» فرهنگ و تاریخ باستان » آیا روایات عصر غیبت جهاد دفاعی را نفی می‌کنند؟
آیا روایات عصر غیبت جهاد دفاعی را نفی می‌کنند؟

آیا روایات عصر غیبت جهاد دفاعی را نفی می‌کنند؟

مهر ۱۱, ۱۴۰۵ 008

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جهاد دفاعی یک حکم روشن عقلی است. وقتی کسی به انسان حمله می‌کند و جان، مال یا سرزمین او را در معرض خطر قرار می‌دهد، دفاع از خود یک واکنش طبیعی است و برای اصل دفاع، نیازی به دستور خاصی ندارد؛ چون عقل انسان به‌روشنی حکم می‌کند که در برابر تجاوز باید از خود محافظت کرد.

انسان به‌طور طبیعی در برابر خطر واکنش نشان می‌دهد و اجازه نمی‌دهد مهاجم به او آسیب بزند. به همین دلیل، جهاد دفاعی با جهاد ابتدایی تفاوت دارد؛ در جهاد دفاعی، انسان آغازکننده درگیری نیست، بلکه برای دفع تجاوز و برطرف کردن خطر اقدام می‌کند. بنابراین، اصل دفاع پیش از آنکه نیازمند استناد به یک حکم شرعی باشد، بر یک ضرورت عقلی و انسانی استوار است.

عده‌ای با تمسک به روایاتی مانند «الزموا بیوتکم» که بر ملازمت خانه و پرهیز از ورود به برخی قیام‌ها دلالت دارد، و همچنین روایات مربوط به «حفظ لسان» و «تقیه» که ناظر به شرایط خاص عصر غیبت و دوران پیش از ظهور است، چنین برداشت کرده‌اند که شیعه در برابر تجاوز و حمله دشمن نیز نباید به دفاع برخیزد. این برداشت، نیازمند تفکیک میان دو مسئله متفاوت است؛ چراکه روایات یادشده اساساً در مقام بیان حکم جهاد دفاعی نیستند.

دو رویکرد متفاوت به قیام و تشکیل حکومت در عصر غیبت

مضمون این دسته از روایات، بیشتر به مسئله قیام و اقدام سیاسی یا نظامی در دوران غیبت و شرایط و حجیت آن مربوط می‌شود؛ یعنی اینکه آیا هر حرکت و قیامی با ادعای مقابله با ظلم، حقانیت شرعی دارد یا خیر. بنابراین، نمی‌توان حکم مطرح‌شده در آنها را به دفاع در برابر دشمن مهاجم تسری داد. جهاد دفاعی موضوع دیگری است که اصل آن بر دفع تجاوز و حفاظت از جان، سرزمین و جامعه استوار است و باید با ادله و روایات مربوط به همین موضوع بررسی شود.

از سوی دیگر، انکار اصل جهاد دفاعی به معنای نادیده گرفتن بخشی از سیره مسلم عترت صلوات الله علیهم اجمعین خواهد بود. نمی‌توان روایات ناظر به شرایط خاص عصر غیبت را چنان توسعه داد که حتی دفاع در برابر مهاجم را هم نفی کند. آنچه در این بحث اهمیت دارد، تفکیک دقیق میان «قیام برای تشکیل حکومت یا تغییر وضعیت سیاسی» و «دفاع در برابر تجاوز» است؛ اولی نیازمند بررسی شرایط و ادله خاص خود است، اما دومی در اصل، یک ضرورت عقلایی و انسانی برای دفع خطر و تجاوز است.

در روایت مشهور امام رضا علیه‌السلام که از یار موثق ایشان یونس بن عبدالرحمان نقل شده، می‌خوانیم:‌

یونس به امام گفت: «اگر او در مرزها مستقر شده و دشمن به او حمله کرده و نزدیک است وارد خانه‌اش شود، چه باید بکند؟ آیا بجنگد یا نه؟» امام رضا علیه‌السلام فرمود: «اگر چنین وضعی پیش آمد، برای دفاع از این افراد نجنگد، بلکه برای دفاع از اساس و کیان اسلام بجنگد؛ زیرا اگر اساس اسلام از میان برود، آثار و یاد محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز از میان خواهد رفت.» یونس عرض کرد: «ای سرور من؛ عمویت زید در بصره قیام کرده و در جست‌وجوی من است و من از جانب او بر جان خود ایمن نیستم. به نظر شما به بصره بروم یا به کوفه؟» حضرت فرمود: «بلکه به کوفه برو؛ اگر آنجا نیز چنین شد، به بصره برو …» 

این روایت به‌روشنی گویای آن است که اولاً برای دفاع از کیان اسلام باید قیام و مبارزه کرد، اما نه برای دفاع از حکومت یا اشخاصی که صرفاً مدعی نمایندگی اسلام‌اند، همچون بنی‌العباس؛ چنان‌که امام رضا علیه‌السلام تصریح می‌کند: «فَلَا يُقَاتِلُ عَنْ هَؤُلَاءِ، وَ لَكِنْ يُقَاتِلُ عَنْ بَيْضَةِ الْإِسْلَام‏». از سوی دیگر، روایت نشان می‌دهد که دفاع از کیان اسلام با همراهی با قیام‌های سیاسیِ اشخاصی مانند زید یکی نیست و این دو مسئله باید از یکدیگر تفکیک شوند.

نتیجه آنکه دفاع از کیان مسلمین و حفظ جان، مال و سرزمین آنان در برابر تجاوز، وظیفه‌ای است که نمی‌توان آن را با مسئله‌ی قیام سیاسی یکسان دانست. در دو حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به سرزمین‌مان ایران اگر موضوع را از همین زاویه بررسی کنیم، مسئله در چارچوب دفاع در برابر تجاوز خارجی قرار می‌گیرد، نه قیام ابتدایی. بنابراین، استناد به روایاتی که ناظر به نهی از قیام‌های شتاب‌زده در دوران غیبت هستند، به‌تنهایی نمی‌تواند مستندی برای نفی اصل دفاع در برابر مهاجم باشد.

ما با دشمنی طرفیم که در نخستین روز نبرد، یک مدرسه را هدف حمله قرار داد و شمار زیادی از دانش‌آموزان و معلمان را به خاک و خون کشاند. در چنین شرایطی، سخن گفتن از جهاد دفاعی، سخن از آغاز جنگ یا قیام سیاسی نیست، بلکه بحث بر سر دفاع از جان مردم و دفع تجاوزی است که امنیت و کیان جامعه را تهدید می‌کند. نمی‌توان روایات ناظر به شرایط خاص قیام در عصر غیبت را به‌گونه‌ای تفسیر کرد که اصل دفاع در برابر چنین تجاوزی نفی شود.

انتهای‌پیام/ 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×