«از زنگ مدرسه تا زنگ مقاومت»؛ پاییز تلویزیون چه روایتی دارد؟
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پاییز برای تلویزیون فقط فصل تغییر کنداکتور و اضافه شدن چند برنامه مناسبتی نیست؛ امسال آغاز سال تحصیلی و هفته دفاع مقدس تقریباً همزمان شدهاند تا قابهای تلویزیونی از یک سو میزبان شور و هیجان مدرسه باشند و از سوی دیگر به سراغ روایتهایی از جنگ، ایثار، شهادت و مقاومت بروند.
اگر برنامههای تلویزیونی این روزها را کنار هم بگذاریم، یک خط روایی مشترک میان آنها دیده میشود؛ از مدرسه و خانواده و آینده شروع میشود و به هویت، مسئولیتپذیری، ایثار و انسجام اجتماعی میرسد. این میان، کودکان و نوجوانان فقط مخاطب برنامههای مهر نیستند، بلکه بخشی از روایت دفاع مقدس نیز به آنها اختصاص پیدا کرده است؛ از شهدای دانشآموز و قصههای مدرسه گرفته تا فیلمها و مستندهایی که تجربه جنگ را از دریچه نوجوانان روایت میکنند.
این رویکرد را میتوان در تفاوت قالبها هم دید. شبکههای تلویزیونی صرفاً به ویژهبرنامههای زنده اکتفا نکردهاند و ترکیبی از برنامههای گفتوگومحور، مستند، فیلم سینمایی، سریال، پویانمایی، برنامههای آموزشی، موسیقی، پویش و گزارشهای میدانی را در جدول پخش قرار دادهاند.
مهر تلویزیون؛ مدرسه فقط یک مناسبت نیست
در بخش مربوط به آغاز سال تحصیلی، شبکه یک با «زنگ امید» به سراغ مدرسه، دانشآموز، خانواده و آینده رفته است؛ در کنار آن «صبح بخیر ایران»، «سیمای خانواده» و «ایران امروز» نیز بخشهایی را به بازگشایی مدارس اختصاص میدهند.
شبکه دو با «نوروز دانش» تلاش کرده است پیوندی میان دانشآموزان، معلمان و نخبگان آموزشی ایجاد کند و «برو پیکارت» نیز مسئله مهم هدایت تحصیلی و شغلی نوجوانان را دنبال میکند. حضور فیلمهای سینمایی، مستندها، فیلمهای کوتاه و نماهنگهای مرتبط با فضای مهر نیز نشان میدهد که موضوع مدرسه صرفاً در قالب برنامههای گفتوگومحور دنبال نشده است.
در شبکه سه، «سلام صبح بخیر» به سراغ آغاز سال تحصیلی و گفتوگو با معلمان و مسئولان آموزشی میرود و شبکه آموزش نیز طبیعتاً بیشترین تمرکز را بر خودِ مسئله آموزش گذاشته است؛ از «نوروز دانش» و حضور معلمان برتر و دانشآموزان نخبه تا «دکتر سلام» که موضوعاتی همچون تغذیه، سلامت و حتی انتخاب کیف و کوله مناسب را بررسی میکند. «الف تا» نیز روایت تجربههای حرفهای معلمان را به قاب تلویزیون میآورد.
اما شاید یکی از تفاوتهای قابل توجه امسال، فاصله گرفتن از نگاه صرفاً رسمی به مدرسه و توجه بیشتر به تجربه زیسته دانشآموزان و معلمان باشد.
«دیکته شب» در شبکه نسیم، آموزش را با سرگرمی ترکیب کرده و بخشهای مختلف خود را به کلاس اولیها، ریاضی، علوم، مشاوره و موضوعات مرتبط با مدرسه اختصاص داده است. «نسیمآوا» نیز با موسیقیهای خاطرهانگیز مدرسهای، سرودها، گزارشهای میدانی و حالوهوای نوستالژیک، تلاش میکند مهر را از زاویه خاطره و سرگرمی روایت کند.
«یادتونه» هم از همین مسیر استفاده میکند؛ یعنی به جای توضیح مستقیم درباره مدرسه، سراغ تصاویر و فیلمهای خاطرهانگیز میرود تا تجربه مشترک چند نسل از روزهای مدرسه را دوباره زنده کند.
وقتی دوربین از مدرسه به روستا میرود
یکی از بخشهای قابل توجه این پازل را باید در شبکه مستند جستوجو کرد. «غوغای بیهیاهو» به سراغ مدارس مناطق محروم و روستاهایی میرود که با وجود مشکلات و تعداد کم دانشآموزان همچنان فعالاند.
«یک قایق روی دریا»، «مهمان» و «پشتیبان» نیز هر کدام بخشی از زندگی و تلاش معلمان را روایت میکنند.
اینجا مدرسه دیگر فقط یک ساختمان، کلاس و زنگ تفریح نیست؛ مدرسه تبدیل به نقطهای برای روایت امید، محرومیت، تلاش معلم و آرزوی دانشآموز میشود. این تغییر زاویه اهمیت دارد، چون اگر قرار باشد تلویزیون درباره عدالت آموزشی حرف بزند، صرفاً اعلام یک شعار کافی نیست و روایت آدمهایی که در متن این مسئله زندگی میکنند، میتواند تصویر ملموستری به مخاطب بدهد.
شبکه امید؛ از انتخاب رشته تا «گلاب میناب»
شبکه امید نیز در بخش نوجوان، دامنهای گسترده از موضوعات را در نظر گرفته است؛ از «برو پیکارت» و هدایت تحصیلی و شغلی تا «نوروز دانش»، «اشاره» و برنامههای پزشکی و نمایشی.
اما در همین شبکه، روایت مهر با دفاع مقدس نیز تلاقی پیدا میکند. «گلاب میناب» سراغ شهدای دانشآموز مدرسه میناب میرود و برنامههایی مانند «در راه مدرسه»، «بچههای من»، «چراغ مدرسه روشن است» و «مدرسه گمشده» نیز به دشواریهای مسیر تحصیل، خیرین مدرسهساز، معلمان و فعالیتهای جهادی میپردازند.
حتی «قصههای مجید» و «بوی ماه مهر» نیز از مسیر نوستالژی، مدرسه را به یک تجربه مشترک نسلی تبدیل میکنند.
در شبکه کودک نیز «سلام به آینده»، «کتاب شیرین» و «آقا معلم و بچهها» تلاش میکنند فضای مدرسه را برای مخاطب کودک ملموس کنند؛ در کنار آن، حمایت از کالای ایرانی و نمایشگاه نوشتافزار نیز بخشی از این روایت را تشکیل میدهد.
یک نقطه اتصال مهم؛ «مدرسه» و «شهید»
اما نقطهای که این دو مناسبت را به یکدیگر متصل میکند، جایی است که تلویزیون از «مدرسه امروز» به «دانشآموز دیروز» میرسد؛ یعنی روایت شهدای دانشآموز.
در شبکه تهران، «سلام تهران» در هفته بازگشایی مدارس هر قسمت را به یک شهید دانشآموز یا معلم شهید اختصاص میدهد و در کنار دعوت از معلمان و دانشآموزان نخبه، درباره علمآموزی، مهارتآموزی و آینده نیز صحبت میکند.
در اینجا شهید صرفاً یک تصویر آرشیوی نیست؛ تلاش شده است روایت او در کنار مفاهیمی مانند علم، آینده، خانواده و مسئولیت اجتماعی قرار بگیرد.
این پیوند در برنامههای شبکه امید و کودک نیز دیده میشود؛ از «گلاب میناب» تا مستند «مدرسه بینام» و آثاری که نوجوانان و معلمان را در نسبت با جنگ و شهادت قرار میدهند.
از «عشق و ایثار» تا «انسجام ملی»
با رسیدن به هفته دفاع مقدس، لحن کنداکتور تغییر میکند اما مسیر کلی قطع نمیشود.
شبکه یک با «حماسهخوان» سراغ حماسه، ایستادگی و مقاومت میرود. شبکه دو علاوه بر مجموعه نمایشی «مادران»، بخشی از ظرفیت برنامههای روزانه خود را به دفاع مقدس اختصاص داده است. شبکه سه نیز در «سلام صبح بخیر» به نقش مردم در جنگ میپردازد و «کشور دوست» را در جدول پخش قرار داده است.
در شبکه چهار، این مناسبت شکل پژوهشیتر و فرهنگیتری پیدا میکند. «چاووش» با تمرکز بر ادبیات، سینما، تئاتر، موسیقی، کتاب و هنر دفاع مقدس، تلاش میکند این دوره تاریخی را از منظر آثار فرهنگی و هنری واکاوی کند. «سوره» نیز در میزهای گفتوگو به موضوعات مختلف دفاع مقدس میپردازد.
پخش «رقص پرواز»، فیلمهای «ملکه» و «ضد گلوله» و مستندهایی همچون «چکاد»، «رزمآهنگ» و «سربازان ابدی» نیز نشان میدهد شبکه چهار برای این مناسبت فقط به گفتوگو اکتفا نکرده و از ظرفیت آثار نمایشی و مستند هم استفاده کرده است.
دفاع مقدس در شبکه نسیم؛ وقتی موسیقی راوی جنگ میشود
شبکه نسیم مسیر متفاوتتری را انتخاب کرده است. «نسیمآوا» قرار است دفاع و مقاومت را از دریچه موسیقی روایت کند؛ از قطعات پاپ و سنتی و موسیقی فیلم گرفته تا سرودها و آثار ارکسترال.
«قاب عاشقی» نیز به مرور آثار سینماگران حوزه دفاع مقدس میپردازد و «نمای نزدیک» پشت صحنه آثاری همچون «خدای جنگ» را بررسی میکند.
در کنار اینها، فیلمهای کوتاهی مانند «غواصان کربلای 4»، «نوشابه مشکی»، «اسیری که هرگز آزاد نشد» و «نذر ابدی» قرار گرفتهاند.
این تنوع یک نکته را نشان میدهد: روایت دفاع مقدس الزاماً قرار نیست همیشه با لحن رسمی و مستقیم ارائه شود؛ گاهی موسیقی، سینما، طنز، خاطره یا پشت صحنه یک فیلم میتواند مسیر دیگری برای نزدیک شدن مخاطب به این موضوع ایجاد کند.
شبکه مستند؛ جنگ از زاویه آدمها
شبکه مستند نیز بخش مهمی از این روایت را بر دوش دارد. «اروند تو را میشناسد» سراغ شهید محمدحسن طوسی میرود، «ستارههای خرمشهر» زندگی شهدای دفاع مقدس را مرور میکند و «نردبان» با تمرکز بر سینمای مستند، فیلمسازان و عکاسان این حوزه را مورد توجه قرار میدهد.
در کنار آنها، مستندها و میانبرنامههای آرشیوی، سرودها و کلیپهای حماسی، فضای مناسبتی شبکه را تکمیل میکنند.
این جنس برنامهسازی از یک منظر اهمیت دارد: جنگ فقط مجموعهای از عملیاتها و تاریخهای ثبتشده نیست؛ جنگ مجموعهای از انسانها، خاطرات، انتخابها و تجربههایی است که مستند میتواند آنها را از دل آرشیو بیرون بکشد.
برای نوجوانی که هم مدرسه را میشناسد و هم جنگ را
شبکه امید و کودک نیز تلاش کردهاند دفاع مقدس را با زبان مخاطب خود روایت کنند.
«مدرسه بینام» زندگی یکی از شهدای نوجوان را از زبان معلمانش روایت میکند؛ «حسین» به بخشی از زندگی شهید حسین خرازی میپردازد و «شیر پرگار زاویه» قصه نوجوانی را روایت میکند که میان حضور در جبهه و توصیه معلم برای ادامه تحصیل قرار میگیرد.
در شبکه کودک، «شجاعان» و «خاکریزهای نمکی» از جمله آثاری هستند که دفاع مقدس را با زبان حماسی یا طنزآمیز برای کودکان روایت میکنند.
در واقع، مخاطب کودک و نوجوان در این کنداکتور فقط با تصاویر جنگ روبهرو نمیشود؛ تلاش شده است قصه، شخصیت، طنز، انیمیشن و تجربه نوجوانانه نیز به این روایت اضافه شود.
سینما؛ از «کانی مانگا» تا «خدای جنگ»
بخش مهم دیگری از این تصویر، جشنواره فیلمهای دفاع مقدس در شبکههای نمایش، تهران و افق است.
شبکه نمایش با فیلمهایی همچون «سجده بر آب»، «الماس بنفش»، «فرار مرگبار»، «حماسه مجنون»، «پایگاه جهنمی»، «پاتک» و «پرواز در نهایت» سراغ بخشی از آثار سینمایی دفاع مقدس رفته است.
شبکه تهران نیز در کنار «آسمان غرب»، «منصور»، «خودکار عطری»، «صیاد»، «غریب»، «آبادان یازده 60»، «موقعیت مهدی» و «خدای جنگ»، مجموعهای از روایتهای متفاوت جنگ را در جدول پخش قرار داده است.
در شبکه افق هم «کانی مانگا»، «مهاجر»، «جنگ نفتکشها»، «عقابها»، «ویلاییها»، «رنجر»، «راه افتخار»، «23 نفر»، «دکل» و «ایستاده در غبار» در کنار دیگر آثار قرار گرفتهاند.
کنار هم گذاشتن این آثار، تنوع قابل توجهی از روایت جنگ را نشان میدهد؛ از عملیات و خط مقدم و اسارت گرفته تا نقش خانوادهها، زنان، نوجوانان، رادیو، صنعت، فناوری، نفت، موشک و حتی زندگی روزمره مردم.
شبکه تهران؛ از دغدغه شهری تا روایت مقاومت
در میان شبکههای سیما، شبکه تهران نیز تلاش کرده است دو فضای مهر و دفاع مقدس را در کنار مأموریتهای شهری خود پیش ببرد.
«سلام تهران» از یک سو با آغاز سال تحصیلی سراغ دغدغههای خانوادهها، دانشآموزان، ترافیک، شهریه، خرید نوشتافزار و سرویس مدارس میرود و از سوی دیگر در هفته دفاع مقدس از باغموزه دفاع مقدس، خانواده شهدا، راویان جنگ و موضوع همدلی و دفاع از کشور میگوید.
«در شهر» نیز در بخش بازگشایی مدارس، موضوعاتی مانند تجهیز مدارس، نابرابری آموزشی و حمایت از دانشآموزان کمبرخوردار را دنبال میکند و در هفته دفاع مقدس به پوشش مراسم و رویدادهای این حوزه میپردازد.
«تهران 20» نیز در هر دو مقطع، تلاش میکند مسئله روز را با روایتهای کلانتر اجتماعی پیوند بزند؛ از عدالت آموزشی و آینده جوانان تا دستاوردهای دفاعی و تجربه هشت سال دفاع مقدس.
در برنامههای کودک و خانواده هم روایت شهدا، خانواده، کتاب، موزه دفاع مقدس و دستاوردهای مقاومت در قالبهای شادتر و خانوادگی دنبال میشود.
یک خط روایی مشترک؛ از آیندهسازی تا دفاع از کشور
اگر همه این برنامهها و آثار را کنار هم بگذاریم، آنچه بیش از تعداد برنامهها جلب توجه میکند، نوع چینش روایتهاست.
تلویزیون در ابتدای پاییز از مدرسه آغاز میکند؛ از دانشآموز، معلم، خانواده، انتخاب رشته، سلامت، کتاب، علم و آینده. بعد، در هفته دفاع مقدس، بخشی از همین مفاهیم را در یک قاب تاریخیتر بازخوانی میکند: مسئولیتپذیری، ایثار، خانواده، علم، خوداتکایی، مقاومت و دفاع از کشور.
در این میان، موضوع «انسجام ملی» نیز به یکی از محورهای پررنگ تبدیل شده است؛ بهویژه در برنامههای شبکه تهران که تلاش شده روایت دفاع مقدس با حضور اقوام، ادیان، خانوادههای شهدا و راویان مختلف، به مفهوم همدلی و دفاع از کشور پیوند بخورد.
این رویکرد البته زمانی میتواند اثرگذار باشد که از سطح شعار عبور کند و به روایتهای انسانی و ملموس برسد؛ همانجایی که یک معلم روستایی، یک دانشآموز شهید، یک خانواده منتظر، یک پزشک درگیر جنگ، یک مهندس درگیر خودکفایی یا یک نوجوان اسیر، به جای یک مفهوم انتزاعی، خودِ قصه را روایت میکنند.
پاییز شلوغ تلویزیون؛ اما سؤال اصلی چیست؟
کنداکتور پاییزی سیما نشان میدهد تلویزیون برای دو مناسبت بزرگ مهر و دفاع مقدس، صرفاً به چند ویژهبرنامه مناسبتی بسنده نکرده و تقریباً همه ظرفیتهای خود را وارد میدان کرده است؛ از شبکههای عمومی تا تخصصی، از کودک و نوجوان تا مستند، سلامت، آموزش، قرآن و معارف.
اما ارزش این حجم از تولید و پخش در نهایت به یک مسئله بازمیگردد: آیا این برنامهها میتوانند میان مخاطب امروز و موضوعاتی که گاه برای او تاریخی یا تکراری به نظر میرسند، ارتباط تازهای ایجاد کنند؟
پاسخ را شاید نه در تعداد برنامهها، بلکه در جنس روایتها بتوان پیدا کرد.
اگر «مدرسه» فقط به زنگ و یونیفرم و بازگشایی محدود نشود و «دفاع مقدس» نیز فقط به تصاویر آرشیوی و روایتهای تکرارشونده خلاصه نشود، این دو مناسبت میتوانند به یکدیگر برسند؛ مدرسه به عنوان جایی برای ساختن آینده و دفاع مقدس به عنوان تجربهای تاریخی از مسئولیت، ایثار و دفاع از کشور.
در چنین قاببندی، سیمای پاییزی تلویزیون فقط از مهر و جنگ حرف نمیزند؛ از نسلی میگوید که باید گذشته را بشناسد، امروز را بفهمد و آینده را بسازد.
انتهای پیام/
