» فرهنگ و تاریخ باستان » ماجرای پاداش هزار پوندی ناشر انگلیسی و درسی برای راسته انقلاب
ماجرای پاداش هزار پوندی ناشر انگلیسی و درسی برای راسته انقلاب

ماجرای پاداش هزار پوندی ناشر انگلیسی و درسی برای راسته انقلاب

مهر ۲, ۱۴۰۵ 1014

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،  ابتکار اخیر یک ناشر بین‌المللی در اختصاص پاداش به کتاب‌فروشی‌های مروج با نظر نویسندگان، فراتر از یک مانور تبلیغاتی، بازخوانی نقش حیاتی «کتاب‌فروش» در بقای اقتصاد کتاب است؛ ایده‌ای که در صورت بومی‌سازی در بازار نشر ایران، می‌تواند پاسخی به بحران ویترین‌های فیزیکی و رقابت‌های مخرب تخفیفی باشد.

در هفته گذشته انتشارات «هارپرکالینز» در بریتانیا دست به ابتکاری تأمل‌برانگیز زد؛ این ناشر باسابقه از 21 نویسنده مطرح و پرمخاطب خود خواست تا با نگاهی میدانی، کتاب‌فروشی‌هایی را که بیشترین، خلاقانه‌ترین و دلسوزانه‌ترین تلاش را برای معرفی، چیدمان ویترین و ترویج آثارشان انجام داده‌اند معرفی کنند. در پی این نظرسنجی، به هر یک از این 21 کتاب‌فروشی منتخب، پاداشی 1000 پوندی (معادل تقریبی بهای 100 جلد کتاب) اهدا شد؛ رقمی که شاید در حسابداری نشر چشمگیر نباشد، اما پیامی آشکار و راهبردی به همراه داشت.

پشت این اقدام، یک منطق روشن اقتصادی و فرهنگی نهفته است: «همسو کردن منافع ناشر، مؤلف و کتاب‌فروش».

در این الگو، کتاب‌فروش صرفاً یک توزیع‌کننده، واسطه مالی یا انباردار تلقی نمی‌شود؛ بلکه او خط مقدم مواجهه با مخاطب، مشاور امین خریدار و تعیین‌کننده‌ترین حلقه در تعیین سرنوشت زیستی یک اثر است. این رویداد اکنون دستمایه‌ای است تا این پرسش اساسی را در فضای نشر کشور مطرح کنیم: آیا چنین الگویی در ساختار پیچیده و پرچالش بازار نشر ایران قابل پیاده‌سازی است و اجرای آن چه گره‌هایی را از چرخه توزیع کتاب باز خواهد کرد؟

 وضعیت موجود نشر در ایران؛ شکاف عمیق میان ناشر و کتاب‌فروش

واقعیت این است که رابطه میان ناشران و کتاب‌فروشان در سال‌های اخیر به دلایل متعددی دچار گسست و فرسایش جدی شده است که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

رقابت نابرابر با فروش مستقیم:

برپایی نمایشگاه‌های پیاپی استانی و ملی با یارانه‌های مقطعی، تخفیف‌های نجومی و نامتعارف ناشران در فروشگاه‌های اینترنتی اختصاصی خود، و همچنین رشد پلتفرم های آنلاین عملاً کتاب‌فروشی‌های فیزیکی به‌ویژه کتاب‌فروشی‌های مستقل، محلی و شهرستانی را به حاشیه رانده و آن‌ها را با بحران بقا روبه‌رو کرده است.

بحران خاموش در کتاب‌فروشی‌ها؛ جدال برای بقا

کاهش انگیزه کتاب‌فروش برای ترویج آثار کیفی:

 وقتی هزینه‌های سرسام‌آور اجاره، مالیات، دستمزد و خواب طولانی‌مدت سرمایه به کتاب‌فروش فشار می‌آورد، او ناچار به انتخابِ اضطرار دست می‌زند؛ یعنی ترجیح می‌دهد فضای محدود و ارزشمند ویترین خود را به آثار عامه‌پسند، کتاب‌های زرد با حاشیه سود بالا یا اقلام غیرکتابی (کادویی و نوشت‌افزار) اختصاص دهد تا کتاب‌های جدی، تألیفی، اندیشه‌ای و ادبی که نیازمند معرفی و چانه‌زنی با مخاطب هستند.

قطع کامل ارتباط مؤلف با خط فروش:

 در چرخه سنتی نشر در ایران، ارتباط مؤلف با اثر خود معمولاً پس از تحویل دست‌نوشته و حداکثر حضور در یک مراسم رونماییِ نمادین به پایان می‌رسد. نویسنده نه اطلاعی از چگونگی زیست کتابش در قفسه‌های شهرستان‌ها دارد و نه ابزار و سازوکاری برای قدردانی و پیوند با کتاب‌فروشی که با دلسوزی اثر او را به دست مخاطب رسانده است.

با وجود همه این مشکلات، اجرای طرحی مشابه و متناسب با شرایط کشور، می‌تواند گره‌های متعددی را در شبکه عرضه کتاب باز کند که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

احیای هویت و منزلت کتابفروشی مروج کتاب و کتابخوانی:

 تفاوت یک کتاب‌فروش واقعی با یک فروشنده معمولی در سوپرمارکت، در سواد، ذائقه، توانایی مشاوره دادن و معرفی هدفمند کتاب به مخاطب سردرگم است. اگر ناشر و نویسنده پاداش مادی و اعتباری ملموسی برای تلاش‌های میدانی کتاب‌فروش در نظر بگیرند، انگیزه پرسنل و کتاب‌فروشان برای مطالعه آثار، فهم محتوا و گفتگو با مراجعان دوچندان خواهد شد.

دیده‌شدن و تنفس کتاب‌فروشی‌های شهرستانی:

بخش عمده‌ای از رویدادها، جشن‌های امضا، توجه رسانه‌ای و گردش سرمایه در پایتخت متمرکز شده است. اگر پدیدآورندگان مطرح، کتاب‌فروشی‌های خلاق و دلسوز در شهرهای کوچک و مناطق کم‌برخوردار را شناسایی و معرفی کنند، علاوه بر حمایت مالی، نوعی تمرکززدایی فرهنگی و تزریق روحیه امید به شبکه توزیع سراسری اتفاق خواهد افتاد.

سرمایه‌گذاری ارزان اما پربازده برای ناشران:

هزینه‌ای که یک ناشر برای اختصاص چنین مشوق‌هایی در طول سال کنار می‌گذارد، در مقایسه با ارقام گزاف بیلبوردهای شهری، تبلیغات محیطی یا برنامه‌های رونمایی کم‌اثر، بسیار ناچیز است؛ اما وفاداری و تعهد عاطفی‌ای که در شبکه کتاب‌فروشان ایجاد می‌کند، اثری مستقیم، پایدار و ماندگار بر تیراژ و فروش کتاب‌های آن نشر خواهد داشت. امروزر تعرفه انتشار یک آگهی در معرفی کتاب ناشر در یک نشریه فرهنگی حداقل از ذ 20 میلیون تومان شروع می‌شود،  طبیعتا این تعرفه در انتشار بیلبوردهای شهری و تبلیغات تلویزیونی بسیار سرسام آور خواهد بود.

چالش‌ها و موانع اجرای این ایده در ساختار نشر کشور

با این حال، ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم این الگو بدون رفع موانع ساختاری قابل پیاده‌سازی است:

مشکلی بنام نقدینگی ناشران:

جهش قیمت کاغذ، هزینه‌های چاپ، لیتوگرافی و صحافی، در کنار بازگشت دیرهنگام سرمایه از طریق چک‌های چندماهه و طولانی مراکز پخش، موجب شده تا بخش عمده‌ای از ناشران مستقل و فرهنگی کشور درگیر حفظ حیات اولیه خود باشند و بنیه مالی نقدینگی کافی برای پرداخت پاداش‌های مستقیم نقدی نداشته باشند.

فقدان داده‌های دقیق و نظام رتبه‌بندی شفاف:

برخلاف بازارهای بین‌المللی که مجهز به سامانه‌های داده‌محور و بارکدهای رصد لحظه‌ای توزیع هستند، در ایران به دلیل سنتی بودن بخشی از سیستم توزیع و غیرشفاف بودن آمارها، سنجش دقیق اینکه کدام کتاب‌فروشی واقعاً برای یک کتاب اثرگذار بوده دشوار است؛ امری که ممکن است این طرح‌ها را به دام انتخاب‌های رفاقتی، لابی‌های غیرحرفه‌ای یا انحصار به چند کتاب‌فروشی نام‌آشنا در راسته انقلاب و خیابان کریم‌خان تهران بیندازد.

چگونه می‌توان این طرح را در ایران عملیاتی کرد؟

برای اینکه ایده «تقدیر از کتاب‌فروشان توسط ناشران و نویسندگان» از سطح یک پیشنهاد رسانه‌ای به یک راهبرد اجرایی در صنعت نشر بدل شود، می‌توان مدل‌های بومی‌شده و قابل وصولی را پیشنهاد داد:

 ناشران معتبر و باسابقه می‌توانند در مقاطعی مشخص (مانند پایان سال مالی یا هم‌زمان با هفته کتاب)، با مشارکت 5 تا 10 نویسنده و مترجم پرمخاطب خود، کتاب‌فروشی‌های منتخب را برگزینند. این پاداش لزوماً نباید وجه نقد باشد؛ بلکه می‌تواند در قالب‌های متنوعی چون «افزایش درصد تخفیف در فاکتورهای بعدی»، «مهلت تسویه طولانی‌تر»، «اعطای بن‌های خرید اختصاصی به متصدیان فروش» و «حمایت تبلیغاتی رایگان از کتاب‌فروشی در کانال‌ها و سایت‌های ناشر» تعریف شود.

اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان و معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد (از طریق موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران) می‌توانند با هدفمندسازی بودجه‌های حمایتی، رویدادی سالانه را با عنوان «جایزه کتاب‌فروش برتر از نگاه پدیدآورندگان» پایه‌گذاری کنند تا به جای توزیع یارانه‌های عمومی و مصرفی، بخشی از این اعتبارات مستقیماً به ویترین‌داران خلاق و مروج اعطا شود.

این ابتکار به درستی یادآوری می‌کند که کتاب در انبار یا چاپخانه متولد نمی‌شود، بلکه تولد حقیقی آن در «ویترین کتاب‌فروشی» و هنگام قرار گرفتن در دستان مخاطب رقم می‌خورد. بازار نشر ایران برای خروج از رخوت و بحران رکود، بیش از هر زمان دیگری نیازمند ترمیم زنجیره انسانی خود است. تا زمانی که منافع مؤلف، ناشر و کتاب‌فروش در یک جهت تعریف نشود و زحمات فروشنده در خط پایانی توزیع دیده و تقدیر نشود، چرخه نشر به رونق و توازن پایدار نخواهد رسید؛ حرکتی تازه که کلید آغاز آن، امروز در دست ناشران پیشرو و هوشمند کشور قرار دارد.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×