» فرهنگ و تاریخ باستان » زائر بارانی‌ام، آقا به دادم می‌رسی؟
زائر بارانی‌ام، آقا به دادم می‌رسی؟

زائر بارانی‌ام، آقا به دادم می‌رسی؟

اردیبهشت ۱۰, ۱۴۰۵ 106

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، همزمان با فرارسیدن میلاد مبارک ثامن الحجج، حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)، جمعی از شاعران کشور با انتشار تازه‌ترین سروده‌های خود، ارادت خود را به محضر امام رئوف نشان دادند. 

تعدادی از این سروده‌ها را می‌توانید در ادامه بخوانید:

مرتضی طوسی

پیشکش به محضرحضرت سلطان

اَبالحَسَن عَلیِ اِبنِ مُوسَی‌الرِّضا عَلیهِ آلافِ التَّحیَةِ و الثَّناء

گفتم ضمانتم کنی و دعوتم کنی

یک گوشه از حریم شما مامنم شود

قبرم بهشت می‌شود از معجزات تو

پایین پای زائر اگر مدفنم شود

دور از توام، خیال من اما کبوتری است

هر صبح در سرای شما سیر می‌کند

یک گوشه چشم،‌عاقبت شاعر تو را

مانند دعبل بن علی، خیر می‌کند

تنها نه من، که عاشق این آستانه‌ام

عالم دخیل پنجره فولاد می‌شود

بی خانمان اگر به غلامی کنی قبول

علم الیقین که خانه‌اش آباد می‌شود

گفتم مریض دارم و از تو شفا رسید

گفتم که خسته‌ام دلم از تو جلا گرفت

هرکس به هر مقام رسید از شما رسید

هر کس گرفت چیزی اگر، از شما گرفت

آهولرین ضمانتی بیر ایش دئیل سیزه

سیز ضامن اولساز آتش دوزخ خموش اولار

خوش دور سیزین مدیحیزی سعدی‌زمان دیه

سادات مدحی بللی دور عشاقه نوش اولار

“سن مظهر جمال خدای عطوف‌سان

کشاف هم و غم و کروب و لهوف‌سان

معروف سان بو اسمه امام رئوف‌سان

جانلار فدا عطوفتیوه یا ابالحسن”

از مروه‌ی قم آمده‌ام تا صفای تو

با سعی آمدم که شوم باز زائرت

وئررم قسم جوان بالاوا ائتمه ناامید

من نائب الزیاره‌‌ام از سمت خواهرت

هرچند قسمتش نشد آقا، زیارتت

اما هزار شکر اسیر عدو نشد

جسم تورا بدون کفن بر زمین ندید

با قاتل تو شکر خدا رو به رو نشد

چون داغ دیده زینب مضطر به کربلا

می‌‌گفت روی نعش برادر به حال زار

گوز یاشیمی یارالاریوا مرهم ایلرم

عالم بوله کی هر یارانین بیر دواسی وار

***

سلاح امام رضا(ع) در مناظره با مسیحیان و یهودیان چه بود؟

 

لیلا حسین‌نیا 

سر شوریده را کجا ببرم؟ به کجا غیر آستان شما

من به غیر از شما کسی دارم؟ نه! ندارم قسم به جان شما

ای امام رئوف می‌بینی؟! زیر ایوان طلا نشسته زنی

که بریده است از همه عالم که دویده است در امان شما

کاشکی تکه مرمری بودم روی دیوار صحن آزادی

یا نه فرشی که پهن خواهد شد زیر پاهای میهمان شما

آه معیار زندگانی من! با تو سنجیده می‌شود همه چیز

دشمنم با هرآن که دشمن توست، مهربانم به دوستان شما

صحن‌ها غلغله است در هر سو اشک‌ها روی گونه می‌لغزند

قطره‌هایی که راه افتادند رو به دریای بی‌کران شما

لهجه‌ها، رنگ‌ها، آدم‌ها… همه در سایه‌ات یکی شده‌اند

قوم و خویش‌اند زائران حرم، هم‌زبانند هم زبان شما

می‌روم از حرم ولی به کجا؟ ای انیس‌النفوس! ای همراه!

هرکجای جهان حوالی توست، بر سرم سقف آسمان شما

شاعرم، ایستاده بر درگاه، دفتر شعر روی دستانم

وه! چه رویای دور شیرینی است که به گوشم رسد ” بخوانِ” شما!

***

نجمه پورملکی

وقت تحویل کشیکِ خادمان مردم است

لحظه تعویض گل بر آستان مردم است

صبح خدمت می‌رسد پیش از طلوع آفتاب

مژده نقاره‌ها یعنی زمان مردم است

شصت شب بین غبار جنگ و میدان بوده‌اند

وقت عطرافشانی این روح و جان مردم است

آه آن جاروی پرطاووس فرّاشان کجاست؟

صحن جمهوری ایران میزبان مردم است

شمعدان لاله تک شعله را روشن کنید

صحن حُفّاظِ حرم از قاریان مردم است

ای کبوترهای مینابی شما هم دعوتید

دورتادور حرم عکس جوان مردم است

جبرئیل اینجا اگر چاووش‌خوانی می‌کند

روضه رضوان خودش چاووش‌خوان مردم است

بهترین کار جهان را در خیابان بنگرید

استقامت،رستگاری در اذان مردم است

نذر خون و نذر گندم، نذر غیرت می‌کنند

یا زیارت یا شهادت ،امتحان مردم است

سیدابراهیم ! روحت شاد در دارالسلام

هر شهید خدمتی از دوستان مردم است

در ضریح و محضر یار خراسانی خویش

قائد امت ،شهید دیده بان مردم است

می‌نشینم چون کبوتر دور سقاخانه‌ها

آب سقاخانه از اشک روان مردم است 

با شهیدان وطن تجدید بیعت می کند 

این زیارت نامه‌ای که از زبان مردم است

کشور ایران حرم بود و حرم تر شد، هنوز

حاج قاسم قهرمان داستان مردم است

 این چراغانی به پاس روزهای همدلی

این حماسه، انتقام از دشمنان مردم است

بارها تعویض شد با رنگ خونخواهی عشق

پرچمی که در خیابان میهمان مردم است

این طرف باب الجواد و آن طرف باب الرضاست

هر خیابان بعد از این جنت مکان مردم است

در زمان تلخ کامی چای شیرین می خورند

چایخانه بهترین جای جهان مردم است

کفشداری‌های صحن انقلاب از هر طرف

دسته دسته ازدحام کاروان مردم است!

هر یک از فوّاره و آئینه‌کاری‌های صحن

موضع شفافیت در آسمان مردم است

ساعت صحن ولایت هم طنین‌انداز شد

وقت هم پیمان شدن با آرمان مردم است

در میان ” ای صفای قلب زارم” هرشبی

نام سیدمجتبی ورد زبان مردم است

***

ناصر دوستی

دوست دارد دلم این لحظه روحانی را 

وقت شب جلوه این صحن چراغانی را

دوست دارد دلم این حوض پُر از مستی را

و سپس کُنج حرم خَلسه طولانی را

از صَبوحِ حرمِ قُدس سَحر سُبحه به دست

صُبح سر می‌کشد این باده سُبحانی را 

ماه می‌گردد از این صحن به آن صحن حرم

کرده او پیشه خود آینه‌گَردانی را 

زائری دربه در و سائل و حاجتمندم

می‌سپارم به حرم حاجت پنهانی را

حاجتی دارم و دستم به ضریح تو دخیل،

گفته‌ام پای ضریح آنچه که می‌دانی را

بین جمعیّتِ در حالِ طوافت خوش نیست

بشنوی از دل من شرح پریشانی را

حرمت قبله حاجات دلِ زائرهاست

می‌سپارم به حرم این دل طوفانی را

حاجت دلشده را داده‌ای، آورده به توس

او به همراه خودش نذری قربانی را 

خبر بخشش و آزادی خود را آورد

داده‌ای در حرمت حاجت زندانی را 

اشک شوق است که از چشمه چشمم جاری است

بلدم در حرم آداب مسلمانی را 

کوله‌ام پُر شده از عطر زیارتنامه

کرده این رایحه سرمست نگهبانی را

پای حرفِ دلِ این مور نشستی در صحن

نازم آن سایه الطاف سُلیمانی را

زائران حرمت بر سر خوانت جمع‌اند

پهن کردی به حرم سُفره ی مهمانی را

دوست دارد دلم این گَردش خادم‌ها را 

پَر به دوشان حرم، عطر و گُل افشانی را

در میان درجات همه خادم‌ها 

دوست دارد دل من رُتبه دَربانی را

دوست دارد دل من مثل کبوتر باشد 

تا طوافی کند این گُنبد سلطانی را 

صحن در صحن، حرم، پنجره پولاد و ضریح 

بُرده هردم دل هر شاعر ایرانی را 

یک شبی در حرمت بال درآورد از شوق

تو پذیرفته ای این طفل دبستانی را 

نان این شاعر درباری تو آجر نیست

سفره‌اش از کرمت دیده فراوانی را 

انقلاب تو چه صحنی است دگرگونم کرد

در دلم ساخته‌ای این همه ویرانی را 

چنته پنجره پولاد پُر از اعجاز است 

بر دلم باز دمیده دمِ رحمانی را 

عشق هر آینه سر پیش تو خم خواهد کرد

دیده در این حرمت لحظه حیرانی را 

شعرخوانی به حرم لذّت دیگر دارد

بپذیر این غزل «شاعر زنجانی» را

واژه در واژه مَلک برده به سمت ملکوت

انعکاس غزل «زائرِ بارانی» را…

“زائر بارانی‌ام آقا به دادم می رسی “

انتهای پیام/

 

 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×