روایت، صداقت و امنیت؛ سهضلعی پرتنش رسانه در بحران
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سیدمحمدرضا مرندی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و مدیر گروه فقه سیاسی، در گفتوگو با تسنیم با تأکید بر نسبت میان مشروعیت سیاسی و روایت رسانهای در شرایط بحران، تصریح کرد: صداقت در نظام اسلامی به معنای «دروغ نگفتن» است، نه «گفتن همه واقعیتها»؛ چراکه انتشار برخی اطلاعات میتواند امنیت ملی را به خطر اندازد، اما در مقابل، تأخیر یا سکوت رسانهای نیز به تضعیف اعتماد عمومی منجر میشود.
وی با اشاره به تجربههای اطلاعرسانی در رخدادهای حساس افزود: رسانه رسمی باید «راوی اول» باشد؛ زیرا خلأ اولیه اطلاعرسانی بهسرعت توسط رسانههای معارض پر میشود و این امر میتواند ادراک عمومی را منحرف کند. به گفته او، در ذهن مخاطب عمومی تمایز میان «راست نگفتن» و «دروغ گفتن» روشن نیست و همین مسئله، سرمایه اجتماعی رسانه را تهدید میکند.
مرندی در تبیین الگوی مطلوب روایتسازی، بر ضرورت ایجاد تعادل میان «آزادی» و «امنیت» تأکید کرد و گفت: در هیچ نظام سیاسی، جریان آزاد اطلاعات بهصورت مطلق وجود ندارد؛ بلکه اطلاعات همواره مدیریت و هدایت میشود. این هدایت، نهتنها امری اجتنابناپذیر، بلکه لازمه حفظ ثبات اجتماعی است، بهویژه در شرایطی که همه مخاطبان توان تحلیل یکسانی ندارند.
این استاد دانشگاه با اشاره به چالش اعتماد رسانهای در میان نوجوانان خاطرنشان کرد: یکی از خطاهای رایج در سیاستگذاری رسانهای، «بیشبرآورد توان تحلیل مخاطب» است. انباشت گسترده اطلاعات متعارض و غیرتخصصی در فضای مجازی، بهجای افزایش آگاهی، موجب سردرگمی شناختی و حتی بحرانهای روانی در میان نسل جوان میشود.
وی در ادامه با نقد مبانی نظری لیبرالیسم در تحلیل رفتار انسان افزود: برخلاف نظریه انتخاب عقلایی، رفتار انسان صرفاً مبتنی بر عقل نیست، بلکه برآیند سه ساحت عقل، احساس و تمایل است. از این رو، رسانهها با تحریک هیجانات میتوانند جهتگیری رفتاری مخاطب را تغییر دهند، حتی در مواردی که دادههای عقلانی خلاف آن را نشان میدهد.

مرندی همچنین بر ضرورت «سطحبندی اطلاعرسانی» تأکید کرد و گفت: در سنت دینی نیز تأکید شده که باید با افراد متناسب با سطح فهم آنان سخن گفت. ارائه اطلاعات تخصصی به مخاطب غیرمتخصص، نهتنها مفید نیست بلکه میتواند به سوءبرداشت و بحران ادراکی منجر شود.
وی در تبیین کارکرد رسانه در شرایط بحران و جنگ تصریح کرد: رسانه صرفاً ابزار انتقال اطلاعات نیست، بلکه وظیفه «ایجاد انگیزش و بسیج اجتماعی» را نیز بر عهده دارد. این کارکرد از طریق عناصر خطابی، احساسی و هنری محقق میشود و در صورتی که مبتنی بر دروغ نباشد، نهتنها غیراخلاقی نیست بلکه بخشی ضروری از مدیریت اجتماعی در شرایط بحرانی است.
این پژوهشگر حوزه فقه سیاسی با رد ایده «بیطرفی مطلق رسانه» گفت: هیچ خبری کاملاً خنثی نیست و هیچ رسانهای فارغ از ارزشها عمل نمیکند. آنچه اهمیت دارد، «صداقت در روایت» است، نه حذف جهتگیریها. به باور او، ترکیب عقلانیت و حماسه در روایت رسانهای، شرط لازم برای پویایی اجتماعی است.
مرندی در ادامه بر نقش نخبگان، اعم از دینی و غیردینی، در تثبیت آرامش اجتماعی تأکید کرد و افزود: در شرایط بحران میتوان بر پایه اشتراکات انسانی و ملی، نوعی همگرایی اجتماعی ایجاد کرد. این همگرایی، حتی فراتر از مرزبندیهای ایدئولوژیک، میتواند به تقویت انسجام ملی کمک کند.
وی با اشاره به خطاهای راهبردی رسانه در مواجهه با نسل جوان تصریح کرد: تصور اینکه مخاطب جوان قادر به تحلیل همه مسائل است، نادرست است؛ چراکه در سنین جوانی، غلبه احساسات میتواند قدرت تحلیل عقلانی را کاهش دهد. از این رو، طراحی پیام رسانهای باید با در نظر گرفتن این واقعیت صورت گیرد.
مرندی در بخش پایانی با اشاره به جایگاه رسانه ملی گفت: صداوسیما نهادی فراتر از تقسیمبندی کلاسیک قوای سهگانه است و در ساختاری مرکب عمل میکند. به گفته او، برای ارتقای کارکرد این نهاد، سه اصل «تبیین دقیق و چندسطحی مسائل»، «سرعت در روایت» و «رعایت و تبیین خطوط قرمز» باید بهصورت جدی در دستور کار قرار گیرد؛ در غیر این صورت، رسانه نه در اقناع نخبگان موفق خواهد بود و نه در همراهسازی افکار عمومی. تأخیر یا سکوت رسانهای نیز به تضعیف اعتماد عمومی منجر میشود.
وی با اشاره به تجربههای اطلاعرسانی در رخدادهای حساس افزود: رسانه رسمی باید «راوی اول» باشد؛ زیرا خلأ اولیه اطلاعرسانی بهسرعت توسط رسانههای معارض پر میشود و این امر میتواند ادراک عمومی را منحرف کند. به گفته او، در ذهن مخاطب عمومی تمایز میان «راست نگفتن» و «دروغ گفتن» روشن نیست و همین مسئله، سرمایه اجتماعی رسانه را تهدید میکند.
مرندی در تبیین الگوی مطلوب روایتسازی، بر ضرورت ایجاد تعادل میان «آزادی» و «امنیت» تأکید کرد و گفت: در هیچ نظام سیاسی، جریان آزاد اطلاعات بهصورت مطلق وجود ندارد؛ بلکه اطلاعات همواره مدیریت و هدایت میشود. این هدایت، نهتنها امری اجتنابناپذیر، بلکه لازمه حفظ ثبات اجتماعی است، بهویژه در شرایطی که همه مخاطبان توان تحلیل یکسانی ندارند.
این استاد دانشگاه با اشاره به چالش اعتماد رسانهای در میان نوجوانان خاطرنشان کرد: یکی از خطاهای رایج در سیاستگذاری رسانهای، «بیشبرآورد توان تحلیل مخاطب» است. انباشت گسترده اطلاعات متعارض و غیرتخصصی در فضای مجازی، بهجای افزایش آگاهی، موجب سردرگمی شناختی و حتی بحرانهای روانی در میان نسل جوان میشود.
وی در ادامه با نقد مبانی نظری لیبرالیسم در تحلیل رفتار انسان افزود: برخلاف نظریه انتخاب عقلایی، رفتار انسان صرفاً مبتنی بر عقل نیست، بلکه برآیند سه ساحت عقل، احساس و تمایل است. از این رو، رسانهها با تحریک هیجانات میتوانند جهتگیری رفتاری مخاطب را تغییر دهند، حتی در مواردی که دادههای عقلانی خلاف آن را نشان میدهد.

مرندی همچنین بر ضرورت «سطحبندی اطلاعرسانی» تأکید کرد و گفت: در سنت دینی نیز تأکید شده که باید با افراد متناسب با سطح فهم آنان سخن گفت. ارائه اطلاعات تخصصی به مخاطب غیرمتخصص، نهتنها مفید نیست بلکه میتواند به سوءبرداشت و بحران ادراکی منجر شود.
وی در تبیین کارکرد رسانه در شرایط بحران و جنگ تصریح کرد: رسانه صرفاً ابزار انتقال اطلاعات نیست، بلکه وظیفه «ایجاد انگیزش و بسیج اجتماعی» را نیز بر عهده دارد. این کارکرد از طریق عناصر خطابی، احساسی و هنری محقق میشود و در صورتی که مبتنی بر دروغ نباشد، نهتنها غیراخلاقی نیست بلکه بخشی ضروری از مدیریت اجتماعی در شرایط بحرانی است.
این پژوهشگر حوزه فقه سیاسی با رد ایده «بیطرفی مطلق رسانه» گفت: هیچ خبری کاملاً خنثی نیست و هیچ رسانهای فارغ از ارزشها عمل نمیکند. آنچه اهمیت دارد، «صداقت در روایت» است، نه حذف جهتگیریها. به باور او، ترکیب عقلانیت و حماسه در روایت رسانهای، شرط لازم برای پویایی اجتماعی است.
مرندی در ادامه بر نقش نخبگان، اعم از دینی و غیردینی، در تثبیت آرامش اجتماعی تأکید کرد و افزود: در شرایط بحران میتوان بر پایه اشتراکات انسانی و ملی، نوعی همگرایی اجتماعی ایجاد کرد. این همگرایی، حتی فراتر از مرزبندیهای ایدئولوژیک، میتواند به تقویت انسجام ملی کمک کند.
وی با اشاره به خطاهای راهبردی رسانه در مواجهه با نسل جوان تصریح کرد: تصور اینکه مخاطب جوان قادر به تحلیل همه مسائل است، نادرست است؛ چراکه در سنین جوانی، غلبه احساسات میتواند قدرت تحلیل عقلانی را کاهش دهد. از این رو، طراحی پیام رسانهای باید با در نظر گرفتن این واقعیت صورت گیرد.
مرندی در بخش پایانی با اشاره به جایگاه رسانه ملی گفت: صداوسیما نهادی فراتر از تقسیمبندی کلاسیک قوای سهگانه است و در ساختاری مرکب عمل میکند. به گفته او، برای ارتقای کارکرد این نهاد، سه اصل «تبیین دقیق و چندسطحی مسائل»، «سرعت در روایت» و «رعایت و تبیین خطوط قرمز» باید بهصورت جدی در دستور کار قرار گیرد؛ در غیر این صورت، رسانه نه در اقناع نخبگان موفق خواهد بود و نه در همراهسازی افکار عمومی.
انتهای پیام/
