زندگی را به کنکور گره نزنید
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جامجم نوشت: آنطور که رئیس سازمان سنجش گفت، نتایج اولیه کنکور اواخر شهریور اعلام میشود و فرصتی یک هفتهای برای انتخاب رشته در نظر گرفته خواهد شد. محمدی تاکید کرد که تلاش میشود نتایج نهایی نیز نیمه دوم آبان ماه اعلام شود و به این شکل دانشگاهها و موسسات آموزش عالی نیمسال اول و دوم را خواهند داشت. وزیر علوم نیز در این باره گفت پذیرش کنکوریها به مهرماه نمیرسد و آغاز سال تحصیلی برای نوورودها آبان خواهد بود. این آزمون البته با حاشیههایی نیز روبهرو بود برای نمونه در یکی از حوزههای امتحانی خوزستان حدود ۳۰ دقیقه قطعی برق رخ داد و به همین دلیل به داوطلبان ۳۰ دقیقه پس از برقراری دوباره برق وقت داده شد. درباره رکوردداران سن و سال این آزمون نیز باید گفت پیرترین آنها ۸۵ ساله و اهل استان کرمانشاه بود و و دو داوطلب ۱۲ سال نیز کم سن و سالترین داوطلبان بودند.
کنکوری دشواتر از همیشه
کنکور همیشه دشوار بوده است؛ برای کنکوریهای سال ۱۴۰۵، دشوارتر! چرا که درست در روزهایی که اولویت ذهنی داوطلبان باید مرور مطالب و جمعبندی نهایی دروس باشد، جنگی به کشور تحمیل شد که ترکشهایش با گذشت پنج ماه از سال ۱۴۰۵، همچنان زندگی خانوادههای ایرانی را هدف قرار داده است. با این حال پس از بسته شدن پرونده کنکور، داوطلبان در انتظار نتایجی هستند که تصور میکنند رقم زننده قطعی آینده آنها است، اما این باور اشتباه است، زیرا کنکور فقط بخشی کوچک از یک مسیر پرپیچوخم و طولانی است.
کنکور، تنها یکی از راههای موفقیت در آینده بهشمار میرود؛ این گزارهای است که تقریبا تمام مشاوران تحصیلی بر سر آن توافق دارند. در واقع کنکور سازوکاری است که قرار بوده تنها یکی از مسیرهای بیپایان رشد و دستیابی به هدف باشد، اما حالا در جامعه ما به هیولایی تبدیل شده که تمام اعتبار و هوش و دانایی و مهارت یک انسان را در گرو نتیجه چند ساعت آزمون میبیند، اما چرا این آزمون، با وجود تغییرات چشمگیر در نظام آموزشی و سبک زندگی افراد جامعه، همچنان در ذهن جمعی ما جایگاه ویژهای دارد؟
دکتر علیرضا شریفییزدی، روانشناس اجتماعی در پاسخ به این سؤال به جام جم میگوید: ما در تله حافظه تاریخیمان گرفتار شدهایم، ریشه این اضطراب فراگیر را باید در سالهای دور جستوجو کرد؛ زیرا آنسالها دانشگاه، دستنیافتنیتر از حالا بود؛ آنقدر که بعضا به ازای هر ۸۳ داوطلب، تنها یک نفر موفق به ورود به دانشگاه میشد؛ همان دورانی که کنکور به دلیل غربالگری بیرحمانهاش، واقعا تعیینکننده سرنوشت جوانها بود. شریفییزدی تأکید میکند که آن منطق دیروز، امروز هیچ توجیه عقلانی ندارد؛ چرا که در حال حاضر، تعداد صندلیهای دانشگاهی نهتنها کافی، بلکه حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بیشتر از تعداد داوطلبان است، اما با این حال، چراغ این اضطراب کاذب همچنان روشن مانده است. او ادامه میدهد: کنکور امروز به صنعتی بسیار پرسود تبدیل شده که گردش مالی کلانی را برای مؤسسات آموزشی، مدارس غیرانتفاعی و کلاسهای کنکور و… به همراه دارد. جریانی که نوعی نگرانی در دل خانوادهها و دانشآموزان میکارد و به این توهم دامن میزند که کنکور همه زندگی است.
کنکور یکی از هزاران راه
بدون تردید، موفقیت در آزمون کنکور میتواند مسیر شغلی افراد را به سمت جایگاههای مناسبی سوق دهد، اما این تنها یکی از هزاران مسیر برای رسیدن به موفقیت است. شریفییزدی، روانشناس اجتماعی با نگاهی واقعگرایانه به ابعاد مختلف این بحران، معتقد است که نباید از واقعیت اقتصادی کشور غافل شد؛ چرا که در شرایط فعلی، تحصیل در بسیاری از رشتهها، تأثیر چندانی بر ارتقای سطح معیشت و زندگی آینده افراد ندارد و در واقع، اهمیت بسیاری از آنها، بیش از آنکه ریشه در کارآمدی علمی و درآمدی داشته باشد، از تبیلغات گسترده ناشیمیشود.
او عنوان میکند: «یکی از بزرگترین خطاهای خانوادهها و جوانان، این باور غلط است که کسب مهارت، صرفا در دانشگاه رخمیدهد.» شریفی یزدی با بیان اینکه مفهوم موفقیت نیاز به بازتعریف دارد تا بتوان از بسترهای جایگزین هم بهره گرفت، میگوید: «مراکز آموزش فنی و حرفهای در سراسر کشور، پتانسیلهای عظیمی را برای کسب مهارتهای تخصصی و به دستآوردن مشاغلی با درآمد مناسب فراهمکردهاند. در واقع، لازم است این باور را در ذهنمان پرورش بدهیم که بهجایگیر افتادن در تله مسیرهای سنتی و همیشگی، میشود با بهرهگیری از روشهای متنوع، مسیرهای متفاوت و درخشانی را برای شکوفایی در زندگی حرفهای و اقتصادی پیشروی خود و فرزندمان قرار دهیم.»
کنکور معیار مناسبی نیست
واقعیت این است که دغدغه آینده فرزند، بخش جداییناپذیر از نهاد خانواده است؛ به همین دلیل انتظار اینکه والدین پس از خروج فرزندشان از جلسه کنکور، درباره کیفیت آزمون پرسوجو نکنند، انتظاری غیرواقعبینانه است، اما نکته کلیدی در نوع بیان این پرسش در لحظات اول و ادامه برخورد با نوجوان، در روزهای پس از کنکور است. او عنوان میکند: «خانوادهها بیشتر از هر چیز، باید خودشان به این باور رسیده باشند که کنکور، نه معیار سنجش ارزشمندی فرزند است و نه سدی برای مهر و حمایت از نوجوان. پس چه بهتر که خانوادهها به شکلی هنرمندانه این پیام را به فرزندشان برسانند که تلاش تو برای ما ستودنی است، اما نتیجه کنکور، نه نشاندهنده همه تواناییهایی تو است و نه تغییری در جایگاه تو در قلب ما ایجاد میکند.»
با این حال، شریفییزدی برای خانوادهها، یک پیشنهاد تخصصی دارد: «بهرهگیری از مشاوره برای نوجوان! استفاده از این روش میتواند بسیار برای حال نوجوانان بعد از کنکور، بسیار کمککننده باشد؛ آنقدر کهفرد بتواند پیش از اعلام نتایج، با تمام احتمالات ممکن مواجه شود، از شوک احتمالی شکست فاصله بگیرد و تابآوری خود را برای عبور از هر شرایطی تقویت کند.» پیشنهادی که میتواند با همراهی مسئولان، بیشتر در دسترس باشد و همه نوجوانها و خانوادههایشان، با هر نوع تمکن مالی، از آن بهرهمند شوند. او میافزاید: «حمایت روانی برای نسل کنکوری امروز که علاوه بر استرس تحصیلی، فشار روانی اتفاقات ماههای اخیر و وضعیت فعلی جامعه را هم تحمل کرده است، نه یک گزینه جانبی بلکه ضرورتی برای حفظ سلامت روان در آستانه جوانیاست.»
آینده روشن است
اغراق نیست اگر بگوییم آمار نگرانکننده افسردگی و آسیبهای روانشناختی در میان جوانان، واقعیتی است که پس از اعلام نتایج کنکور، نمود بیرونی بیشتری دارد. دکتر علیرضا شریفییزدی با تأکید بر ضرورت غربالگری زودهنگام نوجوانان آسیبپذیر توسط خانوادهها، هشدار میدهد که شناسایی علائم خطر در نوجوانانی که تابآوری کمتری دارند، حیاتی است؛ چرا که رفتارهای هشداردهنده میتواند پیامدهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد، اما در این میان، نباید از تزریق اضطرابی که توسط خانوادهها به فرزندان منتقل میشود، غافلشویم.
او دراینباره توضیح میدهد: «بسیاری از خانوادهها در حالی که هزینههای هنگفتی را صرف کلاسها و آموزشهای جانبی میکنند، ناخواسته باری از جنس اضطراب را بر شانههای فرزندشان میگذارند. آنقدر که در بسیاری از موارد، دغدغه اصلی بسیاری از نوجوانان، بیشتر از آنکه شکست در آزمون باشد، ترس از قضاوت والدین، فامیل و پدیده ویرانگر مقایسه است.» بنابراین والدین پیش از هر اقدامی برای فرزندانشان، باید بر مدیریت اضطراب خودشان، تمرکز کنند. به این شکل پس از آزمون، بهترین رویکرد، فاصله گرفتن از فضای رقابتی و سوق دادن نوجوان به سمت فعالیتهای ترمیمکننده مثل سفر و تفریح است. در نهایت، خانوادهها باید به این درک واقعبینانه برسند که پذیرش رتبه در هر سطحی و برنامهریزی برای مسیر پیشرو، نه یک شکست که آغاز فصلی نو برای رشد فردی است.
