» فرهنگ و تاریخ باستان » هفت شب با پلیس؛ وقتی شبکه نمایش میان تکرار و تنوع گرفتار می‌شود
هفت شب با پلیس؛ وقتی شبکه نمایش میان تکرار و تنوع گرفتار می‌شود

هفت شب با پلیس؛ وقتی شبکه نمایش میان تکرار و تنوع گرفتار می‌شود

مهر ۱۱, ۱۴۰۵ 005

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شبکه نمایش به مناسبت هفته نیروی انتظامی، یک هفته کامل را به فیلم‌های پلیسی اختصاص داده است؛ از «چشم سوم» و «مارپیچ» گرفته تا «ماتادور» و «مسلوب». انتخابی که در نگاه نخست با مناسبت این روزها همخوانی دارد، اما وقتی ترکیب این هفت فیلم را کنار هم می‌گذاریم، یک سؤال جدّی‌تر شکل می‌گیرد: آیا صرفاً کنار هم قراردادن چند اثر پلیسی می‌تواند یک هفته موضوعی جذاب برای مخاطب بسازد؟ پاسخ، همزمان مثبت و منفی است.

از یک سو، داشتن یک خط موضوعی مشخص برای یک شبکه تخصصی فیلم و سریال، می‌تواند به مخاطب برای انتخاب و تماشای آثار کمک کند. شبکه نمایش با انتخاب فیلم‌هایی که محور آنها پلیس، کشف جرم، عملیات امنیتی، گروگانگیری و مبارزه با قاچاق است، دست‌کم توانسته یک هویت مشخص برای جدول پخش این هفته ایجاد کند. اما از سوی دیگر، وقتی هفت شب متوالی به یک ژانر اختصاص پیدا می‌کند، تنوع در روایت و جنس قصه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ مسئله‌ای که در این ترکیب چندان پررنگ نیست.

تلویزیون , شبکه نمایش , صدا و سیما , سینما , فیلم ,

از «چشم سوم» تا «مسلوب»؛ قصه‌هایی که مدام به عملیات می‌رسند

«چشم سوم» به کارگردانی رضا دادویی، هفته را با داستان حمید، افسر پلیس، و پرونده یک شبکه مافیایی قاچاق اسلحه آغاز می‌کند. «مارپیچ» به کارگردانی حسین تبریزی نیز از یک قتل شروع می‌شود و ورود یک افسر پلیس به پرونده، معماهای داستان را شکل می‌دهد.

در «الف… امنیت» با گروگانگیری دانش‌آموزان و عملیات نیروهای پلیس امنیت، یگان ویژه و نوپو مواجهیم. «ایکسری» نیز سراغ کشف یک شبکه قاچاق مواد مخدر می‌رود و «ماتادور» داستان خود را بر محور حفاظت از یک مقام بلندپایه اروپایی و مقابله با عملیات تروریستی بنا می‌کند. 

«مسلوب» نیز در پایان هفته، دوباره مخاطب را به یک عملیات ویژه پلیسی و گروگانگیری می‌برد. این خلاصه داستان‌ها نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از این انتخاب‌ها بر چند الگوی مشخص استوارند: قاچاق، قتل، گروگانگیری، تروریسم، عملیات ویژه و تعقیب مجرمان.

این شباهت می‌تواند برای مخاطبی که به ژانر پلیسی علاقه دارد جذاب باشد، اما در عین حال خطر یکنواخت‌شدن جدول پخش را هم افزایش می‌دهد. یک هفته پلیسی لزوماً نباید به معنای هفت روایت با ساختار مشابه باشد.

مسئله همیشگی آخر هفته تلویزیون؛ تعداد فیلم یا کیفیت انتخاب؟

نقطه قوت؛ یک هفته با هویت مشخص

یکی از نقاط قوت این انتخاب، مشخص‌بودن خط محتوایی آن است. مخاطب از همان ابتدای هفته می‌داند با چه جنس آثاری روبه‌رو خواهد شد و ساعت 21 شبکه نمایش به یک قرار مشخص برای علاقه‌مندان فیلم‌های پلیسی تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، حضور آثاری مانند «تعبیر خواب» با بازی شهاب حسینی و «ماتادور» با حضور بازیگرانی همچون پوریا پورسرخ، سام درخشانی، پولاد کیمیایی، علیرام نورایی و شقایق فراهانی، می‌تواند برای بخشی از مخاطبان عامل جذابیت باشد.

«تعبیر خواب» نیز در میان این مجموعه، اندکی از فضای عملیات‌محور فاصله می‌گیرد و مسئله انتخاب یک مأمور میان انجام وظیفه و وفای به قول را وارد قصه می‌کند؛ تفاوتی که می‌توانست در صورت تداوم، به تنوع بیشتر این هفته کمک کند.

نقطه ضعف؛ چرا فیلم پلیسی متنوع‌تر انتخاب نشد؟

مسئله اصلی اما اینجاست که شبکه نمایش برای ساختن یک هفته موضوعی، تنها به ژانر بسنده کرده است یا برای تنوع زیرژانرها هم برنامه داشته است؟ فیلم پلیسی می‌تواند معمایی، جنایی، کارآگاهی، روان‌شناختی، اجتماعی، دادگاهی یا حتی شخصیت‌محور باشد. اما ترکیب حاضر بیش از هر چیز بر عملیات پلیسی و امنیتی تکیه دارد.

در چنین شرایطی، حتی اگر هر فیلم به‌تنهایی بتواند مخاطب خود را پیدا کند، کنار هم قرار گرفتن آنها ممکن است تصویری تکراری ایجاد کند؛ به‌خصوص برای مخاطبی که هفت شب متوالی این آثار را دنبال می‌کند.

از سوی دیگر، بخشی از این فیلم‌ها متعلق به سال‌های گذشته‌اند و این پرسش نیز مطرح می‌شود که آیا شبکه نمایش می‌توانست در کنار آثار آرشیوی، سهم بیشتری برای تولیدات تازه‌تر یا فیلم‌هایی با نگاه متفاوت به ژانر پلیسی در نظر بگیرد؟

«تعبیر خواب» یک استثناست؛ اما کافی نیست

در میان انتخاب‌های این هفته، «تعبیر خواب» از نظر موقعیت دراماتیک ظرفیت متفاوتی دارد. قصه‌ای که مأمور پلیس را صرفاً در قالب یک نیروی عملیاتی نشان نمی‌دهد و او را با یک انتخاب اخلاقی و شخصی مواجه می‌کند. چنین تفاوتی نشان می‌دهد اگر در کنار داستان‌های گروگانگیری، تروریسم و قاچاق، آثار شخصیت‌محور و معمایی بیشتری قرار می‌گرفت، این هفته می‌توانست تنوع بیشتری پیدا کند.

در واقع، مسئله شبکه نمایش لزوماً انتخاب فیلم پلیسی نیست؛ اتفاقاً انتخاب یک ژانر مشخص برای یک هفته می‌تواند ایده قابل قبولی باشد. مسئله این است که درون همان ژانر چقدر تنوع ایجاد شده است.

مناسبت بهانه است؛ کیفیت انتخاب تعیین‌کننده است

پخش هفت فیلم پلیسی همزمان با هفته نیروی انتظامی، از نظر مناسبت‌سازی رسانه‌ای انتخاب قابل پیش‌بینی و قابل فهمی است. اما برای شبکه‌ای که مأموریت اصلی آن نمایش فیلم است، مناسبت نباید جای کیفیت انتخاب را بگیرد. مخاطب امروز تنها با عنوان «فیلم پلیسی» برای تماشای یک اثر پای تلویزیون نمی‌نشیند؛ قصه، بازیگران، کیفیت تولید، تازگی روایت و حتی تفاوت فیلم با اثری که شب قبل دیده است، در انتخاب او مؤثر است.

بنابراین نقطه قوت این هفته شبکه نمایش، هویت موضوعی و انسجام جدول پخش است و نقطه ضعف آن را باید در تکرار نسبی الگوهای داستانی و محدودبودن تنوع درون ژانر پلیسی جست‌وجو کرد.

شبکه نمایش می‌توانست همین ایده را با انتخاب آثاری از زیرژانرهای مختلف پلیسی، از معمایی و کارآگاهی گرفته تا جنایی و اجتماعی، به تجربه‌ای متنوع‌تر تبدیل کند؛ چرا که هفت شب پلیسی زمانی جذاب‌تر می‌شود که مخاطب هر شب با یک «نوع متفاوت از پلیس و جرم» مواجه باشد، نه صرفاً قصه‌ای دیگر از تعقیب، گروگانگیری و عملیات.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×