت قطعاً این افزایش آگاهی در رفتار مناسب با معلولین و حتی در زمینه تصمیم‌گیری در مورد آنها در مراکز مهم تصمیم‌گیری کمک‌کننده باشد.

*تسنیم: در کنار محدودیت‌های امکاناتی که متوجه افراد با نیازهای ویژه هست، این افراد با چه چالش‌های دیگری در جامعه مواجهند؟ با توجه به تجربیات خود بفرمایید که نوع نگاه جامعه اعم از ترحم، رفتارهای زننده و … چه محدودیت‌هایی برای افراد ایجاد می‌کند؟ 

به نکته خیلی خوبی اشاره کردید. رفتارهای نادرستی مثل ترحم یا انتظارات بی‌جا و اغراق‌آمیز داشتن نسبت به معلولین و نابینایان یا در برخی موارد نادیده گرفتن معلولین و به حساب نیاوردن آنها شرایط روحی روانی خاصی را در معلولین ایجاد می‌کند؛ به طوری که همه اینها باعث می‌شود که معلول در انجام فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی هنری و ورزشی دچار تردید شود؛ یعنی باید قبل از اینکه به این فعالیت‌ها بپردازد، بر خود فائق آید و این رفتارهای نادرست را حل کند تا بتواند استرس ناشی از این رفتارها را در خود سرکوب کند.

شعر , کتاب ,

در واقع این افراد هم دوست دارند به فعالیت‌های مورد علاقه خودشان بپردازند و در عین حال هم نگران این رفتارها باشند. ناگفته نماند که تأثیر منفی این رفتارها بسیاری از معلولین و نابینایان را در فعالیت‌های اجتماعی خود دچار تردید می‌کند.

*تسنیم: در سال‌های گذشته تلاش شده تا امکانات کتابخانه‌ای ویژه مخاطبان دارای نیازهای ویژه افزایش یابد. با توجه به دغدغه جنابعالی در حوزه فرهنگ، بفرمایید که امکانات فرهنگی و کتابخانه‌ای برای افراد روشندل را در حال حاضر چطور ارزیابی می‌کنید؟ چه نیازهایی در این زمینه نادیده گرفته شده است؟

خوشبختانه با توجه به رشد تکنولوژی، دسترسی به امکانات و همچنین گسترش فضاهای مجازی حداقل در حوزه کتاب‌های صوتی، می‌شود گفت مشکل چندانی در این زمینه به چشم نمی‌خورد. تقریباً کتاب‌های زیادی با موضوعات مختلف در این سال‌ها تولید شده است؛ البته این بدان معنا نیست که در حوزه کتاب‌های صوتی کاملاً بی‌نیاز شده‌ایم.

کتاب صوتی تا حدود زیادی در اختیار علاقه‌مندان به مطالعه وجود دارد، حتی در حوزه کتاب‌های درسی که برخلاف زمانه ما دسترسی به این منابع بسیار مشکل بود و ما باید به صورت جزوه روی نوار کاست ضبط می‌کردیم.

اما این روزها همین کتاب‌های درسی مربوط به دانشگاه معمولاً در فضاهای مجازی در دسترس است و راحت بین دوستان نابینا تبادل می‌شود. از این زاویه می‌شود گفت مشکل خاصی نیست، هرچند نهایتاً باز هم نسبت به دسترسی افراد عادی به کتاب فاصله داریم ولی تکنولوژی این مشکل را تا حد زیادی حل کرده است.

تنها چالش بزرگی که در این حوزه مطرح است، دسترسی به کتاب‌های بریل است که گران و پرهزینه هستند؛ به همین  دلیل دسترسی افراد نابینا را به کتاب‌ها بسیار سخت کرده است.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×