» فرهنگ و تاریخ باستان » «غرش شیران» یا هیاهوی بوزینگان؟ / مسخ شدگان تاریخ
«غرش شیران» یا هیاهوی بوزینگان؟ / مسخ شدگان تاریخ

«غرش شیران» یا هیاهوی بوزینگان؟ / مسخ شدگان تاریخ

فروردین ۲۶, ۱۴۰۵ 1012

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، رژیم کودک‌کش و خونخوار صهیونیستی که حدود دو سال است که بیش از گذشته افسار پاره کرده و به جان ملت‌های مظلوم منطقه افتاده، این بار که به خاک سرزمین‌مان یورش آورده، نام عملیات خود را «غرش شیران» می‌گذارد؛ انگار که در اوج شکوه و قدرت ایستاده‌اند و جهان باید از صلابتشان بلرزد. اما مشکل آنجاست که این عنوان‌های پرطمطراق، بیشتر شبیه رعد بی‌باران‌اند؛ پرصدا، ولی بی‌اثر. آنها چنان غرق در انتخاب نام‌های پرجلوه‌اند که فراموش می‌کنند در نهایت، حقیقتِ رفتار است که داوری می‌کند، نه شعارها و لقب‌ها.

اینها همان‌ها هستند که به دلیل تمردّشان از دستورات پیامبرشان موسای نبی، خداوند با ذلت و خواری آنها را به بوزینه تبدیل کرد، آنجا که فرمود «فَقُلْنٰا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِینَ»؛ یعنی به آنها گفتیم بوزینه باشید و این ذلت بر پیشانی‌شان تا ابد ماند. اگر همان بوزینگان، با تمام آشفتگی رفتارشان، هنوز در توهم شیر بودن به سر ببرند، تنها مضحکه‌ بودنِ نمایششان بیشتر می‌شود. توهم هیبت، هیبتی نمی‌آورد؛ فقط فاصله ادعا و واقعیت را عریان‌تر می‌کند. ادای شیر بودن شاید چند لحظه صدا بسازد، اما حقیقت همیشه از پشت نقاب بیرون می‌زند.

کدامیک از بنی اسرائیل «مسخ» و تبدیل به میمون شدند؟

وقتی کمی دقیق‌تر نگاه می‌کنی، درمی‌یابی این «غرش»‌ها بیشتر شبیه سروصداهایی شبیه همان میمون‌هاست؛ هیاهویی که بیشتر برای فریب گوش‌هاست تا نمایش قدرت. رفتارشان نه استواری یک شیر که بی‌نظمی و پریشان‌کاری بوزینگانی شباهت دارد که تنها ظاهر قضیه برایشان مهم است. در این میان، هیچ نشانی از خرد، وقار یا شجاعت دیده نمی‌شود.

شیر اگر غرش می‌کند، از قدرت واقعی‌اش برمی‌آید؛ از تسلط بر قلمرو، از نظم، از شکوه. اما اینان که چنین نام‌های بزرگی برای سبوعیت‌شان انتخاب کرده‌اند، در عمل جز تقلایی شتاب‌زده و کودکانه ارائه نمی‌دهند. آنها می‌خواهند بزرگی را با صدا به دست آورند، نه با کردار و همین ناکجاآباد ادعای آنان را آشکار می‌کند. 

با هر قدمی که می‌زنند، تناقض میان ادعایشان و عملشان بیشتر نمایان می‌شود. نامی که انتخاب کرده‌اند برازنده صحنه‌ای حماسی است، اما نتیجه کارشان شبیه نمایش بی‌سامان بوزینگان است که بیشتر خنده می‌آورد تا هیبت. و این طنز تلخ، نه از نگاه منتقدان که از فاصله میان گفتار و کردارشان زاده می‌شود.

پس تاریخ را نمی‌شود تغییر داد و حافظۀ تاریخی هم نمی‌توان از صفحات آن پاک کرد. تاریخ همیشه بی‌رحمانه حقیقت را آشکار می‌کند. هرکس اگر شیر است، نیازی به فریاد ندارد؛ سایه‌اش کفایت می‌کند و هرکس اگر بوزینه است، هر اندازه هم که فریاد بکشد، باز همان خواهد ماند. به همین دلیل است که این «غرش»های پرطمطراق، دیر یا زود فرو می‌نشینند و ماهیت اصلی‌شان برملا می‌شود؛ هیاهوی بوزینگان، نه غرش شیران.

انتهای پیام/ 

 
 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×